حکومت اسلامی در بستر ظهور

12:51 - 1400/11/04

تشکیل حکومت اسلامی زمینه‌هایی از جمله بصیرت، دشمن شناسی و... را برای ظهور امام زمان علیه السلام فراهم می‌کند.

حکومت اسلامی در بستر ظهور

تشکیل حکومت یکی از وظائف تمام انبیای الهی بوده است ولی غالبا موفق به آن نشدند، تا اینکه امر منتهی به دوران چهارده معصوم رسید، در این دوران نیز بیشتر ائمه موفق به تشکیل حکومت نشدند. اما در دوران غیبت کبری بزرگ مردی فقیه موفق به تشکیل حکومت شد تا زمینه ساز تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) باشد.

تشکیل حکومت، یکی از اهداف تمام انبیای الهی بوده است؛ زیرا اجرای کامل احکام الهی بدون تشکیل حکومت و برنامه‌ای منسجم، امکان پذیر نخواهد بود.

بنابر این از آنجا که خداوند متعال اجرای کامل دین را در دستور کار همه انبیا و اولیا قرار داده است، تشکیل حکومت را نیز به عنوان یک ضرورت، امری مسلم دانسته است.

هر چند آیات قرآن کریم، تصریح به تشکیل حکومت نکرده است؛ ولی سیاق برخی آیات با کمک دلیل عقلی، دلالت بر تشکیل حکومت دارد.

تشکیل حکومت در قرآن کریم
قرآن کریم آفرینش انسان را از ابتدا بر مبنای «خلیفه» تنظیم کرده است.[1] همچنین خداوند به حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً؛[2] قطعا من تو را پیشوای مردم قرار دادم» سپس در حکم کلی علت بعثت پیامبران را چنین بیان می‌کند: «فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ؛[3] خداوند، پيامبران را برانگيخت؛ تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسمانى، كه به سوى حق دعوت مى‌‏كرد، با آنها نازل نمود؛ تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى كند.» 

بنابر این یکی از لوازم پیشوایی و حکمرانی بین مردم، تشکیل حکومت است. هر چند بدون تشکیل حکومت نیز حکمرانی محقق می شود ولی این حکمرانی محدود خواهد بود؛ حتی در برخی موارد به تعطیلی برخی احکام کشیده می شود. 

از طرفی آیاتی در قرآن کریم وجود دارد که مومنان را از سلطه کافران برحذر داشته است. «وَ لَنْ يَجْعَلَ‏ اللَّهُ‏ لِلْكافِرينَ‏ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً؛[4] و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است‏.» همچنین در جای دیگر مومنان را از قبول سرپرستی کافران بر حذر داشته است «لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياء؛[5] مومنان نباید کافران را به عنوان سرپرست خود انتخاب کنند.»

این سرپرستی و حکمرانی مطلق است هر چند امام یا پیامبر منصوب از طرف خدا نباشد، پس غیر معصوم نیز می تواند  سرپرستی و مقام حکمرانی را داشته باشند. 

علاوه بر اینکه امام صادق علیه السلام فرمودند: «فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً؛[6] من او[فقیه جامع الشرائط] را بر شما حاکم قرار دادم.»

بنابراین عقل حکم می کند که اگر فقیهی در دوران غیبت، قدرت تشکیل حکومت را پیدا کرد و زمینه های آن نیز فراهم بود، نباید کوتاهی کند.

تشکیل حکومت جهانی هنگام ظهور
خداوند متعال در قرآن کریم به حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) نیز تصریح می کند و می فرماید: «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ‏ رَسُولَهُ‏ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛[7] او [خدا] كسى است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‌‏ها غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند!»

امام صادق (علیه السلام) این آیه را به ظهور امام زمان علیه السلام تفسیر کرده اند.[8] در زمینه تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) آیات و روایات زیادی وجود دارد.

با توجه به ضرورت عدم تسلط کافران بر مومنان، برای اجرای کامل و همگانی احکام الهی تشکیل حکومت امری ضروری خواهد شد؛ زیرا سعادت بشریت به اجرای دستورات خداست و اجرای آن بدون تشکیل حکومت امری ناقص خواهد بود.

حکومت اسلامی زمینه ساز ظهور
در دوران غیبت که دست شیعه از امام خود کوتاه است، به یقین اجرای احکام مهمل گذاشته نشده است، بنابر این با راهنمایی دو امام بزرگوار امام عسکری و امام زمان (علیهما السلام) طرحی با عنوان رجوع به راویان حدیث ریخته شد.

امام عسکری (علیه السلام) تبعیت از فقیهی را جائز می‌داند که دارای چهار خصوصیت باشد «فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ‏، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ؛[9] اما هر فقيهى كه خويشتن‌دار و نگاهبان دين خود باشد و با هواى نفْسش بستيزد و مطيع فرمان مولايش باشد، بر عامه مردم است كه از او تقليد كنند.»

امام زمان (علیه السلام) نیز مردم را در حوادث و رویدادها به راویان حدیث رجوع دادند: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُم‏؛[10] اما در رویدادهای زمانه، به راویان حدیث ما (فقهاء) رجوع کنید. آنان حجت من بر شمایند.»

پس وظیفه مومنان در دوران غیبت امام زمان (علیه السلام)، تبعیت از فقیه جامع الشرائط است، هر چند این تبعیت در نگاه ابتدائی مربوط به احکام شرعی است ولی با توجه به آیات گذشته و روایت «فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً؛ من او[را بر شما حاکم قرار دادم.» که تبعیت مطلق است؛ بر این اساس اگر فقیهی تشکیل حکومت داد تبعیت از او لازم خواهد بود.

در طول این دوران، تنها فقیهی که زمینه تشکیل حکومت را مناسب دید، حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) بود، جالب‌ اینکه تبعیت مردم از ولی فقیه، به عنوان جانشینی امام زمان (علیه السلام) است؛ زیرا ولی فقیه را نائب عام امام زمان علیه السلام می دانند. 

هر چند با تشکیل حکومت، افرادی سودجو در پرتو آن ضربه‌هایی به پیکره حکومت می‌زنند ولی با نگاه کلی، علاوه بر رهایی از چنگال بیگانگان، تاثیراتی در بصیرت افزائی، به خصوص در ولی‌شناسی و دشمن‌شناسی ایفا کرده است. به امید خدا همین حکومت زمینه‌هایی را برای تشکیل حکومت جهانی امام زمان (علیه السلام) رقم می‌زند.

پی نوشت
[1]. سوره بقره، آیه30.
[2]. سوره بقره، آیه124.
[3]. سوره بقره، آیه213.
[4]. سوره نساء، آیه141.
[5]. سوره آل‏عمران، آیه28.
[6]. کافی، کلینی، ج7، ص412.
[7]. سوره توبه، آیه33.
[8]. تفسیر قمی، ج1، ص289.
[9]. تفسیر منسوب به امام عسکری علیه السلام، ص300.
[10]. کافی، ج2، ص484.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.