اعتقاد به خدا مبتنی بر دلیل عقلی

12:13 - 1400/09/04

اعتقاد به خدا و دین، برخواسته از فطرت نهادینه شده در وجود انسان‌هاست که با به کار گیری عقل می‌توان آن را شکوفا کرد.

اعتقاد به خدا مبتنی بر دلیل عقلی

اعتقاد به خدا و دین مداری، از دیر زمان در درون همه انسان‌ها وجود داشته است؛ ولی به علت سرپوش گذاشتن بر آن و به کار نبستن قوه عقل، روز به روز انسان را از آن دورتر کرده است تا جایی که جز توهمی از خدا و دین برای او باقی نمانده است. اینجاست که یکی از دستورات و سفارش‌های دین، به کار گیری عقل است، در نتیجه اگر کسی با چراغ عقل حرکت کرد به خدا و دین و... دست می‌یازد و از سردرگمی نجات پیدا می‌کند.  

اعتقاد به خدا مبتنی بر دلیل عقلی

یکی از سوالاتی که گاهی از روی غفلت برای برخی پیش می‌آید و گاهی منشا تردید در دین نیز می‌شود، این است که می‌گویند: اعتقاد به خدا مبتنی بر پذیرش قول پیامبر است، کلام پیامبر نیز مبتنی بر پذیرش قرآن است، قرآن نیز مبتنی بر پذیرش خداست و این یک دور [توقف چیزی بر خودش] آشکاری است که همه مترتب بر یکدیگرند! این در حالی است که پذیرش خدا و دین در ابتدای امر مبتنی بر عقل است و هیچ دوری در کار نیست. برای روشن شدن مطلب چنین باید گفت:

پذیرش خدا مبتنی بر عقل
عقل نعمت بزرگی است که خداوند متعال در وجود همه انسان‌ها به امانت نهاده است و هر انسانی این ودیعه الهی را در وجود خود می‌یابد. پس باید برای شناخت و حرکت در سمت کمال و تعالی از آن استفاده کرد. در نتیجه نخستین قدم برای شناخت و معرفت نسبت به اطراف خود و آفریننده جهان و... حرکت با پای عقل خواهد بود.

همانگونه که دانشمندان و بزرگان، از آموزه‌های دینی استفاده کرده‌اند، عقل دارای مراتبی است گاهی از عقل نظری سخن می‌گویند و گاهی از عقل عملی و... در یک تقسیم‌بندی در مورد ارتباط عقل و شریعت، عقل به سه بخش تقسیم می‌شود:

یکم. عقل مفتاح
کلید ورود هر انسانی به دین و خدا شناسی باید از طریق عقل باشد؛ زیرا پذیرش دین تحقیقی است نه تقلیدی! لزوم بحث از وجود خدا و اثبات خدا، اثبات صدق انبیاء، و اثبات نیاز انسان به دین و... از جمله مواردی است که در این زمینه از عقل استفاده می‌شود. دائره عقل بعد از اثبات این مفاهیم کلی، در جزئیات دین محدود است.[1]

پس یکی از کارکردهای عقل، این است که علاوه بر اینکه انسان را با آفریننده و دین آشنا می‌کند، انسان را وارد در دین نموده و مشوق وی در پذیرش دین می‌شود.

دوم. عقل مصباح 
بعد از اینکه عقل انسان را وارد در دین کرد، برخی از معارف دینی با کمک عقل، روشن می‌شود. به عبارت دیگر وقتی انسان با معارف دینی (مانند مباحث فقهی، فضائل اخلاقی و...) مواجه می‌شود، با چراغ عقل باید با آن روبرو شود، در نتیجه عقل در حد خود نورافشانی کرده و گاهی حکم قطعی بر وجود یا عدم آن می‌دهد، مانند آیاتی که در قرآن کریم ظهور ابتدایی بر جسمانیت خدا دارد و چون با عقل سازگار نیست، عقل حکم به آن نمی‌کند. در اینجا کارآیی و محدوده فعالیت عقل معلوم می‌شود. با این عقل می‌تواند تشخیص داد که چه چیزی با اصول کلی شریعت هماهنگ است و چه چیزی هماهنگ نیست.[2]

سوم. عقل معیار
در این بخش عقل همچون یک ملاک و یک معیار عمل می‌کند، البته فقط در همان محدوده‌ای که در دو بخش قبل گفته شد، در نتیجه هرگز در مقابل وحى نخواهد بود تا اینكه ميزان تشخيص درستی یا نادرستی پيامبران باشد! بلكه عقل و وحى، دو مرتبه از هدايت الهى هستند بگونه‌اى كه وحى همیشه مقدم بوده و عقل ناظر بر وحی است بدون آن كه يكى سر مخالفت با ديگرى داشته باشد.[3] پس معیار و میزان بودن به این معناست که مطالب شرع نباید با عقل مخالفت داشته باشد؛ هر چند عقل در بسیاری از مطالب شرع که در حیطه و محدوده او نیست، حکمی از خود ندارد.

زمانی که عقل با این محدوده از کارآیی، اصل وجود خدا، انبیاء و دین را ثابت کرد، آن وقت نوبت به مراحل بعدی از دین و جزئیات دین می‌رسد، در نتیجه هرگز دوری در بین نخواهد بود؛ زیرا همه معارف الهی بر اساس وحی تنظیم و عقل ناظر بر آنهاست.

پس از آنجایی که بزرگان شریعت فرموده‌اند تقلید در عقاید جائز نیست و باید پذیرش دین و عقاید، از روی تحقیق باشد این تحقیق توسط عقل صورت می‌گیرد، تنها جایی که تقلید جاهل از عالم جائز است در احکام است؛ زیرا به دست آوردن احکام فقهی، تخصص خاصی است که هر کسی قدرت دست یافتن به آن را ندارد.

جایگاه عقل نزد پیامبر و قرآن کریم 
بسیاری از آموزه‌هایی که از پیامبر اکرم و قرآن کریم به ما رسیده است، نیز انسان را تشویق به تعقل و استفاده از حکم عقل می‌کند، تا آنجا که گاهی عقل راهنمای بسیاری از معارف قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام) می‌شود.

قرآن کریم علت نزول عربیت قرآن را به کارگیری عقل معرفی کرده است. «إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون‏؛[4] ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، شايد شما تعقل كنيد! (قوه عقل را به کار بیاندازید)» پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز عقل را راهنما و دلیل مومن معرفی کرده است. «الْعِلْمُ خَلِيلُ الْمُؤْمِنِ... وَ الْعَقْلُ‏ دَلِيلُهُ‏؛[5] علم دوست مومن است... و عقل راهنمای اوست.»

در نتیجه، نخست انسان با عقلی که خدا در وجودش قرار داده است کلیات را می‌فهمد و به اثبات می‌رساند سپس همین عقل راهنمای شناخت پیامبر، قرآن کریم و راه تشخیصی برای درک بهتر معارف قرآن کریم می‌شود. در اینجا به خوبی معلوم می‌شود هرگز دور [توقف چیزی بر خودش] در کار نخواهد بود.

پی نوشت
[1]. رک، شریعت در آینه معرفت، جوادی آملی، ص203.
[2]. رک، انتظار بشر از دین، جوادی آملی، ص84.
[3]. رک، شریعت در آینه معرفت، جوادی آملی، ص204.
[4]. سوره یوسف، آیه2.
[5]. تحف العقول، ابن شعبه، ص55.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.