پوستر | دریای نایاب

16:36 - 1401/05/11

مشک برداشت که سیراب کند دریا را

رفت تا تشنگی‌اش، آب کند دریا را

آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب
ماه می‌‌خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می‌‌خواست ببیند لب او را دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه، شقّ القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد، سرخ شود چهره آب
زخم می ‌خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریّۀ گِل بود و إلّا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا را
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را ...

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
1 + 10 =
*****