شهادت امام حسن-ع ارسال رصد

گلچین بهترین اشعار ویژه شهادت امام رضا (ع)

13:08 - 1400/06/24

-مجموعه اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام کاری از پایگاه جامع اندیشه برتر

مجموعه اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام کاری از پایگاه جامع اندیشه برتر

اشعار شهادت حضرت امام رضا(ع) –  وحید قاسمی

آسمان مدينه در سينه

 كوهي از بغض و ناله ها دارد

 چون شنيده امام آينه ها

 قصد ترك مدينه را دارد

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

 كوچه هاي مدينه مي ديدند

 لحظه ي تلخ رفتن او را

 صحنه ي التماس كاسه ي آب

 لرزش دست حضرت زهرا

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

به زنان قبيله اش فرمود:

 مرهمي بهر زخم هجران نيست

 من به اين شهر بر نمي گردم

 احتياجي به آب و قرآن نيست!

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

 توشه راهم به روح پيغمبر

 صلوات و سلام هديه كنيد

 چند روزي براي غربت من

 اي زنان مدينه گريه كنيد

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

بين ايتام با رعايت عدل

 همه ي ثروتم شود قسمت

 خانه ي ساده و محقرمن

 تا ابد وقف روضه و هئيت

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

طبق معمول هرشب جمعه

 مجلس روضه باز پابرجاست

 همه شركت كنيد اي مردم

 باني روضه مادرم زهراست

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

 خوب بر آخرين وصيت من

 گوش جان؛ اي قبيله بسپاريد

 بر مزار غريب اجدادم

 در بقيع شمع و لاله بگذاريد

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

 اين سفارش هميشه اشكم را

 مي برد در خروش و جز ومد

 بر سر قبر مادر عباس

 حرف مشك و عطش نبايد زد

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار امام رضا(ع) – حسن کردی

مستحقم بده در راه خدا آقاجان

آمدم باز به امید شما آقاجان

دست تنگم به امید کرمت آمده ام

رحم کن بر منِ افتاده ز پا آقاجان

اهل ایرانم و همسایه چشمان شما

حقِ آب و گل ما هست به جا آقاجان

فقط این جاست که رویم به گدایی باز است

داده ای بس که خودت رو به گدا آقاجان

گره آخرتم دست تو را می بوسد

مکن آن روز فراموش مرا آقاجان

سر سال است و من خرجی خود میخواهم

بعد دو ماه غم و اشک و عزا آقاجان

من به این آب و هوا انس گرفتم اما

چه کنم با هوس کرببلا آقاجان

کودکی من از این صحن به آن صحن گذشت

مثل پروانه در باد رها آقاجان

با همان لهجه پاک پدری میگویم

قربون کفترای صحن رضا… آقاجان

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩*

اشعار امام رضا(ع) – علیرضا قنبری

هر چند که درشهر تو بازار زیاد است

باید برسم زود… خریدار زیاد است

من در به درِ پنجره فولادم و دیریست

بین من و آن پنجره دیوار زیاد است

آنقدر کریمی که بدهکار تو کم نیست

آنقدر کریمی که طلبکار زیاد است

پاییز رسیدم به حرم با همه گفتم:

اینجا چقدر چادر گلدار زیاد است

با بار گناه آمده ام مثل همیشه

با بار گناه آمدم این بار زیاد است

خورشیدی و ماهی و طلوعی و غروبی

پس در حرمت روزۀ شکدار زیاد است

گندم به کبوتر بدهم؟ شعر بگویم؟

آخر چه کنم در حرمت؟! کار زیاد است

نوروز به نوروز… محرم به محرم…

سرمست زیاد است،عزادار زیاد است

هرگوشۀ ایران حرم توست که با تو

همسایۀ دیوار به دیوار زیاد است

از دور سلامی و تو از دور جوابی

این فاصله انگار نه انگار زیاد است

یک شب که به رؤیای من افتاد مسیرَت

دیدم چقَدر لذت دیدار زیاد است…

درخواب سرِ سفرۀ اطعام، توگفتی:

هرقدر که میخواهی بردار… زیاد است

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار امام رضا(ع) – سید نیما نجاری

اینجا عجیب طعم هوا فرق میکند

اصلا نبات شهرشما فرق ميکند

وقتیکه حج ما فقرا مشهد شماست

يعني که قبله ی فقرا فرق ميکند

قبر شما که جای خودش بين صحن ها

حتی زيارت علما فرق ميکند

دارم مريض پنجره فولاد ميشوم

جنس شفای دست رضا فرق ميکند

اينجا دعا نکرده دعا مستجاب شد

درصحن انقلاب دلم انقلاب شد

از من مخواه صبرکنم با فراقتان

جانم فدای گنبدوصحن و رواقتان

دارد ميان صحن شما دانه ميخورد

در لابلای اينهمه کفتر کلاغتان

مادر مرا به نوکری ات نذر کرده است

هرچند خوش نيامده ام به مذاقتان

من به اميد قول و قرار تو آمدم

فرموده ای سه جای ميايم سراغتان

خوب است در کنار سه دفعه مجاورت

آقا عبا صله بدهی تو به شاعرت

شاعر شدم که خاک ره دعبلم کنی

آقا خدا نکرده مبادا ولم کنی

اين نوکری بدون شما نقص مطلق است

من آمدم که با نفست کاملم کنی

از دولت کرامتتان کم نميشود

جارو به دست من بدهی…شاغلم کنی

من کربلا نديده نَميرم ، خدا کند

فکری به حال کرببلای دلم کنی

يک کربلا بده تو به من جان خواهرت

نگذار تا گلايه کنم پيش مادرت

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت حضرت امام رضا(ع) – حسن لطفی

ناله اي بر لبم از فرط تقلا مانده

سوختم از عطش و چشم به در وامانده

باز دلتنگ جوادم كه در اين شهر غريب

به دلم حسرت يك گفتن بابا مانده

دست و پا مي زنم از بس جگرم مي سوزد

به لب سوخته ام روضه ي زهرا مانده

جان به لب مي شوم و كرب و بلا مي بينم

كه لب كودكي از فرط عطش وا مانده

مادرش چشم براه است كه آبش بدهند

ولي از حرمله آنجا به تماشا مانده

شعله ورمي شوم از زهر و حرم مي بينم

كه در آتش دو سه تا دختر نو پا مانده

دختري مي دود و دامن او مي سوزد

رد يك پنجه به رخسار مهش جا مانده

اين طرف غارت و سيلي و نگاه بي شرم

آن طرف بر سر نيزه سر سقا مانده

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت حضرت امام رضا(ع)

ای که اعضای تو از زهر جفا می لرزد

با زمین خوردن تو ارض خدا می لرزد

بارها پا شدی و باز به خاک افتادی

با زمین خوردن تو عرش خدامی لرزد

به خدا ناله تو کی به مدینه برسد

خواهرت تا شنود آه تو را می لرزد

پسرت آمده و روی تو را می بوسد

لحن غمبار جواد ابن رضا می لرزد

 جگرت سوزد و رویت به کبودی بزند

پلک چشمان تو اینگونه چرا می لرزد

به روی خاک ولی سینه تو سنگین نیست

تا رسد روضه به صحن تو صدا می لرزد

بی حیا، چکمه به پا، تیغ به دست آمده است

چه شنیده است به گودال چرا می لرزد

این جگر گوشه زهراست که بی یار شده

وسط این همه سرنیزه گرفتار شده

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت حضرت امام رضا(ع) – وحید قاسمی

مانند مادرت شده ای قد خمیده ای

آقا چرا عبا به سر خود کشیده ای

 با درد کهنه ای به نظر راه می روی

 مانند مادرت چقدر راه می روی

 خونِ جگر به سینه به اجبار می دهی

 راهی نرفته! تکیه به دیوار می دهی

داغ غریبی تو، نمک بر جگر زند

 خواهر نداشتی که برایت به سر زند

 این جا مدینه نیست، چرا دل خوری شما

 در کوچه های طوس زمین می خوری چرا

 با «یاعلی» به زانوی خسته توان بده

 خاک لباس های خودت را تکان بده

 مقداری از عبای شما پاره شد، ولی…

 نیزه نزد کسی به تو از کینه ی علی

 این جا کسی به پیرهن تو نظر نداشت

 فکر و خیال گندم ری را به سر نداشت

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت حضرت امام رضا(ع) – محمد فردوسی

زهر جفا نیلی نموده پیکر من

یعنی رسیده لحظه های آخر من

در بین حجره بر خودم می پیچم از درد

این چه بلایی بود آمد بر سر من

چشمم نمی بیند،زمین خوردم دوباره

این ضعف بسیارم شده درد سر من

درد کمر آخر امانم را بریده

تازه شبیه تو شدم ای مادر من

از روضه های تازیانه، میخ، سیلی

آتش زبانه می کشد از باور من

با هر نفس خون جگر می ریزد از لب

آلاله می بارد کنار بستر من

شکر خدا این جا نبوده تا ببیند

این صحنه ی جان کندنم را خواهر من

تصویری از گودال و تلّ زینبیه

افتاده بین قاب چشمان تر من

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت حضرت امام رضا(ع) – مسعود اصلانی

آسمان زیر پرت بود زمین افتادی

یک عبا روی سرت بود زمین افتادی

نه صدای تو به گوش کسی آن روز رسید

نه کسی دور و برت بود زمین افتادی

صورتت خاکی و دستار و عبایت خاکی

مادرت در نظرت بود زمین افتادی

زهر از جان تو آقا جگرت را می خواست

آتشی بر جگرت بود زمین افتادی

ناله می کرد جوادت به سرش می زد آه

اشک در چشم ترت بود زمین افتادی

مثل یک مار گزیده به خودت پیچیدی

خوب شد که پسرت بود زمین افتادی

ولی افسوس به میدان دل خون برد حسین

نیزه از پشت زدند و به زمین خورد حسین

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت حضرت امام رضا(ع) – علی اکبر لطیفیان

انگور سرخى سبز کرده دست و پایت را

تغییر داده حالت حال و هوایت را

اى خاکِ عالم بر سرم حالا که مى‏آیى

از چه کشیدى بر سر و رویت عبایت را؟

تو سعى خود را مى‏کنى و باز مى‏افتى

این زهر خیلى ناتوان کرده است پایت را

وقت زمین خوردن صدا در کوچه مى‏پیچد

آرى شنیدند آسمانى‏ ها صدایت را

وقتى لبت خشکید و چشمت ناتوان‏تر شد

در حجره‏ ى در بسته دیدى کربلایت را

در حجره‏ اى افتاده‏اى و تشنگى دارى

تو کربلاى دیگر در حال تکرارى

قسمت نشد خواهر کنار پیکرت باشد

بد شد، نشد امروز بالاى سرت باشد

بد جور دارى روى خاک از درد مى‏پیچى

اى واى اگر امروز روز آخَرت باشد

حیف از سر تو نیست روى خاک افتاده؟

باید سرت الآن به دست خواهرت باشد

حالا غریبى را ببین دنبال تابوتت

دختر ندارى لااقل دربدرت باشد

وقتى شروع روضه‏ هاى ما بیان توست

خوب است پایانش بیان دیگرت باشد

یابن شبیب آیا شهید بى کفن دیدى؟

در لابلاى نیزه، پاره ‏پاره تن دیدى

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت حضرت امام رضا(ع) محمد سهرابی

انگور می دهند که قربانی ات کنند

لازم نکرده دعوت مهمانی ات کنند

صدها رواق در جگرت زهر باز کرد

می خواستند آینه بندانی ات کنند

هر شب تو بر غریبی خود گریه می کنی

مردم اگر چه سجده ی سلطانی ات کنند

تو نو به نو برای خودت گریه می کنی

در صحن کهنه گر چه چراغانی ات کنند

وقتی خدا غریبی ما را نگاه کرد

فرمود تا حسین خراسانی ات کنند

زن های طوس مثل زنان بنی اسد

جمعند تا عزای پریشانی ات کنند

معصومه را به همرهی خود کشانده ای

تا قبله گاه زینب ایرانی ات کنند

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.