تشویق های دین در مقابل توهم فریب

09:57 - 1400/08/30

دستورات دین با نیازهای فطری و درونی انسان‌ها تناسب نزدیک دارد؛ در نتیجه همانطور که نیازها حقیقی و قابل حس است، رفع نیازها و وعده‌های دین برای به ثمره نشستن دستورات نیز، حقیقی و خالی از هرگونه فریبکاری است.

تشویق های دین در مقابل توهم فریب

در نهاد آدمی نیرویی وجود دارد که به آن فطرت گفته می‌شود. یکی از گرایش‌های این نیرو به دین و مباحث خداشناسی است در اینجاست که دین برای رفع نیازهای فطری انسان، دستوراتی را بیان فرموده است و برای به ثمر نشستن آن دستورات، تشویق‌ها و تنبیه‌هایی را نیز در نظر گرفته است، هر چند بعضی از روی محبت و عشق دستورات دین را انجام می‌دهند. همانگونه که چنین گرایشی حقیقی و قابل حس برای همه انسان‌هاست، هر‌گونه توهم و فریبکاری از ساحت دین مبراست.

تشویق های دین در مقابل توهم فریب

برخی از دین‌ستیزان برای توجیه کار خود، با استناد به دلیل‌های خیالی خود، خواسته‌اند دین را نوعی فریبکاری و دروغ پردازی علیه مردم معرفی کنند، به همین خاطر می‌گویند: دین زندگی را از شما می‌گیرد و به حور و قصوری وعده می‌دهد که از اساس واقعیت ندارد.

برای پاسخ به این شبهه به چند نکته اشاره می‌شود.

یک. فطری بودن دین 
در بحث انسان شناسی معلوم است که در نهاد آدمی نیرویی غیر از نیروی جسم و روان آدمی وجود دارد که هر کسی آن را وجدان می‌کند و آن فطرت و سرشت انسان است.
فطرت به معنای شکافتن و آفریدن بدون پیشینه است؛[1] زیرا خدای مهربان در نهاد آدمی نیروی شگفتی بدون پیشینه قبلی آفریده است که به آن فطرت گفته می‌شود. علاوه بر اینکه اساس خداشناسی و آموزه‌های دینی، بر اساس فطرت سالم انسانی تشریع شده است.

قرآن کریم فطری بودن دین را چنین تبیین می‌کند. «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون‏؛[2] پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسان‌ها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست؛ اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمى‌‏دانند!»

این آیه تاكيد مى‏‌كند كه دين حنيف و خالص خالى از هر گونه شرك، دينى است كه خداوند در سرشت همه انسان‌ها آفريده است؛ سرشتى است جاودانى و تغيير ناپذير هر چند بسيارى از مردم توجه به اين واقعيت نداشته باشند.[3] پس دین در تمام ابعادش، یک امر فطری و برخواسته از سرشت درونی انسان‌هاست.

فطری بودن بعضی از امور و موافقت آن‌ها با سرشت درونی انسان، امری است که امروزه نظر روانشناسان و حتی دانشمندان غربی را نیز به خود جلب کرده است آنها نیز به این امر اذعان دارند که در درون انسان گرایش به خوبی‌ها و انزجار از بدی‌ها وجود دارد.[4]
پس اساس دین یک امر فطری و درونی انسان است، به عبارت دیگر یکی از کارکردهای دین رفع نیازهای فطری انسان است.

دو. تشویق، یا فریب کاری در دین 
هر انسانی برای انجام کاری نیاز به تشویق دارد، دین نیز برای رفع نیازهای فطری، انسان‌ها را تشویق به عمل‌کرده و برای انجام ندادن دستورات، تنبیه قرار داده است. گر چه برخی نه به خاطر تشویق و تنبیه؛ بلکه از روی محبت و عشق دستورات دین را انجام می‌دهند.[5] درست مانند پدری که کودکش را گاهی با تشویق، گاهی با تنبیه به اجرای دستورات حرکت می‌دهد و کودک گاهی از روی محبت این کار را می‌کند.

سه. حقیقی بودن تشویق‌ها و تنبیه‌ها
اگر چه در بین مردم، برخی تشویق‌ها و تنبیه‌ها حقیقی نیست و نوعی فریبکاری و خلف وعده است، اما وقتی که دین تشویق‌هایی قرار می‌دهد به یقین تشویق‌های دین حقیقی بوده و محقق می‌شود؛ زیرا هرگز خدا خلف وعده نمی‌کند.[6] از طرفی برخی وعده‌های خدا به صورت نقدی است و در همین دنیا نصیب انسان می‌شود.

چهار. سوء استفاده کنندگان از دین 
یکی از آسیب‌هایی که گریبانگیر دین شده است و در بسیاری از موارد، دین‌داران را متحیر کرده و آنها را به دین گریز تبدیل کرده است؛ حتی در بعضی از موارد از دین خارج کرده است، سوءاستفاده از دین است.

کسانی که دین را وسیله رسیدن به اغراض مادی و خبیث خود قرار داده‌اند، گروهی مانند داعش را به وجود آوردند تا دین ستیزی و مسلمان‌گریزی را ترویج دهند؛ بنابر این هیچ کدام از اعمال و رفتار این گونه افراد مورد تائید اسلام نیست.

پنج. فطری بودن دین و دین‌گریزی اکثر مردم 
درست است که دین فطری است ولی اینکه امروزه بسیاری از مردم دین‌گریز یا دین‌ستیز شده‌اند؛ و به عبارت دیگر سکولار شده‌اند، علت‌های بسیاری دارد که خطای در تطبیق از جمله آن‌هاست.

بسیاری از مردم به خاطر خطای در تطیبق، دین گریز شده‌اند. عواملی مانند شیطان، نفس اماره و دشمنان بیرونی دست در دست هم داده و باعث می‌شوند تا انسان در شناخت و گرایش به حق دچار انحراف شود؛ بنابر این در بسیاری از غرب‌نشینان که غرق در شهوات و... هستند گرایش به دین را نیز به وفور می‌بینیم و این نشان از فطری بودن دین دارد.

پس بیشتر مردم، دین گریز نیستند؛ بلکه یا در مقام شناخت دین و معرفتی دچار انحراف شده‌اند و یا فریب دشمنان، و تبلیغات ضد دینی شده و به مهره دشمن تبدیل شده‌اند.
نتیجه اینکه دین با همه باورها و تشویق‌هایی که دارد با واقعیت درون انسان تطبیق دارد و این نشان از حقیقی بودن آن است، در نتیجه به وعده‌هایش نیز عمل خواهد کرد.

پی نوشت
[1]. مفردات، راغب، ص640؛ قاموس قرآن، ج5، ص192.
[2]. سوره روم، آیه30.
[3]. تفسیر نمونه، مکارم، ج16، ص418.
[4]. مجموعه آثار، شهید مطهری، ج3، ص393.
[5]. رک، نهج البلاغه، صبحی، ص510.
[6]. سوره آل عمران، آیه9.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.