ولادت امام کاظم ارسال رصد

نظرات به تو از دور سلام

تصویر به تو از دور سلام به تو از دور سلام 23 تير, 1400 نظرتون در مورد این مطلب(نام زینب برای ما اومد و شگون نداره)

سلام بر زینب (س)

و سلام بر شما دوست خوب ما

راستش اینقدر کارشناس محترم ، آقای "غروی" کامل جواب دادند که حرفی باقی نمی ماند. منتها با خواندن پاسخ ایشون که فرمودند: "چنین نیست که چون حضرت زینب در طول زندگی بسیار مصیبت دیده‌اند،‌ پس هر کسی که هم نام ایشان شد، همین سرنوشت خوبی نخواهد داشت". یاد خاطره ارزشمندی از یکی اساتیدم افتادم.

یادم هست بنده با وجودیکه فرد بی توجهی نسبت به اهل بیت (ع) نبودم، ولی بر مصائب اهل بیت گریه ام نمی گرفت. و این خیلی مرا آزار می داد. بنوعی عدم خلوص در خود می دیدم. 

یکروز به یکی از اساتیدم گفتم من باوجودیکه مصائب اهل بیت را باور دارم ولی اصلا فوق تصور من هست این همه مصیبت. و گریه ام نمی گیره!

ایشون جوابی داد که پاهای من سست شد و نتونستم روی پا بایستم، نشستم. فرمودند: خانم مقام تصدیق بعد از تصور هست. (یعنی شما باور و ایمان به مصائب نداری)

خیلی بر این مساله تأسف می خوردم. تا یکروز یکی از اساتید مهمان، که هیچ اطلاعی از ماجرای سؤال من و استادم نداشت، خیلی اتفاقی در سخنرانی خود راه حل مشکل منو گفت. فرمودند: از خدا بخواهید یک گوشه از مصائب و غم زینب را به دل شما بندازه... از خدا بخواهید که خانم زینب را درک کنید و باهاش همدردی کنید. اونوقت خدا شرری به دلتون میندازه که "لاتبرد ابدا" (هرگز سرد نخواهد شد).

یادم هست از نیشابور تا مشهد، از حرم تا حرم، این رو از خدا خواستم و شاید از همان زمان بود که اشعار اهل بیت(ع) بر زبان من جاری شد...

مرا دریاب، زینب ، با وفا دریاب!

که بی تابم ز شوقِ روی تو، دریاب
بی تابم و سرشار از شرابِ جامِ تو، دریاب
دلتنگم، ز سوز سینه ات ، دریاب
دلتنگم، ز اشک دیده ات ، دریاب

مرا دریاب، زینب ، با وفا دریاب!

ضمیرم گرچه تاریک است!
زبانم گرچه قاصر از عطایت هست!
به دوشم گرچه بار معصیت سنگین تر از این است!
وجودم گرچه غرق، در مادیات پست دنیا است!
و لیکن خوب می دانم
که آن " یا لَیتَنی کُنتُ معک " گفتن
که آن فوز عظیمِ درگهت جستن
نه غیر از بارگاهت جایگاهی هست!
نه غیر از این مرا هم راهیابی هست!

 2 اردیبهشت 1381

التماس دعا

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام به تو از دور سلام 23 تير, 1400 برخی قواعد عربی به شعر

سلام بر شما استاد ارجمند

شما واقعا شرمنده فرمودید. بنده این همه که فرمودید نیستم؛ بقول سهراب سپهری:

روزگارم بد نیست.
تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی

تشکر میکنم از شما.

اگر لطف خدا شامل حالم بشه و در تربیت فرزند موفق بشم؛ اونوقت بله، حقیقتا جا دارم بگم "صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ". 

به پایان آمد این دفتر... 

التماس دعا

یاعلی

تصویر به تو از دور سلام به تو از دور سلام 23 تير, 1400 برخی قواعد عربی به شعر

اصلاح میکنم: وحده بگو با ( اَ ) ، ( ُ )

منظور متکلم وحده است

تصویر به تو از دور سلام به تو از دور سلام 23 تير, 1400 برخی قواعد عربی به شعر

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ناظِرَ شَجَرَةِ طُوبىٰ وَسِدْرَةِ الْمُنْتَهىٰ

صرف 14 صیغه فعل مضارع:

حروف مضارعه
أَتَینَ شد ، أَتَینَ

(ی) بر افعال غایب
آید سر مضارع

(یَ) که بیاد، آخر ( ُ )
1. حالا بگو یَفعَلُ

(یَ) که بیاد با (انِ) 1
2. مثنی یَفعَلانِ

(یَ) که بیاد با (ونَ) 2
3. جمع میشه یَفعَلونَ

(تَ) برای مؤنث
مفرد و هم مثنی

(تَ) اولش ، آخر ( ُ )
4. مفرد میشه تَفعَلُ

(تَ) اولش، بعد (انِ)
5. مثنی تَفعَلانِ

جمع مؤنث بگو
6. یَفعَلنَ با (یَ) بگو

(تَ) بر افعال حاضر
مخاطب است،حاضر

(تَ) که بیاد، آخر ( ُ )
7. فِعلِت میشه تَفعَلُ

(تَ) را بذار با (انِ)
8. حالا بگو تَفعَلانِ

(تَ) را بذار با (ونَ)
9. جمع میشه تََفعَلُونَ

مفرد میشه با (ینَ) 3
10. مؤنث ، تَفعَلینَ

مثنی گر خواهانِ
11. باز بگو تَفعَلانِ

اگر زنهای جمعن
12. (تَ) که بیاد تَفعَلنَ

وحده با ( اَ ) ، ( ُ )
13. فِعلِت میشه اَفعلُ

مع الغیر هم با (نَ) ، ( ُ )
14. وقتی بیاد نَفعَلُ

م.خ ... 1381... اولین سال تدریس

یاعلی 
__________________
1. (انِ) باید بصورت : آنِ خوانده شود.
2. (ونَ) باید بصورت : اونَ خوانده شود.
3. (ینَ) باید بصورت : اینَ خوانده شود.

تصویر به تو از دور سلام به تو از دور سلام 22 تير, 1400 به شوهرم علاقه ندارم

سلام بر شما و با آرزوی بهترینها

ظاهرا دلیلش این هست که در تمام مدت 16 سال این حس رو با خود داشتید که آنچنانی که باید و شاید همسرتون رو دوست نمی دارید.
16 سال مدت کمی نیست؛ بانوی عزیز!
معمولا در مدتهای مدید، همسران هرچند بد، به هم عادت می کنند، ولو اینکه عشق و علاقه خاصی هم در بین نباشد. و مفارقت براشون بسیار آزار دهنده میشه. لذا قرار را بر فرار ترجیح می دهند.

دوست عزیز؛ شما یکبار که مثلا می خواهید به خانه پدرتون برید با خیال طلاق از همسرتون برید.(البته به همسرتون نگید) ببینید توانش رو دارید؟! آیا دل و دستتون نمی لرزه؟! راه نفس کشیدنتون تنگ نمیشه؟! ببینید لحظه شماری برای برگشتن به خانه نمی کنید؟! (البته بشرطی که سناریویی رو که برای خودتون تدارک می بینید، باور کنید و واقعا بتونید در خیالتون خودتون رو در آستانه طلاق قرار بدید)!
 ببینید این حس درتون ایجاد نمیشه که:

باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است

گاهی دل آدم بهانه میاره! خصوصا زمانی که سرگرمی خاصی هم نداره!
نمیخوام بگم اقدام کنید برای فرزند آوری! ولی میخوام بگم چون مشغله خاصی ندارید دلتون بهانه میگیره! (آخه فرمودید اون علاقه ای که باید باشه نیست؛ نه اینکه هیچ علاقه ای نباشه)
یک موقع هم ممکنه انتظار ما از علاقه خیلی بالا باشه و تعریف وسیعی ازش داشته باشیم که خودمون هم توش گم میشیم! احیانا در موارد دیگه کمالگرا نیستید؟!

خانواده همسرتون رو ضمن احترام بگذارید خارج از دایره زندگیتون؛ چون واقعا هم داخل دایره نیستند. خانواده شما متشکل از خودت و شوهرت هست. بقیه افراد جزء هسته اصلی و اولیه خانواده شما نیستند.

ای کاش خیلی زودتر از این ها از یک مشاوره مجرب کمک میگرفتید. گاهی با یک مشاوره مجازی هم مشکل فرد حل میشه. تا به حال امتحان کردید؟! حتما در برنامه تون یک مشاوره حضوری و یا مجازی رو قرار بدید.

امیدوارم که حال دلتون خوب بشه و دلتون به زندگیتون قرص بشه! اگه عقاید مذهبی دارید، نذر هم جواب میده! امتحانش ضرری نداره!

براتون علاقه ای آرزو میکنم که یک لحظه دوری همسرتون رو نتونید تحمل کنید.

یاعلی

صفحه‌ها

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.