اربعین حسینی ارسال رصد

هدف خدا از خلقت ميلياردها ستاره و كهكشان چيست؟

10:59 - 1393/11/30
چکیده: خلقت اشياء چه در سطح وسيع و گسترده آن كه شامل كهكشان ها هم بشود و چه در سطح محدود زمين و آسماني كه ما مي شناسيم همه و همه اثر فيض خدا و درحد خود شان خير و كمال است، چون « وجود» كمال است و همين كه كهكشان يا سياره اي را خدا از سرحد عدم به مرحله وجود آورده و لباس هستي برآن پوشانده اين خودش خيراست...

هدف خدا از خلقت ميليارد ها ستاره و ميليون ها كهكشان كه فقط در تعدادي از آنها امكان حيات وجود دارد ، چيست؟ اگر خدا جهان را براي امتحان و به خاطر وجود معصومين وحضرت خاتم (ص) آفريده، پس چه نيازي به اين همه عظمت مي باشد؟ و آيا هنگامي كه دوره زندگي انسان روي زمين به پايان مي رسد، جهان نيز به پايان مي رسد يا باقي مي ماند؟

پاسخ:

براي پاسخ به سوالات سه گانه فوق، ذكر مقدمه اي لازم به نظر مي رسد. . در بحث از فلسفه خلقت بر اساس جهان بيني الهي، موحدين معتقدند كه جهان را خالقي است خدا نام و يكي از صفات او « حكمت » است بر اساس اين صفت نظام عالم را بر اساس غايت داشتن خلق كرده است ، يعني اشياء بيراه و گمراه نيستند، اشياء خلق شده اند در حالي كه به سوي كمال خودشان به هدايت تكويني و يا تشريعي راه مي يابند و ميل رسيدن به كمال مطلوب در درون هر ذرهاي از ذرات موجودات هست و خود فعل به گونه اي است كه رو به سوي هدف دارد وخداي حكيم مخلوقات را كه فعل خودش مي باشد ، به هدف مي رساند. (1) خداي حكيم جهان را آفريده تا هر چيزي را به كمال متناسب خودش برساند. يك نگاهي هر چند كوتاه به جهان و انسان نشان دهنده آن است كه همه به سوي كمال رهسپارند. دانه گندم يا هسته ميوه اي كه در دل خاك نهفته است ، همواره مراحلي را طي مي كنند تا به كمال نهايي خود ، كه بوته گندم يا ميوه اي مطلوب است ، دست يابند و هم چنين نطفه اي كه در رحم مادر بسته مي شود ، از آغاز پيدايش به سوي هدف غايي خود، يعني انسان كامل، رهسپار است. قرآن مي فرمايد: قال ربنا ا لذي اعطي كل شي خلقه ثم هدي(2) خدا كه از هر حيث واجب الوجود و چشمه اي فياض و مبدئي است نعمت آفرين ، به همه چيز آنچه را لازم داشته داده و براساس حكمتش همه چيز را به سوي كمال متناسب خود آن هدايت نموده است. او انسان و جهان را پرورش داده و از نقص به كمال مي برد و در حكمت و هدف داشتن او همين بس كه فعلش بي غايت نيست .«چون لازمه حكمت اين نيست كه خود حكيم از فعل خود مستفيد گردد و وجود خود را به اين وسيله تكميل كند، بلكه مقتضاي ذات و فياض بودن خدا اين است كه عالم را بيافريند تا عالم به كمال برسد. » (3) و چگونه مي توان گفت خدا مستكمل و نيازمند به آنچه خود آفريده مي باشد و با خلقت عالم نيازش را رفع و به كمالي نايل گشته درحالي كه خود كمال و بي نياز مطلق است كه قرآن مي فرمايديا اَيُّهَا الناس اَنْتُم الفُقَراءُ الِي اللّه و اللّه هُوالغَنِي الحَميدُ»(4) ، اي مردم ، همه شما نيازمند به خدا هستيد و تنها خداست كه غني و ستوده است يكي ديگر ار صفات خدا كه هستي محض ، منشأ و سرچشمه تمام خيرات ، فضايل، كمالات و واجد همه صفات كما ليه است، « فياض» بودن او است ، چرا كه لازمه كمال ، فياضيت است و هر موجودي كه كامل باشد، فياض نيز هست و هر وجودي كه ناقص باشد از فيض بخش تهي است. بنا براين خدا، فياض علي الاطلاق است، و فياضيت مطلقه او ايجاب فيض بخشي مي كند و جهان خلقت نيز نتيجه فيض وجود اوست و آنچه كه از مبدأ وجود صادر مي شود ، صدورش بر اساس فيض وجودي آن مبدأ است . اين نكته نيز ضروري مي نمايد كه چون همه موجودات، از خدا كسب فيض مي كند ،هيچ يك از آنها به هيچ وجهي از وجوه ، نه سبب وجود ، نه غايت وجود و نه موجب كمالي براي اوست . حال با عنايت به ذكر اين مقدمه فلسفي كلامي و با توجه به دو صفت حكمت و فيض خدا ، به پاسخ سوالات فوق بايد پرداخت . الف : در پاسخ به اين سوال كه: چرا خدا ميليون ها ستاره و كهكشان هاي خالي از موجودات زنده را آفريده و اين بر خلاف حكمت الهي است؟ ا بايد گفت اولا: هر چند برخي از مفسرين با تمسك به اين آيه كه مي فرمايد: «ازآيات خدا خلقت آسمان ها و زمين و جنبندگاني است كه درآن دو منتشركرده است»(5)مي گويند: آيه صراحت دارد در اين كه موجودات زنده ديگري غير از فرشتگان در كرات آسماني وجود دارد، چون واژه «جنبنده» بر فرشتگان اطلاق نمي شود.(6) و لكن اين كه « در كرات ديگر يا زمان هاي پيشين موجود ديگري شبيه انسان بوده يا نبوده يا بعدا خواهد آمد يانه؟ عقل قاصر بشر اطلاع دقيقي نمي تواند بدهد و نص معتبري هم بر نفي يا اثبات نداريم .»(7) ثانيا خلقت اشياء چه در سطح وسيع و گسترده آن كه شامل كهكشان ها هم بشود و چه در سطح محدود زمين وآسماني كه ما مي شناسيم همه و همه اثر فيض خدا و درحد خود شان خير و كمال است، چون « وجود» كمال است و همين كه كهكشان يا سياره اي را خدا از سرحد عدم به مرحله وجود آورده و لباس هستي برآن پوشانده اين خودش خيراست. حال اين موجود مخلوق در خدمت و اختيار يك موجود ديگر باشد و يا نباشد، چون لازمه مطابق بودن خلقت مخلوقي با حكمت الهي ، اين نيست كه الا و لابد موجود ديگري مثل انسان ازآن فقط نفع مادي ببرد و اگر چنين نفعي نبرد با حكمت خدا ساز گار نباشد، بلكه تفكر در خلقت عالم هستي با همه طول و عرض آن و نتيجه گيري از اين تفكر و رسيدن به اين كه جهان را صاحبي است خدا نام ، برترين نفع براي بهترين موجود است . بنابر اين با توجه به فياضيت مطلقه حق تعالي اگر خدا، كهكشان ها را كه دانشمندان با چشم هاي مسلح از وجود آن ها حكايت مي كنند ، نمي آ فريد جاي سوال داشت، زيرا لازم ميآمد كه بخشي از عالم كه امكان وجود را داشته است از نور «وجود» محروم شود در حالي كه فياضيت مطلقه الهي ، با تعطيل فيض سازگار نيست. چنانكه خدا در مورد انسان مي فرمايد: و لا يزالون مختلفين... الا من رحم ربك و لذلك خلقهم(8) بنابراين كه «ذلك» اشاره به رحمت حق تعالي باشد ، معناي آيه اين است كه خدا بشر را براي استحقاق رحمت خلق كرده است، حال اگر اين رحمت از ناحيه خدا از مردم سلب شود ، اين امر منافات با فلسقه خلقت بشر دارد. هم چنين كهكشاني كه امكان خلقت آن بوده، اگرخدا از آفريدن آن امساك نمايد اين نوعي امساك فيض است.
ثالثا بر فرض كه كهكشان ها خالي از موجودات زنده وجود داشته باشد، ولي از نظر فلسفه الهي در جاي خود به اثبات رسيده است كه همه اجزاء عالم از يك سو مرتبط با هم و از سوي ديگر همه داراي حيات اند و پيوستگي اجزاء جهان عميق تر از پيوستگي اجزاء يك ماشين و از نوع پيوستگي اعضاي يك پيكر است كه اختلال در عضوي سبب اخلال در همه مي شود، چون حيات واحد و شخصيت واحد بر جهان حكومت مي كند و مجموع جهان يك واحد شخصي است همان طور كه يك فرد انسان با همه اعضاء و اجزاء فراوان كه بالغ بر ميلياردها سلول مي شود و هر سلول به نوبه خود از قسمتهايي تشكيل شده و هر قسمتي از ذرات فراوان فراهم آمده است، داراي يك شخصيت و يك روح است نه شخصيتها و حياتها و روحها.(9) حقيقت همين است، هرچند براي ما قابل درك نبا شد. روي اين جهت چه مي دانيم كه وجود كهكشان ها ( كه بر فرض از موجود زنده خالي هستند) در عالم هستي زايد است يانه ؟ و چه مي دانيم كه اگر كهكشان هاي مو جود نبود بر سر اين عالم چه مي آمد؟ و چه مي دانيم كه خود آن كهكشان ها حيات ندارد، چنان كه حيات جمادات را در همين كره خاكي نمي توانيم درك كنيم، در حالي كه و حي و قرآن مي گويد: جمادات زنده و داراي درك هستند و تسبيح الهي را به جا مي آورند. قرآن بعد از آن كه دل هاي بني اسرائيل را تشبيه به سنگ مي كند و مي فرمايد « دل هاي شما سنگ يا سخت تر از سنگ شد» سپس در همين رابطه به اقسام سنگ ها پرداخته و مي فرمايد« برخي از سنگ ها از خشيت الهي سقوط مي كند »(10)از همين آيه و آيات ديگر معلوم مي شود همه اجزاء عالم هستي از جمله سيارات و كهكشان ها داراي شعور و حيات اند، هرچند ممكن است متفاوت با حيات بشر باشد. ب: اما پاسخ به اين سوال كه « اگر خدا جهان را براي امتحان و براي انبياء و از جمله حضرت ختمي مرتبت و ائمه(ع) آفريده است چه نيازي است به اين همه عظمت؟» در پاسخ به اين پرسش لازم است خود اين مطلب، تحليل شود به اين بيان كه اگر مراد از سوال اين باشد كه: «در خلقت موجودات ديگر ازعظيم ترين كهكشان ها گرفته تا كوچكترين ذره ها ، هدفي نيست، لذا چه نيازي به خلقت آن ها است؟ » اين مطلب درستي نيست، زيرا گذشته از اين كه از نظر عقلي با حكمت الهي كه بدان اشاره شد ساز گار نيست ، خداوند در آيات فراواني خلقت زمين و آسمان و...را بر حق دانسته(11)، باطل را از نظام آفرينش نفي كرده است(12) اما اگر مراد اين باشد كه: « وقتي قرار است خدا اشرف مخلوقات يعني خاتم انبياء را بيافريند و فقط ايشان مد نظر است ، چه ضرورتي دارد كه عالم طبيعت و انسان هاي ديگري را خلق كند؟» در پاسخ بايد گفت اين نكته بسيار روشن است كه عالم ماده عالم تغيير، تحول و تدريج است و اصلا خلقت عالم ماده بر اساس تدريج است و در اين عالم وقتي انسان مي خواهد كاري را انجام بدهد و هدفي را تعقيب نمايد ، گاهي هدف مورد نظر و رسيدن به آن به گونه اي است كه انسان ناچار مي شود، مقدمات آن را انجام دهد، مثلا كسي مي خواهد دانشمند شود، براي رسيدن به اين هدف بايد مدرسه و دانشگاه برود، كتاب بخواند و هزاران كار ديگر را انجام دهد، چون دانشمند شدن موضوعي است كه اين مقدمات را مي خواهد. در مورد افعال الهي نيز چنين امري عقلايي است. البته نه به خاطر نياز خدا به مقدمات، بلكه به اين خاطر كه مرتبه وجودي فعل متأخر از آن مقدمات و مشروط به آن ها است، مثلا اراده خدا تعلق گرفته به اين كه موجود مختاري را به نام انسان خلق كند، ولي اين اختيار كه درانسان موجب تكامل او مي شو،د لازم است در عالم ماده باشد، پس آفريدن عالم ماده لازم است تا در اين عالم انسان برسر دو راهي هاي حق و باطل قرار گرفته و آزمايش شود و هركسي به ميزان لياقت خود استعداد هاي خويش را به فعليت رسانده و به مرتبه اي از كمال رسيده و در نهايت به خدا تقرب پيدا نمايد. و همين طوري بايد قافله بشر از دوره كودكي به سمت دوران بلوغ سير نموده تا برسد به دوره اي كه اشرف مخلوقات در آن دوره از صلب شخص خاصي به وجود بيايد. يعني لازم است اين مقدمات يكي پس از ديگري پشت سر گذاشته شود تا علت غايي عالم خلقت تحقق عيني يابد، چون علت غايي از نظر فلسفي ازحيث رتبه بر همه علل مقدم و از حيث وجود مؤخر است . از همين جا مي توان گفت شايد منظور اين روايت قدسي كه خداوند مي فرمايد: لَوْلا''ك لَما خَلَقْت اْلاَفْلاك(13) اين باشد كه خدا به مقتضاي ذات فياض خويش خواسته است، بيشترين رحمتش را افاضه كند و چون كساني كه لياقت دريافت بيشترين رحمت الهي را داشته باشد وجود نداشته، حكمت خدا اقتضا نموده كه ديگران را بيافريند تا شخص مورد نظر به وجود بيايد وآفريدن افراد ديگر لازم است، چون شرط تحقق فعل است. يعني به وجود آمدن شخص خاتم متوقف بر وجود انسان هاي قبلي است نه اين كه شرط فاعل باشد و شخص خاتم (ص) وائمه معصومين (ع) كه يك نفر شان در مقابل همه عالم مي ارزد، علت غايي عالم خلقت اند. و شايد هم معناي اين گونه روايات اين باشد كه عالم هستي با نظام احسن خود بدون وجود انسان هاي مثل پيامبرخاتم وائمه(ع) بي معني است و وجودش بدون وجود انسان كامل همانند سفره اي ا ست كه صاحب خانه بهترين غذا ها را روي آن قرار داده، اما آن عزيزترين مهمان او نيامده و غذاها را ديگران خورده اند. در چنين جايي صاحب خانه با خود مي گويد اگر مي دانستم فلاني نمي آيد، اين همه غذاهاي لذيذ تهيه نمي كردم. و نيز در رابطه با اين قبيل روايات و علت غايي بودن معصومين، مي توان گفت: از آن جا كه هدف از خلقت رسيدن هرچيزي به كمال متناسب خودش مي باشد و پيامبر(ص) و امام (ع) كامل ترين موجود ممكن هستند، پس پيامبر و امام غايت و هدف خلقت مي باشند. و اين گونه روايات هيچ گونه منافاتي با آيه وَ ما''خَلَقْت الْجِن وَ الانْس اِلا''ّلِيَعْبُدُون(14)كه هدف از خلقت را عبادت معرفي نموده است ندارد، زيرا عالي ترين و كامل ترين مرتبه عبادت از پيامبر و امام صادر مي شود، در نتيجه پيامبر و امام هدف خلقت به شمار مي روند و اين مطلب هر گز به اين معني نيست كه و جود مخلوقات ديگر بي هدف و غايت است و يا چرا خدا انسان كامل را در ابتدا نيافريد. درنتيجه بايد گفت در عالمي كه ما مي شناسيم، بر اساس ظواهر آيات(15) وروايات، كامل ترين موجود انسان است. البته انسان حقيقي كه خليفة الله ، مسجود ملائكه بوده و ايمان به خدا و.. دارد( نه انسان منهاي ايمان كه كاستي گرفته است) و تمام استعدادهاي دروني خود را به فعليت رسانده و متخلق به اخلاِ ق الهي شده و شايسته عنوان «خليفه الله» گرديده و چه بعدي دارد كه خلقت آسمان و زمين و... مقدمه براي خلقت انسان كامل درعالم طبيعت باشد كه خلقتش تدريجي مي باشد وچه جاي استبعاد است كه همه عالم برمحور وجود معصومين(ع) بچرخد ؟ درحالي كه خدا در قران درآيات فراواني اين مطلب را بيان كرده است ازجمله مي فرمايد: هو الذي خلق لكم ما في الارض جميعا (16)و يا فرموده والارض وضعها للأنام(17) و آيات ديگر. ج : اما پاسخ به اين پرسش كه بعد از پايان زندگي انسان و تحقق قيامت ، خداوند نسبت به ساير عالم چگونه معامله مي كند؟ سوالي است كه جوابش را از قران بايد گرفت. از نظر قران خلقت همه اشياء و انسان براي بازگشت به سوي پروردگار است كه وَاِلَي الِلّه تُرْجَع اْلاُمُور(18). امور به سوي خدا باز مي گردند. اشياء آفريده شدهاند و آمدهاند در اين عالم براي اين كه باز گردند به سوي پروردگار و به ابديت پيوسته و هيچ وقت فاني نشوند. چون مراد از هلاكتي كه قرآن مي فرمايد كل شئ هالك الا وجهه(19) عبارت است از بطلان وجود ابتدايي اشيا، به طوري كه دنيا و نشئه اول از وجود آنها خالي شود، و همه به نشئه آخرت منتقل گشته و به سوي خدا بازگشت كنند و نزد او قرار گيرند. پس فناي مطلق در كار نيست، براي اين كه صريح قرآن آن را نفي كرده، و آيات آن پيوسته ميفرمايد: بازگشت همه موجودات به سوي خداست ،و خدا منتهي(20)، و رجعت به سوي اوست(21) و مي فرمايد: وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ(22). اوست كه خلق را آغاز كرد، و دوباره آن را برمي گرداند.(23) و اين بازگشت همزمان با قيامت و بازگشت انسان است كه قرآن اين گونه آن را توصيف مي نمايد. قران درباره روز قيامت مي فرمايد : يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُه (24).مراد اين است كه آسمان با قدرت الهي روز قيامت پيچيده مي شود همانند طوماري كه پيچيده شده و نوشته ها يعني الفاظ و معانيي كه خود نوعي تحقق و ثبوت دارد، پيچيده ميشود، و با پيچيده شدنش غايب گشته و چيزي از آن ظاهر نمي ماند، نه عيني، و نه اثري. چيزي كه هست از داناي به غيب پنهان نميشو،د هرچند كه از ديگران پنهان ميگردد ، هم چنان كه نوشته از طومار پنهان نيست هر چند كه از ديگران پنهان است.(25). قيامت روزي است« كه آفتاب درهم پيچيده مي شود و ستارگان سقوط ميكنند و كوهها از شدت زلزله به راه مي افتند.(26)و « روزي كه زمين، به زميني ديگر و آسمانها نيز (به آسمانهاي ديگر) مبدل شود و (مردم) در پيشگاه خداي يگانه مقتدر حاضر شوند»(27) آيات فراواني در قرآن حكايت از آن دارد كه عالم هستي به صورت فعلي باقي نمي ماند. اتفاقاتي كه مقدمات قيامت است رخ مي دهد و در اثرآن عالم هستي دگرگون مي شود. از جمله آيات سوره: زلزال، واقعه(4-6) فجر(21) قيامت(9) نبأ(19-20) انفطار(1-4) و... گوياي همين مطلب است.

پاورقی:

1. ر،ک : مطهری ،مرتضی ، مجموعهآثار، انتشارات صدرا، بی تا، ج8 ص 427- 429 (غايت داشتن انسان و تأثير آن در شيوه تعليم و تربيت).
2. طه:50
3. مصباح یزدی ، محمدتقی ، معارف قران ،مؤسسه آموزشی امام خمینی ، دوم 1387 ،ج1-3،ص159
4. فاطر: 5
5. شوری:29
6. مکارم شیرازی ، ناصر، پیام قران ، دارالکتب الاسلامیة ، پنجم ، ، ج 8 ، ص 1591383و فخر رازی ،تفسیر کبیر ، ج 27 ، ص171،
7. مصباح یزدی ، محمدتقی ، معا رف قرآن،مؤسسه امام خمینی، دوم، 1387، ج 1-3ص 159
8. هود:118و119
9. مطهری ، مرتضی ، مجموعه آثار ، صدرا ،بی تا، ج6 ص 1016( خدا يكى است) و ج 15 ص 82.
10. بقره : 74
11. انعام: 73 دخان :38و آیات دیگر
12. آل عمران: 191 و آیات دیگر
13. نمازی شا هرودی ، شیخ علی، مستدرک سفینة البحار ، جامعه مدرسین 1419 ق، ج3 ص 167.
14. ذاریات :56
15. ازجمله این آیه که می فرماید: انا عرضنا الامانة و....(احزاب :72).این آیه می گوید انسان یگانه فرزند بالغ خلقت است که امانت الهی را توانسته است حمل کند.
16. بقره:29
17. الرحمن:10
18. فاطر:4 و حدید: 5
19. قصص :88
20. نجم:42
21. علق :8
22. روم :37
23. ر،ک: طباطبایی ، محمد حسین ،المیزان(ترجمه موسوی) ج 16 ص 137 ذیل آیه کل شی هالک الا وجهه جامعه مدرسین، 1374
24. انبیا :104
25. همو، المیزان، ج 14 ص 464، پیشین.
26. تکویر: 1-3 و آیات دیگر
27. ابراهیم: 48

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

نظرات

تصویر سمیه عبدی
نویسنده سمیه عبدی در

ممنون از نوشته های خوبتون.این را باور کنیم.خداوند بی کران است او از روح خیش بر ما دمید.خود را با ارزش بدانیم

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.