نقدی به گزارشگران فوتبال بخش دوم

11:54 - 1400/08/19

فوتبال درجهان امروز به عنوان پرطرفدارترین ورزش جهان شناخته می‌شود و توانسته خود را بخشی از زندگی روزمره میلیون ها انسان در سرتاسر کره زمین قرار بدهد.
یک علت جذابیت و حساسیت فوتبال، گزارشگری این ورزش پر طرفدار است. به حدی که گاهی یک گزارشگر می تواند بهترین فوتبال را آنقدر بد گزارش کند که مخاطب آن را پس بزند و یا آن چنان حساسیتی به فوتبالی خسته کننده بدهد که مخاطب را قانع کند یک مسابقه جذاب دیده است.

گزارشگری

گزارشگری بر خلاف آن چیزی که فکر می‌کنید تاثیر فوق العاده زیادی در القای مسائل مختلف فوتبالی و حتی غیر فوتبالی دارد و گاهی به حدی می رسد که جزئی از تاریخ یک کشور می شود. برای نمونه گزارش جواد خیابانی از بازی معروف ایران-استرالیا یا گزارش صعود تیم ملی مصر به جام جهانی و اشک های گزارشگر برای همیشه در تاریخ کشور های ایران و مصر خواهد ماند.

فوتبال درجهان امروز به عنوان پرطرفدارترین ورزش جهان شناخته می‌شود و توانسته خود را بخشی از زندگی روزمره میلیون ها انسان در سرتاسر کره زمین قرار بدهد.
یک علت جذابیت و حساسیت فوتبال، گزارشگری این ورزش پر طرفدار است. به حدی که گاهی یک گزارشگر می تواند بهترین فوتبال را آنقدر بد گزارش کند که مخاطب آن را پس بزند و یا آن چنان حساسیتی به فوتبالی خسته کننده بدهد که مخاطب را قانع کند یک مسابقه جذاب دیده است.
گزارشگری بر خلاف آن چیزی که فکر می‌کنید تاثیر فوق العاده زیادی در القای مسائل مختلف فوتبالی و حتی غیر فوتبالی دارد و گاهی به حدی می رسد که جزئی از تاریخ یک کشور می شود. برای نمونه گزارش جواد خیابانی از بازی معروف ایران-استرالیا یا گزارش صعود تیم ملی مصر به جام جهانی و اشک های گزارشگر برای همیشه در تاریخ کشور های ایران و مصر خواهد ماند.
اما گزارشگری در ایران این روزها اوضاع و احوال خوشی را سپری نمی‌کند و مورد انتقاد طیف عظیمی از جامعه فوتبالی قرار گرفته و ظاهرا سیمای ملی هیچ برنامه ای برای بهبود بخشیدن به اوضاع ندارد.
پنجم :
اصالت دادن به فوتبال :
چند ماه پیش تصویری در فضای مجازی پخش شد که در آن جوانی رو به روی وزارت بنری در دست داشت که روی آن نوشته بود "اوضاع اقتصادی و گرانی برایم مهم نیست به وضعیت فلان تیم برسید" این تصویر عجیب و تاسف برانگیز نشان از آن دارد که فوتبال برای عده ای اصالت پیدا کرده و پایش را از جنبه سرگرمی فراتر گذاشته است.
بارها و بارها در گزارش ها و برنامه های ورزشی از اصطلاحات و آیتم هایی استفاده شده با این مضمون که " فوتبال زندگیست" یا  "چیه این فوتبال"(!)
 بالا بردن حساسیت ها و کری خوانی های بیش از اندازه مجریان و گزارشگران فوتبال به حدی رسیده که هدف و مسئله بخشی از جوانان ما طرفداری شده است(!) و حتی دغدغه خیلی از دختران این سرزمین از اشتغال، ازدواج و بسیاری از حقوق‌شان به سمت رفتن به ورزشگاه تغییر پیدا کرده است.
همه این مسائل به خاطر پرداخت و حساسیت بخشی به این ورزش است که صدا و سیما، به ویژه گزارشگران نقش عمده ای در این اصالت بخشی دارند.
وقتی از گرت بیل بازیکن تیم رئال مادرید در مورد هو شدن ادن هازارد پرسیدند پاسخ داد: " آنها فوتبال را خیلی جدی می‌کنند. در پایان این فقط یک بازی فوتبال است"
 
ششم:
القاء حس خود تحقیری :
بارها و بارها پیش آمده است که گزارشگرهای وطنی هنگام گزارش فوتبال های اروپایی وقتی یک اتفاق خوب در بازی می افتد، با حالت کنایه ای می‌گویند : " ببیند حتی یک کلمه به داور اعتراض نمی‌کند" یا  "فرهنگ تماشاگری را ببینید، حتی بعد از باخت تیم را تشویق می‌کنند"
این حرف ها با حالت کنایی و در مقام مقایسه است تا بیان بکنند که باید از آنها یاد بگیریم.
اما این آقایان که اینگونه حس خود تحقیری را خواسته یا ناخواسته به ما القاء می‌کنند در مقابل صحنه هایی به شدت بدتر از آن چه در کشور ما رخ می دهد، سکوت کرده و حرفی نمی‌زنند.
کتک کاری های متعدد، نژاد پرستی های متوالی که آنها را مجبور به وضع قانون های سختگیرانه ای کرده، فحاشی های متعدد به بازیکنان ، جیمی جامپ های متعددی که صدا خود آن‌وری ها را هم در آورده است و بعضا بی احترامی های زیاد به داوران چیزی است که در مسابقات غربی ها چندین برابر بیشتر از ماست اما آقایان عزیز، مغرب زمین را قبله فرهنگ فوتبالی معرفی می‌کنند و بزرگ می‌دارند و ما را حقیر!

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.