ولادت پیامبر-ص ارسال رصد

آيا بودا پيامبر بوده يا حكيم عارفي مثل حضرت لقمان؟

08:11 - 1393/10/22
چکیده: آيين بودا يكي از شاخه هاي كيش هندوست كه از هندوستان بيرون آمده است و سراسر مناطق خاوري را در نورديده است و به علت داشتن انديشه هاي عرفاني لطيف و گسترش در مناطق پرجمعيت جهان، پيروان زيادي دارد و تأثيرات عميق در افكار و آداب در سراسر هند بر جاي گذاشت، بنيان گذار اين آيين فردي است به نام «سيداراتا» كه از شاهزادگان هندي است. وي در 29 سالگي پس از مشاهده مواردي كه پيشگويي شده بود،..

آيا بودا پيامبر بوده يا حكيم عارفي مثل حضرت لقمان كه الهاماتي بر او مي شده و يا تفكرات شخصي خودش بوده كه آيين بودايي را بوجود آورده است؟ و نظر اسلام در مورد اين شخصيت چيست؟

پاسخ:

قبل از هر بياني لازم است مختصر بررسي در مورد تاريخچه و سرگذشت زندگي بودا و همچنين آموزه هاي بودا را انجام دهيم تا بتوانيم اظهار نظر درستي نماييم:
مقدمتا بايستي عنوان داشت كه آنچه از مطالعه كتب تاريخي بدست مي آيد اين است كه مانند بيشتر دين ها، سال هاي آغازين آيين بودا در هاله اي از ابهام پوشيده شده است.
آيين بودا يكي از شاخه هاي كيش هندوست كه از هندوستان بيرون آمده است و سراسر مناطق خاوري را در نورديده است و به علت داشتن انديشه هاي عرفاني لطيف و گسترش در مناطق پرجمعيت جهان، پيروان زيادي دارد و تأثيرات عميق در افكار و آداب در سراسر هند بر جاي گذاشت، بنيان گذار اين آيين فردي است به نام «سيداراتا» كه از شاهزادگان هندي است. وي در 29 سالگي پس از مشاهده مواردي كه پيشگويي شده بود، شبانه از كاخ و تنعمات آن گريخت و تحت ارشاد فردي به نام آلارا زندگي راهبانه را برگزيد و پس از 6 سال رياضت هاي سخت و سنگين در جنگل ها سر انجام هنگامي كه از وصول به حقيقت از طريق رياضت نوميد شد، رياضت را كنار گذاشت و به تأمل و تفكر و مراقبت معنوي روي آورد. جهاد اكبر او نيز شش سال طول كشيد و پس از آن با هفت هفته توقف زير درختي كه بعدا درخت بيداري ناميده شد با مارا يعني شيطان ويرانگر مبارزه كرد و در نهايت به حقيقت دست يافت و بوداي دوره كنوني شد.
بودا در چهل سالگي با مسافرت هاي فراوان، آيين خود را در سراسر هندوستان تبليغ كرد و بر اثر ملاقات با افراد مختلف به اصلاح نفوس و تربيت شاگردان همت گماشت. وي سرانجام در هشتاد سالگي در حدود سال «483 ق م» به نيروانا پيوست.(1)
در مورد وثنيت و مذهبي كه بودا به وجود آورد و همچنين ويژگي شخصيتي بودا در كتاب دائرة المعارف بستاني(2) مطالبي آمده است كه خلاصه اش اين است كه وثنيت برهميه به وسيله كيش بودا، بازسازي و اصلاح شد، و اين كيش منسوب است به بودا «سقياموني» كه بنا به آنچه از تاريخ «سيلاني» نقل شده در سال پانصد و چهل و سه قبل از ميلاد وفات يافته، البته تواريخ ديگر، غير اين را گفته اند، و اختلاف در سال فوت او به دو هزار سال هم كشيده شده است، و به همين جهت كه تاريخ درستي از اين مرد در دست نيست بسياري احتمال داده اند كه وي يك شخص خرافي و موهوم بوده و چنين شخصي اصلا وجود نداشته، ولي كاوش هايي كه اخيرا در «گايا» شده، و همچنين آثاري كه در «بطنة» به دست آمده بر صحت وجود اين شخص دلالت دارد و نيز آثار ديگري از تاريخ زندگي و تعاليمي كه وي به شاگردان و پيروان خود القاء مي كرده به دست آمده است.
بودا مردم را به تخلص از رنج و بدبختي، و رستگاري به راحتي كبري و حياتي آسماني و ابدي و سرمدي دعوت مي كرده و آنان را نصيحت مي نموده و به تمسك به شريعت خود تشويق مي كرده است و اصول شريعتش عبارت بوده از تخلق به اخلاق كريمه و رها كردن شهوات و اجتناب از رذائل.
بودا (بطوري كه نقل شده) بر خلاف برهمي ها كه خود را تافته اي جدا بافته مي دانستند و بطور كلي مردم را در تشرف به سعادت ديني متفاوت و زنان و كودكان را به كلي محروم از اين سعادت مي دانستند همواره در باره خود و معايب و وساوس درونيش صحبت مي كرده و هيچ بزرگي و تكبري براي خود قائل نبوده، و رسما مي گفته من نيز مانند همه شما گرفتار تسويلات و وساوس نفساني هستم و نيز مي گفته در عالم به جز يك شريعت، شريعت ديگري نيست، و گويا منظورش اين بوده كه همه شرايع در اين سخن اتفاق دارند كه مجرمين بايد به شدت عقوبت شوند و صالحان به ثواب عظيم برخوردار گردند ولي شريعت من هيچ سخني از عقوبت نداشته و براي عموم مردم نعمت است و در آن شريعت همانند آسمان، جايي است براي مردان و زنان و كودكان و دختران و اغنياء و فقراء، چيزي كه هست توانگران به زحمت مي توانند اين راه را بپيمايند.
تعليم بودا به طوري كه از عقايد بودائيان بر مي آيد بر اين اساس است كه طبيعت، تهي و تو خالي بوده و چيزي جز وهمي حيله گر نيست و عدم در همه جا و در هر زمان وجود دارد و مملو از غش است و همين عدم است كه همه ديوارها و موانع بين اصناف مردم و جنسيات و احوال دنيوي آنان را بر مي دارد و نه تنها مردم را برادر يكديگر مي سازد بلكه حتي كرمها را نيز برادر بودائيان مي سازد.
بودائيان معتقدند به اينكه آخرين عبارتي كه «سقياموني» به آن تكلم كرده اين بوده: «هر موجود مركب فاني است»، و در نظر بودائيان هدف نهايي و آخرين مرحله كمال عبارت است از: نجات نفس از هر بيماري و غرور. و نيز معتقدند به اينكه دوره تناسخ كه البته نقطه اي نهايي كه بدان منتهي شود ندارد در يك صورت از وسط پاره مي شود و قطع مي گردد و آن وقتي است كه نفس از تولد جديد امتناع بورزد كه در اين صورت تصميم مي گيرد خود را حتي از ميل به هستي پاك كند.
اين بود قواعد اصولي كيش بودا كه بطور صريح در قديمي ترين تعليماتش كه در «الارياني ستيانس» درج شده آمده است و عبارت است از چهار قاعده مهم كه به خود سقياموني نسبت داده شده و گفته اند وي اين چهار قاعده را در اولين موعظه اش كه در جنگلي معروف به «جنگل غزال» در نزديكي هاي بنارس ايراد كرده بود خاطرنشان ساخته است.
و اين حقايق چهارگانه عبارتند از معرفي «الم»، معرفي ريشه آن، لا شي ء كردن و از بين بردن الم، و راهي كه آدمي را موفق به از بين بردن آن مي كند.
با بررسي مطالبي كه در مورد بودا منتشر شده است اثري از ادعاي پيامبري و الهامات الهي در كلمات و گفتار بودا يافت نمي شود حتي پيروان بودا نيز چنين ادعايي نداشته اند كه به چند مورد از آن اشاره مي شود:
در كتاب آيين بودا آمده است كه «اما آنچه مسلم است اين است كه سانگه، نظم بودايي راهبان بعد از مرگ جسماني، يا پري نيروانا بودا باقي ماند».(3)
در كتاب اساطير هند كه تاريخ اديان هند در آن عنوان شده است آيين بودا را نظام فلسفي و كيشي بزرگ مطرح مي كند و آن را تركيبي از مهايانه، اعتقاد به خداي هند و جهان شناسي مي داند و هيچ اشاره اي به پيامبري و يا ادعايي از ناحيه بودا نداشته است تنها تفصيلي از مطالب در مورد بودا را مطرح كرده است.(4)
نويسنده كتاب ايده آل بشر بعد از استناد به كلمات «ك‍ُنسه، واردِر، ميزونُوكوگِن استاد بودايي» مي گويد بايد ياد آوري كنيم كه از بودا و آموزش او هيچ گونه نشان تاريخي نوشته و بايگاني شده اي در دست نيست و گزارش هاي موجود همه بازمانده نگاشته هاي سده هاي فراوان پس از زماني است كه براي مرگ بودا پنداشته شده است.(5)
با توجه به مطالب عنوان شده مي توان نتيجه گرفت كه بودا خود را نه پيغمبر مي دانست و نه خداوند و الهه و نه تجسمي از الهه،(6) و نه پيروان او چنين ادعايي در مورد بودا داشته اند.
از طرفي از ويژگي هايي و نشانه هايي كه در اسلام براي پيامبري مطرح شده «دارا بودن معجزه و ادعاي پيامبري از جانب خود شخصي كه معجزه را مي آورد و همچنين بشارت پيامبر قبلي» است كه اين نشانه ها در مورد او مصداق ندارد چرا كه با توجه به مطالبي كه ذكر شد چنين مطالبي يافت نشد از طرفي وقتي به آثار اسلامي مراجعه مي شود هيچ مدركي صحيح دال بر اين كه بودا از پيامبران بوده است پيدا نمي كنيم.
آنچه بودا بدان اذعان دارد حاصل رياضت ها و افكاري است كه خود پديد آورنده آن بوده و هيچ ادعايي در مورد الهام يا موارد ديگر ندارد تشبيه او به لقمان در مورد الهامات تشبيه بي اساسي است چرا كه لااقل در مورد لقمان هر چند به صورت صريح و صحيح مطلبي مشخص نداريم ولي اشاره ها و نشانه هايي را مي توان پيدا كرد.
از نظر اسلام مذهب بودا آيين توحيدي محسوب نمي شوند زيرا در اين آيين اصلا از خداي واحد سخني گفته نشده است و نيز نبوت و معاد در آن جايگاهي ندارند، بلكه اساس آن را ثنويت بودايي و برهمني و... تشكيل مي دهد و ثنويت بر اين مبتني است كه چون مبدأ كل از هر گونه تحديد و تعين منزه است پس بايد ملائك مقرب و قديسين و خلاصه مظاهر او را عبادت كرد چرا كه قائلند پرستش خداوند اساسا غير ممكن است.(7)
از طرفي ديگر با توجه به ويژگي هايي كلي كه بودا داراست كه بدان اشاره مي شود نمي توان آن را از پيامبران الهي و آموزه هاي او را الهامات رباني دانست بلكه يكسري نكات اخلاقي است كه انسان وقتي به فطرت خود رجوع كند مسلما بدان دست خواهد يافت از آن ويژگي ها:
1. انكار مباحث اعتقادي و افراط در عمل: آيين بودا در مباحث اعتقادي و نظري كم همت و بي رونق است. بودا در تعاليم خود راه و روش عملي را پيش گرفته و آنچه غير از آن است مخالف عقل سليم مي شمارد... .
وي گفته است: «من در باب قدمت عالم و ازليت جهان توضيحي ندادم و هم چنين درباب محدوديت و تناهي وجود تفسيري نكردم و...»(8) با اين همه در دام نوعي ماترياليسم گرفتار شده و با ابدي و ازلي دانستن ماده و عالم به انكار صانع مي پردازد.(9)
2. انكار خداوند: بوديسم بر خلاف مكاتب فلسفي و اديان ديگر كه هر كدام به نوعي قائل به وجود خالق و صانع عالم هستي هستند، عالم را قديم و ازلي و بي نياز از خالق مي داند(10) و وجود خداوند را انكار مي كند.(11) بودا «از وجود مافوق طبيعت كه ازلي و بالذات و خالق عالم و صانع آسمان ها و زمين است بحثي به ميان نياورده».(12)
3. انكار نبوت: بودايي ها چون وجود خداي واجب الوجود را انكار مي كنند طبعاً اعتقادي به نبي مرسل و پيامبري كه حامل وحي الهي باشد ندارند و مي گويند كه عقل به تنهايي توان هدايت انسان را دارد و نيازي به پيامبر نيست.
4. انكار معاد و اعتقاد به تناسخ: بودا كه درصدد اصلاح آيين هندو بود روح و انتقال آن را انكار مي كرد ولي در پاسخ به سؤال سرانجام انسان چه خواهد شد مجبور به قبول مسأله تناسخ شده، به عقيده او روح انسان در هنگام مرگ به كالبد و يا جسم ديگري انتقال پيدا مي كند و يك سلسله تولد و تجديد حيات را طي مي كند و پس از هر تولد و زندگي دوباره بار ديگر روح به بدني ديگر حلول مي كند و اين تولدها ممكن است بي انتها و ابدالدهر ادامه داشته باشد.
در پايان با توجه به مطالبي كه مطرح شد بايستي به اين نكته اشاره داشت كه آموزه هاي بودا را نمي توان طريقي براي كمال و سعادت دانست و آن را به عنوان دين توحيدي محسوب كرد و براي رسيدن به سعادت و تكامل از آن بهره گرفت.

پاورقی:

1. توفيقي، حسين، آشنايي با اديان بزرگ، موسسه فرهنگي طه، چاپ پنجم، 1381ش، ص45.
2. همان. نقل قول از: ترجمه الميزان، ج10، ص420 اثر فؤاد افرام بستاني و ترجمه دائرة المعارف الاسلاميه که متن انگليسي و آلماني و فرانسوي آن بين سال هاي 1913ـ1938م در اروپا منتشر شده بود.
3. بردلي هوکينز، آيين بودا، ترجمه محمد رضا بديعي، تهران، امير کبير، چاپ سوم، 1387ش، ص69.
4. ورنيکا ايونس، اساطير هند، ترجمه باجلان فرخي، انتشارات اساطير، چاپ دوم، 1381ش، ص244.
5. آشتياني، جلال الدين، ايده آل بشر تجزيه و تحليل افکار عرفان بوديسم و جينيسم، شرکت سهامي انتشارات، چاپ سوم، 1386ش، ص13.
6. رجوع کنيد به جزوه: رباني گلپايگاني، علي، اديان ابتدايي، قم، مؤسسة امام صادق(ع)، ص20 و 21.
7. نقل قول از: ترجمه الميزان، ج7، ص46.
8. بي ناس، جان. تاريخ جامع اديان، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، چاپ پنجم، 1370ش، ص188.
9. آريا، غلامعلي، آشنايي با تاريخ اديان، انتشارات پايا، چاپ سوم، 1379ش، ص73.
10. همان، ص47.
11. همان.
12. تاريخ جامع اديان، همان، ص189.
منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد