شهادت امام حسن-ع ارسال رصد

شعر شهادت امام رضا (ع)

13:08 - 1400/06/24

-مجموعه اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام کاری از پایگاه جامع اندیشه برتر

مجموعه اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام کاری از پایگاه جامع اندیشه برتر

اشعار شهادت امام رضا(ع) – وحید قاسمی

انگور می خرند پذیرایی ات کنند

مهمان جشن شوم یهودایی ات کنند

شکر خدا که بر بدنت دشنه ای نخورد

قسمت نبود حضرت یحیایی ات کنند

این اشک شوق ماست که شکر خدا نشد

نیزه سوار زخمی صحرایی ات کنند

گل ریختند روی تنت ای غریب طوس

تا در نگاه شهر تماشایی ات کنند

بخشیده اند مهریه شان را زنان شهر

تا گریه بر غریبی و تنهایی ات کنند

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت امام رضا(ع) – علی پور زمان

نگاه خيس قلم روي دفترم افتاد

كنار حجره امامي رئوف جان مي داد

تمام حجره پر از التهاب بود و سكوت

نواي تشنه ي آب آب بود و سكوت

جواد از سوي باب الجواد مي آيد

و مادري شده محزون كنار او شايد

نَفَس نَفَس زده در كوچه هاي باراني

و همنوا شده با ناله ي خراساني

خدا نكرده اگر ناگهان زمين مي خورد

تمام كوچه پر از گرد وخاكِ طوفاني

نگاه و صورت او سرخ، من نمي دانم

كه جام زهر ، و يا دست سنگي ثاني ؟

عبا به روي سرش آسماني از اندوه

و حجره محفل روضه مكاني از اندوه

چه قدر لحظه ي آخر گريزي از تب بود

به فكر مقتل و خَدُّالتريب و زينب بود

دوباره بي تب و تاب حضور دعبل شد

دوباره روضه ي گودال مَحرم دل شد

دلش به خاكِ كف حجره يادي ازغم كرد

تمام صحن حسينيه را محرَّم كرد

رئوف عشق و محبت حديث سلسله را

به نقل از خود جبريل،وقف عالم كرد

دلم نشسته به پاي نماز بارانت

تمام شهر دلم را شبيه زمزم كرد

غروب چشم پُرابرش،غروب عاشورا

حسين بركفِ گودال خسته و تنها

به روي پيكر او جايِ تير و سرنيزه

سلام قاري قرآن،سرتو بر نيزه!

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت امام رضا(ع) – محمد امین سبکبار

شب هم به قدر دیدۀ تو، پر ستاره نیست

دریای غصه های دلت را، کناره نیست

گفتی به خادمت که درِ حجره را ببند

یعنی برای تشنگیت، راه چاره نیست

 آقا شبیه مار گزیده، به خود مپیچ

آهسته تر، مگر جگرت، پاره پاره نیست؟

 بهتر که خواهرت دم آخر نیامده

این صحنه ها که قابل درک و نظاره نیست

 داری به یاد جدّ خودت گریه می کنی

روضه بخوان که جای گریز و اشاره نیست

تو روی خاکِ حجره ای و خاک بر سرم

اما تنت اسیر هجوم سواره نیست

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار شهادت امام رضا(ع) – محمد امین سبکبار

خادمت پشت در قصر خبر می خواهد

از شب مبهم این فتنه خبر می خواهد

کاش آن خوشه مسموم زبانش می گفت:

لب شیرین تو انگور مگر می خواهد؟

تو عبا روی سرت می کشی و پا به زمین

رفتنت تا به در خانه هنر می خواهد

ای جگر گوشه که در حجره ی غم تنهایی

زهر از جان تو انگار جگر می خواهد

دل تو سوخته از درد به خود می پیچی

لب خشکیده تو دیده تر می خواهد

خوب شد اینکه جوادت به کنارت آمد

پدرِ از نفس افتاده پسر می خواهد

لحظه رفتن خود در نظرت می آمد

روضه مرد غریبی که نفر می خواهد

یاد آن حرف تو با ابن شبیب افتادم

یاد آن دشنه که از جدّ تو سر می خواهد

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار امام رضا(ع) –  محمد جواد شیرازی

ز دودمان اویسم که ریشه ام قرنی ست

عیار ناب محبت، محبت وطنی ست

محبت تو مرا کافی است تا محشر

محبتت علوی و حسینی و حسنی ست

حدیث سلسله ارجاع وعده ها به علی ست

تمام دلخوشی من فمن یمت یرنی ست

به آن مسیر، به غربت، به خاک پات قسم

که یک رگ همه فیروزه های ما یمنی ست

برای پرده نشینان پرده خانه ی عرش

مثال آینه کاری این حرم زدنی ست

حرم؛…تمام حرم ها در این حرم جمعند

حرم؛…تمام نشد ها در این حرم شدنی ست

به آن ضریح هزاران هزار بوسه زدیم

همیشه اهل خرابات جامشان دهنی ست

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار امام رضا(ع) – محمد جواد شیرازی

زائرت تا در حرم بغض و تضرع می کند

خیر و برکت سوی او فوراً تجمع می کند

مادری با کودکش حاجت روا رو به حرم

خنده بر لب، اشک در چشمش تلألؤ می کند

من یقین دارم ضریح و پنجره فولاد تو

ارمنی را هم در آخر پر توقع می کند

حضرت روح الامین، هر صبح و شب سوی حرم

سر به سجده می برد دائم تواضع می کند

عاشقی تا که شنیده باطن کعبه تویی

در حریمت نیت حج تمتع می کند

علتش این است اگر خورشید گشته پر فروغ

نور گنبد چون که تابیده تشعشع می کند

آنقدر سخت است دل کندن برای زائرت

سوی تو عرض ادب در هر تقاطع می کند

با وجود تو روا باشد که در محشر، خدا

این حرم را جنت اهل تشیع می کند

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار امام رضا(ع) ––  محسن ناصحی

عشق ، درد است ولی درد به این خوبی ، نیست

بر سرم هرچه که آورد به این خوبی نیست

در حق یار اگر هرچه بدی کردم ، باز

گفت ؛ برگرد که نامرد به این خوبی ، نیست

فرشه ای حرمش را بتکان سرمه بگیر

که تنفّس وسط گرد به این خوبی نیست

گنبدی دارد و خورشید خودش می داند

هر قَدَر هم که شود زرد ، به این خوبی نیست

 

با هزار و یکمین ذکر به من ثابت شد

در عددها عدد فرد به این خوبی نیست

اصفهان آمدم و گفت به مشهد برگرد

هیچ جا گفتنِ برگرد ، به این خوبی نیست…

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

اشعار امام رضا(ع) – امیر حسین حیدری

گردیده ام گدای تو یا ایها الرئوف

دست من و عطای تو یا ایها الرئوف

صد مرده زنده می شود از لطف دائمت

در صحن با صفای تو یا ایها الرئوف

غم های بی حساب مرا زود می برد

نام گره گشای تو یا ایها الرئوف

پر شد همیشه کیسه رزقم کریم وار

با لطف دست های تو یا ایها الرئوف

نذر تو کرده اند، مرا مادر و پدر

تا جان دهم به پای تو یا ایها الرئوف

یک عمر خورده ایم، می ناب جای آب

در کاسه ی طلای تو یا ایها الرئوف

اصلاً بعید نیست که کرببلا روم

امسال با دعای تو یا ایها الرئوف

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

ناله و زمزمه ی مرغ سحر می آید

مگر امروز عزیزی زسفر می آید

بروای باد صبا گو به غریب الغربا

تقی امروز به دیدار پدر می آید

منتظر باش طبیبانه پسر از ره دور

سر بالین تو با دیده ی تر می آید

چشم بگشود، دم دادن جان سرور طوس

ناگهان دید جوادش که ز در می آید

لیک در کرببلا قصه به عکس ایجاست

آنچه در دست ز تاریخ و خبر می آید

دید در کرببلا زینب مظلومه ی زار

که حسین بر سر بالین پسر می آید

چهره بر چهره ی فرزند نهاد آن شه و دید

خون از آن صورت مانند قمر می آید

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

از سوز زهر خسته و از پا نشسته ام

از سوز زهر خسته و از پا نشسته ام

چشم انتظار مقدم زهرا نشسته ام

پا میکشم به خاک و امانم بریده است

یاد اجل به یاد مداوا نشسته ام

میبینمش که از غم من گریه میکند

اشک جواد را به تماشا نشسته ام

دور از مدینه وتک وتنها عجیب نیست

با قصد پر کشیدن از اینجا نشسته ام

اشک من وجواد و دو چشمان مادرم

در حجره گوئیا که به دریا نشسته ام

محمد حسن بیات لو

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

دعا کنید شب گریه آورش نرسد

دعا کنید شب گریه آورش نرسد

و جانِ او به لبانِ مطهرش نرسد

هنوز هم که جوادش نیامده از راه

دعا کنید نفسهای آخرش نرسد

بدون سرفه ی خونین جگر نمی ریزد

دعا کنید که زخمی به حنجرش نرسد

هزار شکر که معصومه با برادر نیست

وگرنه داشت دعایی که خواهرش نرسد

چنان به رویِ زمین می خورَد قدم به قدم

گمان کنم که به حجره به بسترش نرسد

نفس نفس زدنش سخت تر شده ای داد

خداکند که صدایش به مادرش نرسد

جوادش عاقبت آمد …گریز روضه رسید

پسر رسید که روضه به آخرش نرسد….

***

حسین بر سرِ زانو,جوانش اُفتاده

نمی شود نزند داد,بر سرش نرسد

بغل کشیده تنش را ولی زمین می ریخت

به خیمه گاه گمانم که اکبرش نرسد

چقدر هلهله دارند ارازلِ کوفه

دعا کنید که ای کاش خواهرش نرسد

علی که رفت عمو رفت دختری ترسید

دوید آتشِ خیمه به پیکرش نرسد

دوید عمه که پیش از سنان به او برسد

که دستهایِ حرامی به معجرش نرسد

حسن لطفی

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید

با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید

ناله برای کُشته ی دیوار و در کشید

او بود و خاکِ حُجره و یک ناله ی ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

یک روزه زهر بر دلِ زارش اثر نمود

گاهِ سحر به جانبِ جانانه پر کشید

در انتظارِ آمدن میوه ی دلش

پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

سینه زنان دریده گریبان پسر رسید

دستی به رویِ ماهِ کبود پدر کشید

شمس الشّموس رویِ زمین اُفتاده و

فریاد ای پدر ز دل خود قمر کشید

آه از دمی که زینب کبرایِ غم نصیب

آمد تنِ امام زمانش به بر کشید

با دست زخم خورده یِ خود دختر علی

تیر شکسته از تن ارباب در کشید

گُل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد زِ پای ساقه یاسش تبر کشید

حسن لطفی

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

ناله ای بر لبم از فرط تقلا مانده

ناله ای بر لبم از فرط تقلا مانده

سوختم از عطش و چشم به دریا مانده

باز دلتنگ جوادم که در این شهرِ غریب

به دلم حسرتِ یک گفتن بابا مانده

دست و پا می زنم امّا جگرم می سوزد

به لبِ سوخته ام روضه ی زهرا مانده

جان به لب می شوم و کرب و بلا می بینم

که لب کودکی از فرط عطش وا مانده

مادرش چشم به راه است که آبش بدهند

وای از حرمله آن جا به تماشا مانده

شعله ور می شوم از زهر و حرم می بینم

که در آتش دو سه تا دخترِ نو پا مانده

دختری می دود و دامن او می سوزد

ردِّ یک پنجه ولی بر رخ او جا مانده

این طرف غارت و سیلی نگاه بی شرم

آن طرف بر نوک نیزه سرِ سقّا مانده

حسن لطفی

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

بر آه آهِ من جگر سخت خاره سوخت

بر آه آهِ من جگر سخت خاره سوخت

بر وای وایِ من دلِ سنگ ستاره سوخت

همچمون کبوتران زِ عطش بال می زنم

لب تشنه ام,دلم ,جگر پاره پاره سوخت

آتش گرفته ام,نفسم بند آمده

پا می کشم زِ غم,چه کنم؟راهِ چاره سوخت

می سوزم و هوای دلم دشتِ کربلاست

آنجا که از غمی دلِ صدها شراره سوخت

ای زهر داغِ حرمله را تازه کرده ای

سوگند بر رباب که با گاهواره سوخت

یک تیر آمد و سه هدف را نشانه کرد

سر بسته گفته ام نفس شیر خواره سوخت

حسن لطفی

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

آقا صدایم کن

آقا صدایم کن که برگردم به سویت

همراه کفترها نشینم روبه‌رویت

شاید برایم زائری گندم بپاشد

گیرم شفا از گندم تسبیح گویت

آقا صدایم کن که خود را کنج صحن‌ات

یک بار دیگر گم کنم در گفتگویت

دستی گذارم عاشقانه روی سینه

در یک سلام ساده پاکوبان به بویت

آقا سلام! اینجا من و دلتنگی و تو

نور نگاهی! آبروی آبرویت

آقا تمام شهر یعنی مرقد تو

آقا رهایی یعنی افتادن به خویت

آقا تمام آسمان‌ها بسته قندیل

از دیدن خورشید لبخند نکویت

آقا بگو یک جرعه سقاخانه‌ات را

قسمت کنند این خسته را در آرزویت

آقا بگو با او کسی همدم نباشد

وقتی که باشد در حرم گرم وضویت

آقا بگو تنهایی‌اش بسیار باشد

تازه شود آهوی سرگردان کویت

ای کاش می‌شد بار دیگر… جان مولا!

ایوان طلا… کنج حرم… جان عمویت!

نقاره‌ها آهنگ سرمستی بگیرند

تا جان بگیرد این دل در جستجویت

در ازدحام جمعیت باران بگیرم

لمس ضریح… آیات قرآن… بند مویت…

پرواز… درد دل… سرود اشک… آغوش…

مهمانی لطف خدا… راز مگویت…

شاعر : مصطفی کارگر

۩۩۩۩۩۩۩اشعار ویژه شهادت امام رضا علیه السلام۩۩۩۩۩۩۩

سخت است پیش پای پسر, دست و پا مزن

سخت است پیش پای پسر, دست و پا مزن

جانِ جواد, مادر خود را صدا مزن

حالا که زهر شیره ی جانِ تو را کشید

آتش به جان این جگر مبتلا مزن

بالا سرت جواد و اباصلت آمدند

پس بینِ هجره ناله ی واغربتا مزن

از شانه ی جواد کمی هم کمک بگیر

بر روی خواهش پسر خویش, پا مزن

گرچه به یاد مادرت آتش گرفته ای

پیش جواد, حرفی از آن کوچه ها مزن

قدری بنوش جرعه ی آبی و, این همه

با یاد کربلا, طرفی آب را مزن

این دست از شراره ی زهر آب گشته است

بر صورتت به یاد لبِ سرجدا مزن

آقا عبا بکش به سر اطهرت, ولی

حرف از عبای کشته ی کرببلا مزن

رضا باقریان

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.