شهادت امام حسن عسگری-ع آغاز امامت امام مهدی-عج ارسال رصد

خاستگاه لعن و عفو

21:40 - 1400/07/12

ظلمی که استکبار جهانی امروز و دشمنان صدر اسلام دیروز، به بشریت کرده و می کنند از نوعی است که به فرموده قران باید با تمام غلظت و شدت با آنها برخورد کرد و در مقابل زیاده خواهی ها و تجاوزات آنها ایستاد و اعلام برائت کرد.

لعن و حقوق بشر

 «عفو» و «تبرّی» هر کدام در جای خودش نیکوست، تا جایی که جابجایی در این دو موضع، خلاف توصیه های دین مبین است.

خاستگاه لعن و عفو
دانستن گزینشی یک موضوع دینی و عدم احاطه علمی به معارف دیگرِ دین، گاهی موجب کج فهمی و یا قضاوت نادرست در مورد مسائل دینی و اخلاقی می شود. مثل کسی فضیلت انفاق را شنیده که چند برابر محاسبه می شود و در عین حال با حساب کتاب خود، دست به دزدی می زد و یک دهم مال مسروقه را صدقه میداد تا به زعم خود، گناه و فضیلتش معادل هم باشد غافل از اینکه انفاقی دارای فضیلت کذایی است که از مال خود شخص باشد.
به همین منوال گاهی عدم قدرت تحلیل در مسائل، شخص را با تناقضات صوری مواجه می کند که در نهایت «شبهه» در ذهن شخص ایجاد می شود. به یکی از این نمونه ها که توسط یکی از کاربران مطرح شده به همراه جواب اشاره می شود.

سوال
چرا گفته شده از کسی که به تو ظلم کرده بگذر و ببخش اما از ظالمینی مثل یزید و معاویه و آمریکا و ... نه تنها نباید گذشت که بلکه باید لعنت هم کرد؟

جواب
در مورد سوال شما باید گفت که ظلم تا ظلم داریم. یکی از خصوصیات ظلم این هست که به طور مشترک، حد و مرزی رو زیر پا گذاشته و به طور کلی به حریمی  تعدی شده است.  این تعدی و تجاوز از حد، سطوح مختلفی دارد. بعضی موارد، شخصی و دایره تنگی دارد. و در بعضی موارد گستره وسیعی رو در بردارد به نحوی که کل بشریت رو متأثر از خود می کند.
به عنوان مثال اگر سیره امام علی ع را ببینیم ، می بینیم که در مقابل بعضی ظلم ها بخشش و گذشت داشتند و در مقابل بعضی، قصاص و عدم گذشت!
وقتی عمرو بن عبدود به ایشان جسارت کرد و آب دهانش را به روی حضرت انداخت، حضرت کظم غیظ کردند و از این بابت آن ملعون را نکشتند. حضرت بعد از اینکه مسافتی رو قدم زدن تا این غضب شخصی خود را فروبنشانند ، مجددا عمرو را در راه خدا کشتند. اینجا فراتر از حیطه شخصی، بحث حفظ اسلام و تعدی سپاه کفر بود که با لجاجت تمام در مقابل اسلام لشکر کشیده بود. یا آنجا که ابن ملجم ایشان رو ضربه می زند، از قصاص ایشان نمی گذرند چون در اثر این شهادت، تمام پیکره هدایت بشر لطمه دید «تهدّمت والله ارکان الهدی» [1].

حتی ما در زندگی فردی، نسبت به نوع ظلمها، واکنشهای متفاوتی داریم. اگر کسی از ما یک تسبیح معمولی بدزدد، یک واکنشی خواهیم داشت (شاید ببخشیم و بی تفاوت بگذریم)، اما اگر کسی تمام زندگی ما رو بدزدد واکنش سخت تر و پیگیری محکمتری خواهیم داشت. چون این دزدی تمام زندگی ما رو تحت الشعاع قرار داده است.

ظلمی که استکبار جهانی امروز و دشمنان صدر اسلام دیروز، به بشریت کرده و می کنند از همین نوع است که به فرموده قران باید با تمام غلظت و شدت با آنها برخورد کرد و در مقابل زیاده خواهی ها و تجاوزات آنها ایستاد و اعلام برائت کرد.« وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ [2]؛ در روز حج بزرگ از جانب خدا و پيامبرش به مردم اعلام مى‌شود كه خدا و پيامبرش از مشركان بيزارند.» و این ایستادگی یک نوع جهاد است و کسی که در این راه کشته شود شهید محسوب می شود.
نتیجه
 هر کدام از «عفو» و «تبرّی» در جای خودش نیکوست. که حتی جابجایی در این دو موضع، خود خلاف توصیه های دین مبین است.
پس در جایی که باید نسبت به دشمنان خدا و ائمه بیزاری جست، نه تنها بخشش، فضیلت نیست، بلکه همین بیزاری قلبی و اعلام زبانی موجب تقرب است چنانچه در زیارت عاشورا می خوانیم:  «وَ أَتَقَرَّبُ إِلَی اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْکُمْ بِمُوَالَاتِکُمْ وَ مُوَالَاةِ وَلِیِّکُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ النَّاصِبِینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْیَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ[3]؛ و تقرّب می جویم به سوی خدا سپس به سوی شما به وسیله دوستی و ولایت شما، و دوستی دوستان شما، و بیزاری از دشمنان شما و بر پاکنندگان جنگ علیه شما و بیزاری از همراهان و پیروانشان».

 پی‌نوشت:
1. بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۲۸۲
2. سوره توبه، آیه 3
3. فرازی از زیارت عاشورا

 

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد