ولادت پیامبر-ص ارسال رصد

محمد افشار

تصویر محمد افشار

مطالب ارسالی

05 تير، 1400    0
انگشت‌های دست وقتی باز و بافاصله باشن، قدرتی ندارن. ولی وقتی جمع میشن و به هم می‌چسبن، قدرت بیشتری پیدا میکنن. قضیه ما آدم‌ها هم مثل قضیه انگشت‌های دست می‌مونه. اگه از همدیگه فاصله داشته باشیم و کنار هم نباشیم، ضعیف...
03 تير، 1400    0
یکی از فلزات خیلی محکم، آهنه که تو حالت عادی، سرد، زمخت و غیرقابل استفاده است و کسی هم نگاهش نمی‌کنه. اما وقتی تو کوره حرارت ببینه، نرم میشه و هر شکلی که بخوان، درش میارن. وقتی که به خودش شکل گرفت، تازه قیمت پیدا می‌کنه...
03 تير، 1400    0
تا حالا دیدید تو باغچه‌ها، کنار تنه درختچه‌هایی که ضعیف و ظریف هستند، یه چوب می‌زارن و با یه بندی این تنه ظریف رو می‌بندن به اون چوب کنارش؟ این کار رو می‌کنن تا تکیه‌گاه محکمی باشه برای اون تنه و کمک کنه که صاف و محکم...
03 تير، 1400    0
قدیم ها وقتی که قرآن می‌خوندن، برای اینکه نشونه بزارن که تا کجا خوندن، از پر طاووس استفاده می‌کردن. هیچ کس برای نشونه‌گذاری، از پر کلاغ استفاده نمی کرد. چون قرآن زیباست وچیزی هم که  تو دل قرآن قرار می‌گیره، باید...
02 تير، 1400    0
  اگه شما به کسی یه باغ بزرگ پرتقال بدین و بگین این باغ  برای خودت، فقط هروقت پرتقال‌هاش رسید، یه چند تاش رو هم به من بده. اگه اون آدم همه پرتقال‌ها رو خودش مصرف کنه و چیزی به شما نده، شما ناراحت نمی‌شید؟...
02 تير، 1400    0
ما در طول روز، از خیلی چیزها استفاده می‌کنیم. مثلاً آب‌، نان، هوا و... حتی برای بعضی چیزها حاضریم پول هم بدیم مثل آب، یا اصلاً برای به دست آوردنشون حاضریم توی صف هم بایستیم مثل نان. اما یک‌چیزهایی تو زندگی هستند که...
02 تير، 1400    0
تا حالا به مرغابی نگاه کردی که چطور توی آب هست ولی وقتی میاد بیرون پر و بالش خشک با اینکه این همه تو آب بوده، برای پیدا کردن غذا میره توی لجنزار، نوکشُ هم تا آخر منقار برای پیدا کردن غذا میکنه توی لجن ها اما باز تمییز و...
02 تير، 1400    0
چشم به راه مادر: محمد جان درستو خوندی، برو از مغازه اصغر آقا سبزی آش بگیر بیار محمد: چشم مامان جان درس اون روزش حل کردن مسائل ریاضی بود،فکر و ذهن و دلش تو موکب سر جاده بود که بره برای کمک به خادم های موکب، از طرف...
01 تير، 1400    0
چشماش دوخته بود به صفحه تلویزیون از سر تنهایی خودش مشغول کرده بود به دیدن برنامه کودک هایی که علاقه ای هم نداشت، تا اینکه صدای زنگ تلفن هوش و حواسش برد سمت تلفن، چشماش به سمت تلویزیون بود ولی حواس و گوشش به صدای مادر که...
01 تير، 1400    0
یک باغبون وقتی توی فصل بهار میاد تو باغش و سبز شدن برگای درختای باغش نگاه می کنه، خوشش میاد ولی انگار منتظر ی چیز دیگه است، وقتی شکوفه ها گل می کنن خوشحال میشه اما باز چشم انتظار میوه های درخت ها هست. پدر و مادر های ما...

صفحه‌ها

تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد