سیستان و دروغ‌های تکراری

13:46 - 1402/07/08

ضد انقلاب برای جبران سالگرد خاموش و سرد جنبش ززآ با وجود چشم دوختن به خطه گرم سیستان، نتوانست اقدام موفقی داشته باشد. شکست‌های پی‌درپی آنان در این روزها، کارخانه دروغ آن‌ها را فعال‌تر کرده است؛ مسئله‌ای که نتیجه‌ای جز رسوایی بیشتر نخواهد داشت.

سیستان و دروغ‌های تکراری

 ۲۵ شهریور سال ۱۴۰۲ روزی تعیین‌کننده برای ضد انقلاب به شمار می‌رفت که مرگ و زندگی جنبش زن، زندگی، آزادی را رقم می‌زد. اگر چه شبکه‌های رسانه‌ای برانداز از مدت‌ها قبل دست به انتشار فراخوان‌های مختلف زده بود؛ اما آن‌ها بر سر دوراهی مانور دادن برای سالگرد آشوب و یا گذشتن از کنار آن دچار تردیدی جدی بودند؛ اگر در اقدامی سنجیده، مطابق با پیش‌بینی‌ها رفتار می‌کردند و با علم به اینکه همان مقدار اندک نیروهای خیابانی هم حاضر به آشوب‌آفرینی مجدد نیستند و از دامن زدن به موضوع سالگرد خودداری می‌کردند، این در واقع پذیرش رسمی مرگ جنبش و رفتن به استقبال آن بود.

از این روی آن‌ها چاره‌ای نداشتند که با وجود تمامی نگرانی‌ها، به هر قیمتی خود را برای برگزاری سالگرد، جدی نشان داده و برای آن زمینه‌سازی رسانه‌ای لازم را داشته باشند؛ آن‌ها از قبل بر این باور بودند که حتی بر فرض اینکه نتوان از الگوی سال قبل استفاده کرده و از ظرفیت برخی فریب‌خوردگان تازه‌کار و اشرار استفاده کرد، می‌توان از شبکه رسمی آشوب در کشور که پیوند دیرینه‌ای با تروریسم و شبکه‌های اطلاعاتی کشورهای پشتیبان دارد، برای القای ادامه جنبش سود بُرد!

از این روی برجسته شدن دوباره "زاهدان" را در این روزها باید در این راستا ارزیابی کرد. کاسبان آشوب در ایران که در پروژه ۲۵ شهریور امسال دچار یک شکست قطعی شدند، طبق پازل آشوبی که از قبل چیده شده بود باید از سیستان برای جبران ناکامی‌های خود بهره می‌بردند؛ لذا با پناه بردن به مولوی عبدالحمید که همچنان تکیه‌گاه فکری و لنگر حضور تروریست‌ها در سیستان است تلاش داشتند تا به بهانه سالگرد حوادث جمعه زاهدان، تنفس و زنده بودن جنبش را از بزرگ‌ترین مرکز اهل‌سنت ایران مخابره کنند.

آن‌ها تلاش کردند با فراخوان سراسری در نماز جمعه این هفته زاهدان و نشست پای خطبه‌های همیشه تند و گزنده مولوی عبدالحمید، دوباره ناامنی و آشوب را در این خطه از ایران رقم بزنند و سپس آن را به سایر شهرهای کشور نیز گسترش دهند و به اغتشاش‌گران تنفس مصنوعی بدهند.

اما انتشار اخبار تحریک‌آمیز، ‌کذب و ضدونقیض و همچنین استفاده از تصاویر آرشیو مربوط به سال گذشته که در همان ساعت‌های اولیه صورت گرفت، نشان داد که دست آشوب‌آفرینان برای ساخت آلبوم خونین، خالی مانده و به علت آمادگی نیروهای امنیتی و همچنین هوشیاری مردم برای قربانی نشدن به پای خواسته‌های ضد انقلاب که ارتباطی با مطالبات مردم سیستان ندارد، هیچ آشوبی نتوانست به اجرا در بیاید.

بی‌گمان یکی از عوامل مؤثر برای حال و روز وخیم ضد انقلاب در این روزها، سوار شدن بر موج دروغ و تصویرسازی‌های غیر واقعی است که افکار عمومی به آن پی برده و این‌چنین قضاوت می‌کند که «هرگونه مشارکت با این شبکه، حماقتی بیش نیست».

برای پی بردن به اینکه هیچ‌چیزی همانند دروغ باعث رسوایی جریان ضد انقلاب نشده است می‌توان بازهم به نشر خبر فیک و دروغ توسط "علی کریمی" اشاره کرد. وی برای سناریوسازی فتنه‌گران جمع شده در اطراف مسجد مکی، تصویری از کودک مجروح را به نام یک بلوچ مظلوم منتشر کرد که مشخص شد مربوط به بمب‌گذاری چند روز گذشته در «بلوچستان پاکستان» است.

نکته جالب در انتشار دروغین این عکس و تصاویر مشابه این است که هم‌زمان با منتشر شدن این عکس‌های فیک، ضد انقلاب در اقدامی پیش‌دستانه مدعی می‌شود که منبع اصلی برای تصویرسازی‌های دروغین، رسانه‌های جمهوری اسلامی هستند که در صدد بی‌اعتماد کردن مردم به جنبش ززآ هستند؛ اما رصد تصاویر و کشف منابع اولیه آن چیزی نیست که برای اهل سواد رسانه ممکن نباشد؛ لذا افزودن دروغ بر دروغ، جز دروغ بزرگ‌تر و وقاحت در اذهان مردم ایران تفسیر نخواهد شد!

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
2 + 2 =
*****