وجود خدا باطل کننده توهم خدا ناباوران

12:13 - 1400/08/29

خداوند متعال، قرآن را برای هدایت بشر به پیامبرش فرستاد و اطاعت او را بر همگان واجب کرد؛ زیرا انسان ناقص و محدود است و محدود نیازمند به نامحدود می باشد.  

وجود خدا باطل کننده توهم خدا ناباوران

خداوند متعال خالق همه هستی است و آفریننده هستی باید بی نیاز مطلق باشد؛ زیرا نیازمندی مستلزم عجز و ناتوانی است و در خدا هیچ‌گونه عجز و ناتوانی نیست. از طرفی خدا دیده نمی‌شود؛ زیرا دیده شدن نیز مستلزم محدود شدن است. وقتی که جاذبه زمین دیده نمی شود ولی وجود دارد اگر بخواهد دیده شود باید محدود تر شود یعنی در دائره احاطه دید انسان قرار بگیرد.

وجود خدا باطل کننده توهم خدا ناباوران

برخی از خداناباوران به خیال خام خود توانسته‌اند با چشم به هم زدنی مسلمانان را رسوا کرده و خود را پیروز میدان بدانند؛ در حالیکه اینها نه تنها روی عقل خود را پوشانده اند؛ بلکه انسانیت را نیز پایمال کرده اند؛ زیرا با زیر سوال بردن وحی و قرآن، خدا را انکار کرده اند. برای روشن شدن مطلب باید چند نکته را در نظر داشت.

اول. چرا خدا دیده نمی شود؟

نامحدود بودن خدا
هرگز خدا با چشم دیده نمی‌شود؛ زیرا به یقین آنچه در نظام احسن و نظام هستی وجود دارد از دو بخش تشکیل می‌شود:

یک. محسوسات. یعنی آنچه که قابل دیدن و مشاهده است. مانند آنچه که در زمین و آسمان است و همه ما با حواس پنجگانه خود احساس می کنیم.

دو. غیر محسوسات. آنچه که از حواس پنجگانه انسان مخفی است و با اینکه علم امروزی وجود آنها را ثابت کرده است ولی قابل دیدن و مشاهده نیست، از باب نمونه می‌توان به جاذبه زمین، امواج صوتی، علومی که در حافظه انسان قرار دارد، عواطف و احساسات یک انسان و... همه اینها علاوه بر اینکه علم، وجودشان را ثابت کرده است، هر انسانی وجدان می‌کند ولی دیده نمی‌شود.

پس نکته نخست اینکه: در مورد هر چیزی که قابل مشاهده نیست نمی‌توان گفت وجود ندارد و یا خیالی است.

نکته دوم اینکه به وجود آورنده این دو بخش از هستی، کیست؟ هیچ عقل سالمی نمی‌تواند بگوید که به خودی خود به وجود آمده است. هرگز کسی نمی‌گوید که این ساختمان یک مرتبه به وجود آمده است، چه برسد به نظام هستی که بسیار عظیم است. اگر کسی بگوید که از یک هسته اولی به وجود آمده است باز سوال می‌کنیم که آن هسته اولی را چه کسی به وجود آورده است. نام آن آفریننده، خداست.

نکته سوم اینکه وقتی که در این دنیا چیزهایی وجود دارد که دیده نمی‌شود، به طریق اولی آفریننده آنها دیده شدنی نخواهد بود؛ زیرا اگر دیده شود، محدود به زمان و مکان می‌شود و محدود به زمان و مکان شدن، مستلزم نیازمند بودن است و نتیجه نیازمند بودن این است که در یک مکان یا زمانی باشد و در مکان، یا زمان دیگری نباشد.[1]

قرآن کریم این بیان عقلی را چنین تبیین می‌فرماید: «لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ و َهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌؛[2] دیده‌ها نمی‌تواند او را درک کنند ولی او دیده‌ها را درک می‌کند و او لطیف و آگاه است».

محدود بودن انسان 
از طرفی انسان از همه جهات، نیازمند و محدود است. از جهت بینایی تا فاصله مشخصی را می‌بیند همچنین از جهت شنوایی، قدرت بدنی، و حتی از جهت عاطفی، روانی نیز انسان محدود و ناقص است. بنابر این انسان با این همه محدودیت، چگونه می‌تواند در مورد جهان هستی نظر دهد تا برسد به اینکه بخواهد در مورد خدا نظر بدهد.؟![3]

این غایت جهالت یک انسان است که خدا را انکار کند. انسانی که حتی محسوسات این عالم را نشناخته است تا چه رسد به غیر محسوسات و بعد از آن کل نظام هستی و... وقتی فاصله حتی نزدیکترین ستاره به زمین یعنی «پروکسیما قنطورس» بیش از ۴.۲ سال نوری می‌باشد که حتی خواندن عدد آن برای انسان مشکل است، اگر با سریعترین وسیله روی زمین به طرف آن حرکت کنیم صد هزار سال نوری طول می کشد تا به آن برسیم.
کسی که در این فاصله مانده، چگونه می‌تواند در مورد خدایی میلیاردها برابر بزرگتر از این را خلق کرده است نظر دهد.! اینجاست که به عظمت خدا پی می‌بریم و از طرفی از سر ضعف و نیاز، به درگاه بی نیاز او سر تعظیم فرود می آورد؛ زیرا فرمود: «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ‏ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ؛[4] اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد؛ تنها خداوند است كه بى‏نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است!»

دوم. قرآن نوشته کیست؟
قرآن کریم معجزه‌ای است که تا به حال هیچ کسی نتوانسته است آن را تحریف کند چه برسد به اینکه کسی بخواهد مانند آن را بیاورد. حتی مباحث علمی قرآن کریم و... همه اینها نشانه این است که این قرآن از طرف خدایی می باشد که به تمام جهان هستی عالم است.

بنابر این خداوند متعال، قرآن کریم را از طریق وحی، بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرستاد. از سویی هرگز پیامبر ادعا نکرده است که قرآن از اوست. بلکه هیچ مسلمانی چنین چیزی را نگفته است.

چرا اطاعت از پیامبر واجب است؟
خدا آفریننده تمام جهان هستی است. بنابر این موجوداتی را آفریده که از دید بشر پنهان بوده، ولی در زندگی بشر تاثیر گذار است. علم انسان ناقص و محدود است. پس برای هدایت انسان، پیامبرانی را فرستاده است و اطاعت از او را نیز واجب کرده است. به عبارت دیگر اطاعت پیامبر از آن جهت واجب است که او راه رستگاری و خوشبختی را می داند.

نتیجه اینکه: خدا هرگز دیده شدنی نیست؛ زیرا مستلزم محدود شدن و نیازمند بودن خداست. از طرفی خدا قرآن کریم را به عنوان یک کتاب راهنما برای هدایت بشر به عنوان یک کتاب آسمانی فرستاد و هرگز نوشته پیامبر و... نیست زیرا نه تنها پیامبر چنین ادعایی نداشته بلکه هیچ مسلمانی نیز چنین ادعایی را نکرده است. اگر کسی اهل فکر و دقت باشد همه اینها را می تواند با وجدان خود بیابد و انکار آنها مساوی با انکار وجدان است.  

پی نوشت
[1]. رک، ترجمه بیان السعادة، ج3، ص80؛ تفسیر نمونه، مکارم، ج12، ص566.
[2]. سوره انعام، آیه104.
[3]. تفسیر نمونه، مکارم، ج18، ص378.
[4]. سوره غافر، آیه15.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.