حکم نقاشی از نگاه اسلام

11:13 - 1400/08/18

توهین به شخصیت‌های بزرگ دینی در قالب نقاشی و کاریکاتور حرام بوده و توهین کننده مستحق مجازات و عقوبت الهی خواهد بود.

حکم نقاشی از نگاه اسلام

توهین به شخصیت های بزرگ دینی و الهی به هر شکلی جایز نیست. نگاه اسلام به نقاشی متفاوت است. نقاشی که منفعت عقلائی و هدف داری را در پی داشته باشد و در آن هیچ شائبه پرستش، تعظیم و یا احتمال بازگشت مردم به بت پرستی وجود نداشته باشد، بدون اشکال است.

برخی شبکه های معاند از تصویر توهین آمیز کاریکاتوریست سوئدی نسبت به مقام شامخ پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) حمایت کرده و آن را مطابق با مفاهیم بعضی آیات قرآن می دانند. سؤال مهمی که در این خصوص به ذهن تبادر می کند، حکم نقاشی از نگاه اسلام چیست؟ در صورت جواز، آیا می شود تصویر خداوند و پیامبر و ائمه (علیهم‌السلام) را نقاشی کرد؟

در پاسخ می گوییم:

1. هرچند در قرآن کریم دستوری آشکار و صریح مبنی بر نهی و پرهیز از نقاشی و تصویر نیامده اما این دلیل نمی شود بر این‌که افراد، نقاشی خداوند را که دارای جسم نبوده و ذات او از آن مبراء است در قالب موجودات زمینی و با تصوری خیالی به تصویر کشانده و اسباب شکل گیری نوعی خرافات و ایجاد بتکده ها را در جامعه بشری فراهم کند چنان که امروزه در مکاتب هندی این موضوع به خوبی قابل مشاهده است.

نقاشی شخصیت های بزرگی مانند پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز می تواند نوعی تصویر سازی غلط را از چهره معنوی و والای آن حضرت به جامعه انسانی القا کرده و در بستر زمان می‌تواند آن را مورد تعظیم و پرستش قرار دهد چنان که در دوران حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) مجسمه‏‌ها و عكس‌ها در آغاز جنبه يادبود پيامبران و علماء داشته، ولى تدريجا صورت قداست به خود گرفته و معبود واقع شدند.[1]‏ علاوه بر اینکه تصویری از پیامبر و ائمه (علیهم‌السلام) وجود ندارد تا نقاش بخواهد آن را به تصویر بکشاند.

2. بر فرض قبول سخن معاندان مبنی بر جواز به تصویر کشیدن نقاشی خدا و پیامبر، آیا افراد مجازند برای به تصویر کشیدن شخصیت های دینی بزرگ اقدام به توهین و جسارت کنند و عقاید یک جامعه دینی بزرگ را به بازی گیرند چنان که کاریکاتوریست سوئدی با کشیدن چهره ای منفی از پیامبر به جهان اسلام توهین نموده و اسباب انزجار مسلمانان جهان را برافراشت؟

حال اگر تصویر یکی از همین افراد عادی که در شبکه های معاند علیه اسلام شبهه افکنی و توطئه می کنند، روی یک حیوانی حک می‌شد و یا به تصویر کشیده شود، چه واکنشی از خود نشان خواهد داد؟

3. گاهی مجسمه سازی یا حکاکی تصاویر می تواند برای معرفی و احترام به بزرگان دینی و ترویج آرمان های پذیرفته شده الهی باشد که در این صورت چون مجسمه ساز و نقاش آنها را هدف دار می سازد، می تواند محرکی قدرتمند برای مطالعه حیات آنها قرار گیرد. هرچند ساخت این نوع مجسمه ها و تصاویر در نگاه اولیه شاید بدون اشکال آید اما این مدل از مجسمه ها و تصاویر نیز خالی از اشکال نیست، چون با مراجعه به تاریخ درمی یابیم که مجسمه هایی از این نوع نیز، هر چند در آغاز با اهداف مثبتی ساخته شده بودند، اما در نهایت به گونه ای با آنان برخورد شد که با اهداف اولیه، هیچ سازگاری نداشت و به تحلیل یکی از مفسران: «احترام فوق العاده به انبیاء و نیکان گاهی سبب می شد که تمثال آنها را بعد از مرگشان مورد احترام قرار دهند و با گذشت زمان این تمثال ها جنبه استقلالی پیدا کرده و احترام نیز تبدیل به پرستش می شد.»[2]

4. با تمام این تفاصیلی که بیان شد این موضوع اختلافی است و امروزه برخی دانشمندان شیعه و سنی مجسمه سازی و نقاشی را جایز نمی دانند، برخی نیز بین این دو تفاوت هایی قائل شده به گونه ای که اولی(مجسمه) را حرام و دومی (عکس و نقاشی) را جایز دانسته اند.[3]

علت این پافشاری بر حرمت به سبب آن دسته از روایاتی است که از ساخت مجسمه ها و نقاشی تصاویر نهی می کند.[4] چنان که در روایتی ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) درباره حکم فرش هایی که دارای تصاویری بوده و بر روی زمین پهن بودند، سؤال نمود که حضرت در پاسخ فرمودند: «آنچه به عنوان فرش بر زمین انداخته و زیر دست و پا قرار گرفته و لگدمال می شود، ایرادی ندارد، اما مکروه است که چنین تصاویری را بر دیوارها و تخت ها نصب نمایید.»[5]

در برخی گزاره های تاریخی نیز آمده که نقاشی تصاویر مورد مذمت و نهی پیامبر بوده است چنان که از عایشه نقل شده: «در خانه پرده ای آویخته شده بود که تصویرهایی داشت. پیامبر وارد شد و آن را کند. من پرده را پاره کردم و دو پشتی از آن ساختم و حضرت بر آن‌ها تکیه می کرد.»[6]

این روایات، از نظر سند یا دلالت برای اثبات حرمت نقاشی موجودات دارای روح، قاصر است؛ زیرا برخی از روایات نقاشی اطلاق داشته و تصاویر کشیده شده را در بر می گیرند اما از نظر سند ضعیفند، در نتیجه نمی توان به آنها تکیه کرد. و روایات دیگر قرینه ای به همراه دارد که نشان می دهد به مجسمه اختصاص دارند. اگر اختصاص را به طور حتم نپذیریم لااقل اطلاق آنها مشکوک است و با وجود شک در اطلاق، دیگر اطلاق نخواهد داشت.[7]

از جمع بندی مطالب نتیجه گرفته می‌شود، حکم نقاشی و حکاکی تصاویر در بین فقهاء اختلافی است. استناد قائلین بر حرمت، آن دسته از روایات و گزاره های تاریخی است که از نقاشی موجودات دارای روح نهی کرده اند. به نظر می‌رسد نهی روایات از آن جهت بوده که هیچ شائبه پرستش و یا حتی تعظیم برای این تصاویر به وجود نیاید و از بازگشت مردم به بت پرستی جلوگیری شود، مردم به رفتار بی هدف روی نیاورده و از یاد خدا غافل نشوند در غیر این صورت اگر منفعت عقلائی و هدف داری را در پی داشته باشد بدون اشکال خواهد بود چنان که برخی فقهاء بر این جواز تصریح نموده‌اند.[8] تفسیر به رأی از آیات برای پوشاندن و تبرئه انسان های خطاکار و هتاک جایز نیست و به طور قطع عمل فرد سوئدی و هر فرد دیگر در توهین به پیامبر محکوم و مستحق مجازات و عقوبت خواهد بود.

پی‌نوشت:
1. انبیاء(21): 55؛ تفسیر نمونه، ج 13، ص 429.
2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 19، 367.
3. مجله کاووشی نو در فقه اسلامی، عبدالحمید وافی،«دیدگاه دین درباره نقاشی و مجسمه سازی»، ش 4 - 5، 1374 ش، ص 263-282؛ فصلنامه فقه اهل بیت، سید محسن خرازی «حکم نقاشی و مجسمه سازی از نگاه شریعت»، ش 16،  1388 ش.
4. برقی، المحاسن، ج 2، ص 612؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 5، ص 303؛ ج 17، ص 297.
5. همان، وسائل الشیعة ، ج 17، ص 296 - 297، ح 22574 و ح 22575 و ح 22576
6. صالحی شامی، سبل الهدی، ج 7، ص 360.
7. فصلنامه فقه اهل بیت، سید محسن خرازی «حکم نقاشی و مجسمه سازی از نگاه شریعت»، ش 16، 1388 ش.
8. توضیح المسائل (محشّٰى - امام خمینى)، ج‌، ص 209؛ خامنه‌اى، سید على، أجوبة الاستفتاءات، ص 267، س 1221، قم، دفتر معظم له، چاپ اول، 1424ق؛ بهجت، محمد تقى، رساله توضیح المسائل، ص 318، م 1626، قم، شفق، 92، 1428‍ق.

فایل ضمیمه: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.