حکمت همزمانی چند پیامبر

09:16 - 1400/08/25

بر هیچ قومی، پیامبران همزمان فرستاده نشدند، و مواردی هم که همزمانی دارد یا در مکان ها و قبیله های مختلف بوده اند و یا یکی پیامبر تبلیغی بوده است.

حکمت همزمانی چند پیامبر

آیه 49 سوره مریم، هیچ دلالتی بر همزمانی چند پیامبر ندارد. اگر در مواردی چند پیامبر همزمان بودند، به این معناست که هر پیامبری [پیامبر تبلیغی] مامور تبلیغ برای قبیله و قوم خاصی بوده است. از طرفی اینکه در یک قوم چند پیامبر را کشتند به معنای همزمانی پیامبران نیست؛ بلکه پیامبری می آمد یهودیان به خاطر اینکه منافع مادی خود را در خطر می دید، وی را می کشتند، سپس پیامبر دیگری فرستاده می‌شد.

 حکمت همزمانی برخی پیامبران

برخی با استناد به آیه «وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلاًّ جَعَلْنا نَبِيًّا؛[1] ما اسحاق و يعقوب را به او(ابراهیم) بخشيديم؛ و هر يك را پيامبرى (بزرگ) قرار داديم!» نتیجه گرفته اند که چرا یک قوم سه پیامبر داشته باشد و برخی از مناطق هیچ پیامبری نداشته باشند؟ برای پاسخ به این اشکال به بررسی آیه می پردازیم.

دورنمایی از تفسیر اجمالی آیه 
این بخش از آیات درباره آزر؛ عموی حضرت ابراهیم (علیه السلام) است که در واقع سرپرست وی بوده است؛ ولی بعد از اینکه حضرت ابراهیم به نبوت می‌رسد برای جبران زحمات عموی خود تلاش در هدایت او دارد، حضرت ابراهیم با سخنان منطقی و آمیخته با مهر و محبت سعی می‌کند عموی خود را قانع کرده و او را با توحید ناب آشنا کند.
سخنان دلسوزانه و پر مهر حضرت ابراهیم (علیه السلام) نه تنها بر آزر اثر مثبتی نداشت؛ بلکه آزر با شنیدن این سخنان، بر آشفت و با خشونت و تهدید حضرت را طرد کرد.

وقتی حضرت ابراهیم از هدایت او ناامید شد، از آزر و قوم بت پرست کناره گیری کرد و خداوند متعال به پاس این صبر و تحمل و کناره گیری، به ابراهیم، اسحاق و فرزندش يعقوب را بخشيد، و هر يك از آنها را پيامبر بزرگ قرار داد.

بخشش اسحاق و یعقوب به ابراهیم خلیل 
خداوند به پاس صبر و استقامت حضرت ابراهیم (علیه السلام)، بر وی منت گذاشته و می فرماید: ما به ابراهیم حضرت اسحاق و فرزند اسحاق؛ یعقوب را بخشیدیم و همه اینها را نبی قرار دادیم.

سخن بیشتر در مورد دلالت فقره «وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا؛ و هر یک را پیامبری قرار دادیم» است و نشان از این دارد که آنها پیامبرند؛ ولی نه همزمان، بلکه ابتدا حضرت ابراهیم، سپس فرزندش اسحاق و بعد از اسحاق، فرزند اسحاق، حضرت یعقوب، به ترتیب پیامبران الهی هستند.

خداوند متعال در این آیه به همین نکته بسنده کرده است؛ زیرا ادامه نبوت در نسل حضرت اسماعیل (علیه السلام) است که در آیات دیگری بیان فرموده است.[2]
پس این آیه هیچ دلالتی بر همزمانی این سه پیامبر ندارد.

چرائی همزمان بودن برخی پیامبران 
در قرآن کریم اشاره دارد که برخی از اقوام، پیامبران خود را به قتل می رساندند.[3] از ظاهر این آیه و برخی آیات مشابه چنین برداشت می‌شود که این پیامبران، همزمان بودند و گاهی گفته می شود که بنی اسرائیل در یک روز سیصد پیامبر را کشتند،[4] بر همین اساس سوال می شود که چرا خدا همزمان چند پیامبر را فرستاده است؟

نخست اینکه همه پیامبران در یک رتبه نیستند.[5] بعضی از آنها با عنوان «نبی» و برخی دیگر با عنوان «رسول» فرستاده شدند. از طرفی بعضی از پیامبران، برای منطقه و قوم خاصی بودند.[6] و برخی دیگر برای همه مردم زمان خود،[7] اما بعضی پیامبر برای همه زمان‌ها و مکان‌ها هستند.[8]

بنابر این پیامبران از جهت مکانی با هم متفاوت هستند؛ زیرا هر کدام از آن‌ها در مکان‌های مختلف و بر قبیله‌ها و قوم‌های خودشان پیامبر بوده‌اند نه اینکه چند پیامبر بر یک قوم مشخص آمده باشند، حتی برخی از پیامبرانی که بعد از حضرت موسی آمدند، مامور به تبلیغ پیامبر قبل در یک قبیله بودند که معروف به پیامبران تبلیغی شدند.[9]

اما برخی از پیامبران علاوه بر همزمانی، در یک منطقه خاص زندگی می کردند؛ ولی به حتم در آن برهه، ولایت بر عهده یکی از آنها قرار گرفته و دیگری پیرو او خواهد بود. مانند احترام گذاشتن حضرت یعقوب به حضرت یوسف در مصر؛[10] همچنین حضرت هارون جانشین و پشتیبان حضرت موسی بود؛[11] اینگونه خداوند پیامبری را برای تقویت و پیشتیبانی پیامبر دیگری می‌فرستد.[12] در این موارد به یقین زعامت اصلی بر عهده یک پیامبر است و پیامبر دیگر تابع و تیلیغ کننده او خواهد بود؛ زیرا زعامت و رهبری جامعه باید بر عهده یک نفر باشد.[13] مانند امام حسین (علیه السلام) تا زمان شهات امام حسن (علیه السلام)، خود را تابع وی می دانست.

اما در مورد اینکه یهود در یک روز [هفتاد یا] سیصد پیامبر را کشتند، باید گفت: بر فرض صحت سند روایت، هرگز دلالت ندارد که این هفتاد پیامبر، برای ارشاد در یک منطقه بوده‌اند.

نکته پایانی اینکه: در هر مکانی که انسان زندگی می کرده است به یقین خدا برای هدایت آن‌ها پیامبر، یا فرستاده‌ای [پیامبر تبلیغی] قرار داده تا حق به آن‌ها برسد. خداوند متعال در قرآن کریم به این مطلب تصریح کرده و فرمود: «إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشيراً وَ نَذيراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فيها نَذير؛[14] ما ترا به حق بشارت دهنده و بيم‌‏رسان فرستاديم و هيچ امتى نيست مگر بيم‌‏رسانى در آن بوده است.»‏

بر فرض اگر هم حق به افرادی نرسیده باشد به طور حتم معذور خواهند بود، بنابر این وقتی بیشتر پیامبران در منطقه خاصی مبعوث شده‌اند نشان از آن است که زندگی بشری بیشتر منحصر به این منطقه بوده است.

پی نوشت
[1]. سوره مريم، آیه49.
[2]. سوره بقره، آیه 127-129. 
[3]. سوره توبه، آیه91.
[4]. الدر المنثور، ج1، ص73.
[5]. سوره بقره، آیه253.
[6]. سوره یونس، آیه74.
[7]. سوره بقره، آیه124.
[8]. سوره انبیاء، آیه107.
[9]. احسن الحدیث، قرشی، ج1، ص189.
[10]. سوره یوسف، آیه100.
[11]. سوره طه، آیه31.
[12]. سوره یس، آیه14.
[13]. سوره رعد، آیه13.
[14]. سوره فاطر، آیه24.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.