امیرالمومنین و مشکلات پیش روی او

10:00 - 1395/04/03

چکیده:فرمودند: فضل مهاجر و انصار بر دیگران، برتری معنوی دارند که نزد خداوند محفوظ است و پاداش آن‌ها به عهده خود خداوند عالم است. هرکس که دعوت خدا و رسول خدا را بپذیرد و مسلمان باشد از تمامی حقوق اسلامی بدون تبعیض بهره‌مند خواهد بود. همه شما بندگان خدا هستید و مال نیز مال خداوند عالم است که به‌تساوی میان شما تقسیم خواهد شد و کسی بر کسی برتری نخواهد داشت

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در شب نوزده رمضان سال چهلم هجری قمری، توسط ابن ملجم مرادی(لعنه‌الله‌علیه) ضربت خورد و در بیست و سوم رمضان همان سال، درحالی‌که زبانش به ذکر خداوند عالم مشغول بود، به شهادت رسیدند.

زمانی که حضرت پس از بیست پنج سال خانه‌نشینی، به حکومت رسید، مشکلات بسیاری جلوی حضرت بود که نهایتاً منجر به شهادت مظلومانه این امام غریب و مظلوم شد. ما به تعدادی از این مشکلاتی که امام با آن‌ها مواجه بود اشاره می‌کنیم:

نخستین مشکل امام، مشکل رعایت عدالت اقتصادی بود که خلیفه دوم عمر، دیوان را بر اساس سوابق اسلامی افراد و ترکیب قبایلی قرار داده بود.[1] همین وضعیت در زمان عثمان نیز ادامه داشت و حتی تشدید هم شد، این بی‌عدالتی‌ها به‌ جایی رسید که مسلمانان بر علیه وی طغیان کردند و حتی منجر به قتل خود وی شد. او بذل و بخشش‌های فراوانی نسبت به اقوام و فامیل‌های نزدیک خود انجام می‌داد.[2] این امر سبب شد تا فاصله میان طبقه غنی و فقیر جامعه بیشتر شود.

امام به‌ محض سرکار آمدن و به دست گرفتن قدرت، اقدام به مبارزه با این تبعیض نژادی بی‌جهت و بی‌معنی خلفای سابق کرد. امام در همان سخنرانی نخست خود فرمود: «من فقط و فقط به سیره رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عمل خواهم کرد».[3] و بعد به سیاست مالی خود اشاره کردند و فرمودند: «فضل مهاجر و انصار بر دیگران، برتری معنوی دارند که نزد خداوند محفوظ است و پاداش آن‌ها به عهده خود خداوند عالم است. هرکس که دعوت خدا و رسول خدا را بپذیرد و مسلمان باشد از تمامی حقوق اسلامی بدون تبعیض بهره‌مند خواهد بود. همه شما بندگان خدا هستید و مال نیز مال خداوند عالم است که به‌تساوی میان شما تقسیم خواهد شد و کسی بر کسی برتری نخواهد داشت».[4]

امام علی(علیه‌السلام) فردای آن روزبه عبیدالله بن ابی رافع دستور داد «هر کس آمد سه دینار به او بدهد. همان‌جا سهل بن حنیف گفت: این شخص غلام من بوده که دیروز او را آزاد کردم. امام فرمود:«همه سه دینار خواهند گرفت و ما کسی را بر دیگری برتری نخواهیم داد.»[5]

کارهای اصلاحی امام امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به مذاق گروهی همانند نخبگان بنی‌امیه و نیز طلحه و زبیر برای گرفتن سهم خوش نیامد. عده‌ای از همان‌ها که تقسیم عادلانه امام برای آن‌ها ناگوار بود به امام شکایت کردند که بیت‌المال رابین همه افراد یکسان تقسیم کردی و حال‌آنکه خیلی از آن‌ها تازه‌مسلمان شده‌اند و هیچ زحمتی برای اسلام نکشیده‌اند ثانیاً این امر شما خلاف سیره عمر است.

امام فرمود:« در تقسیم بالسویه همه ما شاهد بودیم که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به این‌گونه عمل می‌کرد چنان‌چه کتاب خدا نیز بر همین اساس استوار است.»[6] درنهایت کارهای اصلاحی امام باعث شد که عده‌ای که خود را برتر و خود را تافته جدا بافته می‌دانستند، طغیان کرده و جنگ جمل را برعلیه حضرت به راه انداختند که عده بسیاری از مسلمانان را به کام مرگ فرستاد.

یکی دیگر از مشکلاتی که برای امام(علیه‌السلام) به وجود آورده بودند، اختلاف نژادی و طبقاتی بود که خلفای سابق بنا بر روش و عمل‌کرد خود بر اساس تعصب عربی بین جامعه اسلامی به وجود آورده بودند. بر اثر فتوحات، نژادهای مختلف همانند، ایرانی، نبطی، رومی و بربر در جامعه اسلامی آن روز راه‌ یافته بودند و افراد بسیاری نیز به‌ عنوان اسیر جنگی بودند که به قبایل عربی تعلق‌ گرفته بود اسیران آزاد شده را «موالی» می‌نامیدند این بدان معنا بود که این اسیر متعلق به این طایفه عربی بوده و اکنون نیز به نحوی مربوط به همان طایفه است. طبیعی بود که طبقه موالی از اعراب، پایین‌تر بوده و از حقوق کمتری برخوردار بودند. این امر مشکل مهمی بود که برای روحیه عدالت‌خواهی امام سازگار نبود و از نظر دینی نیز هیچ دلیلی بر درستی تفاوت مزبور دیده نمی‌شد.

زمانی که امام قصد تقسیم بیت‌المال را داشت فرمود:« حضرت آدم نه غلام به دنیا آورد و نه کنیز، بندگان خدا همه آزادند...اکنون مالی نزد من است و من میان سفید و سیاه فرقی نخواهم گذاشت آن را به گونه مساوی تقسیم خواهم کرد.»[7] این تساوی در میان عرب و عجم امری نبود که برای اعراب متعصب قابل‌تحمل باشد. و آن‌ها با جبهه‌ای که در مقابل امام تشکیل دادند نشان دادند که به‌سختی در برابر این تساوی خواهی امام واکنش نشان داده‌اند که جنگ جمل یکی از پیامدهای همین حقوق تساوی بین عرب و غیر عرب بود.

مشکل مهم‌تری که بر سر راه امام قرار داشت، انحرافات دینی بود و آن همان چیزی بود که اصحاب تحت عنوان بدعت گرایی، عثمان را به آن متهم کرده بودند. خلفای سابق بر اساس «مصلحت‌گرایی» احکامی را مطرح کرده و به آن عمل می‌کردند و در این میان به سنت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اعتنایی نداشتند. «ابوجعفر نقیب» یکی از دانشمندان اهل سنت،  در همین زمینه می‌گوید:«صحابه به‌طور متحد و یکپارچه، بسیاری از نصوص( کلمات رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)) را ترک کردند و این به دلیل مصلحتی بود که در ترک آن‌ها تشخیص می‌دادند. نظیر سهم ذوی القربی، و سهم مولفة القلوبهم»[8]

امام علی(علیه‌السلام) درباره علت پیدایش جنگ‌های داخلی میان مسلمانان، عامل اصلی را، رسوخ شبهه و کج‌فکری در میان مردم می‌دانستند:«امروز ما از آن روی با برادران مسلمانمان وارد جنگ شده‌ایم که انحراف، کجی، شبهه و تأویل در اسلام واردشده است»[9] امام در جای دیگر فرمودند:«شبهه را شبهه نامیدند به خاطر این‌که شبیه حق است.»[10]
____________
پی‌نوشت
[1]. سلمان فارسی، ص 142 به نقل از العثمانيه، ص 211.
[2]. لصواعق لابن حجر ص 179 ط المحمدية وص 108 ط الميمنية، تطهير الجنان لابن حجر ص 63 ملحقا بالصواعق ط المحمدية وص 144
[3]. :«انی حاملکم علی منهج نبیکم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)»  شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 7، ص 36-37
[4].همان
[5]. رسولزاده ، سید اسماعیل ، قضاوتها و حکومت عدالتخواهی علی ابن ابیطالب ، انتشارات یاسین ، چاپ اول ،1366 ، ص 209
[6]. همان، ج 7، ص 37-42
[7]. نهج السعاده، ج 1، ص 189
[8]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 12، ص 82-90
[9]. ولکنا انما أصبحنا نقاتل اخواننا فی الاسلام علی ما دخل فیه من الزیغ و الاعوجاج والشبهة التاویل؛ نهج البلاغه، خطبه 123
[10]. همان، خطبه 38

نظرات

تصویر احمدی کافشانی
نویسنده احمدی کافشانی در

تشکر از مطلبتون.السلام علیک یا امیر المومنین علی علیه السلام.التماس دعا

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.