از جنس خودمان

11:25 - 1402/12/02

تجربه‌ای خاطره‌انگیز از شرکت در اولین انتخابات.

اولین انتخاباتی که در آن شرکت کردم، انتخابات شورای مدرسه بود. برای ما که در شهری بسیار کوچک زندگی می‌کردیم، در دبستان شورایی وجود نداشت و لازم بود برای رسیدن به اولین انتخابات، تا راهنمایی و مهاجرت به شهری بزرگ‌تر، صبر ‌کنیم.

حال و هوای آن روزها برایم خاطره‌انگیز است؛ زمانی که دیوار آجری مدرسه‌مان پر شده بود از کاغذهایی که اسم دوستانمان را در آن مشاهده می‌کردیم. برخی که از وضعیت مالی بهتری برخوردار بودند، عکسشان را هم داده بودند برای چاپ. کنار هم قرار گرفتن تصویری از «نیما اصلانی» که زیرش با فونت زیبا شعارنویسی شده بود، با کاغذی آچهار که با ماژیک آبی رویش نوشته بودند «مهدی رحمتی»، صحنه‌ای جالب را پدید آورده بود. رقابت پسر یک وکیل مرکز استان‌نشین و پسر نانوایی شهرستانی برای کسب بیشترین رأی و نشستن بر صندلی ریاست شورا، اولین تجربه انتخاباتی من بود.

من طرفدار رحمتی بودم؛ نه به خاطر اینکه دوست برادر بزرگ‌ترم بود؛ به خاطر اینکه او هم مثل من از بچه‌های خوابگاه بود، او هم مانند من دچار نوبت‌دهی یک هفته‌ای حمام، مرخصی سخت‌گیرانه روزانه و از همه مهم‌تر نگاه از بالا به پایین بچه‌های شهری بود. یادش بخیر؛ در مدرسه ما بچه‌ها به روزانه و خوابگاهی تقسیم نمی‌شدند؛ آنجا یا شهری بودی یا خوابگاهی. برای همین وقتی خانواده عادل مالکی مهاجرت کردند و او شهری شد، همه ما برایش خوشحال بودیم.

در چنین دورانی طبیعی بود که نه من، بلکه اکثر بچه‌های خوابگاهی به رحمتی رأی بدهیم؛ او «از جنس خودمان» بود.

«از جنس خودمان» یادگاری است که از آن دوران تا هم‌اکنون با من است و من در هر انتخاباتی به دنبال شخصی «از جنس خودم» هستم. من می‌دانم کسی که از جنس من است، شاید بتواند کاری برایم بکند؛ پس «هم جنس» خود را پیدا کنیم.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
7 + 8 =
*****