اثر دخالتهای اشتباه بزرگترها در بروز طلاق

12:55 - 1401/02/31

در تعالیم الهی راهکارهای بقاء ازدواج سعادتمند و تنظیم روابط خانوادگی به صراحت بیان شده است تا مشاجره و نهایتاً طلاق صورت نگیرد.

طلاق و برچسب‌هایی به نام مادرزن و مادرشوهر

هر یک از اعضای خانواده باید مراتب اخلاقی را بشناسند و بدانند کدام رفتارها خوب و کدام یک بد هستند و بر این اساس در زندگی، با دانش کافی عمل کنند تا کمتر دچار پشیمانی می‌شوند. آشنایی با معیارهای حق و باطل و نیکی و بدی، اساسی‌ترین اقدام برای حرکت به سوی کمال است تا با آگاهی از آنها بتوان خود را به خوبی‌ها آراست و از پلیدی‌ها پیراست.

اهمیت خانواده تا حد زیادی ناشی از ارزش و مقام والای آن می‌باشد. خانواده، هسته‌ی مرکزی اجتماع است و نخستین اجتماعی است که شخص در آن گام می‌نهد و آداب زندگی، اصول و رسوم اجتماعی، تعاون و از خودگذشتگی را فرا می‌گیرد. خانواده کانون حفظ سنن ملی و اخلاقی و مرکز رشد عواطف و احساسات است. خانواده نه تنها مکتب آموزش تعاون و همکاری است بلکه کانونی برای حمایت از انسان است. کسانی که از حمایت خانواده برخوردار نیستند، بی‌پناه و در معرض فساد و تباهی و بیهودگی می‌باشند. 

قانون ازدواج حکم می‌کند که همسران برای تسلط بر دشواری‌ها و پیچیدگی‌های زندگی روزمره تلاش کنند. تا زمانی که در جامعه، آرمان‌های رمانتیک و انتظارهای بیهوده و خیالی در حال گسترش است و افراد نیز به پذیرش آن‌ها تن می‌دهند بر میزان سرخوردگی و دلسردی از زندگی زناشویی افزوده می‌شود. در این نوشتار تلاش داریم تا به بخشی دیگر از عوامل ایجاد کننده پدیده طلاق اشاره نماییم.

دخالت‌های بی‌مورد والدین و خانواده‌ها
یکی از موارد مشکل‌آفرین در زندگی مشترک و زندگی عاطفی همسران، دخالت‌هایی است که از سوی اطرافیان، دوستان و آشنایان، فامیل و به ویژه خانواده‌های هر یک از زوجین صورت می‌گیرد. این امر مشکلات مختلفی را می‌تواند به همراه داشته باشد. زوجین به طور معمول از دخالت در زندگی و حریم شخصی‌شان رنجیده می‌شوند. عمده دخالت‌ها از سوی اعضای اصلی خانواده‌ها یعنی پدر، مادر، خواهران و برادران صورت می گیرد. بعضی از آنها این اجازه را به خود می‌دهند که در زندگی مشترک عضوی از خانواده خویش، مداخله نمایند. البته این علامت خوبی نیست که فردی حدود و حریم دیگران را نشناخته و به حریم زندگی شخصی و خصوصی دیگران بدون رضایت شخص مورد نظر وارد بشود. انجام این عمل احتمال دارد از سوی خانواده، مورد پذیرش قرار گیرد و رنجش و ناراحتی هم به همراه نداشته باشد، ولی مشکل عمده و اصلی، همسری است که زندگی مشترک و حریم شخصی او، مورد تعدی خانواده شریک زندگیش قرار گرفته است.

دخالت اطرافیان اگرچه معمولاً نوعی مصلحت‌اندیشی است اما معمولاً برچسب‌های مادرزن، مادرشوهر، پدرزن و پدرشوهر و...، مایه‌ رنجش زن و شوهرهای جوان می‌شود که گاه، به جدایی زوج های جوان منجر می شود.

ضعف یا فقدان مبانی اخلاقی زن و شوهر
اگر با نگاه عمیق، وضع خانواده‌هایی را که متلاشی شده‌اند، مورد مطالعه قرار دهیم، به آسانی درمی‌یابیم که مهمترین عامل آن، ضعف اصول اخلاقی طرفین یا یکی از آن دو می‌باشد. گاه اتفاق می‌افتد زن، به هیچ چیز معتقد نبوده و یا شوهر، از هیچ معنویتی برخوردار نبوده است و آنچه مورد توجه زن یا شوهر بوده، تنها تمتع و کامجویی می‎‌باشد. آنها مفهوم عالی ازدواج را که اتحاد دو انسان برای تشریک مساعی و تشکیل یک زندگی مشترک و کوشش در تعلیم و تربیت فرزندان برومند می‌باشد، درک نکرده‌اند. وقتی پایه‌گذاران کانونی چنین ارجمند و پرارزش، آنچنان افراد بی‌اعتماد و کامجو و لذت‌طلب باشند، کمترین مخاطره و کوچک‌ترین عواقب شومی که  می‌توان بر این پیوند نامقدس بار کرد و منتظر تحقق آن بود طلاق و جدایی است.

با کمال تأسف باید اعتراف کرد که علی رغم ترقی علم و صنعت، استحکام بنیاد خانواده‌ها، روز به روز به سوی نابودی کشانده شده و آموزش اصول اساسی حفظ خانواده از خطرات، فراموش شده است. وظیفه اصلی در حفظ مبانی اخلاقی جوانان، در درجه اول متوجه پدران و مادران می‌گردد که آنان را در محیط گرم خانواده خوب تعلیم و تربیت نمایند و عواقب وخیم طلاق و جدایی را برای آنها بازگو کنند زیرا نابسامانی محیط خانواده و تربیت اولیه در یک محیط آشفته و پراضطراب، در روحیه اطفال و زندگی آینده آنان کاملاً تأثیر دارد. چون در اکثر موارد دیده می‌شود دختر با توقعات مادرش و پسر با توقعات پدرش وارد زندگی خانوادگی می‌شود و این نمونه‌برداری، همواره معیار شیوه زن و شوهرها در زندگی زناشویی است. 

خودآرایی برای غیر همسر
خودآرایی برای غیر همسر، یکی از خطرنا‌ک‌ترین آفت‌هایی است که کانون خانواده را تهدید می‌کند. در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله امده است: «لَا يَحِلُ‏ لِامْرَأَةٍ أَنْ‏ تُظْهِرَ مِعْصَمَهَا وَ قَدَمَهَا لِرَجُلٍ غَيْرِ بَعْلِهَا وَ إِذَا فَعَلَتْ ذَلِكَ لَمْ تَزَلْ فِي لَعْنَةِ اللَّهِ وَ سَخَطِهِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهَا وَ لَعَنَتْهَا مَلَائِكَةُ اللَّهِ وَ أَعَدَّ لَهَا عَذَاباً أَلِيما؛[1] برای هيچ زنی، حلال نيست كه مُچ و پای خويش را برای مردی جز شوهرش آشكار سازد. هر گاه چنين كند، پيوسته مورد لعنت و ناخشنودی خدا قرار می گيرد و خداوند، بر او خشم می گيرد و فرشتگان خدا لعنتش می كنند و برايش عذابی دردناك، آماده می سازد.»

اين آفت خطرناك، زمينه ساز آلودگی زن و فروپاشی خانواده است. از اين رو، مرد بايد به عنوان مدير خانواده، با همه توان از آن پيشگيری كند. در حديثی از پيامبر صلی الله عليه و آله آمده است: «مُتَعَطِّرَةً وَ الزَّوجُ بِذاكَ راضٍ، بُنِی لِزَوجِها بِكُلِّ قَدَمٍ بَيتٌ فِی النّارِ؛[2] هر گاه زن، خود را بيارايد و خوش بو كند و از درِ خانه اش بيرون برود و شوهر[ش] به اين راضی باشد، به ازای هر قدمی[كه زن بر می دارد]، برای شوهرش يك خانه در آتش ساخته می شود.»

پی‌نوشت
[1]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ ج‏14؛ ص242.
[2].  جامع الأخبار؛ ص158.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.