خطر نفوذ فرهنگی برای بازگشت سلطه رضاخانی

12:53 - 1402/07/03

امروزه تجربه موفق و کم هزینه نفوذ فرهنگی برای انحراف در نهضت‌ها و تغییر نظام‌ سیاسی دیگر کشورها، مورد استفاده بسیاری از کشورهای استعماری و غربی قرار می‌گیرد. یکی از عوامل اصلی انحراف در نهضت مشروطه و زمینه‌سازی برای حکومت فرد بی‌سوادی همچون رضاخان، از طریق نفوذ فرهنگی صورت گرفت. ادامه حیات نظام اسلامی نیازمند عبرت آموزی از این تجربه تلخ تاریخی است.

نفوذ فرهنگی یکی از شیوه‌های مورد استفاده استعمارگران برای تغییر حکومت‌ها به منظور تسلط بر منابع آنهاست. کشور استعمارگر انگلیس یکی از همان کشورهایی است که ید طولایی در نفوذ فرهنگی و آموزش آن به دیگر کشورهای استعمارگر دارد. این کشور از طریق نفوذ فرهنگی، کمترین هزینه را برای تسلط بر دیگر کشورها بکار گرفته و سعی می‌کند، همچنان از این شیوه برای ادامه سلطه خود استفاده کند. انگلیس از طریق نفوذ فرهنگی توانست در انقلاب‌هایی همچون نهضت مشروطه انحراف ایجاد کند و در طول مدت 14سال زمینه پذیرش حکومت رضاخان را به سود اهداف خود فراهم کند.

 نفوذ فرهنگی شیوه‌های مختلفی دارد که انگلیس از این شیوه‌ها به بهترین شکل بهره‌برداری کرده است. یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین این شیوه‌ها، سیاست تغییر باور و اندیشه سیاسیون و نخبگان فرهنگی و استخدام آنها به عنوان نیروهای پیدا و پنهان فکری برای آماده‌سازی افکار جامعه برای پذیرش و اجرای اهداف استعمارگرانه این کشور است.

«ژان پل سارتر» پژوهشگر اروپایی در مقدمه‌ای که بر کتاب مغضوبین نوشته است، اذعان می‌کند که کشورهای اروپایی همچون انگلستان، نخبگان جوان کشورهای آسیایی را نشانه رفته بودند. آنها جوان‌هایی را انتخاب کرده و برای مدتی در پاریس ، لندن، آمستردام و امثال آن، اقامت می‌دادند و داغ اصول فرهنگ و تمدن غربی را به پیشانیشان می‌گذاشتند. وقتی این افراد به سرزمین خود بازمی‌گشتند، انعکاس صدای استعمار بودند. نه تنها حرف‌های آنان را تکرار می‌کردند، بلکه اجازه حرف زدن را به دیگری نمی‌دادند.[1]

از نگاه بسیاری از کارشناسان از جمله رهبر فرزانه انقلاب، این از بدیهیات است که رضاخان با توطئه و دسیسه‌های انگلیس و به منظور تأمین اهداف آنها بر سر کار آمد.[2] انگلستان در دوران قاجار ریشه نفوذ خود را آنچنان محکم ساخت که حتی بسیاری از نخبگان فرهنگی به پذیرش فردی قلدر و بی‌سواد همچون رضاخان میرپنج رضایت داده بودند و او به راحتی توانست به قدرت برسد. استعمار انگلیس قبل از بر سرکار آوردن مهره دست نشانده‌ای همچون رضاخان، زمینه‌های پذیرش حکومت چنین فردی را از طریق استخدام شوالیه‌های فرهنگی خود فراهم کرده بود. انگلیس با جذب جوانان و دانشجویان و مسحور کردن آنها نسبت به جذابیت دنیای غرب، زمینه پذیرش حکومت فرد قدرت‌طلب و سیاست ‌نابلدی همچون رضاخان را فراهم کرد.

هر چند به برکت انقلاب اسلامی دست چپاولگر کشورهای استعمارگری همچون انگلیس و آمریکا از این ممکلت قطع شده است؛ اما تلاش این کشورها برای نفوذ فرهنگی و تغییر نظام سیاسی کشور از طریق تربیت نیروی پیاده‌نظام همچنان ادامه دارد. از نگاه برخی از دلسوزان و دیده‌بانان جامعه، نفوذ فرهنگی، كم‌هزینه‌ترین و پرسودترین راه تسلط دشمن بر جامعه اسلامی است. سیاست نفوذ فرهنگی، به برخی از نخبگان سیاسی و فرهنگی و مسئولان کشوری اینگونه آموزش می‌دهد که سعادت‌شان در نوکری از یک شخص یا کدخدا می‌باشد. قدرت تأثیرگذاری نفوذ فرهنگی می‌تواند افرادی که دشمن اسلام و انقلاب نبوده و قصد خدمت به کشور دارند را به این باور برساند که از خودمان هیچ کاری برنمی‌آید. کار به جایی می‌رسد که آنها با هزار و یک دلیل می‌‌خواهند برای دیگران نیز اثبات کنند که تا زمانی که با آمریکا یا غرب نسازیم، نه پیشرفت اقتصادی خواهیم داشت و نه پیشرفت علمی، تکنولوژی و نظامی.[3]

وجود معدود اساتیدی که در حوزه و دانشگاه‌ها از امکانات و مزایای این کشور استفاده کرده و بر ضد نظام اسلامی تبلیغ کرده و مخاطبین خود را دچار انحراف فکری می‌کنند، یکی از نشانه‌های حیات نفوذ فرهنگی است که مورد حمایت و پشتیبانی دشمنان انقلاب قرار می‌گیرد؛ از این رو لازم است که مسئولان کشور با درس گرفتن از تجربه تلخ و تاریخی نفوذ فرهنگی در نهضت مشروطه، با شجاعت زمینه تکرار آن در انقلاب اسلامی را از بین ببرند.

پی‌نوشت:
[1].مشرق نیوز، https://zaya.io/606ad.
[2]. پایگاه نشر آثار مقام معظم رهبری، https://zaya.io/m2j27.
[3]. پایگاه اطلاع رسانی آثار آیت الله مصباح یزدی، https://zaya.io/hrbes.
 

 

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
1 + 4 =
*****