انقلاب اسلامی و نقش پایتخت

08:28 - 1402/11/16

برخی از نظریه‌پردازان و جامعه‌شناسان غربی که نگاهی دقیق و علمی به شرق به ویژه جمهوری اسلامی ایران ندارند، در تحلیل انقلاب به مثابه یک پدیده اجتماعی، برای پایتخت‌ها در دنیای شرق و غرب نقشی متفاوت قائل هستند که در واقع، آن را باید نگاه توهین‌آمیز و آمیخته با نگاه حقیرانه به دیگران دانست.

انقلاب اسلامی و نقش پایتخت

یکی از حوزه‌های جذاب برای اندیشمندان جامعه‌شناسی، پدیدارشناسی و مطالعه، روند شکل‌گیری یک پدیده از منظر عوامل سازنده و پیش‌برنده آن است. در این میان وقوع پدیده‌ای اجتماعی و سیاسی، یکی از جذاب‌ترین پروژه‌های مطالعاتی برای اندیشه‌وران علوم اجتماعی است؛ چراکه انقلاب‌ها داری پیچیدگی خاصی بوده و افزون بر چندلایگی، معمولاً چندعاملی نیز هستند.

با وجود سختی انقلاب پژوهی؛ اما متفکران زیادی توانستند دست به مطالعات و بررسی‌های وسیعی بزنند که در پی آن، نتایجی همچون گونه‌شناسی و دسته‌بندی انقلاب‌ها به دست آمده است. پروفسور ساموئل هانتینگتون یکی از شخصیت‌هایی است که در کنار طرح نظریه‌های معروفی همچون برخورد تمدن‌ها، توسعه نامتوازن به عنوان عامل اصلی وقوع انقلاب و... در دسته‌بندی انقلاب‌ها هم، نظریه شرقی یا غربی بودن انقلاب‌ها و تبعیت آنان از دو الگوی مختلف را مطرح کرد.

از نگاه هانتینگتون در میان الگوهای شرقی و غربی تمایزهای زیادی همانند تفاوت در نوع ایجاد نهادهای سیاسی جدید، بهره‌مندی از تقویم و تاریخ دقیق قابل پیش‌بینی، دوره انتقالی و نابسامانی و... وجود دارد؛ اما یکی از مهم‌ترین تفاوت‌هایی که وی گوشزد می‌کند، جغرافیای انقلاب است. در انقلاب غربی، انقلابیون ابتدا در پایتخت به قدرت می‌رسند و سپس به تدریج سلطه و نفوذ خود را به روستاها و مناطق دوردست گسترش می‌دهند؛ اما در انقلاب شرقی، آن‌ها در مناطقی دور از مرکز با تبلیغات یا ارعاب، روستائیان را با خود همراه می‌کنند و به تدریج با عملیات تروریستی، چریکی و جنگ‌های منظم به پیش می‌برند تا سرانجام پایتخت را به اشغال خود در می‌آورند![۱]

هر چند مشخص نیست که این اندیشمند آمریکایی که سوابق امنیتی و سیاسی در دولت آمریکا دارد، با بهره بردن از کدام روش پژوهشی و با تکیه بر کدام نمونه از انقلاب‌های رخ داده به چنین باوری رسیده است؛ اما بر فرض فقدان منابع کافی و مستندات دقیق آماری و میدانی، می‌توان آن را ناشی از نگاه بدبینانه وی به شرق دانست. معمولاً افراد رشد کرده در فرهنگ غرب، از آنجا که پایتخت‌های غربی را مرکز دانایی و روشنفکری می‌دانند، چنین تصور می‌کنند که انقلاب غربی که برخاسته از اندیشه و گفتمان علمی است، لاجرم باید از پایتخت آغاز شود؛ اما شرق توسعه‌نیافته و به دور از اندیشه‌های مترقی، انقلاب در آن بر اساس فشارهای اقتصادی بوده که باعث شورش روستائیان شده و آن‌ها را وادار به فتح پایتخت می‌کند؛ نگاهی که دور از نظریه «توسعه نامتوازن» وی نیست.

اما وقوع انقلاب اسلامی و نقش تعیین‌کننده پایتخت ایران یعنی تهران، یک مثال نقضِ قطعی بر نظریه الگوی شرقی جناب هانتینگتون است؛ چراکه عمده حوادث انقلاب در تهران روی داده است. پرشورترین و شلوغ‌ترین تظاهرات تاریخی با حضور مردم تهران شکل گرفته است و رهبران انقلاب بخش عمده‌ای از فعالیت‌های خود را بر تهران متمرکز کرده بودند، تا جایی که بسیاری از گروه‌های مبارز همچون مؤتلفه، جریان حزب توده و ملی‌مذهبی‌ها در تهران، اقدامات خود را طرح‌ریزی و برنامه‌ریزی می‌کردند؛ همچنین در مناسک‌سازی و ابداع شعارهای انقلابی، تهران را می‌توان نقطه ثقل انقلاب دانست.

همچنان که رهبر معظم انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره ۲۴ هزار شهید تهران بزرگ، تهران را نماد همه خصوصیات بارز ملت ایران دانستند و فرمودند: تهرانِ پیشگام و انقلابی، شناسنامه واقعی این شهر بزرگ است که باید حوادث و جزئیات آن تدوین و برای نسل جوان تبیین شود.[۲]

پیشرو بودن تهران در حالی است که این شهر در پیش از انقلاب به سرعت روند توسعه‌یافتگی را با شاخص‌های غربی طی می‌کرد و در آن افزون بر هتل‌های مجلل، فروشگاه‌ها و رستوران‌های مدرن، دانشگاه‌ها با متد غربی و سرانجام شراب‌فروشی‌ها و مراکز تفریحی خاص با شمار زیادی از زنان برهنه خودنمایی می‌کرد؛ از این روی نمی‌توان انقلاب اسلامی ایران را تنها شورش فقرا و طبقه کم برخوردار دانسته و آن را با معیارهای اقتصادی همچون توسعه نامتوازن ارزیابی کرد.

پی‌نوشت:
[۱]. سامان سیاسی در جوامع دست‌خوش دگرگونی، ساموئل پی هانتینگتون، مترجم محسن ثلاثی، ناشر مؤسسه انتشاراتی علم.
[۲]. ایرنا، https://irna.ir/xjPFHw.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
5 + 9 =
*****