ولادت پیامبر-ص ارسال رصد

نابرابري شهادت زن و مرد، حكمت‌هايي دارد

09:47 - 1392/07/27
رهروان ولایت ـ "شهادت" در قوانين قضايي اسلام، در زمره حقوق قرار ندارد. شهادت حق نيست، بلكه تكليف است، يعني انسان وظيفه دارد براي احقاق حقوق ديگران، شهادت بدهد. قرآن هم كتمان شهادت را حرام اعلام نموده است.
شهادت در دادگاه

ممکن است با نگاه سطحی، مطرح شود که چرا در احکام الهی، شهادت دو زن، برابر با يك مرد است؟ و از این مطلب شائبه بی عدالتی مطرح شود.
نکته اساسی در این مطلب این است که "شهادت" در قوانين قضايي اسلام، در زمره حقوق قرار ندارد. يعني شهادت حق نيست، بلكه تكليف است، يعني انسان وظيفه دارد براي احقاق حقوق ديگران، شهادت بدهد. قرآن كريم هم كتمان شهادت را حرام اعلام نموده است. (بقره/ 283)

پس حال که حق نشد و تکلیف شد، شائبه بی‌عدالتی هم مطرح نمی‌شود و لذا اگر شهادت برخي در دادگاه پذيرفته نمي‏‌شود، يا كم‌تر پذيرفته مي‏‌شود، گوياي ساده‌تر بودن تكليف و مسئوليت می‌باشد، نه تضييع حقوق آنان.
قوانین عادلانه الهی در برخي امور، مردان را از تكليف شهادت معاف دانسته و آن را در انحصار زنان قرار داده است؛ همچنان كه در برخي امور، زنان را از آن معاف دانسته و آن را به انحصار مردان در آورده و در برخي امور شهادت دو زن را برابر با يك مرد قرار داده است.

همه اين قوانين بر پايه حكمت است. نظام تشريع بر پايه نظام تكوين بنا شده است. دقت در اين امور عقيده ما را در حقانيت ايدئولوژي توحیدی مستحکم می‌کند، همه اجزا و جوارح و اميال و احساسات و ادراكات زنان با مردان متفاوت است، در اين بین دو ويژگي برتر در زنان به اين بحث مربوط می‌شود:
1 - برتري زنان در بُعد عاطفي؛    2 - شرم، حيا و عفت زنان كه از مردان برتري دارد.[1]

ايدئولوژي عادلانه اسلام كه از سوي خداوند حكيم ابلاغ شده است، با در نظر گرفتن اين دو ظرفيت وجودي زنان در نظام تكوين، نظام تشريع را پايه‌ريزي نموده است، چون آناني كه از عواطف بيشتري برخوردارند، از صحنه‏‌هاي احساسي و عاطفي زودتر تأثير مي‏‌پذيرند و به هيجان مي‏‌آيند. [2]
روانشناسان اين جمله را مستند ساخته‌‏اند كه فراموشي با ميزان احساسات و هيجانات و نيز با ميزان شرم و حيا و عفت رابطه مستقيم دارد.

وقتي كه حوزه تكوين اين چنین است، در حوزه تشريع، براي محكم كاري (به ويژه در اموري كه مربوط به حق‌الناس است) بايد چاره‌‏اي انديشيده شود، تا حقوق مردم در شهادت‏‌ها، ضايع نگردد.

در اين جا سه صورت متصوّر است:
اول اینکه به جهت غلبه عاطفه، عفت و هيجانات در زنان، كه زمينه ساز فراموشي در برخي از امور هيجاني است، بگوييم: به جهت تضييع حقوق آناني كه از طريق شهادت مي‏‌خواهند ادعاي خويش را ثابت كنند، شهادت زنان فاقد ارزش و اعتبار است.
توجه داشته باشيد؛ همان‌گونه كه در آغاز بيان شد، در اين‌جا تضييع حقوق زنان مطرح نيست، چون شهادت حق نيست، بلكه تكليف است. اين سخن ممكن است از جهت ديگر موجب تضييع حقوق ديگران بشود و آن جايي است كه شهادت، در انحصار زن قرار گرفته باشد.
دوم اینکه به شهادت زنان اعتبار داده شود، آن هم به قدر اعتبار مردان. اين سخن از اين جهت كه در تكوين عواطف و هيجانات، به ويژه در برخي از بزه‏‌ها، زن به جهت برتري عفت و حيا نمي‌‏تواند مانند مردان، شاهد باشد و هيجاني مي‏‌شود و ناخواسته به او فراموشي دست مي‏‌دهد، پذيرفتني نيست، چون موجب تضييع حقوق آناني مي‏‌شود كه بر ضد آنان شهادت داده مي‏‌شود.
سوم راه‌حل معتدل‌تر: خداوندي كه انسان را آفريد و به همه اسرار نهفته درون آگاه است، فرموده: در اموري كه مربوط به حقوق مردم است (حق الناس نه حق الله) به شهادت زنان ارزش و اعتبار داده بشود، ليكن به جهت محكم كاري دو شاهد زن در اموري كه يك شاهد مرد لازم است، يا چهار شاهد زن در اموري كه دو شاهد مرد لازم است، با شرايطي ارزش و اعتبار دارد. اين عين عدل و منطبق با نظام تكوين است.

نابرابري شهادت زن و مرد حكمت‌هايي دارد كه در راستاي احقاق حقوق مردم، وضع شده است كه اگر تبليغات يك سويه نگري انديشه‌‏هاي فمينستي كنار برود و با ژرف‌كاري‏‌هاي دقيق روانشناختي و توانمندي‏‌هاي موجود در نظام تكوين به مسئله نگاه شود، پرده از عظمت احكام نوراني اسلام برداشته مي‏‌شود و حقانيت اين سخن روشن مي‏‌شود كه: به جهت حفظ حقوق و حرمت زن، زن بايد زن بماند و مرد، مرد.

 

پی نوشت :

1. كتاب نقد، ش 12، ص 181.
2. كتاب نقد، ش 12، ص 58.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد