شخصیت حیدرعلی قلمداران قمی

13:52 - 1400/09/07

حیدرعلی قلمداران قمی از شخصیت های دینی شیعی بوده که گرایش زیادی به اندیشه اهل سنت و وهابیت داشته است.

قلمداران

حیدر علی قلمداران قمی از جمله شخصیت های علمی است که به سبب برقراری ارتباط با افرادی مانند ابوالفضل برقعی، مصطفی حسینی طباطبایی و به سبب آشنایی با آثار شیخ محمد خالصی از وی روشنفکری دینی و دگر انديش نو گرا ساخت و اندیشه وی را در همان مسیر نظام‌مند کرد. آثار قلمداران قمی نشان می دهد او مروج افکار جریان اهل سنت افراطی به ویژه وهابیت بوده است. دیدگاه های وی درباره نفی حدیث غدیر درباره امامت و نفی زیارت قبور اهل بیت (علیهم السلام) مؤید تقلید وی از اندیشه جریان وهابی و سنی گری بوده است. 

برخی از شیعیان با متاثر شدن از کتب ابن تیمیه و وهابیون، نظراتی بر خلاف مشهور شیعه می‌دهند. یکی از این اشخاص آقای قلمداران است که نظرات خاصی دارد. وهابیون از این افراد استفاده کرده و آن ها را در تقابل با مذهب شیعه بیان می کنند. نظرات این اشخاص شیعه تحت تاثیر افکار وهابیون، باید مورد بررسی قرار بگیرد.

شخصیت شناسی
حیدر علی قلمداران در سال 1292 شمسی در روستای دیزیجان در ۵۵ کیلومتری جاده قم-اراک متولد شد. در سن 5 سالگی مادرش را از دست داد و در 15 سالگی شاهد از دست رفتن پدرش بود. وی در سال 1319 در سن 20 سالگی در قم سکونت گزيد و در 30 سالگی وارد آموزش و پرورش و فرهنگ قم شد، با روزنامه های مختلف همکاری نموده و مقالات مختلفی برای آنها می‌نوشت. او در زمینه های مختلفی از جمله فقه و کلام دیدگاه های مختلفی داشت و در مجلات فقهی مشهور آن روز انتشار داده می شد. ایشان از دوستان نزدیک برقعی و سید مصطفی طباطبایی محسوب می شد و در عقیده، پیرو و ادامه دهنده اندیشه شریعت سنگلجی و سید اسدالله خرقانی بوده و علاقه شدیدی به آثار  محمد خالصی (م 1343 ش) داشته است.[1]

حیدرعلی قلمداران نزدیک به ۱۵ سال جلسه تفسیر قرآن در شهر قم داشت. عده‌ای از همفکران و فرهنگیان به منزل او می‌رفتند و او به آنها درس می‌داد.[2] ایشان در کنار تالیف و تدریس به امر سخنرانی نیز پرداخته و در شهرهای آن روز ایران مانند تهران، اصفهان، تبریز و کربلای معلی اقامه سخن کرده است.
وی ارتباط تنگاتنگی با بازرگان داشته و بارها از سوی علی شریعتی مورد تعریف قرار گرفت به گونه ای که شریعتی جهت بخشی و نظم فکری خود را مرهون قلمداران می دانست. قلمداران بر اثر عارضه سکته مغزی سال ها خانه نشین شد و پس از گذراندن هشت‌سال بيماری طاقت فرسای فلج‌، در سن 76 - 78 سالگی درگذشت.[3]

اندیشه فکری قلمداران
درباره اندیشه فکری و عقاید قلمداران دیدگاه های مختلفی وجود دارد. رسول جعفریان محقق و پژوهشگر حوزه تاریخ اسلام از او به عنوان یک روشنفکر دينی و دگر انديش در مسائل اسلامی یاد نموده که طی چهار دهه پيش از پيروزی انقلاب اسلامی ‌فعاليت فرهنگی و فکری داشت‌.[4] علاقه زیاد ایشان به آثار آيت الله شيخ محمد خالصی سبب شد تا به ترجمه آثار وی اقدام کند.[5] محتوای این آثار به گونه ای بوده که مشی سنی گری در آن متبلور بوده و لذا نقش به سزایی در شکل گیری نظام فکری قلمداران داشته است.

گرايش نخست قلمداران به زنده کردن تمدن اسلامی و بررسی علل انحطاط بود، به‌همين دليل برخی از نوشته‌هايش را با عنوان «سلسله انتشارات حقايق عريان در علل و عوامل انحطاط و ارتقاي مسلمانان‌» نشر می کرد. در همين فضا بود که توجهش به‌اصلاح‌گری جلب شد و اين اصلاح‌گری از نظر او، که در فضای ايران شيعی می زيست‌، محصور در اصلاح تشيع گرديد. وی که با نگاهی مذهبی و سنتی به سراغ اين بحث آمده بود، حرکتش را با عنوان «مبارزه با بدعت‌» توجيه می کرد، اين برخلاف و متفاوت با مشی کسانی بود که در ايران تحت تأثير جنبش فکری در غرب‌، به اصلاح‌گری ‌می‌انديشيدند.

زمانی که قلمداران قدم در اين مسير نهاد، به طور طبيعی می بايست به تجربه‌های پيشين‌ می‌نگريست و او اين کار را با پيروی از شريعت سنگلجی (م 1322ش‌) و مهم‌تر از اوسيد اسدالله خرقانی (م 1316 ش‌) و نيز شيخ محمد خالصی دنبال کرد. ورود در اين ورطه او را به سمت و سويی هدايت کرد که پيش از آن‌، کسروی و حکمی‌زاده در آن‌گام‌هایی برداشته بودند. وی که در جوانی مطلبی هم در نقد کتاب اسرار هزار ساله نوشته ‌بود، سرانجام در همان مسير افتاد، گرچه هيچ گاه تدين خود به اسلام را از دست نداد.

درواقع قلمداران که به طور رسمی معتقد به اسلام بود و حتی در اين باره‌، به خصوص‌اجرای احکام اسلامی، تعصّبی خاص می ورزيد، هم‌زمان گرايش‌های اصلاحی تند هم داشت‌، و اين چيزی است که به عنوان يک وصف کلی می توان برای نوع اصلاح طلبانی ‌که گرايش به نگرش‌های مشابه وهابيت دارند، ملاحظه کرد. بايد توجه داشت که در زمينه حکومت اسلامی، وی در مقابل کسروی قرار دارد و در حالي که کسروی مدعی آن است که در اسلام حکومت وجود ندارد، و او سعی می کند تا ثابت کند در اسلام‌، نظريه‌ حکومتیِ خاص وجود دارد.[6] در مقدمه کتاب «شاهراه اتحاد» انگیزه خود را از نوشتن این کتاب بیان کرده است.[7]

قلمداران کارش را از نقد گرايش‌ها و رفتارهاي غلوّ آميز شيعی بر حسب آنچه خود تعريف مي کرد آغاز نمود و کتاب «راه نجات از شرّ غُلات» را نوشت و ضمن آن به بحث از علم امام‌، ولايت‌، شفاعت‌، غلوّ و زيارت پرداخت‌. نگرش قلمداران درباره مفهوم امامت‌، به طور معمول بر اين پايه است که ‌نصوص امامت را به گونه ای ديگر توجيه و تأويل کرده و اعتقادشان حتی از شيعيان‌ زيدی هم نسبت به امامت و جايگاه آن کمتر است‌. در اين باره‌، قلمداران کتاب «شاهراه اتّحاد» را در بررسي نصوص امامت نوشته و در بیشتر بخش های کتاب مانند سنيان تلاش می کند تا معنای مولی‌را در حديث غدير از «اولای در تصرّف‌» خارج سازد.[8]

 آثار وی نشان می دهد قلم ‌ایشان بسيار تند بود و بسيار طبيعی است که ديگران را بر ضد او تحريک کند، انتشار اين قبيل آثار و مطالب‌، سبب شد تا وی به عنوان يک دگرانديش‌، با گرايش‌های ‌وهابی شهرت پيدا کند.[9] برای وی آثار فراوانی است که می توان از ترجمه کتاب های «خالصی» با نام المعارف المحمديه، احياء الشريعه‌، الاسلام سبيل السعادة و السلام و الجمعة‌ و ترجمه کتاب «کُحلُ البصر في سيرة خَيرِ البشر» محدّث شيخ عباس قمی را که در حوزه اخلاق و سیره پیامبر بود یاد نمود. کتاب ارمغان آسمان در بيان عوامل و علل ارتقاء و انحطاط مسلمانان‌، کتاب حکومت در اسلام‌ و کتاب حج يا کنگره عظيم اسلامی از دیگر تالیفات او شمرده می شود. وی کتابی نیز درباره خمس نوشته که حاوی مباحثی است که با عقايد فقهی پذيرفته شیعه ناسازگار بوده و بزرگانی مانند آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله استادی بر آن ردیه نوشته اند.[10]

هرچند ایشان در مقابل دیدگاه مختلف افراد درباره عقیده وی دفاع و آنها را رد نموده اما ريشه‌های پيوند ميان چند نفر از اين نحله‌؛ امثال سيد ابوالفضل برقعی، مصطفی حسينی‌طباطبايی و قلمداران از يک سو، و نوشته‌های فراوان او مانند «شاهراه اتحاد» زمينه را برای اتهامی که وی از آن گريزان است‌، به خوبی فراهم می کند. این دیدگاه هنگامی قوت می گیرد که از عقیده او درباره حدیث غدیر پرده برداری شود. ایشان در کتاب «در شاهراه اتحاد» حدیث غدیر را بر امامت و ولایت حضرت علی (علیه السلام) نفی کرده و انتخاب خلیفه را تنها با رأی مردم جایز می داند.[11] همچنین در باب زیارت تابع اندیشه وهابیت بوده و کتاب «سلسله راه نجات از شرّ غلات‌» را تالیف و در بخشی از آن به موضوع زيارت و زيارتنامه پرداخته و با دلایل عقلی و نقلی فراوان زیارت را نفی نموده و در پاره‌ای از مباحث به مبانی و منابع حدیثی شیعه تاخته و نشان می دهد که همان اندیشه وهابیت را در باب زیارات نشر داده است.[12]

از جمع بندی سخنان نتیجه می شود قلمداران با اینکه در پاره ای از تفکرات مخالف برقعی و معتدل تر از وی در نقل مباحث علمی بوده است اما سخت تحت تاثیر تفکرات وی و آثار آیت الله خالصی بوده است. دیدگاه های وی درباره امامت، زیارت و خمس برخلاف مبانی شیعه بوده و سبب شده تا از وی چهره ای ضد شیعی ساخته و ذهن مخاطب را به سوی وهابی و سنی بودن وی سوق دهد. کتاب «شاهراه اتحاد» و «سلسله راه نجات از شرّ غلات‌» بهترین دلیل بر این مدعا است.

پی نوشت:
1. قلمداران، سلسله راه نجات از شرّ غلات‌، ص 6.
2. شیعه نیوز، مدخل «حیدر علی قلمداران کیست و آیا او شیعه بوده و یا ... »، https://b2n.ir/s89048.
3.  قلمداران، سلسله راه نجات از شرّ غلات‌، ص 7 تا 9؛ همان، شاهراه اتحاد، مقدمه کتاب به قلم برقعی، ص 9 تا 10 - 13 - 17.
4. مرکز پاسخ گویی به سؤالات دینی، مدخل: «سه شخصیت حیدرعلی قلمداران و ابوالفضل برقعی و مصطفی حسینی طباطبایی» به نقل از رسوی جعفریان، https://b2n.ir/d40022.
5. شاهراه اتحاد، مقدمه کتاب، ص 14.
6. مرکز پاسخ گویی به سؤالات دینی، همان.
7. شاهراه اتحاد، مقدمه، ص 15.
8. همان، ص 57 - 58 - 63 - 67 - 68 - 104 تا 107.
9. مرکز پاسخ گویی به سؤالات دینی، مدخل: «سه شخصیت حیدرعلی قلمداران و ابوالفضل برقعی و مصطفی حسینی طباطبایی» به نقل از رسوی جعفریان، https://b2n.ir/d40022.
10. همان، ص 14 - 18.
11. همان، ص 104 تا 107.
12. قلمداران، سلسله راه نجات از شرّ غلات‌، ص 397 - 437.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
4 + 4 =
*****