دلايل معجزه بودن قرآن براي پيامبر چيست؟

12:19 - 1393/11/09
چکیده: قرآن داراي سبك خاصي است كه نظير آن يافت نمي شود. از اين رو "وليد بن مغيره" از مشركان مكه و از اديبان آن عصر در مورد قرآن گفت: "از محمد سخني شنيدم كه نه شباهت به گفتار انسان‏ها دارد و نه پريان، گفتار او شيريني خاصي دارد" اما او براي خنثي كردن تأثير قرآن گفت: بگوييد پيامبر ساحر است.

 دلايل معجزه بودن قرآن براي پيامبر چيست؟ چرا پيامبر اسلام مثل حضرت موسي و حضرت عيسي معجزه نداشته؟

در ابتدا بايد معنا و حقيقت اعجاز و معجزه و شرايط آن ذكر شود تا ببينيم آيا اين شرايط در قرآن موجود است.
 حقيقت اعجاز جز اين نيست كه مدّعي نبوت عمل خارق العاده را انجام دهد و ديگران را برايآوردن مانند آن دعوت كند اما آنان از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان باشند.(1)
 قيود و شرايط مذكور در قرآن مجيد ديده مي شود، يعني پيامبر اسلام با معجزه قرآن ادعاي نبوت كرد و مردم را به هماوردي (تحدّي) فرا خواند تا جايي كه حاضر شد كافران تنها يك سوره بياورند و از تمام جهانيان براي آوردن يك سوره مانند آن كمك بگيرند.(2)
 چهارده قرن است كه اين ندا در گوش جهانيان طنين انداز است، ولي كسي نتوانسته است در صحنه مبارزه گام بگذارد يا موفق شود.
 اعجاز قرآن صورت‏هاي مختلفي داردو تنها منحصر در اعجاز لفظي نيست. بلكه جنبه هاي مختلف و متعددي را شامل مي شود.
برخي از وجوه اعجاز قرآن چنين است:

1- اعجاز طريقي: يعني قرآن كه حاوي هدف و معاني بلند و سخنان حكيمانه بوده و علوم و دانش هاي مختلف در آن جمع شده است، از طرف شخصي كه امي بود و خواندن و نوشتن را نمي دانست، آورده شد..
بر اين اساس قران مجيد روي كلمه امّي در مورد پيامبر(ص) مكرّر تكيه كرده و مي فرمايد: "پيش از اين كتابي نمي خواندي و چيزي با دست خود نمي نوشتي تا مايه ترديد و شك گمراهان گردد".(3)
2- اعجاز لفظي: شيوه سخن گفتن قرآن طوري است كه با آن چه بشر تاكنون شنيده و گفته، تفاوت زياد دارد و زيبايي ظاهر و شيريني بيان آن را هيچ كلامي ندارد، كه علماي ادب از آن به فصاحت و بلاغت تعبير مي كنند.
قرآن داراي سبك خاصي است كه نظير آن يافت نمي شود. از اين رو "وليد بن مغيره" از مشركان مكه و از اديبان آن عصر در مورد قرآن گفت: "از محمد سخني شنيدم كه نه شباهت به گفتار انسان‏ها دارد و نه پريان، گفتار او شيريني خاصي دارد" اما او براي خنثي كردن تأثير قرآن گفت: بگوييد پيامبر ساحر است.(4)
آيات 24 و 25 سوره مدثر ناظر به اين جريان است .آهنگ مخصوص قرآن، ملال آور نبوده، بر اثر تكرار خواندن، صراحت و قاطعيت، متانت و عفّت بيان همه نشان دهنده زيبايي و هنر قرآن مجيد است.
يك آيه از قرآن، ابن مقفع، اديب معروف را به زانو در آورد و آن آيه "يا ارض ابلعي ماءك..."(5) مي باشد، زيرا در عين اختصار پايان ماجراي طوفان نوح را با تعبيرات كوتاه و بسيار پر معني شرح مي دهد. به گفته بعضي از محقّقان 23 نكته از صنايع ادبي در همين آيه جمع است.(6)
يكي از صاحب نظران مي گويد: يك حرف از قرآن در جايگاهش معجزه است، زيرا آن حرف، كلمه‏اي را كه در آن واقع شده نگاه مي دارد و آن كلمه آيه را و آن آيه آيات بسيار را و همين راز اعجاز جاوداني قرآن است.(7)
3- اعجاز معنايي: قرآن از نظر محتوا و بيان معارف الهي معجزه است، چون به شكل بسيار زيبايي مسائل مربوط به خدا و ماوراء الطبيعه را مطرح كرده و خداوند را به زيباترين وجه توصيف كرده است.
آياتي از قرآن منطبق بر قواعد علمي امروز است مانند جاذبه عمومي، آفرينش جهان، حركت زمين، حركت منظومه شمسي، زندگي در كرات ديگر، زوجيت گياهان، زوجيت عمومي، علل نزول باران و غيره.(8) اين حقايق در گذشته براي بشر ناشناخته بوده و برخي از موارد آن هم چنان مجهول است.
در اين زمينه هزاران كتاب و مقاله توسط دانشمندان در رشته‏هاي مختلف علوم به نگارش در آمده و همه از عظمت قرآن و تطبيق آيات با جديدترين رهيافت‏هاي دانش بشري سخن گفته‏اند:
موريس بوكاي در كتاب "مقايسه‏اي ميان تورات انجيل و قرآن و علم" پس از تطبيق آيات قرآن با دستاوردهاي علمي مي گويد: "چگونه مي توان از تطبيق قرآن با جديدترين فرآورده‏هاي علمي بشر در شگفت فرو نرفت و آن را اعجاز به حساب نياورد؟!"
جالب آن كه در مفاد آيات قرآن كوچك‏ترين اختلافي وجود ندارد و اين يكي ديگر از نشانه‏هاي اعجاز قرآن در بخش اعجاز معنايي است. قرآن مجيد به اين حقيقت اشاره كرده: "آيا درباره قرآن نمي انديشند كه اگر از سوي غير خدا بود، اختلافات فراواني در آن مي يافتيد".(9)

4- اعجاز در پيشگويي‏هاي تاريخي مانند غلبه روم بر ايران‏

5- اعجاز در بيان رخدادهاي تاريخي پيشين.

6- جامع بودن دانش‏هاي مختلف. قرآن نه كتاب حقوقي است، نه اخلاقي، نه كلامي و اعتقادي، نه تاريخي، نه علوم بلاغي و لغت و نه رشته خاص علمي و... اما در عين حال، حقيقت همه اين دانش‏ها را در خود جمع كرده است.

حال به اين پرسش پاسخ مي دهيم كه چرا از ميان تمام معجزه هاي پيامبر اسلام بر روي معجزه قرآن تاكيد مي شود .

 تفاوت قرآن كريم با ديگر معجزه‏هاي الهي در اين است كه معجزه‏هاي غير قرآني در مقطع خاصي از زمان انجام گرفته‏اند و پس از انجام معجزه توسط پيامبران الهي اثري از معجزه باقي نمانده است، مانند اژدها شدن عصاي موسي، سخن گفتن حضرت عيسي در گهواره، زنده شدن مرده به اعجاز آن حضرت و ماجراي شق القمر كه يكي از اعجازهاي پيامبر اسلام است.

قرآن معجزه جاويدان است كه پس از نزولش از ساحت قدس الهي تا انقراض عالم اعجاز آن باقي خواهد ماند. رسول خداصلي الله وعليه وآله قرآن را معجزه‏اي جاوداني و برهاني قاطع بر پيامبري خويش، به همه جهانيان و براي هميشه، عرضه داشته است. اكنون بعد از گذشت چهارده قرن، اين نداي الهي هر صبح و شام به وسيله فرستنده‏ها به گوش جهانيان مي‏رسد و حجت را برايشان تمام مي‏كند .

سرّ اين كه رسول گرامي اسلام با چنين معجزه‏اي از ديگر پيامبران امتياز يافته، اين است كه آيين او، آيين خاتم و جاودانه و هميشگي است، و آيين جاودانه نياز به معجزه‏اي جاودان دارد تا درهرعصر و نسلي برهان قاطع نبوت باشد.(10)
البته غير از قرآن، معجزات ديگري از طرف حضرت در زمان خود صادر شده است و معجزه پيامبر منحصر در قرآن نيست. معجزاتي مانند شهادت سنگريزه به رسالت پيامبر و شق القمر كه در قرآن به آن اشاره شده است.
اما اهميت اسلام و معجزات پيامبر ، در معجزه جاودان آن يعني قرآن است، زيرا معجزات ديگر تنها براي مردم زمان پيامبر مي تواند مفيد باشد و در ايمان آن‌ها تأثير داشته باشد، نه براي انسان‌ها در عصر‌هاي بعد، چون قابل مشاهده براي ما نيست.
اما اگر معجزه‌اي باشد كه براي ديگر انسان‌ها و اكنون نيز قابل مشاهده باشد، اهميت آن را بسيار بيشتر مي‌كند.
گذشته از همه اين ها، شرايط محيط هر پيامبري ايجاب مي كرد كه با معجزه خاصي مجهز گردد و در صحنه مبارزه با حربه مخصوصي وارد كار شود.
 توضيح اينكه: شناسايي معجزه از آن كساني است كه معجزه مدعي نبوت با فن و رشته تخصصي آنان در ظاهر، مربوط باشد زيرا دانشمندان هر فن به خصوصيات و رموز و ريزه‌كاري هاي آن، احاطه كامل و آشنايي صحيحي دارند و بر اثر اين تشخيص، از ديگر كسان زودتر ايمان آورده و به تصديق مدعي نبوت برمي‌خيزند. ولي درهاي شك و ترديد پيوسته به روي افراد غير متخصص باز است . آنان مادامي كه به اصول فني كه معجزه به آن شباهت دارد مسلط نباشند ، هرگز نمي‌توانند به طور مستقيم حق را از باطل، اعجاز را از سحر و جادو و صنعت را از معجزه تشخيص دهند.
 در زمان حضرت موسي، "جادوگري" به اوج قدرت رسيده بود و جادوگر ميان مصريان فراوان بود از اين جهت خداوند نبوت حضرت موسي (ع) را با عصا و يد بيضا همراه ساخت تا جادوگران كه به حدود و خصوصيات جادو و تفاوت آن با معجزه بيش از ديگران آگاهي داشتند، در اين باره بينديشند و داوري كنند كه معجزات نه گانه موسي از حدود جادو بيرون بوده و در پايه‌اي است كه از مرز قدرت و نيروي بشري خارج مي‌باشد واگر تمام متخصصان فن جادو دانش وبينش خود را روي هم گردآورند، نمي‌توانند به مقابله و معارضه آن برخيزند . بنابراين برهان و دليل نبوت موسي همانند جادوي ديگران نمي‌باشد و حقيقتي غير از جادو دارد.
 از اين جهت جادوگران بدون اينكه از خشم و تهديد فرعون بترسند ، ايمان خود را به رسالت موسي اعلام داشتند.
در زمان حضرت مسيح طب يوناني رواج داشت و پزشكان زمان وي در كشور يونان و مستعمرات آن، مانند سوريه و فلسطين طبابتهاي شگفت‌انگيزي انجام مي‌دادند ؛ از اين جهت اراده حكيمانه خدا بر اين تعلق گرفت كه برهان رسالت حضرت مسيح را چيزي قرار دهد كه از نظر ظاهر شبيه فن رايج آن عصر باشد و براي همين جهت رسالت و دعوت او را با كارهاي شگفت انگيزي مانند طبابت بيماران صعب العلاج، همراه ساخت كه دانشمندان و متخصصان فن پزشكي آن عصر، قضاوت كنند كه كارهاي او از حدود توانايي بشر بيرون است و ارتباطي با فن پزشكي ندارد ، بلكه او در اين كار از نيروي مافوق طبيعت مدد مي‌گيرد.
عرب جاهلي در فن فصاحت و بلاغت در انشاي خطبه‌هاي فصيح و بليغ و سرودن اشعار نغز و شيرين، بر ملل ديگر برتري داشت در فنون ادب به عاليترين درجه رسيده بود و براي مسابقه در فن و شعر و خطابه محافلي ترتيب مي‌دادند و در هر سال گويندگان و شعراي آنان در بازارهاي معيني براي ايراد سخن و شعر فصيح و بليغ دور هم گرد مي‌آمدند و برندگان مسابقه از طرف جامعه عرب مورد تقدير و تشويق قرار مي‌گرفت.
 عنايت آنان به موضوع شعر فصيح و بليغ به حدي رسيده بود كه از ميان اشعار دوران جاهليت هفت قصيده را از بهترين اشعار عرب انتخاب نمود و آنها را با آب طلا روي پارچه كتاني نوشته و به ديوار كعبه آويخته بودند.
 يكي از اين مسابقات در مراسم حج در بازار عكاظ انجام مي‌گرفت و يگانه داور مسابقه نابغه "ذبياني" بود كه براي او خيمه سرخ رنگي از چرم مي‌زدند و شعراي عرب از نقاط مختلف عربستان در آن نقطه گرد مي‌آمدند واشعاري را كه در طول سال سروده بودند در حضور او و گروهي از مردم مي‌خواندند.

از اين جهت مشيت حكيمانه الهي بر اين تعلق گرفت كه پيامبر خود را با سلاحي مجهز سازد كه آنان خود را در آن موضوع سرآمد روزگار مي‌دانستند تا در پرتو تفكر، در بلاغت قرآن، شيريني بيان، و جذبه و كشش آيات خدا، اذعان نمايند كه اين نوع سخن گفتن از حدود توانايي بشر بيرون بوده و امكان چنين سخن گفتن جز با استمداد از نيروي غيبي براي كسي ميسر نيست.
امتياز ديگر قرآن از ساير معجزات پيامبر اسلام اين بود كه عرب جاهلي به هيچ وجه نمي‌توانست در اعجاز قرآن شك و ترديد نمايند. آنان بر اثر نداشتن اطلاعات صحيح از علوم طبيعي و اسرار جهان آفرينش، ديگر معجزات پيامبر را به علل مرموزي كه ساده‌ترين آنها سحر و جادو بود نسبت مي‌دانند. و چنين قلمداد مي‌كردند كه تمام كارهاي محمد (ص) سحر و جادو است و نمي‌تواند دليل بر ارتباط وي با جهان غيب گردد حتي در موضوع شق القمر كه شاهكار معجزات پيامبر گرامي (ص) پس از قرآن بود، آن را يك نوع چشم بندي و جادو تلقي كردند با ديدن چنين آيت آشكار گفتند: "سحرنا ابن أبي كبيشه" ما را فرزند "ابي كبيشه" يعني حضرت محمد سحر كرد.
قرآن مجيد گفتار آنان را درباره شق القمر چنين نقل مي‌كند: "و إِن يَروا آية يعُرضوا وَ يَقولوا سيحُر مُستَمر"(مجمع البيان/5/18) [هرگاه نشانه و معجزه‌اي مشاهده نمايند مي‌گويند اين همان جادويي است كه پيوسته با آن روبرو هستيم].
براي يك چنين امت درس نخوانده كه قدرت تشخيص معجزه را از غير آن ندارد ، آوردن چنين معجزات چندان سودي نداشت ؛ زيرا آنان بر اثر نداشتن معلومات كافي نمي‌توانستند فعاليتهاي خارق العاده‌اي را كه اثر مستقيم علم و صنعت است، از خارق العاده‌هايي كه اثر مستقيم استمداد از نيروي غيبي است، تشخيص دهند، اما هرگز در بلاغت خارق ‌العاده قرآن ترديد نمي‌كردند ؛ زيرا به فنون فصاحت و شعبه هاي آن احاطه كامل داشتند و از رموز و اسرار آن آگاه بودند و بلاغت خارق العاده‌اي را كه از توانايي بشر بيرون است ، از ديگر بلاغتها و شيرين سخن گفتنها كه شيوه بليغ آنان بود، به خوبي تشخيص مي‌دادند.

علامه مجلسي در بحار الانوار (11) در شرح حال پيامبر (ص) كه ضمناً به بحث معجزات مي‏پردازد ، احاديث بسياري راجع به اين كه كفار قريش و مردم ديگر از وي معجزات گوناگوني خواستند نقل مي‏كند ؛ حتي معجزات تمام پيامبران گذشته را از قبيل حضرت نوح، ابراهيم، موسي و عيسي"عليهم السلام" را از آن حضرت درخواست كردند و خداوند تمام آنها را براي اتمام حجت به آنها نشان داد و اخباري هست كه شرح زنده شدن مردگان را بدست پيامبر اسلام"صلي الله عليه وآله" بيان مي‏كند و آن حضرت به اذن خدا مرده زنده كرده، مريض شفا داده و معجزات فراوان ديگري از ايشان نقل شده است كه برخي از مردم در اثر ديدن آن معجزات ايمان آوردند ، ليكن بايد توجه داشت كه يگانه معجزه‏ي قطعي و جاودان آن بزرگوار همان قرآن مجيد است كه در محيط جهل و ناداني از شخصي مانند حضرت محمد"صلي الله عليه وآله" كه درس نخوانده و استاد نديده بود به دنيا عرضه شد كه در دسترس همه است.

براي مطالعه بيشتر به كتاب‏هاي ذيل مراجعه كنيد:

كتاب تفسير نوين، محمد تقي شريعتي.

قرآن و آخرين پيامبر، ناصر مكارم شيرازي.

برهان رسالت، جعفر سبحاني.

وحي و نبوت، شهيد مطهري.

تفسير الميزان، ج اعلامه طباطبايي.

پي‌نوشت‌ها:
1. جعفر سبحاني، الهيات و معارف اسلامي، ص 262.
2. بقره (2) آيه 23.
3. عنكبوت (29) آيه 48.
4. مجمع البيان، ج 9، ص 387.
5. هود (11) آيه 44.
6. مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 8، ص 122.
7. محمد تقي شريعتي، تفسير نوين، قسمت مقدمه، ص 52.
8. مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 8، ص 190 - 180.
9. نساء (4) آيه 82.
 10 . جعفر سبحاني، منشور عقايد اماميه، ص 122.
11.بحارالانوار ج 18، صص 6 - 8 حديث 5 و 7 و 11 و صص 16 - 20 حديث 44 و 46.

منبع نرم افزار پرس و جو

 

کلمات کلیدی: 

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.