حقیقت جنگ اُحد؛ تنها گذاشتن پیامبر توسط صحابه

13:10 - 1401/02/31

واقعیت جنگ اُحد آن است که بسیاری از صحابه در هنگام خطر، جان خود را نجات دادند و پیامبرشان را در دل جنگ رها کردند و جز حضرت علی علیه السلام و عده کمی نزد ایشان نماندند. 

جنگ احد و تنها گذاشتن پیامبر توسط صحابه,خلاصه جنگ احد

برخی برای تطهیر صحابه از فرار در جنگ اُحد سعی می کنند، چنین وانمود کنند که همه مسلمانان و حتی خود پیامبر نیز از جنگ فرار کردند و در حقیقت یک عقب نشینی تاکتیکی کردند؛ ولی آیات قرآن و تاریخ جنگ احد نشان می دهد که عده زیادی از صحابه و مسلمانان، پیامبر صلی الله علیه وآله را در میان مشرکان رها کردند و برای نجات جان خود به کوه ها فرار کردند.

جنگ اُحد یکی از وقایع تلخ سال های ابتدایی تشکیل حکومت اسلامی در مدینه بود؛ مسلمانان بعد از پیروزی اولیه در جنگ به طمع غنائم غفلت کردند و بخشی از نگهبانان کوه عَینین نیز برای رسیدن به غنائم ترک پست کردند.[1]

خالد بن ولید از فرصت استفاده کرد و مسلمانان که جنگ را تمام شده می دیدند، غافلگیر شدند. با آغاز درگیری ها و پخش شایعه کشته شدن پیامبر صلی الله علیه و آله اغلب مسلمانان پا به فرار گذاشتند و برای نجات جان خود، پیامبر خویش را تنها گذاشتند؛ و عده کمی مانند امیرالمومنین علی علیه السلام در کنار پیامبر ماندند و فداکاری کردند و جان پیامبر را نجات دادند[2] و اگر نبود مقاومت های پیامبر و فداکاری های امثال علی علیه السلام، نه از اسلام و نه از پیامبر اثری نمی ماند.

خلیفه دوم یکی از کسانی بود که در این جنگ پا به فرار گذاشت و خود می گوید: «فَفَرَرْتُ حَتَّى صَعِدْتُ الْجَبَلَ، فَلَقَدْ رَأَيْتنِي أَنْزُو كَأَنَّنِي أَرْوَى؛[3] من فرار کردم تا این که از کوه بالا رفتم و همانا خود را دیدم که همانند بز کوهی، از کوه بالا می دوم.» تا آن جا که می گوید: «حَتّى اجتَمَعنا عَلَى الجَبَل؛[4] بعد ما روی کوه جمع شدیم.»

برخی از بی خردان با اشاره به این جمله و همچنین سخنان ابوسفیان با مسلمانان در پایان جنگ[5] برای توجیه فرار برخی از صحابه، ادعا کرده اند که همه مسلمانان حتی پیامبر صلی الله علیه وآله نیز از جنگ فرار کردند و این فرار یک عقب نشینی تاکتیکی بود.

در پاسخ به این ادعای نا آگاهانه به چند نکته اشاره می شود:
1- تاریخ جنگ احد، و آیات قرآن بر خلاف چیزی است که شما ادعا می کنید، در قرآن کریم می فرماید: «إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لاٰ تَلْوُونَ عَلىٰ أَحَدٍ وَ اَلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرٰاكُمْ؛[6] [یاد کنید] زمانی که [از میدان جنگ احد] تا مرز پنهان شدن از دیده ها دور می شدید و به هیچ کس توجه نمی کردید، در صورتی که پیامبر [که اجابت دعوتش واجب است] شما را از پشت سرتان فرا می  خواند.»

این آیه به صراحت می گوید که عده ای از مسلمانان در حال فرار و حفظ جان خود بودند؛ در حالی که پیامبر صلی الله علیه وآله، آن ها را صدا می زد. حرف از عقب نشینی نیست؛ بلکه در تنها گذاشتن پیامبرصلی الله علیه وآله، آن هم در میان دشمن صراحت دارد.

2- چگونه از سخن خلیفه دوم که می گوید ما بر بالای کوه جمع شدیم، استفاده می کنید که پیامبر و امیرالمومنین علیهما السلام نیز در همان جمع بودند؟ وقتی آیه قرآن و نقل های تاریخی خلاف آن را ثابت می کند.

3- آیات قرآن فرار مسلمانان را مذمت کرده و این لغزش را حاصل گناهان گذشته این افراد می داند[7] و از تنها گذاشتن پیامبر صلّی الله علیه و آله گلایه می کند؛ اگر عقب نشینی تاکتیکی بود و پیامبر نیز همراه مسلمانان فرار کرده بود، چه معنا داشت که قرآن مسلمانان را برای فرار و تنها گذاشتن پیامبرشان سرزنش کند و عملکرد آن ها را گناه بداند؟

4- سخنان ابوسفیان با مسلمانان، بعد از آن اتفاق افتاد که پیامبر با همراهی جمعی از مسلمانان توانستند، لشکر شکست خورده اسلام را بازیابی کنند و ابوسفیان در پایان جنگ و برای اینکه خود را پیروز نبرد معرفی کند، شروع به ستودن بت ها کرد که با جواب دندان شکن پیامبر و مسلمانان همراه شد.[8]

5- نقل فراوان فداکاری های امیر المومنین علیه السلام و عده کمی از مسلمانان برای نجات جان پیامبر صلی الله علیه و آله و پناه بردن به تنگه کوه، نشان از این دارد که بسیاری از مسلمانان همزمان با حمله مشرکان و به خصوص بعد از شنیدن شایعه کشته شدن پیامبر صلی الله علیه وآله تنها به فکر نجات جان خود بودند.[9]

جمع بندی
جنگ احد درس های فراوانی داشت و با آن که مسلمانان در ابتدای کار پیروز شدند؛ ولی با غفلت و سر پیچی تعدادی از مسلمانان، دشمن فرصت را فراهم دید و مسلمانان را که به طمع غنائم، دشمن را فراموش کرده بودند، مورد حمله قرار دادند و تأسف انگیز تر این بود که جز امیرالمومنین علیه السلام و عده ای کم، بقیه مسلمانان،  پیامبر خود را رها کرده و برای نجات جان خویش فرار کردند.

پی نوشت‌ها:
[1] ویکی شیعه.
[2]همان.
[3] الدر المنثور فى تفسیر المأثور، ج 2، ص 88.
[4] همان.
[5] بحار الانوار، ج 20، ص 23.
[6] آل عمران، 153.
[7] آل عمران، آیه155.
[8] ویکی شیعه
[9] همان.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.