هاوکینگ و دیدگاه کیهان شناختی

11:49 - 1400/07/18

همه اشیاء بدون استثناء مظهر قدرت و علم و حکمت و اراده و مشیّت اویند و آیت و حکایت کمال، جمال و جلال او مى باشند. فرقى میان پدیده هاى معلوم العلّه و مجهول العلّه در این جهت نیست.

فرضیه هاوکینگ، نظری هست و هرچند پایه ریاضی آن باعث می شود، برخی ساده لوحانه به آن بگرایند، ولی برای کسی که نگاهی علمی به مسائل دارد مجاب کننده نیست؛ زیرا در مواردی با استفاده از فرمول های ریاضی پدیده ای قابل بیان می باشد، اما پیش از تجربه قضاوت در مورد آن اشتباه است.

هاو کینگ منحصر به فرد بودن این جهان و برای زیست انسان بودن نظم شگفت انگیز جهان را که دلیل مخلوق بودنش است را نفی کرده و مدعی است کشف منظومه های دیگری نظیر منظومه خورشیدی ثابت کرده است؛ منظومه ما که دربرگیرنده یک خورشید و سیاره هایی است، که پیرامون آن می چرخند، یک پدیده منحصر به فرد نیست. این مساله نشان می دهد که وجود حالت فیزیکی ایده آل بین خورشید و کره زمین و پیدایش انسان روی کره زمین، یک پدیده از پیش طراحی شده و دقیق برای موجودیت و رفاه انسان نیست. بلکه زمین از میان میلیاردها سیاره دیگر کاملاً اتفاقی در شرایطی قرار گرفته که تحت آن شرایط موجودی به نام انسان می تواند رشد کند.[1]

پاسخ و نقد
فرضیه هاوکینگ از جهاتی دارای اشکال و نقد می باشد:
1.فرضیه هاوکینگ نظری هست و هرچند پایه ریاضی آن باعث می شود. برخی ساده لوحانه به آن بگرایند، ولی برای کسی که نگاهی علمی به مسائل دارد مجاب کننده نیست؛ زیرا در مواردی با استفاده از فرمول های ریاضی پدیده ای قابل بیان می باشد، اما پیش از تجربه، قضاوت در مورد آن اشتباه است. از همین رو هنوز برخی نظریات هاوکینگ از جمله دیدگاه یاد شده، در مجامع علمی از اعتبار لازم برخوردار نیستند.

2. اشتباه هاوکینگ این است که به گمان وی اثبات وجود خدا تابع آغاز زمانی عالم است. در حالی که چنین نیست. جالب اینجا است که بسیارى از فلاسفه و حکماى الهى از دیر زمان ماده را قدیم زمانى و در عین حال حادث ذاتی و مخلوق بارى تعالى دانسته و مسبوق بودن آن به عدم زمانى را به منزله منع فیض ازلى دانسته اند.[2]
شهید مطهری نیز در این باره می نویسد: «جهان با همه نظامات و علل و اسبابش یک جا قائم به ذات اوست. او بر زمان و مکان تقدّم دارد. زمان و زمانیات و مکان و مکانیات، اعمّ از آن که متناهى باشند یا غیر متناهى، یعنى اعمّ از آن که رشته زمان محدود باشد یا از ازل تا ابد کشیده شده باشد، و ابعاد مکانى و فضایى جهان نیز اعمّ از این که به جایى منتهى شود یا نشود و بالاخره دامنه موجودات، اعمّ از آن که در زمان و مکان نامتناهى باشد یا متناهى، متأخّر از ذات و هستى اوست و فیضى از فیض‌هاى او به شمار مى رود.»[3]

3. بطور کلی بحث از وجود یا عدم وجود خداوند بحثی فلسفی و فراتر از تبیین های علمی است. علم به معنای دانش تجربی (science) بیانگر روابط بین پدیده های جهان و چگونگی پدید آمدن آن ها است، اما نسبت به چرایی آن ها و این که اصلاً چرا جهانی هست و این که آیا نظام جهان هدفمند و تابع اراده ای آگاه است یا نه، ساکت است و ابزار و روشی برای کشف آن ندارد.[4]

4. اصولاً دلیل خداشناسان این نیست که تنها یک منظومه شمسی وجود دارد و تنها همین کره خاکی زیستگاه انسان است تا با کشف منظومه های دیگر، برهان آنان ابطال شود. اگر علم هزاران منظومه خورشیدی دیگر هم کشف کند، کوچک ترین خدشه ای بر براهین خداشناسی وارد نمی شود؛ زیرا به حکم «كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ؛[5] او در هر روزی مشغول شانی است.» خدا پیوسته خالق و مدبر جهان است و برخی از روایات وارده از معصومان(ع) نیز حکایت از وجود هزاران منظومه خورشیدی و موجوداتی چون انسان و دیگر جنبندگان در آن ها دارد.

جابر می‌گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمودند: «همانا بیرون از این خورشید شما، چهل چشمه‌ی خوشید است؛ که از هر خورشیدی تا خورشید دیگر چهل روز فاصله است. در آن، مخلوقات فراوانی هستند؛ که نمی‌دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه! و بیرون این ماه شما، چهل ماه است؛ که بین ماهی تا ماه دیگر مسیر چهل روز است. در آن مخلوقات فراوانی هستند که نمی‌دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه.»[6]

هاوکینگ گمان می کند که اگر نظامات دیگری به سان نظام خورشیدی کشف شد، باید کثرت آن ها را گواه بر نفی خدا گرفت، در حالی که جریان برعکس است. افزون بر ادله متعددی که بر ارتباط نظم جهان با علم و اراده آفریننده ای حکیم دارد، براساس حساب احتمالات حتی اگر در نظم مختصر و اندک بتوان احتمال تصادفی بودن را پذیرفت؛ ولی گستردگی و افزایش و تکرار نظم با جدیت احتمال تصادف را نفی می کند و موجب کاهش درجه احتمال تصادف و میل آن به صفر است.[7]

5. هاوکینگ، خدا را علت قریبه ماده فرض کرده و آن را نافی تبیین های علمی می انگارد، در حالی که در نگاه فلسفی خداوند علت همه چیز و علت هستی بخش است و تبیین های علمی ناظر به علل قریبه و اعدادی است که همه مجاری فیض و جلوه های ربوبیت الهی اند.[8]

در نتیجه این گمانه ناشی از نا آشنایى به مقام و جایگاه الوهیّت است. به تعبیر استاد مطهری «الفباى خداشناسى این است که او خداى همه عالم است و با همه اشیاء نسبت متساوى دارد. همه اشیاء بدون استثناء مظهر قدرت، علم، حکمت، اراده و مشیّت اویند و آیت و حکایت کمال و جمال و جلال او مى باشند. فرقى میان پدیده هاى معلوم العلّه و مجهول العلّه در این جهت نیست.»[9]

پی نوشت
[1] طرح بزرگ، ص 183و 184.
[2] مهدی گلشنی، خداباوری و دانشمندان معاصر غربی، ص51.
[3] مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج1، ص 484.
[4] مهدی گلشنی، خداباوری و دانشمندان معاصر غربی، ص 101.
[5] سوره الرحمن، آیه 29.
[6] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، ج۲۷، ص۴۵.
[7] مهدی گلشنی، خداباوری و دانشمندان معاصر غربی، ص51.
[8] دکتر حمیدرضا شاکرین، فصلنامه معارف رهبری شماره 113.
[9] مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج1، ص 484.22.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.