موانع ازدواج در نوجوانی

13:04 - 1400/06/30

- کم بودن سن، مخالفت خانواده ها، عشق یک طرفه، خطر ازدواج فامیلی از جمله مسایلی است که در برخی قرارهای ازدواج به عنوان چالشی مطرح می شود که نیاز به مشاوره دارد.

موانع ازدواج

در بسیاری از موارد مشاوره ای با افرادی مواجه می شویم که در سنین نوجوانی عاشق فردی شده اند که به قصد ازدواج به آن فکر می کنند و به عنوان یکی از رویاهای زندگی خود خیالپردازی های ذهنی می کنند، برای این گونه افراد چالش هایی از جمله کم بودن سن، مخالفت خانواده ها، عشق یک طرفه، خطر ازدواج فامیلی وجود دارد، و نیاز به راهنمایی خواهند داشت؛ مورد مشاوره ای زیر به این مساله خواهد پرداخت.

سوال:
 سلام من پسری هفده ساله هستم و عاشق دختر عمویم هستم، هم سن هستیم، نمی دانم چه کنم، از یک طرف خانواده ام خیلی با ازدواج فامیلی مخالف هستند و از طرفی هم خودم خجالت می کشم که با خانواده ام در میان بگذارم، لطفا راهنمایی کنید.

پاسخ:
در سوال شما چند مساله وجود دارد که یکی یکی به آنها می پردازم و نکاتی را خدمتتان عرض می کنم:

الف) عشق و علاقه:
اگر چه داشتن علاقه و حس خوب به طرف مقابل برای ازدواج لازم است، اما صرف این علاقه و عشق کافی نیست، بلکه باید بسیاری از مسائل را به صورت فردی(مانند آمادگی های شخصیتی، اجتماعی، تحصیلی، اهداف و انگیزه ها و...) در مورد هر کدام از شما بررسی نمود و بعد از آن (که خیلی مهم است) بررسی شود که آیا در ابعاد مختلف، شما دو نفر با هم از جهت فرهنگی، ملاکها، شخصیتی، و.... تناسب دارید یا نه؟ چه بسا قرار ازدواج بگذارید، اما بعد از یک سال، دو سال معلوم شود که به درد هم نمی خورید، در آن صورت دچار آسیب خواهید شد؛علاوه بر آن عشق شما نه تنها عشقی یک طرفه هست بلکه خود عشق مانع از شناخت درست و صحیح از فرد مقابل خواهد شد، بنابراین بعد از توافق خانواده ها حتما مشاوره قبل از ازدواج را به شما توصیه می کنیم.

ب) ازدواج در سن پایین:
خب شما هفده سالتان هست و دختر عمویتان هم هفده سالش است، طبیعتا رشد و بلوغ دخترها زودتر اتفاق می افتد، لذا حداقل سن ازدواج که احتمال پختگی بیشتری وجود دارد برای دختر خانمها حدود 18 سال و برای پسرهاحدود 23 سال است، البته ملاک، بلوغ و آمادگی لازم برای ازدواج هست که ممکن است فردی زودتر از این سن هم به آن برسد؛ اما اگر چنانچه سن پایین باشد و آمادگی کامل و بلوغ مناسبی وجود نداشته باشد، در زندگی آینده آسیب هایی پیدا خواهید کرد؛ از جمله اینکه معمولاً وقتی سن پایین باشد، فرد رشد و بلوغ عقلی مطلوبی برای ازدواج ندارد و خانواده‌ها، جهت حمایت و کمک، در زندگی آنها ورود پیدا می‌کنند؛ همین مسأله باعث می‌شود این مداخله‌ها ادامه‌دار شده و منجر به دخالت‌های بیجا در زندگی شود و احتمالاً می‌دانید که دخالت خانواده‌ها، یکی از مهم‌ترین عوامل تعارضات همسران شناخته شده است؛ علاوه بر آن وقتی سن پایین باشد، فرد، ملاک‌ها و معیارهای کمتری برای انتخاب همسر در نظر می‌‌گیرد و با دیدن اولین معیار در یک فرد، فکر می‌کند بهترین گزینه است و انتخاب می‌کند.

همچنین در سن پایین، ملاک‌های ارزشی فرد هنوز کامل نشده است و با بالا رفتن سن، احتمال زیاد دارد که ملاک‌های او عوض شود و احساس کند گزینه مناسبی برای ازدواج انتخاب نکرده است، لذا با شروع تعارضات به سوی طلاق پیش خواهند رفت.

ج) ازدواج با هم سن:
یکی از تناسبهای لازم  تناسب سنی است، که بهتر است مرد هم سن یا چند سالی بزرگتر از دختر باشد، هم سن بودن یا چند ماه کوچک بودن مرد نسبت به زن هم مشکل چندانی ایجاد نمی کند، البته همانطور که خدمتتان عرض کردم بسیاری از مسائل دیگر هم باید بررسی شود.

د) ازدواج فامیلی (پسر عمو دختر عمو):
هر چند ازدواج فامیلی می تواند زمینه برخی بیماری ها واختلالات نسبت به فرزندان آینده باشد، اما این مساله در حد «زمینه ای» است نه قطعی و صد در صدی؛ و این مساله هم با مشاوره ژنتیک قابل تشخیص است و مساله چندان پیچیده و غیر قابل حلی نیست. اگر این مساله باعث نگرانی و مخالفت خانواده شده است می توانید از آنها بخواهید در این زمینه تحقیقات بیشتری کنند و یا اینکه خود شما تحقیقات مستدلی انجام بدهید و نتیجه اش را به خانواده اعلام کنید. برای این مساله و قانع کردن آنها نیز می توانید از واسطه استفاده کنید.

ه) مخالفت خانواده با ازدواج و مطرح کردن خواسته خود:
در مورد مخالفت خانواده ها هم باید خدمتتان عرض کنم که این مساله خیلی مهم است، اگر در ازدواجی خانواده ها موافق نباشند، زندگی در آینده همراه با سختی ها و مشکلاتی خواهد شد که کیفیت روابط شما را به صورت منفی تحت تاثیر قرار می دهد؛ از طرفی هم ممکن است شما به دختر عموتان وابسته شوید و با مخالفت خانواده و عدم ازدواج با او دچار شکست عاطفی شوید. بنابراین لازم است قبل از اینکه بخواهد علاقه و دلبستگی بین شما ایجاد شود، نظر خانواده را جلب کنید. برای اینکار می توانید با مادرتان اگر راحت تر هستید صحبت کنید؛ اگر صحبت کردن در مورد بیان این خواسته برایت سخت است می توانی با این دو روش آغاز کنی:

یکی استفاده از شوخی در مورد زن گرفتن و دیگر این که باب صحبت را اینگونه باز کنی که از مادرت بخواهی در مورد آشنایی پدر با او هنگام ازدواجشان صحبت کند و اینکه چجوری باهم آشنا شدند و چند سالشان بود و... همچنین برای بیان خواسته خودتان می توانید از واسطه مطمئن استفاده کنید، معمولا صحبت کردن در این مورد با خواهر، عمه، خاله راحت تر است؛ این مساله را با آنها مطرح کنید تا آنها هم با خانواده شما مطرح کنند.

در نهایت توصیه ما به شما این است که در وهله اول این کار با توافق خانواده ها جلو برود و بعد از آن حتما مشاوره پیش از ازدواج در مراکز روانشناسی انجام بدهید و در صورت تایید روان شناس، آن وقت مراحل را جلو ببرید.

در پایان مطالعه لینکهای «دورخیز برای ازدواج» و«راهکارهای ازدواج موفق» برای آشنایی بیشتر با فرایند ازدواج موفق پیشنهاد می شود. همچنین پیشنهاد می کنیم کتاب «مطلع مهر، راهکارهای جامع و کاربردی برای انتخاب همسر»، امیر حسین بانکی پور فرد، که توی اینترنت هم فایلش موجود هست را مطالعه نمایید.
برایتان آرزوی خوشبختی و سعادت دارم.
موفق باشید.

در بسیاری از موارد مشاوره ای با افرادی مواجه می شویم که در سنین نوجوانی عاشق فردی شده اند که به قصد ازدواج به آن فکر می کنند و به عنوان یکی از رویاهای زندگی خود خیالپردازی های ذهنی می کنند، برای این گونه افراد چالش هایی از جمله کم بودن سن، مخالفت خانواده ها، عشق یک طرفه، خطرازدواج فامیلی وجود دارد، و نیاز به راهنمایی خواهند داشت.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
9 + 8 =
*****