امیر کرامت امام حسن مجتبی (ع)

17:10 - 1394/04/11

چکیده: بارها تاریخ شاهد آن بوده که امام حسن مجتبی علیه‌السلام برای حل مشکلات دیگران پیشگام می‌شدند و باکرامت و بزرگواری هرچه‌تمام‌تر با نیازمندان برخورد می‌نمودند. در این نوشتار ضمن بیان دو صحنه از این بزرگواری‌ها به بیان شعری منتسب به امام حسن علیه‌السلام می‌پردازیم.

کریم اهلبیت

برخی هستند برای آنکه با سائل و محتاج روبرو نشوند، مسیر خویش را تغییر می‌دهند و وقتی فرد محتاجی درب منزلشان می‌آید، با هزار دروغ و کلک او را از سر خود باز می‌کنند و حتی به دروغ‌گویی هم متوسل می‌شوند. هزاران عذر و بهانه بیجا فقط برای آنکه گره‌ای از مشکل کسی باز نکنند. اینها گویا فکر می‌کنند خودشان هیچ‌گاه محتاج نمی‌شوند. و شاید باورشان این است که این دنیا باقی و آنها جاودانه‌اند. اهل‌بیت عصمت و طهارت به ما دستور داده‌اند که خودمان با پرس‌وجوها به مشکلات دیگران پی ببریم و برای حل آنها پیشگام شویم؛ نه آنکه وقتی خود فرد نیازمند رجوع می‌کند ما روی برگردانیم یا چهره ترش نماییم.
بارها تاریخ شاهد آن بوده که امام حسن مجتبی علیه‌السلام برای حل مشکلات دیگران پیشگام می‌شدند و باکرامت و بزرگواری هرچه‌تمام‌تر با نیازمندان برخورد می‌نمودند.
یکی از صحنه‌هایی که بسیار گویای کرامت کریم اهل‌بیت است، صحنه‌ای است که  ابن عباس نقل کرده است. ابن عباس می‌گوید: امام حسن مجتبی علیه‌السلام در مسجدالحرام معتکف و در حال طواف بود که یکی از شیعیان آن حضرت به او مراجعه نمود و گفت: ای پسر پیامبر! من به فلانی بدهکارم اگر صلاح می‌دانی. قرض مرا ادا کن. امام علیه‌السلام فرمود: به خدای این خانه قسم چیزی نزد من نیست. شخص بدهکار گفت: پس از او برای من مهلت بگیر، چون مرا به حبس تهدید کرده است.
امام علیه‌السلام طوافش را رها نموده و به دنبال آن شخص رفت. ابن‌عباس می‌گوید به آن حضرت عرض کردم: آیا فراموش کردید که معتکف هستید؟.
امام حسن علیه‌السلام جواب دادند:
بلی و لکن سمعت ابی یقول: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: مَن سَعی فی حاجَةِ أخیهِ المؤمنِ فکأنّما عَبدَ اللّه َ تِسعَةَ آلافِ سَنةٍ، صائما نَهارَهُ قائما لَیلَهُ. [۱]
بلی می‌دانم، ولی از پدرم شنیدم که می‌فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنید که فرمود: هر کس برای برادر مؤمن خویش یک نیاز برآورده کند همچون کسی خواهد بود که خدای بزرگ را نه هزار سال، عبادت کرده است. درحالی‌که روزها روزه و شب‌ها تا به صبح در حال عبادت باشد.
در اینجا امام علیه‌السلام می‌توانست اعتکاف را بهانه‌ای قرار دهد و طواف خویش را قطع نکند. اعتکافی که فضیلت بسیاری دارد و البته دارای احکام خاصی نیز هست. مثلاً خروج معتکف از محل اعتکاف در خیلی از موارد تحریم شده است. ابن عباس که خودش از زمره خواص صدر اسلام به شمار می‌رفت حتی قصد داشت با یاد آوری اعتکاف حضرت را از خروج منصرف کند. ولی این دید الهی امام حسن علیه‌السلام است که ارزش سنجی درستی دارد و رضایت خالق را در رضای مخلوق می‌داند و برای حل مشکل بنده‌ای از بندگان خدا، خانه خدا را رها می‌سازد. البته مهر و عطوفت این امام بزرگوار فقط شامل دوستان نمی‌شد؛ بلکه امام مجتبی هیچ‌گاه دریای کرامتشان را نسبت به مخالفان و دشمنانشان دریغ نکردند و با مهربانی میزبان آنان بودند.
مثلاً نقل است که روزی، پیرمردی غافل و از اهالی شام که تحت تأثیر تبلیغات مسموم و شوم معاویه قرارگرفته بود، در مدینه امام حسن علیه‌السلام را درحالی‌که سوار بر مرکب بود، دید و تا توانست به آن حضرت بدگویی نمود.
وقتی بدگویی‌هایش تمام شد؛ امام حسن کنار او رفت و با لبخند بر او سلام کرد و به او فرمود: ای پیرمرد! به گمانم تو در این شهر، غریب هستی! و گویا، اموری برای تو اشتباه شده است.
اگر تو از ما درخواست رضایت کنی، ما از تو راضی می‌شویم.
اگر تو چیزی از ما بخواهی، ما آن را به تو عطا می‌کنیم.
اگر تو از ما راهنمایی بخواهی، ما تو را راهنمایی می‌کنیم.
اگر تو از ما کمکی برای برداشتن بار خود بخواهی، ما بار تو را برمی‌داریم.
اگر تو گرسنه باشی، ما تو را سیر می‌کنیم.
اگر تو برهنه باشی، ما تو را می‌پوشانیم.
اگر تو نیازمند باشی ما، تو را بی‌نیاز می‌کنیم.
اگر تو از جایی گریخته باشی، ما به تو پناه می‌دهیم.
اگر تو حاجتی داری، ما حاجت تو را ادا می‌کنیم.
اگر تو مرکب خود را به سوی خانه‌ی ما روانه کنی و تا هر وقت که بخواهی مهمان ما باشی، خانه‌ی ما برای تو خواهد بود؛ زیرا که ما خانه‌ی آماده، وسیع و ثروت بسیار، داریم!
هنگامی‌که آن پیرمرد شامی، این سخنان مهرانگیز را از امام حسن علیه‌السلام شنید، منقلب شد و گریه کرد و گفت: من گواهی می‌دهم که تو خلیفه‌ی خدا در زمینش هستی و خداوند، خودآگاه تر است که مقام رسالت خود را در وجود چه کسی قرار دهد. پیش‌ازاین، تو و پدرت، مبغوض‌ترین افراد در نزد من بودید، ولی اینک، تو محبوب‌ترین انسان‌ها، در نزد ما می‌باشی!
سپس، آن پیرمرد به خانه‌ی امام حسن وارد شد و مهمان آن حضرت بود، تا پس از مدتی، در حالیکه که محبت خاندان نبوت، در جای جای قلبش قرارگرفته بود، از محضر امام حسن مرخص گردید. [۲]
این مسئله به ما یادآوری می‌کند که برای کسب رضایت حضرت حق نباید ارتباطات اجتماعی و عواطف انسانی را فراموش شود. و البته به ما می‌آموزد که وقتی‌که می‌خواهیم در قلب خویش فردی را بنشانیم و یا برای رفع حاجت به کسی رجوع کنیم؛ آنها را درست انتخاب نماییم.
در یکی از اشعاری که از امام حسن مجتبی علیه‌السلام منقول است؛ اینگونه آمده که آن حضرت فرمودند:
نحن أناس نوالنا خضل
یرتع فیه الرجاء و الأمل
تجود قبل السؤال أنفسنا
خوفا علی ماء وجه من یسل
لو علم البحر فضل نائلنا
لقاض من بعد فیضه خجل [۳]
«ما مردمی هستیم که بخشش‌هایمان فراوان است و امید و آرزو در آن به چریدن مشغول می‌باشند. پیش از سؤال، و جود ما فرومی‌ریزد از بیم آن‌که آبروی درخواست‌کننده بریزد.  اگر دریا مزیت بخشندگی ما را دریابد، از اینکه نام خویش را بخشنده گذاشته است، در خجالت فرو خواهد رفت.»
باز در این شعر روحیه کرامت و بزرگواری آن امام همام را به خوبی می‌بینیم.
امید آنکه با شناخت دستورات اهل‌بیت علیهم‌السلام درراه آنان گام برداریم و به‌مانند آنان از روحیه سخاوت و ایثار برخوردار گردیم و البته برای رفع حوائج و نیازهایمان تنها به درب خانه اهل‌بیت و دوستداران و رهروان واقعی آنان رجوع کنیم.
-------------------------
پی‌نوشت
[۱] - بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۱۵، ح ۷۲
[۲] - بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۴۴؛ کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۳۵؛ طبق نقل سیره چهارده معصوم علیهم‌السلام، صفحه ۲۹۲.
[۳] - مکیال‌المکارم، جلد ۱، صفحه ۲۱۳

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.