شرایط انتصاب کارگزار در زمان خلافت امیرالمؤمنین

16:11 - 1401/04/12

«تعهد» و «تقوا» و بعد قدرت «مدیریت» و «تجربه» از جمله معیارهای مهم امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای انتخاب کارگزاران بود.

امیرالمؤمنین

شرایط انتصاب کارگزار در زمان خلافت امیرالمؤمنین | پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، وقایعی در حکومت اسلامی رخ داد که در اثر آن مسلمانان به انواع آسیب‌های اخلاقی مبتلا شدند.

زورگویی، بی‌بصیرتی، قدرت‌طلبی و ناهنجاری‌های اخلاقی از جمله آسیب‌هایی بود که با ماجرای سقیفه جان تازه‌ای یافت و در دورهٔ خلفا نهادینه شد. بدین سبب، امر هدایت جامعه، با موانع و مشکلاتی روبرو گشت.

با این رویدادها مسلمانان با زمان رسول خدا خیلی تغییر کرده بودند. انتصاب‌هایی که در دوران خلافت خلفای سه‌گانه صورت‌گرفته بود، غالباً و به طور ویژه انتصاب‌های زمان عثمان طبق معیارهای فوق انتخاب شده بودند.[1]

زمانی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام به اصرار مردم خلافت را قبول کردند، با این که بیشتر کارگزاران زمان عثمان را عزل کردند و افراد شایسته‌ای را به‌جای آن‌ها گذاشتند، ولی با مشکلاتی دراین‌رابطه مواجه شدند.

مردم به ادامه مسئولیت برخی از افراد اصرار و پافشاری می‌کردند که باید همان شخص مسئول بماند. ازاین‌رو حضرت برای جلوگیری از فتنه و فسادهای بزرگ‌تر مجبور بودند افرادی را در این سمت‌ها باقی بگذارند که شایستگی تمام را نداشته باشند.[2] 

معیارهای نصب کارگزاران
 امیرالمؤمنین علیه‌السلام کسانی را که در زمان خلفای پیشین با وجود صلاحیت و توانایی‌های شایسته از این جایگاه‌ها محروم مانده بودند را انتخاب کرد و افراد دیگری را که بنا بر روابط خویشاوندی و یا باج‌های قبیلگی روی کار آمده بودند را عزل کرد. حضرت برای انتصاب افراد به چند مؤلفه اصلی؛ ایمان، تقوا، تجربه، توانایی و قدرت مدیریت توجه داشتند.

ایشان افرادی را در حکومت خود برگزیدند که آنها در میان افراد موجود، ممتاز باشند و بتوانند در جهت اهداف عالی ایشان حرکت کنند.

آن حضرت در رهنمودهای خود به مالک‌اشتر تأکید می‌کند: «از انتخاب افراد بدسابقه‌ای که در دوران گذشته مسئولیت داشته‌اند باید پرهیز کرد و آنها را نباید به بهانه نداشتن نیروی کافی و متخصص لازم به کار گرفت»؛ این مسئله نشان می‌دهد «درستی عملکرد کارگزاران» و «داشتن سابقه مثبت از نظر ایمان و اخلاق» به‌مراتب مهم‌تر از داشتن تجربه و قدرت مدیریت است. ازاین‌رو حضرت، به طلحه و زبیر که جزو اولین نفرات بیعت‌کننده با ایشان بودند، هیچ‌گونه پست و مقامی ندادند.[3]

نصب ابوموسی اشعری
با توجه ‌به معیارهای بیان شده امیرالمؤمنین علیه‌السلام در بدو رسیدن به خلافت قصد عزل «ابوموسی اشعری» را داشتند و می‌خواستند فردی شایسته را در این شهر منصوب کنند اما به خواست تعدادی از سرشناسانِ مردم کوفه که به مدینه آمده بودند و بر تثبیت ابوموسی اشعری اصرار داشتند، حضرت ناچار به پذیرش خواستۀ آنها شد و ابوموسی اشعری را در این جایگاه تثبیت کردند.

البته چندی بعد و هنگامی که فتنه جمل بر حضرت تحمیل شد، ایشان از کوفه درخواست اعزام نیرو کردند که با خیانت ابوموسی اشعری و سنگ‌اندازی‌های وی، کوفه آن‌گونه که بایدوشاید، حضرت را حمایت نکرد.

در چنین شرایطی بود که حضرت فرمان عزل وی را صادر کردند و یکی از اصحاب پاک و صالح رسول خدا به نام «قرظةبن‌کعب انصاری» فرمانروای کوفه شد.[4]

خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام

انتصاب زیادبن‌أبیه
برخی نسبت به این انتصاب حضرت اشکال می‌گیرند که چرا او را برای حکمرانی منطقه فارس انتخاب کرد، درحالی‌که او فرد مناسبی برای این کار نبود.

در پاسخ این افراد دو نکته مطرح می‌شود:

1.در انتخاب یک فرد، فقط داشتن تقوا ملاک نیست و همان‌طور که بیان شد فرد باید صلاحیت مدیریت را نیز داشته باشد و این نوع افراد در اطراف حضرت انگشت‌شمار بودند. برای تبیین بیشتر این نکته را یادآور می‌شویم؛ فردی مانند ابوذر که همگان او را قبول دارند و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در رابطه با شخصیت او می‌فرماید:

«آسمان بر کسی راست‌گوتر از ابوذر سایه نیفکنده و زمین مانند او را حمل نکرده است. صداقت ابوذر در بین عرب ضرب‌المثل است» [5] ولی در مورد توان حکومت‌داری او پیامبر می‌فرمایند: «عَن اَبی ذَرٍّ سَلامُ اللّهِ عَلَیهِ اَنَّ النَّبیَّ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ قالَ یا اَبا ذَرٍّ اِنّی اُحِبُّ لَکَ ما اُحِبُّ لِنَفسی اِنّی اَراکَ ضَعیفاً فَلا تُؤَمَّرَنَّ عَلیٰ اِثنَینِ وَ لا تَوَلَّیَنَّ مالَ یَتیم؛[6] از ابوذر روایت است که رسول خدا فرمود: ای ابوذر! من آنچه برای خود دوست می‌دارم برای تو نیز دوست می‌دارم؛ همانا تو را ناتوان می‌بینم، پس هیچگاه به دو نفر امر نکن و به‌هیچ‌وجه عهده‌دار مال یتیم نباش.»

2. زندگی زیادبن‌ابیه به دو بخش تقسیم می‌شود و او تا زمان صلح امام حسن علیه‌السلام فرد شایسته‌ای برای کارگزاری بود و در زمان انتصاب حضرت، انحراف علنی نداشت و از توانایی اجرایی خوبی برخوردار بود به‌گونه‌ای که حضرت در پاسخ نامه او فرمود: «من تو را والى آن سرزمين كردم و شايسته اين مقام می‌دیدم.»[7] یعنی برای حکومت در زمان امیر علیه‌السلام فرد مناسبی بود.

در نتیجه، زمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام اوضاع مسلمانان تغییر پیدا کرده بود و حضرت برای این که کارگزاران خود را انتخاب کنند، مؤلفه‌های مختلفی را در نظر گرفته و بر طبق مصلحت امت عمل می‌کردند.

پی‌نوشت:
1. آل اخبار الطوال، ص139.
2. خبرگزاری حوزه، کد خبر 359819.
3. همان.
4. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص ۱۷۹.
5. امالی طوسی، ص ۳۸۴.
6. همان.
7. شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج 5، ص 253.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
13 + 6 =
*****