هدف مامون از پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا

11:38 - 1401/04/02

از مهمترین انگیزه های سیاسی مأمون می‌توان به: جلب رضایت ایرانیان، فرونشاندن قیام‌های علویان، خالی کردن صحنه از وجود امام رضا(ع) و مشروعیّت بخشیدن به حکومت خویش و ... اشاره کرد.

هدف مامون از پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا چه بود

سوال: انگیزه های مامون از پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(علیه‌السلام) چه بود؟

پاسخ اجمالی:

در مورد انگیزه مأمون از پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(ع) نظرات و احتمالات گوناگونی ذکر شده است، لکن مهمترین انگیزه های سیاسی مامون از اتخاذ این سیاست را می توان به این موارد خلاصه کرد:

جلب رضایت ایرانیان، فرونشاندن قیام‌های علویان، خالی کردن صحنه از وجود امام رضا(ع) و مشروعیّت بخشیدن به حکومت خویش.

 

پاسخ تفصیلی:

در مورد انگیزه مامون از پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(ع) نظرات و احتمالات گوناگونی ذکر شده است، که مهمترین انگیزه های او عبارت است از:

الف - فرونشاندن قیام‌های علویان:

وجود علویان و مخالفت‌ها و قیام‌های پیاپی آنان بر ضد دستگاه خلافت، برای خلفا از جمله مامون، استخوان درگلو و خوار درچشم بود که همواره او را آزار می داد. مأمون برای مهار کردن جنبش بالنده علویان و خلع سلاح آنان دست به این اقدام زد. زیرا علویان وقتی متوجه شوند رهبر آنان مورد توجه خلیفه قرار گرفته و جذب دستگاه او شده است، بطور قهری از مخالفت و مبارزه با آن دست خواهند کشیده و خود را در چنین دستگاهی سهیم دانسته و سعی خواهند کرد بدان نزدیک شوند. مأمون برغم دشمنی با آل علی (علیه السلام) برای جلب بیشتر نظر علویان، نسبت به آنان، سیاست عفو و اغماض در پیش گرفت و بسیاری از آنان را مورد اکرام و احترام قرار داد. از جمله زید بن موسی بن جعفر(علیه السلام) معروف به «زید النّار» و محمد بن جعفر علوی از جمله این افراد بودند. مأمون با پیشنهاد ولایتعهدی به پیشوای شیعیان و با شعار «الرّضا من آل محمّد»، علویان را کاملًا خلع سلاح کرد؛ زیرا آنان تاکنون دستگاه خلافت را غیرمشروع دانسته مردم را به مبارزه با آنان فرا می خواندند. ولی با این کار، اینک مأمون آن شعار را تحقق بخشیده است. و نتیجه این سیاست این شد که پس از قضیّه ولایتعهدی امام (علیه السلام)، جنبش‌ها و سروصداهای علویان در تمامی ولایات و شهرها به خاموشی گرایید. جز شورش عبدالرّحمان بن احمد در یمن که آن هم معلول ستم حاکم آن سامان بود و با وعده مأمون مبنی بر جامه عمل پوشیدن به خواسته وی شورش او هم پایان پذیرفت.[1]

ب - جلب رضایت ایرانیان:

ایرانیان به تشیّع و دوستی اهل بیت متمایل بودند. مأمون که در پرتو حمایت ایرانیان توانسته بود برادرش امین را شکست دهد، مصلحت حکومت خود را در همراه داشتن ایرانیان دید. برای این کار لازم دید، خود را از نظر اعتقادی هماهنگ با آنان نشان دهد. او پیشنهاد ولایتعهدی، امام رضا(علیه السلام) را مطرح کرد تا بدین وسیله به ایرانیان نشان دهد که اینک خواسته شما تحقق یافته و من کسی را که شما می خواستید به قدرت رسانده و درصدد واگذاری خلافت به او هستم. مأمون با این اقدام، ادامه پشتیبانی ایرانیان را نسبت به خود حتمی ساخت؛ زیرا در عمل نشان داد که خواسته او همان خواسته ایرانیان است.

مامون

ج- خالی کردن صحنه از وجود امام رضا(علیه السلام):

بدون شک، مهمترین انگیزه مأمون از این اقدام، خالی کردن صحنه از وجود آن حضرت بود. زیرا امام رضا(علیه السلام) قدرتمندترین و متنفذترین چهره ای بود که برای دستگاه خلافت به عنوان یک خطر جدّی به شمار می آمد مأمون برای دفع خطر سعی کرد امام(علیه السلام) را در وضعیّتی قرار دهد که ایشان نتواند مردم را به انقلاب علیه حکومت خودکامه او دعوت کند. مأمون در سخنی خطاب به عباسیان به این انگیزه خویش اشاره می کند و می گوید: ما ترسیدیم اگر او را بدین حال رها کنیم از جانب وی چنان شکافی در کار ما پدید آید که توان پرکردن آن را نداشته باشیم و بلایی بر سر ما فرود آید که غیرقابل تحمّل باشد.[2] همچنین می گوید: سستی در کار او (امام رضا (ع)) روا نیست، ولی ما نیاز به آن داشتیم که اندک اندک از اعتبار و شان او بکاهیم و چنان تصویری از او در اذهان توده های مردم ترسیم کنیم که وی شایستگی امر خلافت را ندارد؛ سپس چاره ای جوییم که یکباره او را از میان برداریم.[3]

د- مشروعیت بخشیدن به حکومت خویش:

عباسیان که مشروعیت حکومت خود را در پرتو مبارزه علیه ظلم و بیدادگری امویان و انتساب خویش به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و شعار «الرّضا من آل محمّد» کسب کرده بودند، پس از تسلط بر قدرت، شعارهای پیشین خود را به فراموشی سپرده همچون امویان، به درنده خویی و سفاکی روی آوردند. از این رو حکومت آنان در اندک زمانی در انظار مسلمانان و توده های ستمدیده، فاقد مشروعیّت و ازهمان سنخ حکومت امویان و حتی بدتر از آنان به شمار می رفت.

مامون با توجه به این خلا اساسی در صدد برآمد تا برای جلب انظار مردم وجهه خلافت را عوض کند و به آن مشروعیّت ببخشد. برای تحقق این هدف، مناسب ترین راه این بود که فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله) و پیشوای شیعیان را که مظهر حق و شریعت بود به دربار خود جذب کند و با این حرکت، مدّعای علویان- مبنی بر غاصبانه بودن حکومت خویش- را عملًا تخطئه نماید.

مامون در صورت موفقیّت در این طرح، نه تنها از امام رضا(علیه السلام) بر مشروعیّت حکومت خود تایید و اعتراف می گرفت بلکه بر روی یکی از اصول اعتقادی تشیّع؛ یعنی ستمگرانه و غاصبانه بودن حکومت‌های غیر پیشوایان معصوم (ع) خطّ بطلان می کشید.

مامون در سخنی می گوید: ما او (امام رضا (ع)) را ولیعهد خود کردیم تا به حکومت و خلافت ما اعتراف کند و. . . بداند که امر خلافت از آن ماست نه او.[4]

خلاصه اینکه مهمترین انگیزه‌های سیاسی مامون از اتخاذ این سیاست می توان به این موارد اشاره کرد:

1- جلب رضایت ایرانیان.

2- فرونشاندن قیام‌های علویان.

3- خالی کردن صحنه از وجود امام رضا(علیه السلام).

4- مشروعیّت بخشیدن به حکومت خویش.

پی نوشت:

[1] الحیاة السّیاسیّة للامام الرّضا( ع)، ص 226

[2] عیون اخبار الرضا( ع)، ج 2، ص 181 و بحارالانوار، ج 49، ص 183

[3] عیون اخبارالرّضا( ع)، ج 2، ص 182

[4] عیون اخبارالرّضا( ع)، ج 2، ص 182- و تاریخ زندگانی امام رضا(ع)، علی رفیعی، ص: 158

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد.