خانواده و کودکان

13:57 - 1400/08/04
خانواده

بر‌همگان واضح و مبرهن است که در اسلام یکی از موضوعات مهم و مورد توجه موضع خانواده و جایگاه و اهمیت آن در جامعه اسلامی می‌باشد.

بر‌همگان واضح و مبرهن است که در اسلام یکی از موضوعات مهم و مورد توجه موضع خانواده و جایگاه و اهمیت آن در جامعه اسلامی است.

غرب در ابتدا یکی از راه‌های رشد و پیشرفت را در ایجاد نیروی کار جوان می‌دانست که به دنبال آن استقلال طلبی جوانان و در نتیجه فروپاشی خانواده را به دنبال داشت. این سیاست برای به دست آوردن نیروی کار جوان و بحث انقلاب صنعتی جواب‌گو بود، ولکن بعد از دوره‌ای مطالعات نشان از آن داشت این راه کار مضراتی داشته که در آینده خود را نشان داد. بدست آوردن نیروی کار جوان و ارزان باعث شده بود که خانم‌ها و مادران نیز برای درآوردن خرجی خانه به دنبال کار باشند. کار‌کردن زن در این دوره به عنوان افتخار و برابری حقوق زن و مرد جا افتاده بود و خانم‌ها نسبت به احقاق حقوق خود به سر کار می‌رفتند و به این مسئله افتخار می‌کردند.

اعتیاد، قتل، سرقت، خشونت، جنایت‌های سازمان یافته و... در سنین پایین نوجوانی و جوانی اتفاق می‌افتاد. بررسی‌ها نشان می‌داد که مشکلات در این دوره سنی به وقوع پیوسته و پایه همه این مشکلات در فروپاشی خانواده نهفته بوده که در ابتدا از آن غفلت شد.

این نسخه بعد از شکست و نمایان شدن معضلات و مشکلاتش برای کشور‌های در حال توسعه پیچیده شد و به عنوان هدیه برای کشورهای اسلامی ارسال شد. این نسخه درابتدا به خاطر رنگ و لعاب دروغین پیشرفت غرب، به ذائقه‌ها خوش آمد ولی باطن خراب و آلوده آن آینده را نشانه رفته بود. آنها در سند‌های براندازی برای کشور‌های اسلامی به صراحت نوشته بودند هدف خود را جایگاه مادر در خانواده معرفی می‌کنند و اعلام کردند برای تخریب جامعه و نفوذ کافی‌ست خانواده را متلاشی کنیم و اصلی ترین رکن خانواده مادر است که با تخریب جایگاه او در خانه، به اصلی‌ترین هدف خود خواهیم رسید.

بعد از اینکه غرب از این دوران عبور کرد و به مشکلاتش پی‌برد، شروع به حمایت از کانون خانواده و جایگاه مادر در شکل‌گیری این جامعه کوچک کرد و برای فرهنگ‌سازی و آماده‌سازی فضای ذهنی مردم از رسانه کمک گرفت تا بتواند این معضل را بر‌طرف کند.

آنها به قدرت و تاثیر سینما و تلویزیون پی‌برده و از آن در تاثیرگذاری‌های مختلف استفاده کرده بودند. برای این موضوع نیز از این ابزار استفاده کردند.

در دستور کار‌سازندگان و برنامه‌سازان رسانه‌های غربی پرداختن به جایگاه مادر و خانواده قرار گرفت و برای آن بودجه کلانی در نظر گرفته شد. آنها به این نکته رسیده بودند که برای درست شدن این معضل باید از ریشه اقدام کنند، پس دو هدف را سرلوحه کار خود قرار دادند؛ یکی زود بازده و دیگری ریشه‌ای و دراز مدت:

۱ - اینکه خود زن باید به اهمیت جایگاه خود در خانه پی‌ببرد و این نکته که اگر زن در خانه بماند چه ارزشی دارد را برای خانواده‌ها تبیین کنند. آن‌ها خانه‌داری را به عنوان یک ارزش و قدرت مطرح کنند. آن‌ها زن را دیگر به عنوان نیروی کار نگاه نکرده و برای او در خانه جایگاهی والا قراردادند و همچنین به شوهر او فهماندند که برخانه‌دار بودن زنت برای تو افتخار است، بدین معنا که تو به این قدرت و فهم رسیده‌ای که همسرت خانه‌دار است و نه شاغل.

۲- برای حل شدن ریشه ای این مشکل، وارد حوزه کودک و نوجوان شدند و هدف گذاری در برنامه‌های کودک شروع کردند. ابتدا در برنامه های زنده حضور مادر در کنار فرزندان را به تصویر کشیدند و از لذت حضور مادر در کنار فرزندن گفتند و سعی کردند این شیرینی را به دهان کودکان بیاندازند. همین طور از این خوبی‌ها برای مادران و پدران ذکر کردند تا برای همه این مهم جا بیافتد.

در گام دوم برنامه سازی که با رویکرد اهمیت جایگاه خانواده و مادر شروع شد، ساخت برنامه با این محوریت در ابتدا موفقیت آمیز نبود ولی با ورود به بحث انیمیشن‌ها به محصولات خوبی رسیدیم.

در دهه ۶۰ و ۷۰ و در اکثر کارتون‌هایی که دیده می شد، یا پدر و مادر حضور نداشتند و یا یکی از آن دو حضور داشت و نقش آن بسیار کم رنگ بود. فکوس داستان روی خود شخصیت اصلی بود و والدین در آن هیچ نقشی نداشتند. (هاچ زنبور عسل- هاکل بریفین- بابا لنگ دراز – بولک و لولک- ایکیو سان – دوقلو های افسانه ای- چوبین)

از یک جایی به بعد والدین وارد می‌شوند، در ابتدا یکی از والدین صاحب نقش شد، این اولین قدم بود ولی همچنان جای کار داشت و این که هنوز نقش‌هایی که والدین داشتند پر‌رنگ نبود و نقش آن‌ها در حد همراه، مشوق، مصلح و هدایت‌گر بود. (بچه های کوه تاراک- پسر شجاع- سرندپیتی)

در ادامه این روند به جایی رسیدیم که والدین دارای نقش شدند و هردوی پدر و مادر نقش موثر داشتند و به اصطلاح از سایه خارج شدند و به متن رسیدند. نقش‌هایی که برای والدین نوشته می‌شد پر‌رنگ و تاثیر گذار بود، حتی اگر یکی از والدین حضور نداشت، نقش و جایگاه خانواده پر‌رنگ نشان داده می‌شد. (اژدهای آرزو- رایا و آخرین اژدها – میشل‌ها و ماشین‌ها)

در این مرحله با پیشرفت چشم‌گیر صنعت انیمیشن‌سازی و جذاب‌تر شدن انیمیشن‌ها و پیرو آن همراهی کردن مخاطبین با شخصیت‌ها، سیاست برجسته سازی نقش والدین و خانواده دچار بهبود و تسریع روند شد.

این دو برنامه در حوزه رسانه کودک و نوجوان با پیگیری‌هایی که توسط سازندگان انجام شده، تاثیر خوبی داشته و ذهن کودکان را به این موضوع آغشته کرده است.

این سیاست‌ها در کنار سیاست‌های حمایتی غرب از موضوع خانواده و فرزند‌آورری نه تنها توانسته بخش اعظم مشکلات به وجود آمده در این حوزه را پوشش داده، بلکه توانسته برای نسل آینده، آینده‌نگری و سیاست‌گذاری و فرهنگ‌سازی خوبی را نیز انجام دهد.

این‌ها همه سیاست‌هایی بود که غرب در حوزه خانواده و رسانه نوشته و اجرا کرده است و نتیجه آن را در جامعه خود برداشت نموده است.

حال باید نگاهی به برنامه‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بیاندازیم، و ببینیم و بسنجیم که آیا حرکت این سازمان مهم و تاثیر‌گذار در مسیر منویات دین مبین اسلام و یا صرفا در جهت پر‌کردن کنداکتور و پخش هر برنامه‌ای صرفا با معیارجذابیت بالا، بدون در نظر گرفتن تاثیراتش بوده است.

طرح و برنامه‌ی ما برای رشد و تعالی جامعه و فرهنگ سازی، طی برنامه‌های کوتاه مدت و بلند مدت چیست؟ آیا برنامه‌ریزی کرده‌ایم یا کورکورانه و صرفا برای رفع تکلیف برنامه‌‌ای را اجرا می‌کنیم؟

نسل آینده و آینده‌ای که برای این کشور اسلامی متصور هستیم را باید از هم اکنون برنامه ریزی کنیم. نمی‌توان آینده و نسلهای امروز و آینده اسلامی این کشور را به دست غرب و برنامه‌هایی که آن‌ها برای تخریب اسلام و کشورهای اسلامی ریخته‌اند سپرد.

لذا ایجاد اتاق فکری برای برنامه‌ریزی در زمینه‌ها و موضوعات مختلف مورد نیاز است که در چند زمینه  برنامه‌نویسی کنند. در مرحله اول برنامه باید اهداف تربیت اسلامی برای تربیت آینده سازان این مملکت نگاشته شود و در این برنامه ریزی نباید از نظریات روانشناسی و روانشناختی غربی استفاده کرد.

در مرحله بعدی باید برنامه‌ای برای تربیت و رشد اسلامی برنامه‌سازان و تولید‌کنندگان برنامه‌های صدا و سیما نوشته شود که تولیدات آنها کاملا مورد تایید باشد و خودشان منبع تولیدات اسلامی و تربیتی باشند، نه اینکه بعد از صرف هزینه‌های بالا و زمان زیاد تازه به جایی برسیم که ببینیم نه برنامه‌ها به درد می‌خورند و نه برنامه‌سازان و مجبور به حذف با تلفات بالا و ضرر‌های هنگفت باشیم.

این برنامه ای است بلند مدت، ولی در کوتاه مدت و برای زمان حال چه باید کرد؟ آیا باید نسل امروز را رها کرد؟ قطعاً نه.

باید برای زمان حال و نسل امروز هم باید برنامه‌های زود بازده و فرهنگ‌ساز و به دور از رک‌گویی و نصیحت‌گویی ساخته شود. تمامی سعی و تلاش را انجام داد، هزینه کرد و متوقف نشد تا بشود فرهنگ سازی درست و منسجمی را برای آینده انجام داد.

امید است با برنامه‌ریزی دقیق و مناسب بتوانیم نسل امروز را برای آینده‌ی روشن آماده کنیم.

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.