خطبه فدکیه و چالشی بزرگ برای حزب سکوت

09:17 - 1402/09/08

یکی از اقشار مخاطب در سخنان فدکیه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها حزب سکوت و انفعال است که در بزنگاه‌های حساس تاریخی، خود را کنار می‌کشند؛ حضرت با نقد آن‌ها، به لزوم موضع‌گیری آن‌ها اشاره و نتایج فوق‌العاده اتخاذ موضع را هر چند به تغییر وضعیت موجود منجر نشود، بیان می‌کنند.

خطبه فدکیه و چالشی بزرگ برای حزب سکوت

«خطبه فدکیه » را می‌توان یک متن رمزآلود و پیچیده دانست که در آن اسرار زیادی از مرحله گذار از دوران نبوت گنجانده شده است. اشارات دقیقی که بیانگر حقایق پنهان شده در تاریخ است و به خوبی عناصر دخالت‌گر در تحریف اسلام و خط رسالت را رسوا می‌سازد.

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها که به لحاظ زمانی، معاصر با نقطه آغاز یک انحراف بزرگ در اسلام است و با جمع محدودی از اصحاب پیامبر (ص) در سمت درست تاریخ ایستاده است، به درستی تشخیص می‌دهد که اکنون زمانه انفعال و سکوت نبوده و باید مواضعی روشن از زبان یگانه یادگار پیامبر (ص) شنیده شود.

حضرت با قیام برای جهاد تبیین در شرایطی اقدام به ایراد خطبه‌ای انقلابی نمودند که اتخاذ مواضع دو پهلو و به اصطلاح وسط‌گری سازش‌کارانه رواج یافته و زمینه‌ساز بستری شد که در آن، جامعه اسلامی در یک بازه زمانی کوتاه، بسیاری از دستاوردهای خود را از دست داد و یک پسرفت غیر قابل ترمیم در مسیر رشد اسلام به وجود آمد.

در تحلیل اینکه چرا چنین فضایی مسموم و غبارآلود شکل گرفت، به هیچ وجه نمی‌توان گفت خواص تربیت شده و کارآمد وجود نداشتند؛ چراکه شمار زیادی از کسانی که امید به آن‌ها می‌رفت تا مسیر اشتباه را اصلاح و کژتابی مزمن را بهبود ببخشند در میان مردم حضور داشته و تعداد آن‌ها کم هم نبود. مشکل اساسی شکل گرفتن یک تصور اشتباه در میان آن‌ها بود که گمان می‌کردند هرگونه مخالفت و بیان اعتراض در شرایط کنونی هیچ‌گونه نتیجه‌ای نداشته و سران سقیفه بر شتر چموش خلافت سوار شده و زمام آن را به دست گرفته‌اند!

زمزمه‌ها و بارقه‌های یأس‌آفرین که به مرور باعث رشد و تولد گروه قاعدین شد و موجب گردید بسیاری از اصحاب در مهم‌ترین کمینگاه‌های شرک و جاهلیت بازگشته به میدان همچون جمل، صفین و نهروان، غائب بزرگ صحنه باشند. راه رفتن میان مرز حق و باطل و ترک هر دو که سرانجام یک خط فکری را در دل جهان اسلام به وجود آورد که در نتیجه آن کسی همچون خواجه ربیع (ربیع بن خیثم نوری مدفون در مشهد) با بیش از چهارصد نفر از یاران خود به حضور امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام رسیده و ضمن ابراز شک و تردید در درستی جنگ صفین از حضرت درخواست کردند تا اجازه دهد کوفه را در هنگام آماده شدن برای نبرد با معاویه ترک کرده و به بهانه مرزداری و مبارزه تهاجم خارجی به سرحدات و مناطق مرزی بروند![۱]

بیم این تفکر گمراه‌کننده و خنثی‌ساز توان جبهه حق تا آنجایی بود که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها خطر آن‌ها را برای آینده جهان اسلام احساس نموده و با پیش‌بینی درست خود در خطبه فدکیه به آن اشاره کردند. متأسفانه این جریان تا آنجایی ریشه دوانده بود که متوقعانه استدعا داشت حضرت صدیقه کبری سلام‌الله‌علیها نیز مانند آن‌ها اندیشیده و ایشان نیز دست از اعتراض برداشته و مثل آن‌ها در سکوتی مرگبار فرو روند!

حضرت در برابر این نگاه عافیت‌طلبانه، خطاب به آن‌ها که ظاهراً بخش مهمی از مخاطبان حاضر در مسجد و محل سخنرانی ایشان بوده‌اند می‌فرماید:

«وَ قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ هذا عَلى مَعْرِفَةٍ مِنّی بِالْخِذْلَةِ الَّتی خامَرْتُکُمْ، وَ الْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُکُمْ»

آگاه باشید آنچه گفتم با شناخت کاملی بود که از سستی، بی‌وفایی و اهل نیرنگ بودن شما داشتم![۲]

در واقع حضرت در هم‌نوایی با برخی از اهل سکوت که در جمع حاضر بودند، تأیید می‌کند که سخنان این‌چنینی دیگر فایده ویژه‌ای همچون بازگشت خلافت به جایگاه شایسته آن نخواهد داشت؛ ولی در ادامه راه خود را از آن‌ها جدا کرده و اشاره می‌کنند که گرچه این قبیل اعتراض‌ها، آب ریخته شده را برنمی‌گرداند؛ اما اعتراض نتایج دیگری دارد که نباید آن را نادیده گرفت. حضرت به آن‌ها اشاره کرده و می‌فرمایند:

«وَ لکِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْظِ، وَ حَوَزُ الْقَناةِ، وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ، وَ تَقْدِمَةُ الْحُجَّةِ»

با اینکه می‌دانستم اثری ندارد؛ اما گفتم چراکه جوشش درون من بود، اظهار خشم و غضب بود، برای کند شدن و از کار افتادن نیزه، بیان دردی که قابل تحمل نیست و اتمام حجت است![۳]

حضرت در واقع اشاره می‌کنند كه اگر انسان عملاً نتواند از حق دفاع كند و از دستش كاری برنيايد، نبايد ساكت بنشيند و تماشاگر باشد؛ بلکه بايد با زبان گويايش، نخست حق را آشكارا مطرح كند و سپس اگر توان محو باطل ندارد، باید قدرت باطل و سرعت قوام و استحکام یافتن آن را کم کند و در نهایت برای دیگران اتمام حجت کند!

در پایان باید گفت، این سخنان دقیق حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها مُهر باطلی بر فلسفه وجودی حزب سکوت و انفعال است که در آن، حضرت تنها فایده متصور برای مبارزه را احقاق حق و محو باطل ندانسته؛ بلکه از میان بردن قدرت تمرکز جبهه باطل و به هم ریختن صفوف آن‌ها و همچنین به ضعف و انفعال کشاندن آن‌ها را نتایج قابل توجهی می‌دانند که برای انسان تکلیف می‌آورد.

پی‌نوشت:
[۱]. پیکار صفین، نصر بن مزاحم منقری، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۱۶۲.
[۲]. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ ق، ج ۲۹، ص ۲۱۵.
[۳]. همان.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
5 + 2 =
*****