حساسیت مسلمانان نسبت به تحریف قرآن

09:25 - 1400/08/13

به گواه تاریخ و دلائل فراوان عقلی و نقلی، قرآنی که امروزه در دست مسلمانان است همان قرآن زمان پیامبر است؛ زیرا مسلمانان با عنایت به عظمت قرآن از صدر اسلام تا کنون با حساسیت خاصی در حفظ قرآن کوشا بوده‌اند.  

حساسیت مسلمانان نسبت به تحریف قرآن

به اعتراف علمای شیعه و سنی قرآن کریم از هر گونه تحریفی مصون بوده و یکی از علت‌های مصون ماندن آن از هر گونه تحریف را حساسیت مسلمانان دانسته‌اند؛ زیرا مسلمانان از همان ابتدا در مقابل هرگونه کم کردن و یا زیاد کردن به آیات قرآن، موضع گیری کرده و با آن مخالفت می کردند. حتی اجازه  جابجایی یک علامت «حرکت» از قرآن کریم را نمی دادند.  

حساسیت مسلمانان نسبت به تحریف قرآن

قرآنی که در دست مسلمانان است، همان قرآنی است که مسلمانان در صدر اسلام و در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) داشتند و از روی آن قرائت می‌کردند. این مطلب به گواه تاریخ و ادله شرعی و عقلی به اثبات رسیده است، علاوه بر اینکه خداوند نیز به مصون ماندن قرآن از تحریف وعده داده است.[1]

علمای شیعه و حتی علمای اهل سنت همواره معتقد به صحت تاریخی قرآن کریم بوده‌اند به این معنی که آیات قرآنی که امروزه در دست ما است، عین همان چیزی است که خداوند بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل کرده است و هیچ‌گونه تغییر و تحریفی اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌ است.

اهتمام مسلمانان بر حفظ قرآن از تحریف 
قرائن و شواهد فراوانی وجود دارد که این قرآن، همان قرآن زمان پیامبر است. ادله قرآنی، روایی، عقلی و تاریخی. ولی آن چه که اینجا باید بیشتر در آن دقت داشت اهتمام مسلمانان برای حفظ قرآن کریم از هر گونه کم و یا زیاد است.

با توجه به جایگاه و عظمت قرآن کریم در باور و اعتقاد مسلمانان، که از همان آغاز نزول آیات قرآن بر پیامبر شروع شد، مسلمانان تمام سعی خود را در نگهداری آیات قرآن به کار بردند؛ حتی آیات قرآن را با تمام وجود حفظ می‌کردند و آن را سینه به سینه به دیگران منتقل می کردند. در نتیجه هرگونه دگرگونی، احتمال وقوع تحریف در قرآن منتفی است.[2]

هر آیه‌ای که بر پیامبر نازل می‌شد پیامبر آن را برای مردم می‌خواند و سپس کاتبان وحی که یکی از آن‌ها امیر المومنین؛ علی (علیه السلام) بود را فرا می‌خواند و دستور می‌داد که آیات را بنویسند. بنا بر این گزارش‌های تاریخی، نشان می‌دهد که آگاهی و شناخت مسلمانان از آیات، بسیار عمیق بوده و همه مسلمانان به این باور رسیده بودند که این آیات از طرف خدا و وحی است. از این روی در حفظ و نگهداری آن کوشا بودند.

سیر اجمالی در تاریخ، گزارش‌های زیادی را به ما می‌دهد که مسلمانان نسبت به قرآن و سلامت آیات آن از تحریف، و حفظ شدن عین جملات، کلمات و حتی حرکات کلام الهی حساسیت فوق العاده‌ای داشته‌اند که به چند نمونه اشاره می‌شود.

نمونه یکم. حساسیت بر سر یک حرکت 
خلیفه دوم برای اینکه عظمت مهاجران را برساند و بگوید که قرآن کریم عظمت و جایگاه شایسته انصار را منوط به تبعیت و پیروی آنان از مهاجران دانسته است در صدد برآمد که در آیه «وَالسّابِقُونَ الاَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجرینَ و الاَنصارِ وَالَّذینَ اتَّبَعوُهُم بِإِحسَن رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنهُم وَرَضُواْ عَنهُ؛[3] پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و كسانى كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند.» تصرف کرده و واژه «انصار» را مرفوع بخواند و حرف «و» را از ابتدای «الّذین» بردارد تا نشان داده شود که عظمت و جایگاه شایسته انصار منوط به تبعیت آنان از مهاجران است و این از جمله افتخارات مهاجران به حساب می‌آمد ولی این کار مورد اعتراض مسلمانان واقع شد و گفتند که قرائت قرآن اینطور نیست.[4] وقتی که خلیفه با چنین اعتراضی مواجه شد از این کار منصرف شد.

نمونه دوم. حساسیت سر حذف «واو»
عثمان بن عفان از همان ابتدا ثروتمند و تجمل‌گرا بود. از طرفی دنبال تجملات و ثروت‌اندوزی نیز بود ولی چون آیه قرآن از چنین کاری نهی کرده است در صدد بر آمد که تغییری در آیه34 سوره توبه ایجادکند تا مشکل خودش را حل کند. او در صدد حذف «و»  از ابتدای «الّذین یکْنِزُونَ الذَّهَبَ و الفِضَّةَ؛ کسانی که طلا و نقره را ذخیره و پنهان می کنند.» زیرا اگر واو باشد مجازات خدا شامل مسلمانان تجمل‎گرا نیز می‌شود. ولی اگر «واو» نباشد. معنای آیه تغییر کرده و مجازات فقط شامل اهل کتاب می‌شود. ولی ابی بن کعب او را با تهدید از این کار منع کرد و گفت که اگر «واو» را سر جایش نگذارد شمشیر از نیام بر می‌کشد.[5] او نیز وقتی که با تهدید ابی بن کعب مواجه شد از چنین اقدامی دست کشید.

حتی خلیفه دوم بر این باور بود که در قرآن آیه‌ای وجود دارد که «حد رجم» را ذکر کرده است، و اعتقاد داشت که حد رجم جز قرآن است، اما به خاطر ترس از اینکه متهم به افزودن به قرآن نشود، این باور را اعلام نمی‌کرد.[6]

همین حساسیت تا جایی رسید که کسی از عثمان بن عفان سوال کرد که چرا آیه ۲۴۰ سوره بقره که حکم آن نسخ شده است را از قرآن حذف نمی‌کند؟ او گفت: هرگز چیزی از قرآن را تغییر نمی‌دهم و از جایش بر نمی‌گیرم.[7]

این نمونه‌ها و موارد زیادی وجود دارد که بیان‌گر این باور است که مسلمانان صدر اسلام تا کنون آنقدر نسبت به آیات قرآن حساس بودند که حتی حاضر به تغییر یک حرکت در قرآن نمی‌شدند.

علاوه بر حساسیت مسلمانان بر حفظ قرآن ارتباط مستحکمی که میان «اعجاز قرآن» و «عدم تحریف» وجود دارد، پذیرش تحریف، مستلزم انکار اعجاز آن و در نتیجه، عدم امکان اثبات نبوّت پیامبر گرامی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) از طریق اعجاز قرآن است، در نتیجه هیچ گونه زیاده و کمی در قرآن اتفاق نیفتاده است. 

پی نوشت
[1]. سوره حجر، آیه9.
[2]. رک، نمونه، ج11، ص 22- 24.
[3]. سوره توبه، آیه100.
[4]. الدر المنثور، سیوطی، ج ۳، ص۲۶۹.
[5]. الدرالمنثور، سیوطی، ج 3، ص222.
[6]. تفسیر تسنیم، ج1، ص120-126.
[7]. تفسیر القرآن، ابن کثیر، ج1، ص499.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.