قرآن که کتاب هدایت است، چرا نیاز به تفسیر دارد؟!

10:53 - 1403/03/31

نیازمندی قرآن به تفسیر، منافاتی با قابلیت فهم آن برای عموم و هدایتگری‌اش ندارد.

قرآن کریم

قرآن کتاب هدایت | برخی از کانال‌های مجازی با اتکاء به جهل و عدم آگاهی مخاطبین خود، شبهاتی را منتشر می‌کنند که با جست‌وجویی اندک، پاسخش روشن می‌شود؛ اما از آنجا که با کمال تأسف عموم مردم ما اهل مطالعه نیستند، احیاناً شبهه را به صرف شنیدن آن پذیرفته و به دنبال پاسخش نمی‌روند.

در یکی از این کانال‌ها دیدم که مدیر کانال به جان اعتقادات مردم افتاده و این‌گونه به تخریب قرآن پرداخته که: اگر قرآن برای هدایت مردم آمده است، پس چرا نیاز به تفسیر دارد؟ این تعداد تفاسیری که در توضیح قرآن نوشته شده، نشان‌دهنده آن است که این کتاب بدون تفسیر قابل فهم نبوده و در نتیجه کتاب هدایت نیست.

مخاطبی که نه متأسفانه اهل مطالعه قرآن است و نه برای دریافت پاسخ شبهات اندک تلاشی می‌کند، در ضمن مواجهه با این‌گونه شبهات دلش لرزیده و می‌گوید: نکند اینها راست می‌گویند و تا به‌حال سر ما کلاه رفته است؟

واقعیت چیست؟

واقعیت آن است که به فرموده خودِ قرآن، عموم مفاهیم آن برای عموم مخاطبینی که اندک آشنایی با زبان عربی داشته باشند، قابل فهم است. بالاتر اینکه حتی کسانی که با زبان عربی آشنایی نداشته و تنها ترجمه قرآن را بخوانند نیز متوجه مفاهیم و معانی آن خواهند شد. داستان مسلمان شدنِ ادواردو آنیلی فرزند مالک مجموعه فیات، مشهور است که می‌گوید: «در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می‌زدم و کتاب‌ها را نگاه می‌کردم، چشمم افتاد به قرآن، کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده ‌است. آن را برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمی‌تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می‌فهمم و قبول دارم».[1]

به همین جهت است که قرآن کریم به همه مردم دستور به تدبر در این کتاب آسمانی داده و ایشان را نسبت به سهل‌انگاری در این امر، توبیخ می‌کند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيرا»؛[2] «چرا در قرآن تدبر نمی‌کنند؛ در حالی‌که اگر از سوی غیر خدا بود، در آن اختلاف بسیاری را مشاهده می‌نمودند». اگر قرآن قابل فهم برای مردم نبود، معنا نداشت خداوند نسبت به تدبر نکردن در آن، ایشان را توبیخ نماید؛ زیرا آنها در جواب خداوند می‌توانند بگویند: چگونه وقتی که آن را نمی‌فهمیم، در آن تدبر نماییم؟

تا اینجا معلوم شد که فهم اولیه عموم آیات قرآن برای عموم مردم، نیازی به تفسیر ندارد؛ اما وجوهی هم وجود دارد که قرآن را در مراتب پس‌از فهم اولیه آن، نیازمند به تفسیر می‌کند. آن وجوه از این قرار است:

1. مخاطبین قرآن یک شخص و یک طیف خاص که در یک سطح از علم و فهم باشند، نیستند؛

2. مطالبی که در این کتاب آسمانی ذکر شده همگی در یک درجه و سطح نیستند؛

3. لایه‌های معنایی این کتاب آسمانی که به‌ عنوان معجزه پیامبر خاتم شناخته می‌شود، متعدد است؛ به‌ گونه‌ای که طبق برخی روایات، قرآن دارای هفتاد بطن است.[3]

4. خداوند قرآن را به گونه‌ای نازل کرده که مخاطبین برای فهم برخی از معانی عمیق، فروع اعتقادی، جزئیات احکام، معانی اختلافی آن و... نیازمند مراجعه به خاندان وحی باشند؛ زیرا قرآن و عترت در کنار یکدیگر بوده و مکمل هم هستند.

5. امکان پرداختن به تمام تفصیلات و جزئیات مربوط به همه موضوعاتی که در قرآن به آن اشاره شده، وجود نداشته است و الا باید قرآن ده‌ها جلد می‌بود، نه یک جلد.

این دلایل و مانند آن سبب شده تا تفاسیری پیرامون قرآن وجود داشته باشد و آن را در لایه‌های پس‌از فهم اولیه‌اش برای مخاطبین تشنه به معارفش، در دسترس‌تر قرار دهد. با این توضیحات معلوم گشت که نیاز داشتن قرآن به تفسیر، منافاتی با کتاب هدایت بودن آن و قابل فهم بودنش برای عموم، ندارد.

پی‌نوشت:
[1]. ویکی‌پدیا، ادواردو آنیلی، B2n.ir/z73640.
[2]. نساء: 82.
[3]. جواهر الکلام، دار احیاء التراث العربی، ج9، ص295.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
15 + 1 =
*****