شهادت امام حسن-ع ارسال رصد

تطهیر گذشته بهاییت با کلمه روشنفکری

11:59 - 1400/06/22

- جناب آقای میلانی در تازه‌ترین اظهارات خویش با کنار گذاشتن چهره علمی خویش، به تمجید بهاییت پرداخت و این بار تلاش کرد با واژگانی همانند تجددخواه و روشنفکر، کارنامه سیاه بهایی در پیوند دیرینه با استبداد پهلوی را تطهیر کند که خوشبختانه جای گرفتن امروزه بهاییت در آغوش اسرائیل و سرسپردگی آنها به دشمنان ملت ایران، اظهارات آقای میلانی را به یک کلیشه گویی بی‌ربط تقلیل داده است.

تطهیر گذشته بهاییت با کلمه روشنفکری

در تاریخ تمدنی و گذشته ایران باستان یکی از حوادث شگرف، بازایستادن فرهنگ یونانی پشت دروازه‌های ایران بود، جنبش نیهیلیسم یونانی که پیش از ایران هر جا پای گذاشت، مورد استقبال ملت‌ها قرار گرفت و به فرهنگ شایع آن کشورها تبدیل شد، نتوانست در ایران مرزهای عقیدتی را در هم بشکند و روزنه‌ای برای رخنه پیدا کند، چراکه این خوراک فکری آلوده به‌عنوان یک ایدئولوژی وارداتی با رویگردانی مردم مواجه شد و مردم همان‌گونه که ششصد سال در برابر سربازان رومی و یونانی ایستادگی کردند این بار با همراهی اندیشمندان عرفانی و فلسفی ایران دست از مقاومت علمی برنداشته و موفق شدند از درآمیختگی اندیشه کهن ایرانی با مفاهیم پوچ‌انگاری یونانی و در نتیجه انحطاط تمدن ایرانی جلوگیری کنند.
یکی از روش‌های نیهیلیسم یونانی برای عبور از مرزهای جغرافیایی، به کارگیری ادیان و علوم مختلف به‌عنوان رحم اجاره‌ای بود تا با سرپوش گذاشتن بر بیگانگی این جریان با فرهنگ کشورهای هدف، زمینه را برای نفوذ و پذیرش خویش فراهم کند، پولوس مسیحی که از وی به‌عنوان دومین شخصیت پس از حضرت مسیح یاد می‌شود با پوچ نمودن باطن مسیحیت از مفاهیم گوهری توحید، آن را با مایه‌های مشرکانه همانند تثلیث و سه خدایی پر نمود که در نتیجه آن مسیحیت در معرفت الهیاتی خود دچار سرگردانی شد و این ارمغان فرهنگ یونان برای دنیای مسیحیت بود.
در ادامه، نهیلیسم یونانی هنگامی‌که با تحریف مسیحیت کار خویش را پایان یافته می‌دید در دوران رنسانس، به فکر کنار زدن پوسته ظاهری خویش افتاد و با هیبت جدیدی به نام مدرنیته به دنیا آمد، این فرهنگ غربی نیز برای گشودن دروازه‌های ایران فرهنگی، همانند نیهیلیسم یونانی دست به دامن برخی محافل زیرزمینی و فرقه‌های مخفی شد و با سازمان دادن لژهای بیداری سعی در گرایش دادن ایرانیان به‌سوی مادی‌گرایی و انسان‌محوری افراطی نمود، در این راستا فراماسون‌های فرصت‌طلب با برقراری روابط پنهان با بهاییت سعی در بهره‌برداری از تشکیلات مرموز بهایی‌ها در ایران نمودند.
سران بهاییت که از هر راهی سعی در تصاحب ایران و رهانیدن بهاییت از آوارگی و به چنگ آوردن سرزمینی برای رسمیت بخشیدن به آیین اختراعی خویش بودند به پیشواز این تعامل پنهانی رفته و کوشش کردند با رویکردی روشنفکری در جرگه سواره‌نظامان عصر روشنگری در ایران قرار بگیرند.
وجود دشمنی مشترک به نام دین عقلانی اسلام و علمای متفکر شیعی باعث شد پیوند بهاییت با روشنفکری وارد مراحل پیچیده‌تری شود و با پیدا شدن ضلع سومی به نام استبداد پهلوی، اتحادی نامیمون و شومی برای دگرگونی ایران ساخته شود، این جمع مخوف خود را پشت فاز روشنفکری پنهان نمودند تا بتوانند از استبداد سیاه رضاخانی نهایت استفاده را ببردند و با یک تقسیم‌کار توانستند قزاق را همچون ابزار سرکوبی برای چیرگی اندیشه‌های غربی به کار بگیرند و برای سیاست‌های دین‌زدایی و روحانیت‌ستیزی اقدامات ننگینی را به نام رضاخان میرپنج انجام دهند ولی تاریخ گواهی می‌دهد که پیش‌آمدهای ناگواری همانند کشف اجباری حجاب و مبارزه با عزاداری اهل‌بیت (ع) با طراحی روشنفکران غربی همانند تقی زاده، بازیگری مهره‌های بهایی همانند فرخ روپارسا وزیر آموزش‌وپرورش کابینه هویدا و پشتیبانی چکمه پوشان قزاق در سرگذشت ایران به نام روشنفکری، بهاییت و پهلوی به وقوع پیوست.
آقای عباس میلانی به تازگی اظهار کرد:
«...داشتم فکر می‌کردم که چقدر روشن‌فکران طراز اول ایران نه‌تنها به دفاع از بهاییت بلند شدند، بلکه بهائی شدند. چه دفاعی بیشتر از این که تو سرنوشتت را در خطربگذاری، حرفه‌ات را در خطر بگذاری و پایش بایستی. اگر مفهوم روشن‌فکر را آن مفهومی نگیریم که چپ‌ها می‌گیرند که خودشان روشن‌فکرند و هیچ‌کسِ دیگری روشن‌فکر نیست و یک مفهوم وسیع‌تر بگیریم، شمار غیرقابل‌باوری از روشن‌فکران طراز اول ایران در دفاع از بهاییت ایستادند؛ اول از همه با بهائی‌شدن. این گونه می‌شود از یک اندیشه دفاع کرد، سرکوبش را هم پذیرفت، سرکوفتش را هم خورد و گفت که من همینم که هستم، ایستاده‌ام. به گمان من تاریخ معاصر ایران در بسیاری رشته‌ها، از روان‌شناسی بگیرید تا ایران‌شناسی و تجارت و نوآوری صنعتی، بدون حضور فعال روشن‌فکران بهائی (روشن‌فکر در یک مفهوم وسیع) به پیشرفت نمی‌رسید.» [1] لذا جناب آقای میلانی که از نقش روشنفکران بهایی ستایش می‌کند باید روشن سازد که شاخصه مشخص روشنفکری یعنی «صراحت» با کدام شخصیت بهایی در ایران انطباق دارد و یا ناسازگاری ذاتی یک روشنفکر با سه عنصر استبداد، استعمار و استثمار در کدام شخص بهائی یافت می‌شود؟ پنهان‌کاری در اهداف، همدلی با استعمار و زمینه‌سازی برای استثمار بخشی از تاریخ جداناپذیر بهاییت در ایران است.

پی‌نوشت:
1). آسو(https://b2n.ir/n13074)

کلمات کلیدی: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.