آموزه‌های دینی در باره فرزندآوری

07:07 - 1393/01/23
چکیده: آیا می‌توان از آموزه‌های دینی به عنوان مشوق‌های فرزندآوری بهره برد؟ اصلا رویکرد دین به موضوع جمعیت چیست؟
جمعیت

رهروان ولایت ـ آیا می‌توان از آموزه‌های دینی به عنوان مشوق‌های فرزندآوری بهره برد؟ اصلا رویکرد دین به موضوع جمعیت چیست؟ آموزه‌های دینی در مورد افزایش جمعیت را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد؛

دسته اول: آموزه‌هایی که با آگاهی دادن به رزاق بودن خداوند، نگرانی از فرزندآوری را کنار می‌زنند؛ «وَ لاَ تَقْتُلُوا أَوْلاَدَکُم‌ْ خَشْیَة‌َ إِمْلاَق‌ٍ نَحْن‌ُ نَرْزُقُهُم‌ْ وَ إِیَّاکُم‌ْ إِن‌َّ قَتْلَهُم‌ْ کَان‌َ خِطْأً کَبِیرَاً؛ و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشید! ما آنها و شما را روزى مى‏‌دهیم مسلماً کشتن آنها گناه بزرگى است!»[اسراء،31]
این آیه و متنهای همسان آن، درباره سقط جنین و فرزندکشی است؛ امّا علتی که برای آن آورده شده، یعنی رزاق بودن خداوند، نسبت به همه انسان‌ها عمومیت دارد؛ البته از این آیه نمی‌توان تشویق به فرزندآوری را برداشت کرد؛ امّا می‌توان دریافت که ترس از نداری و تنگدستی نباید مانع فرزندآوری شود.

در کتاب روایی وسائل الشیعه، چهار روایت در مورد مکروه بودن ترک ازدواج از ترس و بیم تنگدستی و فقر و پنج روایت در مورد مستحب بودن اقدام به ازدواج با وجود فقر و تنگدستی وارد شده است. یکی از آن روایت‌ها، این است؛ امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «هر کس ازدواج را از ترس تنگدستی رها کند، به خداوند گمان بد برده است.»[1]

در این حدیث نیز به روشنی سخن از فرزندآوری به میان نیامده، ولی ترس از تنگدستی هنگام ازدواج، هم درباره هزینه‌های همسر و هم درباره فرزندان پیش می‌آید و امام(علیه‌السلام) این نگرانی را از مخاطب زدوده و او را از برآوردهای مادی بازداشته است.
ترس از فقر نه تنها مذموم است و بلکه لازم است که با آن مبارزه کرد و ازدواج کرد؛ زیرا خود ازدواج موجب افزایش خیر و برکت و همچنین رحمت می‌شود. قرآن کریم در این باره فرموده: «وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ؛ مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید. همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌سازد. خداوند گشایش دهنده و آگاه است!»[نور،32]

در تفسیر بیضاوی در مورد این آیه شریفه آمده است که این آیه در رد کسانی است که گمان می‌کنند فقر مانع ازدواج است؛ ولی فضل خدای متعال انسان را بی‌نیاز می‌کند؛ رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌) در خصوص این آیه شریفه فرموده: «غنا و بی‌نیازی را از این آیه بجویید.»
روایتی دیگر، به طور مستقیم به همین موضوع پرداخته است؛ امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «روزی [ویژه خانواده] همراه با زنان و فرزندان است [و می‌رسد].»[2]

دسته دوم: روایاتی است که بیان‌گر مباهات پیامبر اسلام(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌) بر دیگر امت‌ها به دلیل فراوانی جمعیت مسلمانان است؛ روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) رسیده که پیامبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌) فرمود: «با دوشیزگان ازدواج کنید... [و فرزند بیاورید!] آیا نمی‌دانید که من روز قیامت به [جمعیت] شما [مسلمانان] حتی به سقط شدگان [از شما] بر [دیگر] امتها مباهات می‌کنم؟!»[3]

در این دسته از روایات، به چند نکته باید توجه کرد:
1. پیامبراکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌) این روایات را زمانی فرموده‌اند که مسلمانان بیشتر در تنگنای اقتصادی بوده‌اند و گشایش اقتصادی مسلمانان در زمان خلفا و پس از کشور گشایی سرزمین‌های ثروتمند پیش آمد.
2. در این روایات از مطلوب بودن ازدواج با فرزندآوری سخن گفته شده است؛ نه مطلوب بودن زیادی فرزند! ولی از پایان روایات که درباره مقایسه عددی امت اسلام با دیگر امت‌ها سخن می‌گوید، می‌توان نتیجه گرفت که بیشتر بودن جمعیت مسلمانان مطلوب است.
3. اطلاق روایات نشان می‌دهد که پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌) به همه مسلمانان بر دیگر امت‌ها مباهات می‌کند؛ نه با افراد شایسته! یعنی افراد عادی امت هم در این ارزش گذاری شریکند. این جمله؛ «حتی به سقط شدگان هم مباهات می‌کنم!» به روشنی نشان می‌دهد که شایستگی کنونی، ملاک مباهات نیست. حتی مسلمانان گناه کاری که رده‌ای از ایمان را دارا هستند و سرانجام به بهشت خواهند رفت، در روایات این دسته جای می‌گیرند؛ بنابراین، ادعای این‌که مؤمنان گنه‌کار و آسیب دیده اجتماعی مایه مباهات پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌) نیستند، هیچ گواهی ندارد.

دسته سوم: برخی متون به روشنی، مطلوب بودن زیادی فرزند را بیان کرده‌اند. از امام صادق(علیه‌السلام) آورده‌اند که پیامبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌) فرمود: «زیاد فرزند آورید تا فردا روز [در قیامت] به زیادتی [جمعیت] شما بر [دیگر] امت‌ها چیرگی یابم و [و افتخار کنم].»[4]

دسته چهارم: برخی روایات فرزندآوری مسلمانان را به دلیل آن‌که زمینه ساز تسبیح بیشتر خداوند و زنده کردن یاد اوست، مطلوب می‌دانند؛ امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «آن گاه که یوسف(علیه‌السلام) با برادرش(بنیامین) دیدار کرد، [به او گفت: ای برادرم! پس از [غم جدایی] من‌، چگونه توانستی با زنان ازدواج کنی؟» پس بیامین گفت: «همانا پدرم مرا فرمان داد [و] گفت: اگر بتوانی [کاری کنی که] برای تو فرزندانی باشد که زمین را با تسبیح [خدواند] سنگین کنند، چنان کن!»[5]
در روایتی از امام باقر(علیه‌السلام) نیز آمده که رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌) فرمود: «چه چیز مومن را از اینکه [همسر و] خانواده‌ای برگزیند، باز می‌دارد؟! امید است خداوند فرزندی به او روزی کند که زمین را با [گفتن] لا اله الا الله سنگین کند.»[6]

در اینجا هم توجّه به دو نکته مهم است:
1. در این روایات، علت مطلوب بودن فرزندآوری، احتمال پدید آمدن نسلی که لا اله الا الله یا تسبیح بگویند، بیان شده است؛ نه تحقق بیرونی آن. به بیان دیگر، آنچه برای پدر و مادر امکان پذیر است و به آن تکلیف شده‌اند، انگیزه و تلاش برای فرزندآوری و پرورش نسلی با این ویژگی است و همین تلاش در نزد خداوند مطلوب است و پاداش دارد؛ بنابراین، اگر پدر و مادر با انگیزه به دست آوردن نسلی تسبیح گو فرزند آورند؛ امّا به دلیل عواملی بیرون از اختیار آنان، فرزند چنان ویژگی را نیابد، پدر و مادر وظیفه خودشان را به جای آورده‌اند و پاداش می‌گیرند.

دسته پنجم: برخی روایات فرزندان نابالغ و حتی جنین را شفاعت گر پدر و مادر و دارای سود معنوی برای آنان دانسته‌اند یا برای نگهداری از فرزند پاداش‌هایی برشمرده‌اند. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «همانا فرزندان [نابالغ] مسلمانان در نزد خداوند، شفاعت گر و شفاعت پذیرفته شده نام گرفته‌اند.»[7]

امام علی(علیه‌السلام) درباره بیماری‌ که به کودک می‌رسد، فرمود: «همانا آن [بیماری] و کفاره‌ای برای [گناهان] پدر و مادر اوست.»[8]
از مجموع پنج دسته روایات پیش گفته، هم مستحب بودن فرزندآوری و هم مطلوب بودن زیادی فرزند به دست می‌آید و چنان که گذشت، ترس از تنگدستی هم این مطلوب بودن را از بین نمی‌برد.

-----------------------------------------

پی‌نوشت‌ها:

[1]. کافی،ج5،ص330
[2]. همان
[3]. کافی، ج5، ص334
[4]. کافی، ج6، ص2
[5]. کافی، ج5، ص329
[6]. وسائل الشیعه، ج20، ص14
[7]. کافی، ج6، ص3
[8]. من لایحضره الفقیه، ج3، ص482

کلمات کلیدی: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.