شهادت امام حسن-ع ارسال رصد

آیا حربن یزید ریاحی شیعه بود و اگر نبود کی شیعه شد؟

12:38 - 1400/05/05

در هر صورت حر بن یزید ریاحی در کربلا به امام پیوست و جزو بهترین شیعیان علی علیه السلام و حسین بن علی ع گردید. مقام حر بسیار بالا است .چه مقامی بالاتر از مقام شهدای کربلا؟!

پیروان هر مکتبى، بهترین گواه بر اصالت و ژرفا و توان سازندگى هدایت آن مکتب است. خاندان و یاران امام حسین(ع) در میدان وفا، ارادت، عشق و فداکارى، گوى سبقت را از همه ربودند. آنان در آسمان فضیلت و عظمت چنان درخشیدند که روشنى بخش زندگى انسان ها گردیدند و نام پاک آنها زینت بخش محفل آزادگان و پاکان گردید. در معرفى و بیان بزرگى و کمال آنان سخن مولاى آنها در عصر تاسوعا کافى است که فرمود: «اما بعد، فانى لااعلم اصحابا أوفى و لاخیرا من اصحابى و لا اهل بیتى أبر و أوصل من اهل بیتى، جزاکم الله عنى خیرا»؛ «بعد از حمد و ستایش الهى مى گویم: بى تردید من یارانى باوفاتر و بهتر از یاران خود و خاندانى نیکوکارتر و مهربان تر از خاندان خود سراغ ندارم. خداوند از طرف من به شما پاداش نیکو مى دهد.بحارالانوار: ج 44، باب 35؛ در زیارتى درباره یاران امام حسین(ع) چنین مى خوانیم: «أنتم سادت الشهداء فى الدنیاو الاخرة»؛ «شما در دنیا و آخرت بزرگ و سرور شهیدان هستید».کامل الزیارات، باب 79، ص 196. در قسمتى از زیارتى که از حضرت صادق نقل شده، آمده است: «أنتم خاصة الله اختصّکم الله لابى عبد الله»؛ «شما خاصان درگاه الهى هستید. خداوند شما را ویژه ابا عبد الله قرار داد».همان، ص 242 از زیارت 18. تعبیر بلند و ژرف «خاصة الله» در مورد یاران سید الشهدا(ع) بیانگر منزلت رفیع مقام والاى آنان است. مطالعه زندگى یاران شهید پاکباخته اباعبد الله(ع) نشان مى دهد که با وجود عاقبت نیک و پایان خوش زندگى آنها - که با بالاترین عظمت و افتخار همراه بود - در آغاز نهضت امام(ع) از نظر دلدادگى و ارادت و همراهى با امام حسین(ع) وضع یکسانى نداشت.
چون بررسى این جنبه از زندگى یاران امام(ع) در بر دارنده نکاتى سودمند و پیام هایى سازنده است، به اختصار زندگى حر بن یزید ریاحی را از باب نمونه ورق مى زنیم تا در راه پر پیچ و خم زندگى از آن بهره مند گردیم:
حرّ بن یزید ریاحى:
کاروان امام حسین، پس از پشت سر گذاشتن چندین منزل به «شراف» وارد گردید. پس از ورود آن حضرت، حرّبن یزید نیز با تعداد بسیارى مرد جنگى، - که مأموریت جلوگیرى از امام(ع) را داشت بر امام(ع) وارد شد، چون آن امام مهربان شدت عطش و تشنگى همراه با خستگى و سنگینى سلاح و گردو غبار راه را در سپاه حر مشاهده کرده به یاران خویش دستور داد که آنها و اسب هاى شان را سیراب سازند و طبق معمول بر آن مرکب هاى از راه رسیده آب بپاشند. یاران آن حضرت(ع) نیز طبق دستور آن حضرت عمل نموده؛ از یک طرف افراد را سیراب مى کردند و از طرف دیگر ظرف ها را پر از آب نموده، جلوى اسب هاى مى گذاشتد. یکى از سپاهیان حر مى گوید: من در اثر تشنگى و خستگى شدید، پس از همه لشگر و پشت سر آنها به محل اردوى سپاه وارد شدم. چون یاران حسین(ع) سرگرم سیراب نمودن لشکریان بودند، کسى به من توجهى نکرد. در این هنگام حسین بن على(ع) متوجه من شد و در حالى که مشک آبى با خود حمل مى کرد، خود را به من رسانید.
چون من در اثر تشنگى زیاد و بى حالى نمى توانستم به راحتى از اشک آب بنوشم، خود آن حضرت(ع) مشک را به دست گرفت و مرا سیراب کرد. پس از این محبت و پذیرایى و استراحت مختصر، وقت نماز ظهر رسید و مؤذّن خاص آن حضرت(ع) اذان گفت، حضرت فرمود: تو با لشکر خود نماز بخوان. حرّ گفت: من نماز را با شما و به امامت شما به جا مى آورم نماز عصر نیز به همین گونه برگزار گردید.
امام(ع) پس از نماز عصر رو به لشکر حر ایستاد و خطبه اى خواند و حجت را بر آنان تمام کرد. پس از سخنانى که میان امام(ع) و حرّ واقع شد، وى گفت: ما مأموریم که از تو جدا نشویم تا در کوفه تو را به نزد ابن زیاد ببریم. حضرت(ع) خشمگین شد و فرمود: مرگ براى تو، از این فکر و اندیشه سزاوارتر است! سپس به اصحاب خود دستور داد: که سوار بشوند و برگردند.
حّر با لشکر خود سر راه آنها را گرفت و مانع از حرکت آنان شد. حضرت به حر فرمود: «سکلتک امک ماترید؟»؛ «مادرت به عزایت بنشیند، از ما چه مى خواهى؟» حرّ گفت: اگر کسى دیگرى غیر از تو، نام مادرم را مى برد، به او پاسخ مى دادم؛ ولى در مورد مادر تو، جز تعظیم و تکریم سخنى بر زبان ما جارى نمى شود.
در روز عاشورا وقتى حرّ لشکر عمر بن سعد را بر جنگیدن مصمم یافت و فریاد مظلومیت و فریادرسى امام حسین(ع) را شنید، خود را بر سر دو راهى «سعادت و شقاوت» و «بهشت و دوزخ» دید و با بصیرت و درایت راه «سعادت و عزّت» را برگزید. اسب خود را به حرکت درآورد و در حالى که دست خود را به سر نهاده و به بارگاه حق عذر تقصیر و گناه مى آورد؛ خود را به امام(ع) رسانید و عرض کرد: فداى تو گردم اى فرزند رسول خدا! من آن کسى هستم که راه بازگشت را بر روى تو بستم و باعث شدم تو در این زمین پر از بلا و رنج فرود آیى و هرگز گمان نمى کردم این مردم با تو بجنگند و این گونه رفتار کنند! اکنون پشیمان و شرمنده ام و به درگاه خدا توبه کرده ام، آیا خدا توبه و عذر مرا مى پذیرد؟ حضرت فرمود: بلى، خداوند از تو مى پذیرد و از جرم تو مى گذرد.شیخ عباس قمى، منتهى الامال ، ج 1، ص 613، سخنان امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا، ص 137. در ریشه یابى علت بیدارى و بازگشت حر، مى توان گفت: حفظ ادب نسبت به مقام والاى سیدالشهدا(ع) و اقتدا در نماز به آن بزرگوار و نیز تعظیم و تکریم و تواضع نسبت به مادر گران قدر آن حضرت، از عوامل نجات و سعادت آن آزاد مرد مى باشد. سرانجام «حربن یزید» در دفاع از امام حسین(ع) فداکارى و جانبازى جانانه اى کرد و سرانجام بى رمق و خونین بر روى خاک افتاد و در آستانه شهادت قرار گرفت. یاران پیکر نیمه جان او را خدمت امام(ع) آوردند و او دست شفابخش خود را بر صورت حر کشید و فرمود: «انت الحر کما سمتک امک، و انت الحر فى الدنیا و انت الحر فى الاخرة»؛ «تو آزاد مردى چنان که مادرت تو را نام نهاده، و تو در دنیا و آخرت آزاده اى».بحارالانوار، ج 45، ص 14. شاید این سخن امام(ع) درباره «حر» بیانگر گسستگى او از تعلقات دنیوى و هوا و هوس ها و رسیدن به مقام بزرگى است که ویژه انبیا، اولیا و صدیقان است و رسیدن به این کمال، نتیجه عنایت خاص و نظر ولایى امام(ع) بوده است. آزاد شدن از گرفتارى هاى آخرت نیز از نتایج رسیدن به آن کمال است؛ چنان که جمله «و انت الحر فى الاخرة» به آن اشاره دارد. تصمیم مردانه و انتخاب عاقلانه «حر بن یزید» چراغى روشن بر سر راه انسان در دو راهى هاى «عزت و خوارى»، «پاکى و پستى» و «کفر و ایمان» است.
پشت پا زدن به دلبستگى ها و دیدن درون پلید آنها از پشت چهره فریبا و ظاهر زیباى شان، کار آزادگانى چون «حر» است. پیوستن به «سپاه نور» و بریدن از «لشکر تاریکى و ظلمت» هر چند سخت و دشوار است؛ ولى سعادت ابدى و سربلندى دنیا و آخرت را در پى دارد. سرگذشت «حر» داستان زندگى همه ما است که باید بر سر دوراهى هاى طاعت و عصیان و هوا و هوس هاى گذرا و سعادت ماندگار، راه و روش آزادگى را پیش بگیریم زر و زیور دنیاى فانى و بهره مندى چند روزه آن و غرور جوانى و مال و جاه ما را نفریبد و از جاده راستى و درستى و تقوا منحرف نگرداند.
از اینجا عمق بیان نورانى حضرت صادق(ع) روشن مى گردد که فرمود: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»؛فروغ شهادت، ص 208. یعنى، حادثه عاشورا برکه اى محصور در چارچوب تنگ آن روز و آن سرزمین نیست.
عاشورا چشمه اى زاینده و فرهنگى جاوید و جارى در بستر زمان و مکان است. رویارویى حق و باطل، هابیل و قابیل، امام على(ع) و معاویه و امام حسین(ع) و یزید، پیوسته و همیشگى است. هرگز براى بریدن از «سپاه ظلمت» و پیوستن به «قافله نور» دیر نیست؛ حتى اگر چند نفسى بیشتر از عمر انسان باقى نباشد.
فریاد «هل من ناصر ینصرنى» در گوش جان همه نسل ها و در همه عصرها طنین انداز است و هر لحظه امام حسین(ع) و حسینیان از انسان ها، یارى و کمک مى طلبند.
در هر صورت حر بن یزید ریاحی در کربلا به امام پیوست و جزو بهترین شیعیان علی علیه السلام و حسین بن علی ع گردید.
مقام حر بسیار بالا است .چه مقامی بالاتر از مقام شهدای کربلا ؟!

کلمات کلیدی: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.