بررسی ادعای الوهیت توسط شاه اسماعیل صفوی

13:35 - 1401/09/12

ادعای الوهیت توسط شاه اسماعیل صفوی، اتهامی بیش نبوده و در اموری چون اعتماد به گزارشات دشمنان و عدم درک از تفاوت‌های فرهنگی ریشه دارد.

ادعای الوهیت و خدایی از اتهاماتی است که شاه اسماعیل صفوی با آن مواجه است. این مسئله تا چه اندازه درست است و منشا این انتساب چیست؟ در این نوشتار به اختصار به این مسئله می‌پردازیم:

شاه اسماعیل از پدری شیعه متولد و در دامان اساتیدی شیعه و متعبد رشد یافت. او در نامه‌نگاری‌هایش گسترش مذهب امام علی علیه‌السلام را هدف خود می‌دانست و حتی در پاسخ نامه‌ صلح الوند شاه، تشیع او را شرط پذیرش صلح دانست.[1]

چگونه ممکن است چنین شخصی ادعای الوهیت و خدایی داشته باشد؟ اساسا آیا ادعای الوهیت با ترویج یک مذهب توحیدی سازگار است؟ 

علاوه بر این مطلب، در گزارشی آمده است شاه اسماعیل پس از مشاهده قوای ازبک گفت: «مرا قوت موری نیست و زور و قوت من از توست؛ مرا شرمنده مساز!»[2] این بیان کوچکترین قرابتی با ادعای الوهیت ندارد. در جایی دیگر شاه اسماعیل گفته است: «پرگناهم! بابت این امر به من طعنه مزن ای زاهد! خداوند خود از اعمال بندگانش با خبر است!»[3]

این مطالب به خوبی نشان می‌دهد که شاه اسماعیل داعیه خدایی نداشته است. پس چه چیزی باعث شده برخی گمان کنند او ادعای الوهیت کرده است؟

شاه اسماعیل

بر اساس پژوهش‌های انجام شده عوامل زیر از جمله مواردی است که باعث شده است برخی چنین اتهامی را علیه ‌شاه اسماعیل مطرح کنند:

۱. رفتار هواداران ‌شاه اسماعیل: ‌شاه اسماعیل از شخصیتی کاریزماتیک و تاثیرگذار برخوردار بود و مورد تمجید فراوان هوادارانش قرار می‌گرفت. از طرفی بنابر فرهنگ ایران، شاه سایه خدا دانسته می‌شد. شرق شناسان و سفرنامه نویسان که با این فرهنگ آشنا نبودند این رفتارها را درک نکرده و گاهی به این تصور اشتباه دچار می‌شدند که ‌شاه اسماعیل ادعای خدایی دارد.

۲. گزارش‌های دشمنان ‌شاه اسماعیل: از علل دیگری که مورخان را به اشتباه انداخته است، گزارشات دشمنان ‌شاه اسماعیل است. انگیزه‌های تلافی جویانه در مقابل سخت گیری‌های مذهبی ‌شاه اسماعیل باعث می‌شد که آنان اتهامات مختلفی را متوجه شاه کنند.

3. معتقدات ‌شاه اسماعیل: در کنار مسائل فوق، برخی از استعاره‌های که ‌شاه اسماعیل در اشعارش به کار برده است باعث ایجاد این گمان شده است. استعاره‌هایی که در فرهنگ عرفانی و صوفیانه اموری پذیرفته شده تلقی می‌شود اما از نگاه کسی که با این فرهنگ آشنا نیست بوی کفر می‌دهد.[4]

حاصل آنکه گرچه ممکن است شاه اسماعیل دچار برخی از انحرافات فکری و رفتاری باشد اما اتهام الوهیت او امری ناموجه و بی‌اساس است.

پی‌نوشت:
[1]. مجله تاریخ اسلام، واکاوی انگیزه های شاه اسماعیل اول صفوی برای ترویج تشیع، سال بیست و دوم، شماره دوم.
[2]. نویسنده ناشناس، عالم آرای صفوی، به کوشش یدالله شکری، انتشارات اطلاعات،1363، ص 441.
[3]. شاه اسماعیل صفوی، خطایی شاه اسماعیل صفوی، به کوشش رسول اسماعیل زاده، نشر الهدی، ص 432.
[4]. پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی، نقدی بر نظریه ادعای الوهیت شاه اسماعیل اول صفوی، سال چهل و نهم، شمارۀ دوم.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
9 + 10 =
*****