نیاز خدا به عبادت بندگان

12:24 - 1400/08/09

یکى از نیازهاى واقعى و اساسى روح بشر مسئله عبادت و پرستش است، چون خداوند انسان را براى تکامل آفریده است و تکامل او جز از راه عبادت و بندگى به دست نمی آید.

نیاز خدا به عبادت بندگان

ما با انجام عبادات به کمال می رسیم ولی باید دانست که رابطه کمال و عبادت یک رابطه وضعى و قراردادى نیست؛ بلکه رابطه‏ اى ذاتى و تکوینى است. همان طور که جسم سرد در اثر مجاورت اجسام گرم حرارت مى ‏پذیرد، انسان نیز در پرتو ارتباط و انس با کمال مطلق، رو به کمال مى‏ رود.

قرآن و روایات نبوی به روشنی توضیح می دهند؛ خداوند متعال عاری از هر گونه نیاز است؛ به عبارت دیگر، او به طور کامل از هر چیزی بی‌نیاز است؛ «إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ؛[1]  قطعا  خدا بي‌نياز از جهانيان است.»

بنابراین خداوند به عبادت ما نیازی ندارد. هیچ چیزی از عبادات ما نصیب خداوند نمی‌شود، و عدم عبادت ما هیچ چیزی را از خداوند نمی‌گیرد. حال این سوال پیش می آید؛ چرا با این بی نیازی، ما را امر به عبادت کرده است؟ هدف خداوند از این امر چه چیزی بوده است؟

مطابقت عدم نیاز خدا به عبادت بندگان با عقل و نقل
همان طور که بیان شد؛ خدای متعال غنی مطلق است و نیازی به عبادت و پرستش بندگان ندارد و عبادت را برای آن جعل نکرده است تا از این طریق نیازهای خویش را بر آورده سازد؛ زیرا این حقیقت واضح و آشکار است، هم برهان عقلی آن را گواهی می دهد و هم دلایل نقلی آن را تأیید می کنند.

برهان عقلی این حقیقت را به ما می گوید که خداوند غنی مطلق است و در ذات خود واجد جمیع کمالات است و نیازی به غیر ندارد و هر کمالی تصور شود او واجد آن است؛ زیرا در غیر این صورت نمی تواند خدای هستی و آفریننده آن باشد؛ آشکار است که او اگر عبادت را جعل کند برای رفع نیاز خویش جعل نمی کند، رابطه خدا و انسان بسان رابطه کارفرما و گارگر نیست؛ چون کارفرما به کارگران فرمان می دهد، اما در عین حال به کار آن ها نیز نیاز دارد؛ چون این رابطه اعتباری است، در واقع هر دو نیازمند همدیگر هستند.[2]

روایت امام حسن عسکری علیه السلام نیز این حقیقت را بیان می کند: «فَرَضَ عَلَیکمُ الْفَرَائِضَ لَمْ یفْرِضْ [ذَلِک] عَلَیکمْ بِحَاجَةٍ مِنْهُ إِلَیهِ بَلْ رَحْمَةً مِنْهُ إِلَیکمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لِیمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیبِ؛[3] خدای متعال واجبات را بر شما به جهت نیاز خویش به آن قرار نداد، بلکه از روی رحمت خویش آن را جعل کرد تا از این طریق انسان طیب و پاک را از انسان خبیث تمییز دهد.»

از این روایت به راحتی می توان این دو نکته را برداشت کرد:
1. خدا به عبادت ما نیازی ندارد.
2. با این که ما خدا را عبادت می کنیم؛ یعنی برای او عبادت می کنیم، ولی فایده آن برای ماست؛ زیرا طبق روایت عبادت موجب پاکی انسان می شود، زمانی هم که انسان پاک شد؛ بیشتر موانع نفسانی در رسیدن به کمال از میان برداشته می شوند و انسان به راحتی می تواند مسیر کمال را بپیماید.

عبادت به نفع خود انسان ها می باشد
خداوند در قرآن می فرماید: «وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمیدٌ؛[4] ما به لقمان حکمت دادیم؛ شکر خدا را بجاى آور و هر کس شکرگزارى کند، تنها به سود خویش شکر کرده؛ و آن کس که کفران کند، (بداند که) خداوند بى نیاز و ستوده است.»

خداوند احتیاجی به عبادت ما نداشته، ندارد و نخواهد داشت؛ ولی خود ما محتاج به عبادت خدا هستیم. ما هستیم که با بندگی خداوند ساخته می شویم و به رشد و کمال مطلوب خود می رسیم، در نتیجه ما هرگز عبادات را به نفع خدا به جا نمی آوریم، بلکه به نفع خودمان و برای رسیدن به الطاف خدا به جای می آوریم.

مثلا وقتی شهرداری بر ما تکلیف می کند که باید خانه ات را ضد زلزله بسازی، برای نفع خود نمی گوید، بلکه به نفع خودمان چنین تکلیفی می کند.

عبادت فلسفه خلقت است
آیه‏ مبارکه: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛[5] و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند.» به صراحت غرض از آفرینش را عبادت و پرستش حضرت حق جل و علا بیان مى‏ کند، و عبادت را علت منحصر خلقت جن و انس ذکر مى‏ کند؛ زیرا جمله در قالب استثناء بعد از نفى مى‏ باشد که این ساختار در ادبیات عربى مفید حصر است و اختصاص را مى‏ رساند؛ یعنى علت آفرینش جن و انس، فقط عبادت مى ‏باشد.

عبادت به عنوان فلسفه خلقت انسان براى تکامل و نزدیکى به خداى متعال که کمال مطلق است، مى ‏باشد؛ بنابراین عبادت راه و وسیله است براى رسیدن به کمال نه اینکه هدف نهایى(غایة الغایات) باشد بلکه هدف مقدّمى است و چون راه نزدیک شدن به کمال مطلق فقط یکى است و آن همان خط مستقیم است؛ در نتیجه فرمود فقط براى عبادت خلق کردم و در سوره «یس» فرمود صراط مستقیم، عبادت خداست؛[6]

راه به کمال رسیدن فقط یکى است و آن هم طریق عبادت و بندگى خداست.[7]

خلاصه کلام این که خداوند به خاطر این که ما بندگان به کمال برسیم عبادت را راهی برای ما قرار داده است که دو مسیر دارد؛ یا عبادت می کنیم و به کمال می رسیم و یا عبادت نمی کنیم و در مسیر شقاوت می افتیم؛ زیرا طبق نص صریح قرآن تنها راه، عبادت است و راه دومی وجود ندارد.

پی نوشت
[1] سوره عنکبوت، آیه 6.
[2] تفسیر نمونه، ج18، ص22.
[3] وسائل الشیعه، ج1، ص21.
[4] سوره لقمان، آیه 12.
[5] سوره ذاریات، آیه 56.
[6] سوره یس، آیه 61.
[7] خودشناسى براى خود سازى، ص64.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
2 + 13 =
*****