شهادت امام حسن عسگری-ع آغاز امامت امام مهدی-عج ارسال رصد

در افرا چه گذشت

23:40 - 1400/07/21

یکی ازجدی‌ترین مسائلی که درقسمت‌های نخستین سریال افرا جلوه بیشتری داشت، روابط عاشقانه پیمان و مائده بود  که در واقع حوادث و جریانات انتهایی کار نیز به نوعی به همین قضیه برمی‌گشت و ریشه خیلی از حوادث سریال بود. نکته قابل نقد در این باره عادی سازی روابط  دختر و پسر نامحرم بود که در رابطه پیمان و مائده مشهود بود. هر چند که واکنش‌های منفی از سوی برادران هر یک از آن‌ها صورت گرفت، ولی در مجموع  این روابط  تقبیح نشد.

سریال افرا - حرمت پدر - ربا - محیط بانی

سریال افرا از جمله سریال‌های تلخ و پر غصه‌ای بود که از شبکه یک سیما پخش شد و بعضی اوقات حرص مخاطب را ‌در می‌آورد. شخصیت برخی بازیگران مثل پژمان بازغی که  نقش وحید را بازی می‌کرد ازجمله شخصیت‌هایی بود که در بخش‌هایی از سریال، به خصوص قسمت‌های پایانی، بیننده را عصبانی می‌کرد. روند داستان سریال غیر قابل پیش بینی بود و حوادث به گونه‌ای اتفاق می‌افتاد که بیننده نمی‌توانست حدس درستی نسبت به جریان سریال و چگونگی اتمام آن داشته باشد؛ مثلا کسی تصور نمی‌کرد که پیمان  قرار است دریک حادثه کشته شود با وجود این‌که نقش پر رنگی در قسمتهای اولیه داشت. همین قضیه روند داستان را تغییر داد و یک بالانسی در بعضی شخصیت‌ها مثل محمود فروزش اتفاق افتاد.

سریال افرا از جمله سریال‌های تلخ و پر غصه‌ای بود که از شبکه یک سیما پخش شد و بعضی اوقات حرص مخاطب را ‌در می‌آورد. شخصیت برخی بازیگران مثل پژمان بازغی که  نقش وحید را بازی می‌کرد ازجمله شخصیت‌هایی بود که در بخش‌هایی از سریال، به خصوص قسمت‌های پایانی، بیننده را عصبانی می‌کرد.  شخصیتی که کینه عجیب و غریبی را از خود بروز داد و با تهدید مانع شد که شاهد اصلی بی گناهی مسعود تن به شهادت دادن ندهد. او حتی بعد ازاینکه فهمید مسعود برادرش را عمدا نکشته، بازهم دست از لجاجت دست بر نداشت و با  پدر مسعود، محمود فروزش ناجوانمردانه رفتار کرد. در نهایت هم با بازسازی صحنه قتل در سکانس پایانی سریال به این نتیجه رسید که مسعود بی‌گناه است و بالاخره دست از سر مسعود برداشت.
روند داستان سریال غیر قابل پیش بینی بود و حوادث به گونه‌ای اتفاق می‌افتاد که بیننده نمی‌توانست حدس درستی نسبت به جریان سریال و چگونگی اتمام آن داشته باشد؛ مثلا کسی تصور نمی‌کرد که پیمان  قرار است دریک حادثه کشته شود با وجود این‌که نقش پر رنگی در قسمتهای اولیه داشت. همین قضیه روند داستان را تغییر داد و یک بالانسی در بعضی شخصیت‌ها مثل محمود فروزش اتفاق افتاد.
طبیعتا یکی از اهدافی که این سریال دنبال می‌کرد، نگاهی به  کار پر دردسر محیط بانی  و سختی‌هایی بود که این قشر زحمتکش با آن دست به گریبان هستند. قشر مظلومی که به  خاطر حفاظت از محیط زیست، جانشان را به کف می‌گیرند و هر روزی که به سرکار می‌روند معلوم نیست که سالم به خانه برمی‌گردند یا خیبر و اگر هم بخواهند که درست به وظیفه خویش عمل کنند، ممکن است که حرف و حدیث زیادی را متحمل شوند. سریال از این حیث ادای دینی به این قشر شریف  داشته و دست کم تا حدودی بیننده را با سختی‌های کار آن‌ها آشنا ساخته است.
یکی ازجدی‌ترین مسائلی که درقسمت‌های نخستین سریال افرا جلوه بیشتری داشت، روابط عاشقانه پیمان و مائده بود  که در واقع حوادث و جریانات انتهایی کار نیز به نوعی به همین قضیه برمی‌گشت و ریشه خیلی از حوادث سریال بود. نکته قابل نقد در این باره عادی سازی روابط  دختر و پسر نامحرم بود که در رابطه پیمان و مائده مشهود بود. هر چند که واکنش‌های منفی از سوی برادران هر یک از آن‌ها صورت گرفت، ولی در مجموع  این روابط  تقبیح نشد.
در سکانس‌های دادگاه و بحث‌های حقوقی هم که در ادامه سریال به تصویر کشیده شد، یکی از نکات قابل تأمل، حکم دادگاه به قصاص مسعود بود؛ در حالی که با شواهد موجود قتل عمد اثبات نمی‌شد. این نکته هم قابل نقد است و شاید مشاوره حقوقی درستی دراین زمینه  صورت نگرفته بود.
بی حرمتی‌های مکرر به ساحت پدر در فرازهایی ازسریال در برخورد وحید(پژمان بازغی) با سیروس(اسماعیل محرابی)، بدون اینکه این عمل تقبیح شود از نکات  قابل  نقد دیگری بود که در سریال مشهود می‌باشد. چنین برخوردهایی می‌تواند علاوه بر بدآموزی قبح شکنی کرده و حرمت‌ها را خدشه‌دار کند.
یکی از نکات مثبتی که در چند جای سریال  به صورت اشاره‌وار مطرح شد، موضوع  اثرات مخرب مال نزول و ربوی بود که ظاهرا دلیل اصلی آوارگی سیروس  نیز همین مسئله بوده و زندگی‌اش را به تباهی کشانده بود و باعث شده بود سال‌های زیادی از خانواده‌اش دور باشد.
یکی از موضوعات محوری داستان رابطه مهتاب و مسعود بود که در ابتدای مجموعه زندگی سردی داشتند و گویا به زور همدیگر را تحمل می کردند، به حدی که مهتاب می خواست از شوهرش مسعود جدا شود و وانمود می کرد که قادر به بچه‌دار شدن نیست، تا حدی که بادار بودن خود را مخفی کرد. از طرفی مهتاب که پزشک بود، سودای کار در تهران را داشت و آمدن او به تهران، با شغل همسرش مسعود که محیط بان گیلان بود تعارض داشت و همین موضوع یکی از مسائلی بود که زندگی آن‌ها را با چالش مواجه کرده بود. ولی در نهایت و با توجه به اتفاقاتی که پیش آمد نگاهش به زندگی تغییر کرد و از طلاق منصرف شد و به این نتیجه رسید که حضورش در شهر خودش ثمره بیشتری دارد. این را هم می‌توان از نکات مثبت سریال تلقی کرد.    

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد