شهادت امام حسن عسگری-ع آغاز امامت امام مهدی-عج ارسال رصد

برخورد امام حسن عسکری علیه السلام با منحرفین فکری

09:57 - 1400/07/20

چکیده: امامان اگر فرد يا افرادی دچار اشتباهات يا تناقضاتی می‌شدند، نخست به هدايت و روشنگری‌ و به دور از هر گونه موضع‌گيری‌ كار خود را آغاز می‌كردند.

امام حسن عسکری

يكی از اهداف و برنامه‌های كلی پيامبر و معصومین(عليهم‌السلام) حراست و مرزبانی از انديشه‌های اسلامی بود كه با آغاز بعثت و دعوت پيامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شروع شده و هر يك از امامان بزرگوار به تناسب شرايط زمانی خود به اين وظيفه مهم و خطير پرداخته‌اند.

بدين شكل كه اگر فرد يا افرادی دچار اشتباهات يا تناقضاتی می‌شدند، نخست به هدايت و روشن‌گری‌ و به دور از هر گونه موضع‌گيری‌ كار خود را آغاز می‌كردند؛ اما همين كه احساس می‌شد، اين فكر انحرافی‌ به دنبال جريانی‌ پنهان يا آشكار، خود را نشان داده است فوراً دست به افشاگری‌ عليه آنان می‌زدند.
و گاهی‌ نيز همين انديشه‌ها كه هر روز در لباس نويی‌ خود را در جامعه اسلامی‌ آشكار می‌كرد، خلفای‌ بنی‌‌عباس را هم به دام انداخته و گاه می‌شد همان افكار غلط، سياست نظام را ترسيم می‌نمود.
مثلاً در زمان امام هادی‌(عليه‌السلام) مسأله «خلق قرآن» در جامعه اسلامی‌ بالا گرفت و طرف‌داران زيادی‌ پيدا كرد و چند خليفه عباسی‌ به تبعيت از يك دسته، گروه مخالف را در زير بدترين فشارها و شكنجه‌ها وادار به پيروی‌ از عقيده خود می‌كردند.
در تاریخ یعقوبی چنین آمده است که از جمله كسانی‌ كه در سال 220 ق. بر سر همين عقيده، شلاق زيادی‌ خورد و شكنجه فراوانی‌ ديد و مدتی‌ در زندان به سر برد «احمد بن حنبل» بود.[1]

دوران امام يازدهم نیز، يكی‌ از دوران‌های‌ سخت و دشواری‌ بود كه افكار گوناگون از هر سو جامعه اسلامی‌ را تهديد می‌كرد. و با اين كه امام در نهايت فشار به سر می‌برد، اما وی‌ همانند پدران خود، لحظه‌ای‌ از اين مسأله غفلت نورزيد و در برابر گروه‌ها و مكتب‌های‌ التقاطی‌ و انديشه‌های‌ وارداتی‌ و ضد اسلامی‌ از جمله: صوفيان، غُلات، مُفَوّضه، واقفيه، دوگانه پرستان و ساير دگرانديشان، سخت موضع گرفته و با شيوه‌های‌ خاص خود، كارهای‌ آن‌ها را خنثی‌ نموده و نقش بر آب می‌كرد.

از جمله برخوردهايی‌ كه امام حسن عسكری‌(عليه‌السلام) با منحرفان فكری‌ داشت، موضع‌گيری‌ در برابر غلات و مفوّضه بود؛ يعنی‌ همان‌هايی‌ كه عقيده داشتند: خداوند در ابتداي آفرينش با خلق كردن پيامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) همه چيز را به او واگذار كرد، پس اين پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است كه دنيا و هر آن‌چه كه در آن است را آفريده است. و برخی‌ گفته‌اند: خداوند اين اختيار را به علی‌ بن ابی‌طالب(عليه‌السلام) داده است.[2]

و از طرفی اين انديشه انحرافی‌ لطمه شديدی‌ بر عقايد مسلمانان می‌زد، و پيامدهای‌ ناگواری‌ در پی‌ داشت، بدين جهت از آغاز پيدايش اين تفكر غلط، مورد نكوهش معصومان(عليهم‌السلام) قرار گرفت و اين طايفه را بدتر از يهود و كفار معرفی می‌كردند. زيرا چيزی‌ مدعی‌ شده بودند كه حتی‌ يهود و نصارا هم نگفته بودند. از اين رو، امام عسكری(عليه‌السلام) مسلمانان و به خصوص شیعیان خود را از پيروی‌ چنين افرادی‌ با چنين افكاری‌ بر حذر می‌داشت و گاهی‌ با برخی‌ از ساده‌انديشان و فريب خوردگان این مکتب بسيار بزرگوارانه برخورد می‌كرد، به اميد آن كه از باور خود دست بردارند.

علامه مجلسی‌ از «ادريس بن زياد» نقل كرده كه وی‌ می‌گفت: من از جمله افرادی‌ بودم كه تفکر غُلوّ را پذیرفته بودم، روزی‌ برای‌ ديدار با ابو محمد عسكری‌(عليه‌السلام) روانه سامرا شدم؛ وقتی‌ كه وارد شهر شدم، از فرط خستگی‌ خود را بر پلكان حمامی‌ انداخته و كمی‌ به استراحت پرداختم. در اين بين خواب بر من غلبه کرد؛ پس بيدار نشدم مگر با صدای‌ كوبيدن آرامی‌ كه به وسيله چوب‌دستی‌ كه در دست امام عسكری‌ (عليه‌السلام) بود.
پس با همان اشاره از خواب بيدار شده و او را شناختم. فوراً از جای‌ برخاسته و در حالی‌ كه آن حضرت سوار بر اسب بودند، پا و زانوی مباركش را بوسه زدم، اولين سخنی‌ كه امام در اين ملاقات كوتاه به من فرمود، اين بود: «ای ادريس، «وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ [انبیا/26] و مشرکان گفتند که خدای رحمان دارای فرزند است، منزّه است خدا از داشتن فرزند، بلکه فرشتگان بندگانی‌ هستند که خداوند متعال آنان را گرامی داشته است».  «لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ [انبیا/27] در گفتار بر او سبقت نمی‌گيرند و به فرمان وی‌ عمل می‌كنند».

در اين جا حضرت با عنوان كردن اين آيه خواستند به او بفهمانند كه انديشه غُلوّ درباره ما باطل است و ما از خود هيچ اختياری‌ جز آن كه خداوند اراده كند، نداريم؛ چرا كه ما به دنبال امر و اراده خدا بوده و فرمان او را انجام می‌دهيم.
ادريس كه از جواب كوتاه امام عسكری(عليه‌السلام) كاملاً آگاه شده بود، در پاسخ امام گفت: «ای‌ مولای‌ من، من‌را همين كلام بس است؛ زيرا آمده بودم تا اين مسأله را از شما بپرسم».[3]

هم‌چنین نقل شده در ملاقاتی‌ كه «كامل بن ابراهيم» به نمايندگی‌ گروهی‌ از مفوّضه با امام داشت، وی‌ پاسخ سؤالات خود را از امام عصر(عليه‌السلام) چنين دريافت كرد: مفوّضه دروغ گفته‌اند، بلكه دل‌های‌ ما ظرف‌های‌ مشيت الهی‌ است؛ اگر او بخواهد، ما می‌خواهيم.» امام عسكری‌ (عليه‌السلام) در جهت تأييد گفتار فرزندش امام عصر(عليه‌السلام) و رد گفته مفوضه، به كامل بن ابراهيم فرمود: «پاسخ خود را دريافت كردی‌، ديگر برای‌ چه اينجا نشسته‌ای‌، از جای‌ برخيز...».[4]

يكی‌ ديگر از گروه‌های‌ انحرافی‌ كه پس از شهادت امام موسی‌ بن جعفر(عليه‌السلام) پديد آمد، آن‌هايی‌ بودند كه ادّعا داشتند: موسی‌ بن جعفر(عليه‌السلام) هنوز از دنيا نرفته است. بنيان‌گذاران اين طايفه «زياد بن مروان قندی‌» ، «علی‌ بن ابی‌حمزه» و «عثمان بن عيسی‌» می‌باشند و علت انكار آنان در آغاز كار، اين بود كه نزد اين سه نفر، اموالی‌ از حضرت موسی‌ بن جعفر(عليه‌السلام) وجود داشت، چون نمی‌خواستند اموال امام كاظم(عليه‌السلام) را به فرزندش امام رضا(عليه‌السلام) تحويل دهند، شهادت امام كاظم(عليه‌السلام) را منكر شدند. آنان در پاسخ نامه امام رضا(عليه‌السلام) كه به آن‌ها نوشته بود تا اموال را بازگردانند، زيرا او قائم مقام پدرش موسی‌ بن جعفر(عليه‌السلام) است، زياد قندی‌ و ابن ابی‌حمزه، منكر چنين پولی‌ در نزد خود شدند و اما عثمان بن عيسی‌ به حضرت نوشت: پدرت هنوز زنده است و هر كه چنين ادعايی‌ كند، سخن باطلی‌ گفته و تو هم اينك به گونه‌ای‌ عمل كن كه خود می‌گويی‌ از دنيا رفته است. ولی‌ او به من دستور نداده چيزی‌ به تو بدهم...».[5]

آری‌، اين گروه با توقف در امامت موسی‌بن‌جعفر(عليه‌السلام) از همان ابتدا مورد لعن، نفرين و برائت امامان بعدی(عليهم‌السلام) بوده و به «واقفیه» و سپس به «مَمْطوره» نيز اشتهار يافتند.[6]

علامه مجلسی‌ نیز از «احمد بن مطهّر» روايت كرده: برخی‌ از ياران ما به امام حسن عسكری‌(عليه‌السلام) نامه نوشته و از وی‌ درباره كسی‌ كه بر حضرت موسی‌ بن جعفر(عليه‌السلام) توقف كرده  و فراتر نرفته است، سؤال كردند که آيا آن‌ها را دوست داشته باشم يا از آنان بيزاری‌ جويم؟ حضرت در پاسخ فرمود: «آيا برای‌ عمويت آمرزش می‌خواهی‌؟ خداوند عمويت را نيامرزد، از او بيزاری‌ بجوی‌ و من در پيش‌گاه خداوند از آن‌ها بيزاری‌ می‌جويم. پس با آنان دوستی‌ نداشته باش، از بيماران‌شان عيادت مكن و در تشييع جنازه مردگان‌شان حاضر مشو و بر اموات‌شان نماز نخوان، خواه امامی‌ را از سوی‌ پروردگار منكر شوند، و يا امامی‌ را كه از سوی‌ خداوند نمی‌باشد، بر آن‌ها اضافه كند و يا قائل به تثليث باشند. بدان، كسی‌ كه تعداد ما را اضافه کند، مانند كسی‌ است كه از تعدادمان كاسته باشد و امامت ما را انكار كند».
تا قبل از اين مكاتبه و جريان، شخص سؤال كننده نمی‌دانست كه عمويش هم در رديف «واقفيان» است و حضرت او را از اين موضوع آگاه ساخت.[7]

در نتیجه: امام حسن عسکری(عليه‌السلام) در طول عمر کوتاه و در مدت زمان امامت خود، زحمات و مشقات زیادی را تحمل کردند و شیعیان را از فتنه‌ها و توطئه‌های خلفا و کار گذاران‌شان نجات دادند و از دین مردم پاس‌داری می‌کردند و از انحراف و ارتداد و بدعت‌های مختلف جلوگیری می‌کردند.

-------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. تاريخ يعقوبی، ج 2، ص 472 / تاريخ طبری، ج 7، ص 195/ الامام الصّادق و المذاهب الاربعه، ج 4، ص 456.
[2]. شرح باب حادی عشر، ص 99.
[3]. بحارالانوار، ج 50، ص 283.
[4]. الغيبة، شيخ طوسی، ص 148.
[5]. همان، ص 43.
[6]. بحارالانوار، ج 5، ص 267.
[7]. كشف الغمّه، ج 3، ص 219.
استفاده شده از کتاب «امام حسن عسكری(عليه‌السلام) و منحرفان فكری» نوشته محمدجواد طبسی، 1331.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد