ابن تیمیه در مواجهه با اهل بیت علیهم السلام

09:34 - 1400/08/27

با تمام عناد و خبثی که برخی از افراد نسبت به امیر المومنین (علیه السلام) دارند باز نتوانستند عصمت، علم و روح معنویت حضرت و حتی اهل بیت (علیهم السلام) را پوشش دهند.

اعترافات ابن تیمیه در باب اهل بیت

در میان اهل سنت، ابن تیمیه که امروزه وهابیت او را پیشوای خود می‌دانند، از همه بیشتر سعی از پوشاندن فضائل اهل بیت (علیهم السلام)، به خصوص امیرالمومنین (علیه السلام) دارد، ولی تقدیر الهی بر این رقم خورده که گاهی ناخواسته مطالبی را بیان کند که نه تنها حقانیت امیر المومنین (علیه السلام) را اثبات می‌کند، بلکه فضیلت‌هایی مانند عصمت، علم و... را نیز روشن می‌سازد.

ابن تیمیه در مواجهه با اهل بیت

یکی از معاندینی که کمر بر دشمنی اهل بیت به خصوص امیر المومنین (علیهم السلام) بسته است، ابن تیمیه حرانی است. وی در کتاب‌های خود به هر شکلی که می‌توانسته از امیر المومنین (علیه السلام) بدگویی کرده است تا آنجا که کار را به تنقیص و کم کردن مقام امیر المومنین کشانده است. ولی با این حال در لابلای کتاب‌هایش جملاتی یافت می‌شود که می‌توان از آن‌ها به فضائل اهل بیت (علیهم السلام) پی برد.

عصمت امیر المومنین (علیه السلام)
ابن تیمیه ضمن رد کردن فضائل امیر المومنین (علیه السلام) استدلال‌هایی را بیان کرده است که می توان از آن عصمت حضرت را اثبات کرد. از باب نمونه می‌توان به حدیث زیر اشاره کرد. ایشان در ضمن روایتی چنین می‌گوید: «وَ أَيْضًا فَالْحَقُّ لَا يَدُورُ مَعَ شَخْصٍ غَيْرِ النَّبِيِّ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -، وَلَوْ دَارَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ حَيْثُمَا دَارَ لَوَجَبَ أَنْ يَكُونَ مَعْصُومًا كَالنَّبِيِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -؛[1] و همچنین حق دائر مدار شخص خاصی غیر از پیامبر نیست، و اگر حق دائر مدار علی باشد پس به حتم واجب است که علی مانند پیامبر معصوم باشد.» در این جمله به صراحت اذعان کرده است که اگر حق دائر مدار علی باشد به یقین باید علی (علیه السلام) معصوم باشد.

پس ایشان تا اینجا قبول دارد که اگر این حدیث درست باشد، به یقین دلالت بر عصمت امیر المومنین (علیه السلام) دارد، ولی بلا فاصله با ادعای اینکه کسی از مسلمانان چنین روایتی را نقل نکرده است آن را رد می‌کند.

بنابر این برای رد کردن این حدیث چنین می‌گوید: «هَذَا لَا يَقُولُهُ أَحَدٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ غَيْرَ الشِّيعَةِ؛[2] این روایت را هیچ کسی از مسلمانان غیر از شیعه نقل نکرده است.»

ایشان با چشم بسته و تعصب کورکورانه، با همان روش خبیثانه‌ای که در پیش گرفته است می‌گوید کسی نقل نکرده است، این در حالی است که بسیاری از علمای اهل سنت این روایت را نقل کرده‌اند که از باب نمونه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

تاریخ بغداد، نوشته خطیب بغدادی؛[3] مجمع الزوائد، نوشته هیثمی؛[4] الامامة و السیاسة، نوشته ابن قتیبه دینوری؛[5]المستدرک علی الصحیحین، نوشته حاکم نیشابوری؛[6]الجامع الصحیح معروف به سنن ترمذى؛[7]التفسیر الکیبر، نوشته فخر رازی؛[8] مسند ابى یعلى، نوشته ابی یعلی موصلی؛[9] و... موارد دیگری که تمام این ها از علمای اهل سنت هستند و این روایت را نقل کرده اند.

پس نخست اینکه از کلام ایشان، عصمت امیر المومنین (علیه السلام) نتیجه گرفته می‌شود، از طرفی اثبات شد که این روایت را بسیاری از بزرگان اهل سنت در کتاب‌هایشان نقل کرده‌اند، پس علی‌رغم گفته ابن تیمیه، علاوه بر شیعه، این روایت را اهل سنت نیز نقل کرده‌اند.

دیدگاه ایشان نسبت به مقام اولیای الهی
ابن تیمیه در باره کرامات برخی چنین می‌گوید: «از ولی خدا گاهی مکاشفاتی صادر می‌شود و در بعضی موارد تصرفاتی خارق العاده دارد؛ مانند اینکه با اشاره‌ای، کسی را بمیراند؛ در هوا به سوی مکه یا جای دیگری پرواز کند؛ روی آب راه برود؛ از چشم مردم پنهان شود؛ در حالیکه غائب یا مرده است به فریاد مردم رسیده حاجت آنها را روا کند؛ مال سرقت رفته مردم را نشان دهد و...» سپس می‌گوید: البته ممکن است کسی این اعمال را انجام دهد اما ولی خدا نباشد؛ زیرا ملاک در ولی خدا بودن، تبعیت از رسول الله (صلی الله علیه و آله) است.[10]

به اعتراف ایشان برخی (اگر چه مسلمان نباشند)، می‌توانند مقام‌هایی داشته باشند که به واسطه آن کارهای خارق العاده‌ای انجام دهند ولی از اولیا الله محسوب نمی‌شوند؛ زیرا ملاک «تبعیت از رسول خدا» در آنها نیست.

ولی وقتی از قدرت و مقام‌های اهل بیت (علیهم السلام) سخن به میان می‌آید با خشونت تمام آنها را رد کرده و هر گونه مقام را از اهل بیت پیامبر نفی می‌کند، که این برخورد معاندانه، برخاسته از خبث باطنی ابن تیمیه است.

بنابر این اهل بیت علیهم السلام ملاک تبعیت را به طور کامل دارا هستند، پس به اعتراف ابن تیمیه نباید کرامات آنها انکار‌ شود!

اعتراف به علم امام صادق (علیه السلام)
ابن تیمیه که در همه جا سعی دارد که به نحوی نقش ائمه (علیهم السلام) را کمرنگ جلوه دهد در مورد امام صادق (علیه السلام) چنین می‌گوید: «فَإِنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ لَمْ يَجِئْ بَعْدَهُ مِثْلُهُ. وَقَدْ أَخَذَ الْعِلْمَ عَنْهُ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةُ، كَمَالِكٍ، وَابْنِ عُيَيْنَةَ، وَشُعْبَةَ،... وَأَمْثَالِهِمْ مِنَ الْعُلَمَاءِ الْمَشَاهِيرِ؛[11] به درستی جعفر بن محمد (علیه السلام) که بعد از او مثلش نیامده است. و همه بزرگان و پیشوایان علم را از او گرفته اند مانند مالک، ابن عبینه، ابن شعبه،...و مانند اینها از علمای مشهور.» در اینجا با اعتراف به علم امام صادق علیه السلام حتی بزرگان اهل سنت را شاگرد وی معرفی می کند.

شگفتی در این است که با اینکه ایشان عظمت علمی امام صادق (علیه السلام) را ستوده، ولی در عمل آن را نمی پذیرد و دیگران را بر حضرت مقدم می دارد.

پی نوشت
[1]. منهاج السنة، ابن تیمیه، ج4، ص241.
[2].منهاج السنة، ابن تیمیه، ج6، ص362.
[3]. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج 14، ص321 و322.
[4]. مجمع الزوائد، هیثمی، ج7، ص235و 236.
[5]. الامامة و السیاسة، ابن قتیبه، ج1، ص73.
[6]. مستدرک حاکم، ج 3، ص134.
[7]. جامع ترمذى، ج 5، ص 633.
[8]. التفسیر الکیبر، فخر رازی، ج 1، ص 180.
[9]. مسند ابى یعلى، ج 2، ص 318، ح 1052.
[10]. الفرقان بين أولياء الرحمن وأولياء الشيطان، ابن تیمیه، ج1، ص78 و 79.
[11]. منهاج السنة، ابن تيميه،ج4، ص126.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.