اذان اهل تسنن زیر ذره‌بین پژوهش و تحقیق

10:22 - 1400/09/01

بعد از شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، اذان اهل تسنن، دستخوش تغییراتی شد که عمده‌ی این تغییرات در زمان خلیفه دوم ایشان به وقوع پیوست.

اذان اهل تسنن زیر ذره‌بین پژوهش و تحقیق

از آنجا که تغییرات بدون دلیل و برهان در احکام اسلامی فاقد ارزش و اعتبار بوده و بدعت و حرام خواهد بود، تغییرات ایجاد شده در اذان اهل تسنن باید به طور دقیق و مدلل بررسی و حقیقت آن بازگو گردد.

اسلام دین جامع و کاملی است. از این رو دارای مسائل بسیاری است که بعضی از آن‌ها در طول تاریخ به دلایل مختلفی که در کتب تاریخی و کلامی آمده است دستخوش تغییر گردیده و باعث اختلافات زیادی بین مذاهب مختلف اسلامی شده است.
از آنجا که تغییرات بدون دلیل و برهان در احکام اسلامی فاقد ارزش و اعتبار بوده و بدعت و حرام خواهد بود، تغییرات ایجاد شده در اذان اهل تسنن باید به طور دقیق و مدلل بررسی و حقیقت آن بازگو گردد.

تعریف لغوی و اصطلاحی اذان
اذان در لغت به معنی اعلام است[1] و در اصطلاح شرع، جملات مخصوصی است که در مواردی، از‌جمله اعلام وقت نماز و به‌عنوان مقدّمه نماز، تشریع شده است.[2]

کیفیت تشریع اذان اهل تسنن
بر خلاف مذهب حَقّه شیعه که به پیروی از پیامبر و اهل بیت علیهم السلام معتقد است اذان از طرف خداوند بر پیامبر نازل شده و وحیانی است،[3] در کیفیت تشریع اذان و اقامه نزد اهل تسنن با توجه به روایات مستخرج در کتب ایشان، دو دیدگاه وجود دارد:
یکی بر وحیانی بودن اذان دلالت دارد و دیگری بر غیر وحیانی بودن آن تصریح دارد.

روایتی که بر وحیانی بودن دلالت می‌کند
از «ابن عمر» روایت شده است زمانی که پیامبر اکرم  صلی الله علیه وآله به معراج رفتند خداوند اذان را بر او وحی کرد و ایشان نیز به بلال آموختند.[4]

روایتی که بر غیر وحیانی بودن اذان  دلالت می‌کند
راوی نقل می‌کند: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و[آله] امر کرد ناقوس بسازند و آن را هنگام جمع کردن مردم برای نماز به صدا درآورند، در خواب مردی را دیدم که دورم می چرخید و ناقوسی در دستش حمل می کرد. به او گفتم: ای بنده خدا! آیا این ناقوس را می فروشی؟ گفت: برای چه می خواهی؟ گفتم: تا مردم را برای نماز فراخوانیم. گفت: آیا می خواهی تو را به چیزی که بهتر از ناقوس باشد راهنمایی کنم؟ گفتم: بله! گفت: چنین می گویی: الله اکبر، الله اکبر...لا إله الا الله.
سپس اندکی از من فاصله گرفت و گفت: هنگامی که نماز را برپا می داری، چنین اقامه بگو: الله اکبر...لا إله الا الله.

هنگامی که صبح کردم، نزد رسول خدا صلی الله علیه و[آله] رفتم و او را به آنچه که دیده بودم، آگاه کردم. پیامبر صلی الله علیه و[آله] فرمود: حقیقتا که آن رؤیای حقی بود پس با «بلال» برخیز و آنچه دیده ای به او یاد بده تا با آن اذان بگوید زیرا او از نظر صوت بهتر از تو است. پس همراه «بلال» برخاستم و به او می آموختم و او اذان می گفت.[5]

تغییرات ایجاد شده در اذان اهل تسنن
بعد از شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، اذان اهل تسنن دستخوش تغییراتی شد که عمده این تغییرات در زمان خلیفه دوم ایشان به وقوع پیوست که به آن‌ها اشاره می‌کنم.

الصلاة خير من النوم
این فقره از بدعت‌های‏ عمر بن خطاب بوده و در زمان پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در اذان وجود نداشته است؛ چنانچه بزرگان اهل تسنن مانند ابن حزم، مالک بن انس و... بدان تصريح دارند:

مالک بن انس نقل می‌کند:
«اِن المؤذن جاء الي عُمَرَ بنَ الْخَطّابَ یُؤذنه لِصَلاة الصّبح، فَوَجَدَهُ نائِماً فَقالَ: الصَّلاةُ خَیرٌ مِنَ النَّومِ فَامَرَهُ عُمَرُ أن یجعَلَها فی نِداء الصّبح؛[6] هنگامي كه مؤذن نزد عمر آمد تا فرا رسيدن وقت نماز صبح را به او اعلام كند عمر را ديد كه به خواب فرو رفته فرياد برآورد: الصلاة خير من النوم، پس عمر به او دستور داد تا از اين پس اين عبارت را در اذان صبح قرار دهند.»

ابن حزم می نگارد: «الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنْ النَّوْمِ وَلا نَقُولُ بِهَذَا أَيْضًا؛ لأَنَّهُ لَمْ يَأْتِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلي اللَّه عليه و[آله]؛[7] الصلاة خير من النوم؛ ما آن را قبول نداريم؛ زيرا از رسول خدا نيامده است.»

 اَلسّلامُ عَليکَ ايّها الاَمير
حنفی ها به پيروی از ابو يوسف قبل از «حي علي الصلاة» جايز مي‌‏دانند جمله‌‏اي را اضافه كرده و خطاب به خليفه وقت بگويند: «السلام عليك ايها الامير و رحمة الله و بركاته» و این مطلب را علمای اهل تسنن در کتب خود نقل کرده‌اند که به برخی اشاره می‌کنم:

سرخسي مي‏‌گويد:
از ابو يوسف روايت شده است که گفت: اشکالي ندارد که تنها مخصوص حاکم تثويب کند (او را به نماز دعوت کند) پس به در خانه او آمده و بگويد :«السّلام عَليک ايّها الاََمير و رَحمَةُ الله و برکاته» و سپس دوبار «حي علي الصلاة» و دو بار «حي علي الفلاح» و سپس «الصلاة يرحمک الله».[8]

 حلبي در کتاب خود می‌نگارد:
از ابو يوسف نقل شده است که گفت: اشکالي نمي بينم در اينکه موذّن بگويد: السلام عليک ايها الامير و رحمة الله و برکاته، حي علي الصلاة، حي علي الفلاح، الصلاة يرحمک الله؛ زيرا حاکمان مشغول مصالح مسلمانان هستند و به همين دليل موذّن «عمر بن عبد العزيز» چنين مي کرده است.[9]

حذف «حَيّ عَلي خَيرِ العَمَل» از اذان:
در مورد حذف این جمله از اذان توسط خلیفه دوم بسیاری از علمای اهل تسنن تصریح دارند و روایات بسیاری در کتب اهل تسنن وجود دارد که نشان می‌دهد صحابه پیامبر این جمله را در اذان می‌گفتند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

صاحب «اضواء البيان» اظهار می‌دارد:
«ابن عمر» در اذان خود آن را مي گفته است همچنین «علي بن الحسين» بیان داشته  که اين همان اذان اوليه(بدون تغيير) است. «بلال» نيز گاهي اين چنين اذان مي گفته است.[10]

بيهقي در سنن کبراي خود نگاشته است:
«ابن عمر» گاهي اوقات در اذان خود وقتي «حَيّ علي الفلاح» را مي گفت، در پشت سر آن مي گفت: حي علي خير العمل ....

وی در ادامه آورده است که از علي بن الحسين (امام سجاد علیه السلام) نقل شده است که در اذان خود وقتي به «حيّ عَلَي الفَلاح» مي رسيد مي گفت: «حَيّ عَلي خَيرِ العَمَل» و مي گفت اين اذان اول است (اذان قبل از تحريف).[11]

ابن حجر در «لسان الميزان» نقل کرده است:
ابي محذوره می‌گوید: جوان بودم که رسول خدا صلي الله عليه [وآله] به من فرمودند: در آخر اذان خود «حيّ عَلَي خَير العَمَل» بگو.[12]

عالم معروف اهل تسنن؛ علاء الدین قوشجی بیان داشته است: عمر بن خطاب نسبت به سه چیز هشدار داد و گفت: «سه چیز در عهد رسول خدا صلی الله علیه وآله رسمیت داشت و من از آن ها باز می دارم و انجام دهنده آن را مؤاخذه می نمایم که یکی از آن‌ها گفتن «حی علی خیر العمل» بود.[13]

با توجه به مطالب بیان شده سوال مهم این است که به راستی چرا عمر بن خطاب این فقره را که خدا آن را قرار داده بود از اذان حذف کرد؟

بدعت و بدعت‌گذار
ابن‌حَجَر عَسقلانی؛ عالم بزرگ اهل تسنن، بدعت را چیزی دانسته است که در مقابل سنت باشد.[14] همچنین سَیِّدِ مرتَضی، بدعت را افزودن چیزی به دین یا کاستن چیزی از آن، تعریف کرده است.[15]

با عنایت به تعریف «بدعت» تغییرات ایجاد شده در اذان اهل تسنن توسط «عمر بن  خطاب» به طور قطع بدعت است. طبق حدیثی که در مُسنَد احمد بن حنبل و سُنَن ابن‌ماجه قزوینی آمده است، پیامبر(صلّی الله علیه و آله) هر بدعتی را گمراهی شمرده است.[16]

ابن‌ماجه نیز به نقل از پیامبر(صلّی الله علیه و آله) گفته است: روزه، نماز، صدقه، حج، عمره و جهادِ اهل بدعت پذیرفته نمی‌شود.[17]

پی نوشت
[1] لسان العرب، ج1، ص105.
[2] جواهر الکلام، ج2، ص23.
[3] وسائل الشیعه، ج4، ص612.
[4] فتح الباری، ج2، ص63.
[5] کنزالعمال، ج 11، ص601 - سنن ابی داود  ص 421.
[6] الموطّا، ج1، ص72.
[7] المحلي، ج3، ص161.
[8] المبسوط، ج1، ص131.
[9] السيرة الحلبية، ج3، ص304.
[10] اضواء البيان، ج8، ص 156.
[11] سنن الكبرى البیهقی ج1، ص424.
[12] لسان الميزان ج1، ص268.
[13] شرح مقاصد، 2835.
[14] البدعه، ص25.
[15] همان، ص28.
[16] همان، ص15.
[17] همان، ص17.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.