آثار و پیامد‌های ولایت‌‌مداری

06:43 - 1400/05/03

ولایت‌مداری در دین مبین اسلام یکی از ارکان اصلی و جزو آموزه‌های اساسی آن است. آموزه‌های اسلامی، زمانی در معنای حقیقی خود قرار می‌گیرند که در چارچوب و محور ولایت تحقق یابند.

آثار و پیامد‌های ولایت‌‌مداری

ولایت‌مداری آن‌قدر اهمیت دارد، که خداوند متعال آن را شرط ورود به بهشت قرار داده است یعنی تا این ویزا و شرط تردد به همراه ما نباشد تمامی اعمال مردود خواهد بود. ازاین‌رو قبولی اعمال در گرو عشق به ولایت و نزدیک بودن به آن است و هرچقدر انسان در زندگی و در مسیر ولایت استوارتر باشد، بهره‌مندی از چشمه‌های معنوی در دنیا و آخرت بیشتر خواهد بود.

از جمله مباحث مهمی که نیاز به بررسی های دقیق دارد و پرداختن به آن، نیاز روز جامعه است، بحث ولایت‌مداری است. نباید ولایت‌مداری را در محبت و دوست داشتن خلاصه کرد که در این صورت کارایی خود را از دست خواهد داد. در قرآن کریم بارها اشاره شده است که انسان در مواجهه با خطر وقتی از تمام اسباب قطع امید می‌کند، خالصانه خدا را می‌خواند و به این نقطه می‌رسد که در زمین یک قدرت و نصرت وجود دارد که او را از عمق جان صدا می‌زند و می‌فهمد که ولایت حقّ، مخصوص خداوند متعال است: «هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ؛ در آنجا ثابت شد که ولایت (و قدرت) از آن خداوند بر حق است!
در اینجا ما صحبت از ولایتی می‌کنیم که در طول ولایت خدا قرار دارد. در حدیثی از امام باقر علیه السلام چنین نقل شده است: «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ.[1] اسلام بر پنج پایه استوار گردیده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت. آنچنان‌ که کسی به ولایت فراخوانده شده، به هیچ چیز دیگری فراخوانده نشده است.
در این نوشتار کوتاه تلاش داریم به بخشی از آثار و پیامد‌های ولایت‌‌مداری اشاره نماییم.

آثار و پیامد‌های ولایت‌‌مداری

شرط ورود به بهشت، آوردن ویزای ولایت
راه افتادن در مسیر عبودیت و بندگی و قرارگرفتن در مسیر صراط مستقیم انسانیت بدون دلیل و راهنما امکان‌پذیر نیست. باید علمداران و خط شکنان این طریق را به کمک گرفت. در روایتى آمده است: «إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَماً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ لَيْسَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَهُ عَلَمٌ غَيْرُهُ فَمَنْ تَبِعَهُ كَانَ مُؤْمِناً؛ خداوند على علیه السلام را پرچم هدایتى بین خود و آفریدگانش قرار داده است، پس هر کس او را با این ویژگى بشناسد و بدان ملتزم باشد مؤمن است؛ وَ مَنْ جَحَدَهُ كَانَ كَافِراً وَ مَنْ شَكَّ فِيهِ كَانَ مُشْرِكاً؛ و هر کس که انکارش کند کافر است و هر کس دیگرى را در این جایگاه ببیند مشرک است؛ وَ مَنْ جَاءَ بِوَلاَيَتِهِ دَخَلَ اَلْجَنَّةَ، وَ مَنْ أَنْكَرَهَا دَخَلَ اَلنَّارَ؛[2] و هر کس ولایت او را همراه خود بیاورد داخل بهشت می‌شود و هرکس منکر ولایت او باشد داخل جهنم می‌شود.» در این روایت شرط ورود به بهشت همراه داشتن ویزای ولایت است که باید با اعتقاد سالم آورده شود و به شرک آلوده نشود یعنی نباید غیر علی بن ابی‌طالب و ائمه‌‌ی طاهرین را به خلافت و جانشینی انتخاب کرد.

مردود بودن اعمال هفتاد پیغمبر!
 شرط سالم رسیدن به مقصد، حرکت کردن در زیر لوای خاندان فضیلت و کرامت علیهم السلام خواهد بود و گرنه هیچ تضمینی برای رسیدن به مقصد در کار نخواهد بود. در روایت دیگری پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: «قسم به آن کس که جان محمد در دست اوست، اگر بنده‌ای در روز قیامت عمل هفتاد پیغمبر را بیاورد، خداوند از او نپذیرد تا خدا را به ولایت من و اهل بیتم دیدار کند.»[3]

امامان نور، پیشوایان هدایت
شناخت امام و جایگاه ولایت، آن‌قدر اهمیت و جایگاه ویژه‌ای دارد که در صورت عدم شناخت و عدم قبول آن، مرگ انسان را تبدیل به مرگ جاهلیت خواهد کرد: «مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیةٌ؛[4] هر فردی که بمیرد در حالی که امامی نداشته باشد، مرگش، مرگ جاهلی است.» چرا که فردای قیامت هر انسانی پشت سر امام خود حرکت خواهد کرد: « يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ؛[5](به یاد آورید) روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان می‌خوانیم!» کسانی که امام نور را برای خود انتخاب می‌کنند و دنباله‌رو پیشوایان الهی باشند و خود را به کشتی هدایت برسانند، قطعاً نجات خواهد یافت: «الْفُلْكِ الْجَارِيَةِ فِي اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَهَا؛ (کسانی که) کشتی روان در گرداب های خطرناک [می باشند] آنان کشتى دریاى معرفتند و روان در اعماق آن دریا، هر کس بر آن کشتى در آید از غرق ایمن است؛ وَيَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا؛ وهر کس در نیاید، به دریاى هلاکت غرق خواهد شد؛ و کسانی که بخواهند زودتر از امام دست به کار شوند و اقدام کنند از دین خارج خواهند شد؛ الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ؛ آن کس که از ایشان جلو افتاد، از دین جدا شود؛ و اگرعقب‌تر از امام خود راه بیفتند هلاکت در کمین آنان خواهد بود؛ وَالْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ؛ و آن کس که از ایشان عقب افتاد، نابود است؛ و تنها در صورت همگام و همراه بودن با امام خود، به ساحل نجات خواهند رسید؛ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِقٌ؛[6] و کسی که همراه آنان شد [به منزل مقصود] رسید.»

امیرالمؤمنین علی علیه السلام پرچمدار هدایت
علی علیه السلام تجلی‌گاه اسلام ناب محمدی و قرآن است. اگر کسی بخواهد تمام اسلام را در یک انسان ببیند و مجسم کند باید در کلاس معرفتی امیرالمؤمنین علی علیه السلام یک دوره شاگردی کند تا بتواند از زوایای مختلف به کنه وجودی او پی ببرد. کار ایشان نورافشانی و نورپراکنی است و با این کار، راه مستقیم را از چاه ظلمت به امت نشان می‌دهد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: همانا خداوند عزّ و جلّ درباره على بن ابى طالب به من سفارشى فرمود. عرضه داشتم پروردگارا آن را برايم روشن فرما. خداوند متعال فرمود: «اِسمَعْ! إنَّ عَلِیاً رایهُ الهُدی وَ اِمامُ اُولیائِی وَ نُورُ مَنْ اَطاعَنِی؛ گوش کن (ای حبیب من) همانا علی پرچم‌دارهدایت است و امام و پیشوای دوستان من و نور هرکسی که من را اطاعت می‌کند؛ وَ هُوَ الکلِمَهُ الَّتِی اَلزَمتُهَا المُتَّقینْ؛ علی کلمه‌ای است که او را ملازم هر انسان متقی قرار دادم؛ مَنْ اَحَبَّهُ فَقَدْ اَحَبَّنِی، وَ مَنْ اَطاعَهُ فَقَدْ اَطاعَنِی؛[7] هر که علی را دوست بدارد من خدا را دوست داشته است و هر که ایشان را اطاعت کند من را اطاعت کرده است.»

پی نوشت:
[1]. الکافی ج 2، ص 18 باب دعائم الإسلام.
[2]. کلیات حدیث قدسی  ج1 ص452 .
[3]. امالی مفید، ص115.
[4]. الاقبال بالاعمال الحسنه، ج2، ص252.
[5]. سوره اسراء: آیه 71.
[6].مصباح المتهجد ،شیخ طوسی ص828 .
[7]. تاريخ دمشق ، ج42ص 291.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.