نفوذ محبت مالک اشتر به قلب امیرالمومنین (علیه السلام)

10:26 - 1400/09/02

مالک اشتر نخعی یکی از افرادی بود که توانست در قلب امیرالمومنین (علیه السلام) نفوذ کند.

خلاصه زندگی نامه مالک اشتر

مالک اشتر نخعی از یاران خاص امیرالمومنین (علیه السلام) بود که توانست با فرمانبرداری و اطاعت بی چون و چرا از ایشان و دفاع جانانه از حقوق ولی الله، محبت امیرالمومنین (علیه السلام) را به خود جلب کند. شهادت او نه تنها امام (علیه السلام) را اندوهگین ساخت، بلکه دشمنان را نیز شاد کرد و این بهترین شاهد بر راستی و صدق عملکرد مالک اشتر می باشد.

اشاره
مکتب شیعه از ابتدای پیدایش تا امروز دچار بی‌محبتی و کم لطفی دشمنان و جاهلان قرار گرفته است اما کم نبودند کسانی که مسیر حق را یافته و خود را واله و شیدای امامان معصوم (علیه السلام) قرار دادند و حتی در این راه، جان خویش را فدا کردند. دشمن زبون و خار نه تنها پیرامون ائمه شیعه به القاء شبهات دست می‌زند بلکه یاران وفادار و مخلص اهل بیت (علیهم السلام) را دستخوش تحریف و دروغ‌پردازی قرار می‌دهد.

اشکال
معروف و مشهور این است که مالک اشتر نخعی از یاران نزدیک و باوفای امیرالمومنین علی (علیه السلام) می‌باشد اما، حقیقت این است که او یکی از رهبران شورشیان مدینه بر ضد عثمان بود و در این آشوب‌ها نقش زیادی داشت.[1] او با زیرکی توانست به امیرالمومنین (علیه السلام) نزدیک شود و با نفوذ در دستگاه خلافت، سپاه قدرتمندی برای خود تشکیل دهد. قدرت این جریان چنان زیاد بود که امیرالمومنین (علیه السلام) برای پرهیز از ایجاد فتنه، از سرکوب او صرف نظر کرد.

پاسخ
این شبهه از چند جهت قابل پاسخگویی است:

اهل تسنن و علی خیبر شکن
نخستین نکته‌ای که می‌تواند موجب شکستن صولت و شکوه این شبهه شود، ویژگی شجاعت و دلیری امیرالمومنین (علیه السلام) است که اهل تسنن در جریان هجوم غاصبان خلافت به منزل حضرت زهرا (علیها السلام) بر آن تاکید بسیاری دارند و یکی از دلائل و شواهد دروغ بودن این حمله ناجوانمردانه را روحیه غیرت و شجاعت امیرالمومنین (علیه السلام) می‌دانند که با آن همه قدرت بازو که توانست درب خیبر را از جا دربیاورد، ممکن نیست در مقابل چند شورشی توان مبارزه نداشته باشد.

بنابر پذیرش نفوذی بودن مالک اشتر، امیرالمومنین (علیه السلام) پس از رسیدن به خلافت که دارای سپاه و لشکری مجهز از اهل عراق بودند و در مقابل ناکثین و قاسطین و مارقین سکوت نکردند، به آسانی می‌توانستند فتنه مالک اشتر را سرکوب کنند نه آنکه با وجود یاران وفادار، سکوت پیشه کرده و مصالح امت اسلامی را در نظر بگیرند.

مالک اشتر در فرمایش پیامبر اعظم
مالک بن حارث نخعی معروف به مالک اشتر از یاران خاص و نزدیک به امیرالمومنین (علیه السلام) محسوب می‌شود. منابع تاریخی از سال ولادت و مراحل رشد او چندان پربار نیست اما محل زندگی مالک در کوفه بوده و اولین حضور جدی او در فتح دمشق و جنگ «یرموک» می‌باشد که در آنجا از ناحیه چشم مجروح شد و لقب اشتر به خود گرفت.[2]

یکی از سخنان ارزشمندی که عظمت شخصیت مالک اشتر و ایمان راسخ او را آشکار می‌کند، فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که در ضمن یک پیشگویی فرمودند:«لَيَمُوتَنَّ رَجُلٌ مِنْكُمْ بِفَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ تَشْهَدُهُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛[3] بی‌شک یکی از شما در سرزمین بیابانی می‌میرد و گروهی از مؤمنان بر بالین او حاضر خواهند شد.» سال‌ها بعد پس از آنکه ابوذر غفاری به بیابان‌های ربذه تبعید شد و بر اثر بیماری و کهولت سن به حالت احتضار و مرگ درآمد، به همسرش گفت پیامبر هیچگاه دروغ نگفت و یقین دارم گروهی برای تجهیز من به اینجا می‌آیند. زمانی نگذشت که گروهی از انصار که مالک اشتر نیز در میان آنها بود، به محل اقامت ابوذر رسیده و امور مربوط به دفن او را برعهده گرفتند و نماز میت او را نیز مالک اشتر اقامه کرد.[4]

مالک در فکر نجات عثمان
عثمان در طول خلافتش مرتکب تبعیض‌های زیادی شد که نارضایتی مردم مدینه و بعضی مناطق دیگر مثل مصر را به همراه داشت و امیرالمومنین علی (علیه السلام) در اوج اعتراض‌های مردمی به او توصیه کردند که اعمالش را اصلاح کند اما، او نه تنها برای جبران اشتباهات خویش تلاشی نکرد بلکه مسیر قبلی را ادامه داد.[5]

شدت اعتراض‌های مردمی هنگامی به اوج رسید که عثمان در خانه‌اش محاصره شد و افرادی همچون طلحه و زبير آب را به روى او بستند اما، امیرالمومنین علی (عليه السلام) با این عمل مخالفت کرده و توانست با زحمت فراوان به عثمان و خانواده‌اش آب برساند.[6] حتی امام (علیه السلام) فرزندان خویش حسن و حسين (عليهما السلام) را براى دفاع از خانه او فرستاد و آن دو، در اين ماجرا زخمى شدند.[7]

در میان هیاهو و درگیری‌های شدیدی که در مقابل منزل عثمان برقرار بود،‌ مالك اشتر که واسطه و پیام‌رسان میان معترضان و عثمان محسوب می‌شد،[8] با امّ حبيبه همسر خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) براى نجات عثمان و خروج او از منزل و فراری دادنش، طرح و نقشه‌ای تنظیم کردند که به دلائلی اجرایی نشد.[9] هیچ بعید نیست با توجه به رابطه مالك با امیرالمومنین على (عليه السّلام) این حرکت مالک، از نقشه‌هاى امام (علیه السلام) بوده باشد.[10]

نفوذ مالک در قلب علی (علیه السلام)
صفحات تاریخی از گزارش‌هایی پر شده که از دفاع جانانه مالک اشتر از امیرالمومنین (علیه السلام) حکایت دارد. از این رو، حسادت دروغ‌زنان و خشم آنان از مالک سبب شد، او را نفوذی در دستگاه خلافت امیرالمومنین معرفی کنند. حال آنکه او نه فقط سپهسالار لشکریان امیرالمومنین بود بلکه توانست عشق و محبت امیرالمومنین (علیه السلام) را نیز به خود جلب کند. بهترین دلیل و شاهد، فرمایش امام (علیه السلام) در توصیف مالک اشتر پس از مرگ او بود.

امام امیرالمومنین (علیه السلام) پیوسته ‌از شهادت مالک اشتر اندوهگین بودند و پس از شنیدن خبر وفات او فرمودند: «خدا مالک را رحمت کند. با مرگ او یک جهان ویران شد[11] و هرگز مانند او را نخواهم دید.[12] پیوند من و مالک همانند پیوند من و رسول الله بود.»[13]

شدت ارادت و محبت مالک اشتر به امیرالمومنین (علیه السلام) چنان زیاد بود که معاویه دشمن خونین امام، پس از مرگ مالک اشتر اظهار خوشنودی کرد و گفت:«علي (علیه السلام) دارای دو دست بود که هر دو را قطع کردم؛ یکی عمار ياسر که در صفین کشته شد و دیگری مالك اشتر که در مصر مسموم گشت.»[14]

نتیجه
مالک اشتر نخعی یکی شیعیان و از یاران وفادار امیرالمومنین (علیه السلام) بود که به اعتراف دوست و دشمن، هیچگاه رفتارش بر خلاف رضایت مقتدایش نبود و از هیچ تلاشی برای دفاع از حق امیرالمومنین (علیه السلام) و هدایت مردم به سوی ایشان کوتاهی نکرد.

پی نوشت
[1]. بکری، تاريخ الخميس، ج‏2، ص: 273.
[2]. ذهبی، تاريخ الإسلام، ج‏3، ص: 593.
[3]. ابن عبد البر، الاستيعاب، ج‏1، ص: 254.
[4]. ابن سعد، الطبقات ‏الكبرى، ج‏4، ص: 177 ؛ کَشّی، رجال الكشي، ص: 65.
[5]. ابن اعثم، الفتوح، ج‏2، ص: 395.
[6]. تاريخ ‏الإسلام، ج‏3، ص: 459.
[7]. ابن طقطقی، الفخرى، ص: 103.
[8]. طبری، تاريخ ‏الطبري، ج‏4، ص: 371.
[9]. ابن ابی شیبة، المصنف، ج21، ص: 442، کتاب الفتن، ما ذکر فی عثمان..
[10]. تقی‌زاده، تصوير امامان شيعه ، ص: 56.
[11]. مفید، الأمالي،  ص: 83.
[12]. مجلسی، بحار الأنوار، ج‏33، ص: 592.
[13]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج15، ص: 98.
[14]. تاريخ ‏الطبري، ج‏5، ص: 96.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.