عید سعید قربان ارسال رصد

آیا تحدی قرآن در زمانی که اکثر مردم آن زمان بیسواد بودند اعجاز لفظی؟

11:35 - 1393/10/05
چکیده: 1. هر چند آمار بيسوادي در عصر جهالت، بالا بود، امّا كيفيت سواد و ذوق شعري و فصاحت و بلاغت عرب حجاز، نيز بسيار بالا بود. آمار «17» نفر با سواد در منابع پايه هم چون قرآن و سنت نيامده است، فقط درمنابع تبعي و فرعي هم چون كتاب هاي تاريخي آمده است و مي توان بر آن خدشه وارد كرد. هنر و ذوق شعر سرايي... در عرب بسيار قوي بود.2. قرآن كريم، معجزه علمي، جهاني، فرازماني و جاوداني است.

از يك طرف مي گوييم معجزه ي پيامبران مناسب اقتضاي زمان نبوت است و قرآن كريم هم تا حال مناسب آن زمان بوده است. چون عرب آن زمان در شعر گفتن و فصاحت كلام، قوي بوده است و از طرف ديگر مي گوييم مردم عرب و بالاخص عرب حجاز در آن عصر و عهد، به طور كلي بي‌سواد بودند و 17 نفر بيشتر باسواد نداشته و ديگر اين كه اگر به فرض بپذيريم اكثر مردم آن ديار بي سواد بودند، پس قاعدتاً آيات تحدي براي مردم بيسواد آن زمان نبايد قابل درك باشد. چون زماني تحدّي قابل درك است كه مردم آن عصر و مصر سواد داشته باشند و اعجاز لفظي آن را درك كنند.؟

پاسخ:

مقدمه: تصوير و برداشت درست از عصمت، سيره علمي و عملي معصوم، معجزه و معجزه علمي هم چون قرآن كريم، تحدّي، مراتب قرآن كريم، مراتب تحدّي، عربي مبين بودن آن، امّي بودن رسول رحمت و آمار ارقام دقيق و عميق تاريخي از صدر اسلام و دشمنان آن ديار بسيار مهم است. بسياري از سؤال ها و شبهات، ناشي از برداشت و تصوير ناصواب و يا ناميمون از عصمت، زندگي معصوم، معجزه، مراتب قرآن كريم، تحدّي، مراتب تحدّي و ساير گونه ها است.
1. آمار دانش و پژوهش در حجاز: انحراف عقيدتي، اخلاقي، حقوقي، مشكلات اقتصادي و غيره، غير از باسواد بودن و يا بي سواد بودن مردم آن ديار است. عرب صدر اسلام از يك طرف از انحراف عقيدتي، همانند بت پرستي و انحراف اخلاقي همانند روحيه ي استكباري برخوردار بود. از طرف ديگر صاحب «دكّة الادباء» ذوق شعري و شعر و ادب، فصاحت و بلاغت بود. اين ها قابل جمع هستند... اولاً فصاحت و بلاغت مردم عربستان، دليل طلوع اسلام در آنجا نبوده، بلكه دليل نوع معجزه كه قرآن كريم مي باش،د بوده است. البتّه لزومي هم ندارد كه همه ي مردم عربستان فصيح و بليغ بوده باشند، بلكه همين كه ويژگي بارز جامعه، پيشرفت در زمينه فصاحت و بلاغت بوده و صاحبان اين فن در اوج فصاحت و بلاغت باشند، براي آوردن معجزه اي از اين سنخ (از سنخ فصاحت و بلاغت يعني قرآن كريم)، كافي است.
در ثاني بايد ديد فصاحت و بلاغت به چه معنا است تا معلوم شود، آيا منافاتي بين فصاحت و بلاغت با بي سوادي وجود دارد يا نه؟ فصاحت در اصطلاح علم معاني، به معناي اين است كه كلام، كاملاً طبق قواعد زبان بوده و پيچيدگي و سنگيني در آن وجود نداشته باشد و بلاغت يعني اين كه سخن مطابق با مقتضاي حال يعني مطابق با زمان و مكان و حال و هواي آن دياري كه سخن گفته مي شود، باشد.(1) به عنوان مثال كشور و در جمع تحصيل كردگان يا در جمع جوانان يا... سخن گفته مي شود بايد همه اين شرايط در نظر گرفته شود. مي بينيم كه سليس و روان و با مقتضاي حال سخن گفتن ربطي به سواد ندارد و هر بي سوادي احتمال دارد كه فصاحت و بلاغت داشته باشد. چنان چه شواهدي تاريخي هم در اين زمينه وجود دارد.
يكي اين كه مردم آن زمان با اين كه بي سواد بوده اند، ولي فصيح سخن مي گفتند و فصيح شعر مي سروده اند، چنان چه شعرهاي زمان جاهليت و صدر اسلام در كتب تاريخي و ادبي وجود دارد. به عنوان نمونه در كتاب لسان العرب نوشته ابن منظور و كتاب مغني اللبيب اثر ابن هشام كه فراوان به شعرهاي پيش از اسلام اشاره دارند.
دليل ديگر اين كه كساني آمدند و در برابر تحدي قرآن كريم (يعني اين كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ اعلام كرد كه هر كس مي تواند، مثل قرآن بياورد) ادعا كردند كه مي توانند نظير قرآن كريم را بياورند و آياتي از پيش خود جعل كردند، ولي در نهايت رسوا شدند با اين كه اينان، خود از فصحاء و بلغاء بودند، ولي مطالب آن در بين مردم آن زمان مقبول واقع نشد، چرا كه مردم آن ديار فصيح و سخن شناس بودند و قدرت تشخيص بالايي داشتند و كاملاً متوجه بودند كه اين سخنان با سخنان الهي برابري نمي كند و اگر برابري مي كردند، قطعاً دشمنان اسلام، از آن به سود خود بهره برداري مي كردند، براي نمونه سخنان مسيلمه كذاب را مي آوريم كه در برابر سوره ي والذاريات گفته بود: «والذارعات زرعاً، فالحاصدات حصداً، فالطاحنات طحناً، فالخابزات خبزاً، فالأكلات اكلاً» و همين طور در برابر سوره ي كوثر نيز سوره اي ساخته بود،(2) ولي هيچ يك از اين جملات در ميان عرب، ارزشي نيافت و اين به دليل فصاحت و سخن شناسي مردم آن روز بود، با اين كه بي سواد هم بودند.
برخي از تاريخ نگاران معاصر از شبه جزيره ي عربستان به گهواره تمدّن اسلامي ياد مي كنند.(3)
مكه در تاريخ عرب و اسلام، پيوسته از جايگاه والا و ويژه اي برخوردار است. در آن پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ متولد شد و زندگي كرد و در آن به مدت ده سال رسالت خويش را تبليغ كرد. شرايط ديني و اجتماعي آن تأثير فراواني در به وجود آمدن نظريات و اعتقادات آن داشت. به طوري كه اسلام برخي از آنان را مورد تأييد قرار داده، و برخي ديگر را تعديل و تنظيم كرد و بسياري از اعتقادات و سنّت هاي رايج ميان آنان را، مورد نكوهش قرار داد.
بنابراين، شناسايي اوضاع اجتماعي و شرايط مكه، براي درك بنيادهايي كه اسلام نخستين براي آن قيام كرد، ضروري به نظر مي رسد. به هنگام ظهور اسلام در مكه، اداره ي ويژه اي در مكه وجود داشت كه تكيه بر قدرت حاكمه اي نداشت، بلكه بر پايه ي خشنود سازي و رضايت بخشي استوار بود، هم چنان كه مركز بازرگاني فعالي بود كه افق ديدگاه ساكنان آن را گسترش داد و از اين راه به آنان كمك كرد كه بر اوضاع كشورهاي همسايه خود و شرايط آن ها و نيز نظم و ترتيب زندگي اجتماعي آن ها آگاه شوند. از سوي ديگر، مكه از بزرگترين پايگاه هاي ديني در جزيره به شمار مي آمد به طوري كه در سر تاسر جزيره، تعداد بسياري از قبايل گوناگون آن جا را رهبر و پيشواي خود به شمار مي آوردند.
اين مطلب خود موجب شد ساكنان آن ديار از ديدگاهي گسترده برخوردار شده و در برخورد و داد و ستد با مردم ملايمت و كار آزمودگي از خود نشان دهند. بنابراين، مكّه، مدرسه اي بودكه مردان كار آزموده اي را تربيت كرد كه آنان توانستند پس از فتح اسلام، پادشاهي نوين را با پيروزي و موفقيت رهبري كنند.(4)
نويسنده كتاب تمدن اسلام و عرب، از بررسي هاي خود درباره ي اوضاع عرب در جاهليت، نتيجه گرفته است كه اعراب، قرن ها صاحب تمدن بودند. داشتن يك زبان كامل، گواه بر ريشه دار بودن تمدن آنان است. او نظريه ي توحش اعراب را ردّ مي كند. زيرا هر حكمي كه براي زبان يك قوم است، براي تمدن آن قوم نيز است. اين نويسنده، يك تمدن عريض و طويل براي اعراب قبل از اسلام قايل است و اتكاء او بر سه چيز است: داشتن يك زبان عالي، ايجاد روابط با ملل مترقّي، ساختمان هاي شگفت انگيز.(5)
هر چند اين نظريه جاي نقد و بررسي دارد. ولي در جاي خود گوشه اي از واقعيت ها را بيان مي كند.
آمار «17» نفر باسواد در سرزمين حجاز، فقط يك نقل تاريخي است و در منابع پايه هم چون قرآن كريم و سنت نيامده است. از اين رو قابل خدشه است.
از قبل از اسلام كه بگذريم، بعد از رسالت نيز مردم مكه و مدينه «23» سال با معلم معصومي هم چون رسول رحمت سر و كار داشتند كه به طور مستقيم كلام حق تعالي را بر آن ها عرضه مي كرد. اين كار تأثيرگذاري و پذيري بسيار بالايي داشته است. هم اكنون در يك مجلسي كه قاري خوش صوت قرآن مي خواند، چه قدر تأثيرگذاري و تأثير پذيري ايجاد مي شود؟ حال در يك مجلسي كه رسول حقّ حضور داشت و يا به طور مستقيم وحي را بر مردم عرضه مي كرد، چه قدر تأثير گذاري و تأثير پذيري داشت؟ تصور آن براي ما سخت و سنگين است. اگر يك انسان باورمند قوي، خودش را به صورت فيزيكي در كنار رسول رحمت و يا امام زمان ـ عليه السلام ـ خود ببيند چه قدر تأثير مي پذيرد؟... در استمرار نبوّت و رسالت، مسلمانان به ويژه «260» سال با معلّم معصوم در ارتباط بودند و به صورت مستقيم و غير مستقيم از آن ها بهره ها مي گرفتند همين تأثير گذاري و تأثير پذيري، در كنار ساير معصومين ـ عليهم السلام ـ وجود داشت. توليد اين همه روايات و تأثير گذاري و تأثير پذيري آن، بسيار گران سنگ بود و نقش بنيادين در آن جامعه داشته است. بعد از ظهور اسلام، به طور برق آسا، پيام و اهداف اسلام در تمام عرصه ها گسترش يافت كه از جمله عرصه هاي آن، رشد و پيشرفت علمي، فرهنگي، اخلاقي و معرفتي بوده است.
از اين رو قرآن كريم، بر اساس مقتضاي زمان، در برابر آن ها تحدي كرده است.
خلاصه و نتيجه1. هر چند آمار بيسوادي در عصر جهالت، بالا بود، امّا كيفيت سواد و ذوق شعري و فصاحت و بلاغت عرب حجاز، نيز بسيار بالا بود. آمار «17» نفر با سواد در منابع پايه هم چون قرآن و سنت نيامده است، فقط درمنابع تبعي و فرعي هم چون كتاب هاي تاريخي آمده است و مي توان بر آن خدشه وارد كرد. هنر و ذوق شعر سرايي... در عرب بسيار قوي بود. ابو تمام حبيب بن اوس از ادباي شيعه، بسياري از اشعار جاهليت را جمع آوري كرده است و مضامين آن را در ده باب دسته بندي كرده است....(6) ولي اكثر آن ها سواد شعري نداشتند، بلكه ذوق شعري داشتند و حفظ مي كردند و افراد باسواد نيز كم مي نوشتند.
2. قرآن كريم، معجزه علمي، جهاني، فرازماني و جاوداني است.(7) و در هر عصر و مصري پاسخ گوي نيازمندي هاي همگان است. از اين كه عرب عصر رسالت و عرب حجاز، از فصاحت، بلاغت، روحيه ي حماسي و شعري برخوردار بوده و شعر مي سروده است، يك واقعيت است. عرب حجاز صاحب «دكة الادبا» و «شب شعرهايي» نيز بوده است. اين روحيه ي عرب يك پديده ارثي، نسلي، ذوقي و كسبي است. از طرفي هر چند نرخ و آمار بيسوادي در بين عرب حجاز، بالا بود. ولي اين به اين معنا نيست كه يك انسان «عرب زبان» هر چند بيسواد، «عربي مبين» و مراتب اوليه قرآن كريم را كه از زبان رسول حق مي شنود، نفهمد. همان عرب بي سواد و يا كم سواد به راحتي قرآن را حفظ مي كرد و از قرآن بهره ها مي برد. بيشترين حافظان قرآن كريم در صدر اسلام وجود داشتند. قاريان قرآن در آن عصر، صاحب سبك، صاحب كرسي، معلم قرآن و «دكة القرائت» بودند. در نتيجه، بلاغت از باب زبان بوده نه از باب سواد، نوشتن و خواندن.
3. تحدّي قرآن كريم نيز جهاني و جاوداني است. در عصر رسالت تحدي قرآن براي تمام مردم آن جامعه بوده است. هم براي «ابو جهالت ها» بود و هم براي ساير مردم. ممكن است يك انسان بي سواد و يا كم سواد عرب زبان نيز چند واژه عربي را كنار هم قرار دهد و بخواهد در برابر «تحدّي قرآن»(8) ايستادگي كند «ابو جهالت ها»، نيز جاي خود دارد. براي پاسخ گويي به تحدّي قرآن كريم خيلي تلاش كردند، امّا عاجز و درمانده ماندند. پس تحدي قرآن كريم در برابر ابو جهالت ها بسيار به روز و بر اساس مقتضاي زمان بوده است و خواهد بود.
قرآن كريم هم چون شاهنامه نيست كه از گذشته بگويد، قرآن كريم هميشه بالفعل است و براي همگان بالفعل و با مقتضاي زمان است.
4. از طرفي «امّي» بودن رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نيز بار معنايي خاص خود را به همراه دارد، همان طوري كه بيان شد، براي معصومي كه از «خلقت نوري» برخوردار است(9) چه حاجت به مدرسه.
مدرسه از براي كودكان و كودك وارگان است.

پاورقی:

1. خطيب قزويني، مختصر معاني، ص19 و 26.
2. قمی، شيخ عباس ، منتهي الآمال، قم، انتشارات هجرت، چاپ سوم، 1410ق، ج1، ص67 و 66.
3. سبحاني، جعفر، فروغ ابديت. ج1، قم، مرکز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، اول، 1360ش، ص25 ـ 32.
4. العلي، صالح احمد، عرب کهن در آستانه بعثت، ترجمه هادي انصاري، تهران، شرکت چاپ و نشر بين الملل و ابسته به موسسه انتشارات امير کبير، اول، 1384ش، ص158 ـ 159.
5. سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، ج1، همان، ص41 ـ 42.
6. سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، ج1، همان، ص47.
7. ر.ک: خويي، سيد ابوالقاسم، بيان، ترجمه نجمي محمّد صادق و هريسي، هاشم زاده، خوي، دانشگاه آزاد واحد خوي، پنجم، 1375ش، ص57 ـ 119.
8. ر.ک، معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، قم، موسسه فرهنگي تمهيد، پنجم، 1383ش، ص309 ـ 313.
9. ر.ک: ابن عربي، اکبر محي الدين، فصوص الحکم، ج2، ص455 ـ 500.

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات    

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.