پیامبران و امامان حجت های الهی بر زمین

10:37 - 1400/08/18

زمین هرگز از حجت الهی خالی نیست.

حجت های خدا بر زمین

هدف از نظام خلقت عبودیت، معرفت باری تعالی و حرکت به سوی سعادت و کمال است. لازمه حرکت انسان به سوی سعادت و کمال، ارسال هادیان و رسولانی از جنس خود آنها به سوی آنهاست. زمین در تمام دوران تاریخ از حجت های الهی خارج نبوده و 124 هزار پیامبر برای هدایت جامعه انسانی در سایر نقاط زمین فرستاده شدند. پس از خاتم انبیاء نیز اهل بیت علیهم السلام بنابر تصریح خدا و پیامبر حجت های خدا بر زمین هستند. این خالی نبودن زمین از حجت الهی همچنان با وجود مبارک حضرت مهدی (عج) ادامه دارد.

وهابیت تلاش می کند تا با القای این شبهه که چگونه ممکن است بین قرآن که اتمام حجت را با پیامبران الهی می داند با کلام شیعه که اتمام حجت را در قالب امام زمان هنوز باقی می داند، جمع نمود؟

پاسخ به این سؤال را در قالب چند عنوان مطرح می کنیم:

1. معنای حجت و مراد از حجت های الهی
معنای کلی و اصلاحی حجت عبارت است از برهان و دلیل كه با آن حریف را قانع یا دفع كنند و جمع آن حجج و حجاج است.[1] با توجه به اینکه حجت های خدا عامل ثبات اهل زمین هستند، باید مصادیق حجت الهی را نیز پیدا نمود که آنها پیامبران و اهل بیت علیهم السلام هستند چنان که امام باقر (علیه السلام) به قتادة که فقیه اهل بصره بود فرمودند:
«إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ خَلَقَ خَلْقاً مِنْ خَلْقِهِ فَجَعَلَهُمْ حُجَجاً عَلَى خَلْقِهِ فَهُمْ أَوْتَادٌ فِي أَرْضِهِ ... وَ نَحْنُ أُولَئِكَ فَقَالَ لَهُ قَتَادَةُ صَدَقْتَ وَ اللَّه جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ؛[2] خداوند گروهى از بندگان خويش را حجت بر خلق خود قرار داده. آنها به امر خدا پايه‏‌ها و استوانه زمين هستند... و ما آنهائيم. قتاده گفت: راست مى‌‏فرمائيد؛ خدا مرا فداى شما كند.» طبق این روایت و روایات دیگر، ائمه پس از پیامبران الهی حجت های خدا بر بندگان هستند.

2. سنت اتمام حجت
یکی از سنت‌های الهی این است که خداوند متعال حجت را بر تمام بندگانش تمام می‌کند. این اتمام حجت، گاهی با حجت ظاهری است که پیامبران الهی هستند و گاهی عقل است که در وجود بشر به ودیعه نهاده شده است.«رسلا مبشِّرِين وَمُنذِرِينَ لئلَّا يكون لِلناسِ على اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرسلِ؛[3] پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند.»

اين آيه و نظاير آن به خوبي نشان مي دهد كه عقل انسان براي هدايت و سعادت او كافي نيست؛ زيرا در صورت كفايت عقل، خداوند با اعطاي آن حجت را بر بشر تمام كرده و در نتیجه نه نيازي به ارسال پيامبران بوده و نه مجال براي احتجاج مردم در قيامت باقي مي ماند. اين آيه و آيات ديگر نه تنها ضروري بودن دين و بعثت پيامبران را بيان مي كنند، بلكه دوام و شمول اين ضرورت را نيز بيان مي نمايند. بنابراين ضرورت وجود دين و راهنمايي راهنمايان الهي، از آن گاه كه اولين آدم پاي به عرصة گيتي و طبيعت مي گذارد تا آن گاه كه آخرين آنها از طبيعت رخت برمي بندد ثابت و برقرار است.

3. خالی نبودن زمین از حجت الهی
عصاره و جوهره نظام خلقت، انسان است. در میان همه موجودات عالم، تنها انسان، تکلیف‌محور خلق شده و هدف از خلقت او، شناخت و معرفت به خدا بوده است. این معرفت و حرکت به سوی خدا، زمانی به دست می آید که انسان راه های کسب آن را بداند.

کسب معرفت در گرو ارسال رسول و حجت الهی است. خداوند 124 هزار پیامبر را برای هدایت انسان ها در سر تاسر عالم گیتی ارسال نموده است.[4] پس از خاتم پیامبران حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز هدایت جامعه انسانی به دست ائمه علیهم السلام سپرده شد و پیامبر در مناسبت های مختلفی بر انتصاب آنها تصریح نمودند.[5]

بنابر این زمين هيچگاه از حجت خدا خالی نبوده و نخواهد بود؛ زيرا اگر زمین در هر زمانی از حجت خدا خالی شود، زمين اهلش را به خود فرو می‌برد[6] و آن هدف غائی از خلقت انسان که عبودیت و سعادت و کمال است لغو خواهد بود. در روایات مختلفی از پیامبر بر استمرار حجت بر زمین پس از خود تصریح نموده و می فرماید: «... هُمْ حُجَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِه ...؛[7] اهل بیت (من) حجت خدا در زمین هستند.»

در روایتی دیگر از غایة المرام به نقل از مسند احمد بن حنبل به سند خود از علی (علیه السلام) آورده که فرمود: «رسول خدا (ص) فرمود: ستارگان برای اهل آسمان امان هستند. اگر ستارگان از بین بروند، آنها هم از بین می روند و خاندان من برای اهل زمین امان هستند. پس اگر اهل بیت من بروند، اهل زمین هم می روند.»[8]

اهل بیت پیامبر(ص) عامل ثبات زمین هستند. به وجود آن ها است که اهل زمین در امان هستند. اگر کسی از اهل بیت بر روی زمین نباشد، اهل زمین نیز از بین می روند. منظور از اهل بیت که حجت های الهی بر مخلوقات می باشند، امامان علیهم السلام هستند.

خالی نبودن این حجت باید تا قبل از برپایی قیامت همچنان باقی باشد چنان که حضرت حضرت علی (علیه‌السلام) به کمیل بن زیاد نخعی در این باره فرمودند: «لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ وَ ... ؛[9] زمين هيچ گاه از حجّت الهى خالى نيست، كه براى خدا با برهان روشن قيام كند، يا آشكار و شناخته شده، يا بيمناك و پنهان، تا حجّت خدا باطل نشود، و نشانه هايشان از ميان نرود... .»

4. علت نام گذاری حجت بر امام زمان (عج)
دلایل روایی فراوانی وجود دارد که امام زمان حجت الهی بر امت پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) است. چنان که داود بن قاسم می‌گوید: از امام دهم(علیه السلام) شنیدم كه می‌‏فرمود: «الخَلَفُ مِنْ بَعْدِی الحَسَنُ فَكَیفَ لَكُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الخَلَفِ فَقُلتُ لِمَ جَعَلَنِی اللّهُ فِداكَ فَقَالَ: اِنَّكُم لا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلایحِلُّ لَكُم ذِكْرُهُ بِاسمِهِ فَقُلتُ كَیفَ نَذكُرُهُ فَقَال: قُولُوا الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ؛[10] جانشین من، پسرم حسن است. شما نسبت به جانشینِ پس از جانشین من چه حالی خواهید داشت؟ عرض كردم: خداوند مرا قربانت كند؛ چرا؟ فرمود: برای آنكه شخص او را نمی توانید ببینید و ذكر او به نام مخصوصش روا نیست. عرض كردم: پس چطور او را یاد كنیم؟ فرمود: بگویید حجّت از خاندان محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)» در بیشتر روایات این لقب به صورت «الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ» به كار رفته است.[11]

از جمع بندی مطالب نتیجه می شود بین حجت بودن انبیای الهی و حجت بودن اهل بیت علیهم السلام هیچ تعارضی وجود ندارد و هردو در راستای هم و مکمل یکدیگر برای سعادت جامعه انسانی و تمام کردن حجت بر بندگان است. خالی نبودن زمین از حجت الهی تا قبل از قیامت از مؤکدات پیامبر اکرم خاتم انبیاء الهی است. قرآن ظاهری دارد و باطنی و نمی توان به صرف تکیه بر ظواهر به یک دیدگاه یقینی رسید بلکه نیاز است آیات را تفسیر و به مفسران اصلی آن که خود پیامبر و اهل بیت او است رجوع کرد. داده های قرآنی و روایی به خوبی نشان می دهد که زمین از حجت خدا در هیچ زمانی خالی نمی شود و اگر زمین برای یک لحظه از حجت خدا خالی شود به طور قطع زمین اهل خود را فرو می برد.

پی نوشت
1. لسان العرب، ج 2، ص 228.
2. الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏6؛ ص 256.
3. اصول کافی، ج1، ص 16؛ نساء: 165.
4. اسراء (17): 15؛ بحار الأنوار، ج‏11 ؛ ص21.
5. هلالی، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج2، ص 686؛ شیخ صدوق، امالی، ص 115، طبری آملی، المسترشد فی إمامة علی بن أبی طالب ع، ص 618.
6.  غیبت نعمانی، بخش روایات درباره لزوم حجه در زمین ص ۱۵۵؛ هيئة العلميه في مؤسسة المعارف الاسلاميه، معجم احاديث الامام المهدي(عج)، ج3، ص 42، ح 877، ص344، ح 89.
7. هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج 2، ص 686.
8. الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏6؛ ص 256.
9. شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏18، ص: 351.
10. كتاب الغیبة، ص 202، ح 169؛ كافی، ج 1، ص 328، ح 13.
11. ر.ك: همان؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 245؛ كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 648.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.