مطالب دوستان ایران دوست

Retrato de توفیقی توفیقی 28 Jul, 2022 احساس بی ارزشی میکنم...
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم وجود مشکلات و شکستها در زندگی باعث میشه انسان احساس منفی و ناکارآمدی را تجربه کند که حال او را خراب می کند و شما هم همین تجربه را دارید. اگر چه شما از مشکلات و شکستها و تجربیات ناخوشایند روحی خود گفتید اما آیا میدانید همین چیزهایی که بیان فرمودید حکایت از شناخت خوب از خودتان دارد؟ شناخت خود یا خودآگاهی یکی از مهارتهای مهم زندگی است، همین که شما متوجه وجود مشکلات و تجربیات درونی خود هستید یک قدم جلو هستید. در مسایلی که بیان فرمودید سه موضوع مهم به عنوان مشکل وجود دارد؛ یکی تحصیلی(شکست در کنکور)، دو مشکلات جسمی، سه نداشتن هدف در زندگی که زودرنجی و بی انگیزگی و فشارهای روحی و ... برخاسته از این سه مشکل است بنابراین در این سه مورد لازم است کار کنید. یک نکته مهمی که لازمه خدمتتان عرض کنم اینه که خیلی اوقات ما توی ذهنمون به صورت کلی احساس شکست و غم و افسردگی داریم و احساس میکنیم کوله باری از مشکلات بر دوشمان هست و همین باعث میشه کلی انرژی روانی از ما بگیره و حس و حال ما را خراب تر کند بنابراین اولین کاری که لازم هست انجام بدهید اینه که یک قلم و کاغذی بردارید و مشکلات خودتان را بنویسید و آن ها را مشخص کنید سعی کنید این چک لیست مشکلات به صورت شماره گذاری باشد مثلا بنویسید 1. در کنکور شکست خورده ام چگونه باید جبران کنم 2. مشکل پوستی دارم 3. توی زندگی هدف روشنی ندارم 4. .. به همین ترتیب عمل کنید تا ذهنتان طبقه بندی بشه با طبقه بندی کردن مشکلات در ذهن دیگه توی ذهنتون هیولایی از مشکلات وجود نخواهد داشت و سعی میکنید یکی یکی به مشکلات بپردازید و حلشون کنید. نکته دوم تغییر نوع نگاه تان به مشکل است: برخی از افراد وقتی یک مشکل برایشان پیش می آید آن را شکست و تهدید می بینند و مستأصل شده و خود را در یک غم و مصیبت فرو می برند و به دنبال حل مساله بر نمی آیند اما برخی دیگر نگاهشان به مشکل نگاه فرصت است و وقتی مشکلی برایشان پیش می آید آن را فرصتی برای موفقیت های بعدی می بینند و در واقع شعارشان این است که شکست پل پیروزی است. شما هم نوع نگاهتان به مشکل تغییر بدهید و شکست را پل پیروزی بدانید. نکته سوم این است که زمانی که مشکلاتی برای ما پیش می آید ذهنمان در بسیاری از اوقات در گیر می شه و دایم نشخوار ذهنی میکنیم برای اینکه بتونید این را مدیریت کنید از تکنیک زمان خاص استفاده کنید. تکنیک زمان خاص: برای اینکه بتوانید ذهنتان را کنترل کنید، باید یک زمان مشخصی به مدت ۱۵تا۲۰ دقیقه برای خودتان انتخاب کنید، مثلاً ساعت هفت تا هفت وربع، این زمان می شود زمان مخصوص مرور افکار و نگرانی ها و رویاپردازی ها، حالا هروقت هر فکری که به ذهنتان آمد و شما را نگران یا آشفته کرد، یا به صورت کلی ذهنتان را درگیر کرد، به خود بگویید این فکر را در زمانی که مشخص شده بررسی می کنم، باید در مقابل افکاری که در غیر از زمان خاص توی ذهنتان می آید مقاومت کنید و در صورت نیاز از تکنیک پرت کردن حواس استفاده کنید، مثلا شمارش معکوس از هزار به صورت سه تا سه تا و یا مرور یک شعر از آخر به اول و... البته می توانید خلاصه افکارتان را یادداشت کنید تا در زمان مخصوص بررسی کنید. این تمرین را باید هر روز انجام بدهید نکته چهارم:گاهی اوقات دوری از خدا و معنویات به انسان احساس غم و تنهایی دست میدهد، میتوانید با برقراری ارتباط بیشتر با خدا و اهل بیت و شهدا و داشتن برنامه های معنوی نیز بر این حس غلبه کنید و حس خوبی پیدا کنید. نکته پنجم: در مورد هدف زندگی بیشتر مطالعه کنید، نگاه دینی به زندگی و اهداف زندگی به انسان آرامش میدهد و احساس میکند در مسیر خوبی قرار دارد، زمانی که من بدانم این دنیا با تمام امکانات و تجملات و خوشی ها و بدی ها نابود شدنی است و آنچه میماند چیزی است که الهی باشد و نزد خدا قرار داده باشیم حس بهتری پیدا میکنیم، آن وقت است که متوجه می شویم خود درس خواندن و تحصیل علم ارزشمند است و اگر برای خدا باشد مرا به هدف اصلی که رسیدن به خداست نزدیک کرده علاوه بر این برای موفقیت در تحصیل باید اهداف تحصیلی خود را به اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم کنید حتی زمانی که می خواهید یک درس را مطالعه کنید، معین کنید که برای این ده دقیقه قرار است تا صفحه چند بخوانید. زمان را طوری تنظیم کنید که برای خواندن آن انگیزه کافی داشته باشید. سعی کنید اهدافتون  در زندگی (مانند موفقیت در کنکور) را عینی و مشخص کنید تا به صورت کلی نباشد سپس برای رسیدن به آن، اهداف خود را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و سپس برای رسیدن به آن اهداف جزیی تلاش کنید. اینجوری هم به هدفتون میرسید و هم احساس توانمندی و افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس خواهید کرد. امیدوارم با در نظر گرفتن نکات ذکر شده حس و حال بهتری پیدا کنید و در زندگی موفق شوید. در ادامه اگر نیاز به مشاوره داشتید در خدمتتان هستیم. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 28 Jul, 2022 پسرم از تنهایی و شب می ترسه...!!!
سلام مجدد این مساله چون قابل درمان است و مشکل حادی نیست از این جهت جای نگرانی ندارد و البته اینکه عرض میکنم نگران نباشید به معنای بی تفاوت بودن و دنبال درمان نبودن نیست، اضطرابی که در کودکی وجود دارد اگر درمان نشود در بزرگسالی هم با فرد خواهد بود و مشکلاتی در زندگی برایش ایجاد میکند، بنابراین نکاتی که در پاسخ قبل خدمتتون عرض کردم را با دقت مطالعه کنید و سعی کنید آنها را عملیاتی نمایید، چنانچه بعد از انجام آنها هنوز مشاهده کردید که نسبت به برخی موقعیتها مانند آسانسور یا چیزهای دیگه ترس دارد به مراکز مشاوره حضوری مراجعه نمایید تا با ارتباط مستقیم با فرزند شما و انجام تکنیکهای درمانی مشکل را حل نمایند. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 27 Jul, 2022 آیا این دلسوزی ها طبیعی با غیر طبیعی؟
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم ناراحتی شما از بیمار شدن پدر و مادر تون نشانه عشق و علاقه شما به آنها و داشتن روحیه عاطفی در شماست که بسیار خوب است اما همانطور که میدانید هر چیزی اگر فراتر از حد طبیعی خودش برود به نوعی آسیب خواهد داشت و دیگر عادی نخواهد بود. بنابراین این حس و حالی که در شما وجود دارد لازم است تا یک اندازه ای وجود داشته باشد  اما از آنجایی که می فرمایید دچار فکر و خیال زیاد می شوید و افکار منفی زیادی در ذهنتون میاد، و از اینکه آنها را از دست بدهم می ترسم، به نظر میرسد مقداری از حد طبیعی خارج است و برای حل آن باید تلاش کنید. همانطور که بیان کردید این مشکل یک علت اساسی دارد و آن وابستگی زیاد شماست، این مساله چیزی است که با انجام تکنیکها و روشهای درمانی شناختی و رفتاری قابل درمان خواهد بود و البته همراهی و کمک والدینتون در درمان نیز بسیار حایز اهمیت است. با توجه به این توضیحات برای درمان مساله پیشنهاد میکنم ابتدا مساله را با مادرتون در میان بگذارید و برای درمان به مراکز مشاوره حضوری مراجعه نمایید تا بهترین درمان اتفاق بیافتد. همانطور که عرض کردم برای درمان هم باید از تکنیکهای شناختی استفاده کرد و هم تکنیکهای رفتاری که به کار بردن تکنیکهای شناختی باید به صورت شفاهی و گفتگوی حضوری انجام بگیرد و به صورت مکتوب و در این فضای مجازی امکان پذیر نخواهد بود به همین دلیل هست که مشاوره حضوری را پیشنهاد میکنم. علاوه بر این لازم است در مصاحبه ای که روانشناس با شما انجام میدهد به ابعاد و زوایای دیگر مشکل شما پرداخته بشه و شدت آن هم مشخص بشه، افرادی که مشکل شبیه به شما دارند  گاهی اوقات ممکنه دچار وسواس هم باشند که لازمه تکنیکهای خاص خودش را ارائه کرد. همچنین برای درمان مشکلتون لازمه که از تکنیکهای رفتاری هم استفاده کنید که در اینجا چند تکنیک رفتاری خدمتتان عرض میکنم انجام بدهید ان شاالله مفید باشد: یک: استفاده از تکنیک زمان اختصاصی: برای اینکه بتونید ذهنتون رو کنترل کنید باید یک زمان مشخصی به مدت ۱۵تا۲۰ دقیقه برای خودتون انتخاب کنید مثلا ساعت ۷تا ۷وربع . این زمان میشه زمان مخصوص مرور افکار و نگرانی ها و رویاپردازی ها. حالا هروقت هر فکری که به ذهنتون میاد و شما را نگران میکنه یا آشفته میکنه یا به صورت کلی ذهنتون رو درگیر میکنه و اومد توی ذهنتون،  بهش میگید این فکر را باید در زمانی که مشخص شده بررسی کنم،  باید در مقابل افکاری که در غیر از زمان خاص توی ذهنتون میاد مقاومت کنید و در صورت نیاز از تکنیک پرت کردن حواس استفاده کنید (مثلا شمارش معکوس از 1000 به صورت سه تا سه تا و یا مرور یک شعر از آخر به اول و.... ) البته میتونید خلاصه افکارتون رو  یادداشت کنید تا در زمان مخصوص بررسی ش کنید نکته مهم اینه که باید  این تمرین رو هر روز و سرساعت انجام بدهید حتی اگه توی اون زمان فکر خاصی توی ذهنتون نیاید. نکته مهم اینه که در برابر این افکار آسیب و یا مرگ والدین نباید مقاومت کنید بلکه اجازه بدید توی ذهنتون بیات اگر بخواهید با آمدن این افکار نگران بشید و سعی کنید اونو از ذهنتون خارج کنید مطمئن باشید با شدت بیشتر اون افکار به سراغتون میاد بنابراین وقتی این افکار اومد توی ذهنتون ازش استقبال کنید و بگویید حتما روی این مساله فکر میکنم و در زمان اختصاصی بنشین و روی اون فکر کن، با فکر کردن هیچ وقت در واقعیت تغییری ایجاد نمی کنید، یعنی اینگونه نیست که اگر توی ذهنتون اومد که والدینتون از دنیا خواهد رفت این اتفاق بیافتد. تکنیک دوم اینه که سعی کنید به فعالیتهایی که مستلزم مشارکت گروهی است و برای انجام آنها از والدینتون فاصله میگیرید را انجام بدهید. مثلا شرکت در کلاس های هنری، ورزشی، مدرسه و... در ادامه اگر نیاز به راهنمایی داشتید در خدمتتان هستم. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 27 Jul, 2022 به همسرم سر مسائل عاطفی و جنسی تذکر دادم...
سلام علیکم قبل از هر چیز پیوندتان را تبریک میگم و از خداوند متعال براتون زندگی سراسر شاد و زیبا به همراه خوشبختی و سعادت آرزو میکنم. دوران عقد دوران طلایی زندگی است، از این جهت که هم به عنوان خاطره در ذهن ها باقی میماند و هم در این دوران است که نقشه راه زندگی آینده را باید ترسیم کرد، پس این دوران نیاز به آموزش مهارتهای بسیاری دارد. یکی از ویژگی های مهم این دوران شناخت بیشتر از روحیات و شخصیت یکدیگر است برای اینکه دختر و پسر خودشان را با شرایط جدید آینده در زندگی سازگار کنند.  این شناختها و کسب مهارتها، هم برای زن لازم است و هم برای مرد، که از طریق مطالعه، شرکت در کارگاه ها و انجام تمارین حاصل خواهد شد، اگر چه عضو برخی کانال ها بودن خوبه و مطالب مفیدی در اختیارتان می گذارد اما به هیچ عنوان نمیتواند جای مطالعه کتاب یا شرکت در کارگاه ها و مشاوره را بگیرد، بنابراین توصیه ما این است که علاوه بر عضو شدن در کانالهای معتبر حتما برای کسب مهارتهای زندگی و یا حل مشکلات احتمالی توی زندگی از مطالعه و کارگاه و مشاوره محروم نشوید.  با توجه به این توضیحات تلاش شما و درخواستتون از همسر جهت بالا بردن اطلاعات و دانش زندگی بسیار خوب و مهمه و عضو بودن هر دو شما در یک کانال مشکلی ندارد، البته داشتن ظرافتها در گفتگو و نوع بیان خواسته ها(اینکه در فضایی صمیمی، خصوصی و به دور از سرزنش، تحقیر، توهین، دستوری و.. باشد) هم مهم است که ان شاالله این مسایل در نظر می گیرید. یک نکته ای که لازمه بیان بشه در مورد این است که فرمودید « سر مسائل عاطفی و جنسی به همسرم یکم تذکر دادم که مطالعه و مشاوره داشته باش» به نظر میرسه یک بحث و گفتگو یا مشکلی ایجاد شده است که شما این خواسته را از همسرتون داشته اید، در این زمینه هم اگر نیاز به مشاوره داشتید در ادامه در خدمتتون خواهم بود. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 27 Jul, 2022 بابای بچه هام با کس دیگری در ارتباط هستن
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم از اینکه توی زندگی با مشکل مواجه هستید حتما احساس رنجش و ناراحتی دارید امیدوارم هر چه سریعتر اوضاع بهبود پیدا کند و زندگی خوب و موافقی را در کنار همسر و فرزندان تجربه کنید. سه مساله را مورد بحث قرار خواهم داد یکی بحث اختلافات و تعارضات بین شما و همسرتون؛ دوم بحث طلاق و سوم بحث شک به همسر و احتمال برقراری رابطه با فرد دیگر. بحث اول: قطعا شما در ارتباط با همسرتان دچار اختلافات و ناسازگاری هستید، حال این مساله علتش چیست و چگونه می توان حلش کرد نیاز به گفتگوی بیشتر است گفتگویی که هم باید شما در آن شرکت داشته باشید و هم همسر شما. زمانی که اختلاف و نارضایتی بین دو نفر ایجاد می شود قطعا حل مشکل هم باید با مشارکت دو نفر باشد. بسیاری از مشکلات برخاسته از سوء تفاهماتی است که در مشاوره حضوری برطرف میشود و نه به صورت گفتگوی یک طرفه و مکتوب. بنابراین در خصوص مشکل شما باید همسرتان هم در فرایند مشاوره شرکت کند اولین و مهمترین گام برای حل مشکل همین است، مساله شما به نظر میرسد مساله چندان پیچیده ای از لحاظ درمانی نباشد اگر بتوانید همسرتان را برای حضور به مراکز مشاوره و زوج درمانی قانع کنید و یا شرایط را فراهم کنید تا او بتواند در فرایند درمانی مشارکت کند بسیار موثر است. برای اینکه او را برای مشاوره حضوری قانع کنید از چند راهکارهای زیر استفاده کنید: 1:گفتگو و بیان مسایل در یک فضای صمیمی و هنگامی که رابطه خوبی دارید و بدور از تحقیر و سرزنش و برچسب زنی، در این گفتگو از مشاوره گرفتن برای بهبود روابط و زندگی صحبت کنید و بخواهید تا این کار را با هم دنبال کنید. 2:از قبل با یک زوج درمانگر در مراکز مشاوره صحبت کنید، تا راهنمایی های لازم را خدمتتان بیان کند و در صورت صلاح دید با همسر شما تماس بگیرد و او را برای همکاری دعوت کند. 3:از اطرافیانی که همسرتان نسبت به او حساب میبرد و رابطه خوبی دارد  و در جریان مسشل شما تا حدودی هست کمک بگیرید تا با همسرتان صحبت کند و او را برای حل مشکل و مراجعه به مشاوره قانع کند. البته در این مورد مراقب باشید حرمت ها شکسته نشود و از خط قرمزها عبور نکنید. مثلا اگر گفتن مساله با پدر یا مادر خودتون باعث به هم ریختن همسرتون بشه و دعوا شدت پیدا کنه گفتنش به آنها یعنی عبور از خط قرمز که باعث تخریب بیشتر روابط میشه. گام بعدی این است که  اگر تلاشهای قبل جواب نداد حداقل از جانب شما فعالیتهایی هر چند یک طرفه باید در راستای بهبود شرایط و اوضاع بردارید تا ان شاالله اوضاع کمی بهتر شود. که البته ممکنه این کار از جانب شما با مقاومت مواجه شود. اما به هرحال چاره ای ندارید بلکه لازم است تلاش خودتان را برای بهبود روابط انجام بدهید. یک نکته مهم در اختلافات زناشویی که بهش توجه نمیشه و باعث میشه مشکلات دامنه دار بشوند و کار به جاهایی که نباید برسد، میرسد؛ این است که در اختلافات علت همه مشکلات را به عهده طرف مقابل می اندازیم و ما سهم خودمون را در بروز اختلافات نادیده میگیریم شاید شما بگویید «واقعا مقصر شوهرم بوده» بله ممکنه درست باشه اما این دقیقا همان چیزی است که میگوییم که سهم خودتان را نادیده گرفته اید، از این جهت که قاعده کلی این است که «بله ممکنه در شروع هر اختلافی شما مقصر نباشید اما قطعا در ادامه اختلافات سهم دارید.» شما میدانید که در تعاملات و ارتباطات رفتارهای یکدیگر بر طرف دیگر اثر میگذارد و باعث ایجاد واکنش میشود و این حرکت مانند دومینویی که با یک قطعه کوچک شروع میشود و در نهایت قطعه بسیار بزرگ را هم بر زمین میاندازد ادامه پیدا میکند و یک اختلاف کوچکی که در ابتدا قابل حل و فصل بود را تبدیل به یک اختلاف بسیار بزرگ میکند. قطعا برای اینکه بتوانید روی او تاثیر بگذارید و در او ایجاد انگیزه کنید لازم است رابطه همسرانه بین شما از قوت و صمیمت کافی برخوردار باشد. بنابراین توجه به نکات زیر برایتان مفید خواهد بود: یک: از تکنیک جدا سازی فرد از رفتار استفاده کنید. شما نسبت به رفتارهای همسرتان تنفر دارید سعی کنید در ذهنتان همسرتان را از رفتارهاش جدا کنید و این حس تنفر را به رفتارهایش نسبت بدهید و نه خودش؛ او را دوست داشته باشید اما تندخویی ، بد رفتاری های او را دوست نداشته باشید. دو: وقتی بین دو نفر به دلیلی شکرآب میشه و اختلافی ایجاد میشه خود به خود ذهن روی نقاط منفی طرف مقابل متمرکز میشه و دیگه نمیتونه نقاط قوت اون فرد رو ببینه بنابراین توجه داشته باشید که ممکن است این نقاط منفی همسرتون در ذهنتون بیات و روی نقاط منفی همسرتون متمرکز بشید که لازم است  نقاط قوت همسرتون رو پیدا کنید و آنها را مرور کنید و روی آنها متمرکز شوید. سه: چون از دست همسرتون ناراحت هستید ممکنه توی ذهنتون از همسرتون بدگویی و غیبت کنید و خودگویی های منفی داشته باشید که لازم هست شما این را مدیریت کنید و از این خودگویی های منفی و بدگویی نسبت به همسرتون پرهیز کنید. چهار: حساسیت های او شناسایی کنید و سعی کنید از تحریک آنها دوری کنید. با رعایت نکات و راهنمایی های ذکر شده تمام تلاش خودتان را بکنید امیدواریم به لطف الهی موثر باشد. بحث دوم در مورد طلاق و جدایی: اینکه به خاطر بررسی شرایط و در نظر گرفتن مزایا و معایب جدایی به این نتیجه رسید ه اید که طلاق مناسب نیست روش درستی برای تصمیم گیری انتخاب کرده اید، بله قطعا در این زندگی اذیت می شوید اما گاهی لازم میشه انسان بد را انتخاب کند تا گرفتار بدتر نشود و البته در بسیاری از موارد بنبستی وجود ندارد بلکه میتوان از شرایط بد به خوب نیز رفت. اما بحث سوم در خصوص این مساله که فرمودید احتمالا همسرتان با فرد دیگری در ارتباط هست نکاتی خدمتتان عرض میکنم: اینکه چرا و چگونه همسر شما به رابطه با فرد دیگری فکر میکند خیلی مهمه، این مساله عوامل مختلف و متعددی میتونه داشته باشه که در اکثر موارد نیاز جنسی و نیاز عاطفی حرف اول را میزند. برای اینکه همسرتان از این مساله فاصله بگیرد لازم است که از لحاظ جنسی و عاطفی توسط شما تامین شود، گاهی اوقات اختلالات جنسی در مرد یا زن وجود دارد که فرد احساس عدم ارضای نیاز جنسی میکند و برای تامین آن به ازدواج مجدد رو می آورد و البته برخی دیگر ممکنه به سمت فیلمهای غیر اخلاقی، چشم چرانی، خودارضایی و .... هم بروند.گاهی اوقات دلیل، عدم تامین نیاز جنسی، نداشتن تنوع در روابط جنسی، سردی در روابط جنسی، نداشتن مهارت اتاق خواب، سرد مزاجی خانم و توجه ضعیف یا بیتوجهی زن نسبت به تامین نیاز جنسی مرد، اختلافات  و... است، که همه اینها را باید شناسایی کنید و به روش صحیح حلش کند. اما عامل بعدی که اشاره کردم نیازهای عاطفی است که این مساله با برقراری روابط حسنه همسران با یکدیگر، دوری از اختلافات، داشتن مهارت ارتباطی موثر، تکنیکهای همسرداری، توجه زن و مرد به یکدیگر و وقت گذاشتن برای همدیگر، استفاده از تکنیکهای افزایش صمیمیت زناشویی و بسیاری از موارد دیگر تامین خواهد شد و در صورتی که در این مسایل خللی وجود داشته باشد باید آن را برطرف نمود. بنابراین از هیجانات خودتون کم کنید و به قضیه با دید منطقی نگاه کنید، این سوالات را در ذهن خود مرور کنید که آیا داشتن شک و تردید خوب است؟ چه پیامدهای مفیدی به همراه خواهد داشت؟ پیامدهای منفی آن چیست؟ اصلا شما فرض کنید همسرتان به دنبال رابطه دیگری باشد آیا با جستجو و کشف مساله، زندگی شما بهتر خواهد شد یا بدتر؟ نهایت کاری که بعد از این مساله  ممکنه شما انجام بدید، طلاق و جدایی است، آیا با طلاق شرایط بهتری خواهید داشت؟ آیا داشتن صیغه و ازدواج موقت توسط همسرتان بهتر خواهد بود یا اختلافات و ناسازگاری ها و در نهایت طلاق؟ البته این مطالب که بیان کردم به معنای حق دادن به او و تایید رفتار همسر شما نیست بلکه منظورم این است که آرامش خود را حفظ کنید، با مساله هیجانی برخورد نکنید و سعی کنید مشکل را در ریشه بشناسید و ریشه ای درمان کنید، روابط خودتون را مثبت کنید و در گفتگوها انتظارات، دغدغه ها، خواسته های خود را به اشتراک بگذارید. با ایجاد روابط صمیمی بین زن و شوهر بسیاری از مشکلات، سوء تفاهمها، مخفی کاری ها و رفتارهای اشتباه از بین خواهد رفت. بنابراین شما سعی کنید در این زمینه تلاش کنید تا زندگی خوب و سازگاری در کنار همسرتان داشته باشید. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 26 Jul, 2022 خیلی از تاریکی و تنهایی خوابیدن میترسه
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم ترس از تاریکی و تنهایی برای خیلی از بچه ها اتفاق می افتد و این باعث نگرانی والدین خواهد شد و قطعا شما هم از این بابت نگران هستید و تلاش دارید مشکل فرزندتان را حل نمایید که توجه و تلاش شما جهت حل مشکل  فرزندتون ارزشمند است. در خصوص ترس او اگر بتوانید علت آن را شناسایی کنید، با حذف یا کنترل و مدیریت  عوامل، در درمان موفق تر خواهید بود؛ برخی علتهایی که میتوان حدس زد را در پاسخ به سوال مشابهی که به کاربر دیگری داده شده است بیان شده است لطفا به لینک زیر مراجعه نمایید: « پسرم از تنهایی و شب می ترسه » بهترین و اصلی ترین درمان اضطراب مواجهه است، بر اساس شدت اضطراب باید از مواجهه تدریجی استفاده نمود، در صورتی که اضطراب شدید باشد باید ابتدا با مواجهه تجسمی شروع نمود سپس به تدریج مواجهه واقعی اتفاق بیافتد. نکته مهمی که لازمه خدمتتان عرض کنم اینه که مشاوره حضوری به روانشناس برای درمان مشکلات اضطرابی بهترین نتیجه را می دهد و از آنجایی که فرزند شما خودش این آمادگی را اعلام کرده می توانید به مراکز مشاوره حضوری مراجعه نمایید تا به صورت کامل درمان شود. اختلالات اضطرابی جزء اختلالاتی است که درمانهای خوبی برای آن وجود دارد و به راحتی و البته با کمک و همراهی روانشناس قابل درمان خواهد بود. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 26 Jul, 2022 همسرم بداخلاق وبد دهن وبی دین است چیکارش کنم که خوب بشه
سلام مجدد خدمت شما از اینکه در این زندگی در کنار همسرتون احساس خوبی ندارید، سختی های زیادی را تحمل میکنید. این مساله خیلی مهمه که بدانیم همسر شما که این ویژگیهای رفتاری دارد و نسبت به شما بد رفتاری میکند از کی اینجوری شده است؟ آیا اتفاق یا مشکلی در زندگی شما پیش آمده است و به خاطر آن در حال انتقام و تخریب شماست؟ یا این رفتارها برخواسته از ویژگیهای شخصیتی اوست؟ اگر مساله ای در زندگی شما پیش آمده باشد که موجب تغییر رفتارهای او نسبت به شما شده است که با بررسی های بیشتر و رفع سوء تفاهم ها و برداشتهای ذهنی میتوان تا حد قابل قبولی تعارضات را حل کرد. اما اگر چنانچه این رفتارها برخواسته از ویژگی شخصیتی او باشد تغییر شخصیت،آن هم توسط دیگران امری نزدیک به محال خواهد بود، بله در چنین شرایطی اگر خود فرد نسبت به اختلال شخصیتی خودش بینش داشته باشد و متوجه رفتارهای نامطلوب خود باشد و بپذیرد که مشکل دارد اگر برای تغییر اراده کند تغییر احتمال تغییر او با کمک متخصص خواهد بود. به هر حال برای اینکه در این زندگی کمتر آسیب ببینید پیشنهادهای زیر خدمتتان عرض میکنم: یک: حتما پاسخ قبلی را مجددا مطالعه کن و نکات گفته شده را عملیاتی کنید. دو: سعی کنید در مورد شخصیتهای خود شیفته و نحوه زندگی با همسر خودشیفته اطلاعات بیشتری کسب کنید. سه: عزت نفس خود را از دست ندهید و سعی کنید آن را بالا ببرید. چهار: با برقراری رابطه با اقوام، دوستان، و مشارکت در کارهای گروهی، کلاسهای مورد علاقه، فعالیتهای مورد علاقتون و... به خودتون بیشتر برسید. پنج: در برخورد با همسر خود نه مقابله به مثل کنید و نه به بهانه کوتاه آمدن، منفعلانه رفتار کنید، بلکه در عین احترام و حفظ حقوق او خواسته های خود را بگویید و رفتارهای جراتمندانه داشته باشید. (رفتارهای جراتمندانه به معنای تندی و خشونت و حرف زدن از موضع بالا و از این قبیل رفتارها نیست بلکه رفتارهای جراتمندانه بیان درخواست و انتظارات و توقعات از دیگران در عین احترام و رعایت حقوق دیگران است . مهارت رفتارهای جراتمندانه نیاز به یادگیری دارد) در خصوص طلاق هم تصمیم با خود شماست اما برای راهنمایی خدمتتان عرض میکنم که در قدم اول برای بهبود روابط باید تلاش کنید و در قدم بعد در صورتی که به جدایی خواستید فکر کنید برای تصمیم صحیح و بهتر، با بررسی شرایط مانند داشتن فرزند یا نداشتن فرزند، میزان حمایتهای خانواده، داشتن شرایط مناسب یا مناسب بعد از طلاق، فرصتها و تهدیدات موجود و... سود و زیان طلاق را بررسی کنید، سپس میان ماندن و یا جدا شدن تصمیم بگیرید. اگر تصمیمتان به جدایی بود، یک پیشنهاد نهایی خدمتتان عرض میکنم: ببینید زمانی که شما برای طلاق اقدام کنید در فرایند طلاق از طرف دادگاه باید چند جلسه مشاوره هم بروید، زمانی که برای طلاق به دادگاه مراجعه کنید، حرمتها شکسته می شود و شرایط سخت تر خواهد شد و احتمال سازگاری به مراتب کمتر می شود، بنابراین در این شرایط مشاوره هم چندان سودمند نخواهد بود، حال صحبت من این است که این جلسات مشاوره ای که مجبورید قبل از طلاق بروید، چرا همین الان قبل از شکسته شدن حرمتها و به صورت اختیاری نمیروید؟ چه بسا این جلسات بیشتر و بهتر نتیجه بدهد. شاید بگویی همسرم نمی پذیرد که مشاوره بیاید؛ بله قبول دارم؛ اما شما میتوانید همین مساله را که خدمتتون عرض کردم برایش بیان کنید و سعی کنید او را برای مراجعه به مشاور حضوری قانع کنید.(دقت کنید این مساله مربوط به زمانی است که شما تصمیم آخرتان را برای طلاق گرفته باشید ومی خواهید از طریق مراجع قانونی اقدام کنید نه در شرایط عادی؛ بنابراین مراقب باشید هیچ وقت قبل از تصمیم واقعی برای جدایی، از عنوان طلاق در گفتگو با همسرتان استفاده نکنید) موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 26 Jul, 2022 مدتی است درمورد شوهرم خیلی شک به دلم افتاده
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم شک و تردید نسبت به رفتارهای همسر چه همراه با دلیل باشد و چه بدون دلیل، حس نامطلوب و بسیار منفی در انسان ایجاد میکند و قطعا شما هم همین احساس منفی را تجربه میکنید که امیدوارم با تلاشی که خواهید داشت این مساله حل شود. اگر چه گفته میشه که خانمها خیلی عاطفی هستند و اکثرا در مسایل بر اساس عاطفه و هیجان برخورد میکنند و نسبت به آقایون کمتر بر اساس محاسبات و حساب و کتاب و منطق با مسایل روبرو می شوند و ما هم قبول داریم ؛ اما لازم است گاهی اوقات در برخی شرایط برای اینکه دچار آشفتگی روانی نشوند با تفکر منطقی با مسایل برخورد کنند. در مورد این مساله ای که شما فرمودید، اولا دچار شک نسبت به همسرتون شده اید (با برخی شواهد و قرائن) و این حال دلتون رو خراب کرده، دوما با این مساله به صورت هیجانی و عاطفی برخورد کرده اید(ناراحتی، غم، نشخوار ذهنی، حرف زدن با خود، متهم کردن ذهنی همسر و...) که این هم حال دلتون رو بدتر کرده است. برای اینکه بتوانید بر مشکل غالب بشید نکاتی را خدمتتون عرض میکنم: از هیجانات خودتون کم کنید و به قضیه با دید منطقی نگاه کنید، این سوالات را در ذهن خود مرور کنید که آیا داشتن شک و تردید خوب است؟ چه پیامدهای مفیدی به همراه خواهد داشت؟ پیامدهای منفی آن چیست؟ اصلا شما فرض کنید همسرتان به دنبال صیغه کردن باشد آیا با جستجو و کشف مساله، زندگی شما بهتر خواهد شد یا بدتر؟ نهایت کاری که بعد از این مساله  ممکنه شما انجام بدید، طلاق و جدایی است، آیا با طلاق شرایط بهتری خواهید داشت؟ آیا داشتن صیغه و ازدواج موقت توسط همسرتان بهتر خواهد بود یا اختلافات و ناسازگاری ها و در نهایت طلاق؟ البته این مطالب که بیان کردم به معنای حق دادن به او و تایید رفتار همسر شما نیست بلکه منظورم این است که آرامش خود را حفظ کنید، با مساله هیجانی برخورد نکنید و سعی کنید مشکل را در ریشه بشناسید و ریشه ای درمان کنید. اینکه چرا و چگونه همسر شما به صیغه فکر میکند خیلی مهمه، این مساله عوامل مختلف و متعددی میتونه داشته باشه که در اکثر موارد نیاز جنسی و نیاز عاطفی حرف اول را میزند. برای اینکه همسرتان از این مساله فاصله بگیرد لازم است که از لحاظ جنسی و عاطفی توسط شما تامین شود، گاهی اوقات اختلالات جنسی در مرد یا زن وجود دارد که فرد احساس عدم ارضای نیاز جنسی میکند و برای تامین آن به ازدواج مجدد رو می آورد و البته برخی دیگر ممکنه به سمت فیلمهای غیر اخلاقی، چشم چرانی، خودارضایی و .... هم بروند.گاهی اوقات دلیل عدم تامین نیاز جنسی، نداشتن تنوع در روابط جنسی، سردی در روابط جنسی، نداشتن مهارت اتاق خواب، سرد مزاجی خانم و توجه ضعیف یا بیتوجهی زن نسبت به تامین نیاز جنسی مرد و... است، که همه اینها را باید شناسایی کنید و به روش صحیح حلش کند. اما عامل بعدی که اشاره کردم نیازهای عاطفی است که این مساله با برقراری روابط حسنه همسران با یکدیگر، دوری از اختلافات، داشتن مهارت ارتباطی موثر، تکنیکهای همسرداری، توجه زن و مرد به یکدیگر و وقت گذاشتن برای همدیگر، استفاده از تکنیکهای افزایش صمیمیت زناشویی و بسیاری از موارد دیگر تامین خواهد شد و در صورتی که در این مسایل خللی وجود داشته باشد باید آن را برطرف نمود. با ایجاد روابط صمیمی بین زن و شوهر بسیاری از مشکلات، سوء تفاهمها، مخفی کاری ها و رفتارهای اشتباه از بین خواهد رفت. بنابراین شما سعی کنید در این زمینه تلاش کنید تا زندگی خوب و سازگاری در کنار همسرتان داشته باشید. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 25 Jul, 2022 احساس گناه دارم...
سلام علیکم استرس در همه افراد تا حدی طبیعی است و عامل موفقیت و پیشرفت خواهد بود، اگر شما استرس امتحان برای شهریور نداشته باشید قطعا وقت کافی برای مطالعه مناسب نخواهید گذاشت؛ البته چیزی که استرس را تبدیل به مشکل میکند دایمی بودن آن و یا شدت زیاد آن است به طوری که مانع از کارکرد مناسب فرد در زمینه فردی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی وی شود. بنابراین در صورتی که این چنین باشد برای کنترل آن نکاتی خدمتتون بیان میکنم: یک: کنترل استرس یکی از مهارتهایی است که باید آن را آموزش ببینید و در صورتی که براتون امکان داشته باشد در کارگاه های حضوری یا مجازی «کنترل استرس» شرکت کنید. دو: افکار یکی از مهمترین عوامل ایجاد استرس در افراد است، بررسی کنید که چه افکاری توی ذهنتون میاد که شما را نگران میکنه؟ دقیقا اون افکار ناخودآگاه که به صورت اتوماتیک در ذهنتون میاد را یادداشت کنید، مثلا ممکنه توی ذهنتون بیات که حافظه قوی ندارم، هر چی میخونم حفظ نمیشم، و... لطفا روی این افکارتون تمرکز کنید و ببینید چی میاد توی ذهنتون و بعد سعی کنید افکار مثبت و کارآمد جایگزین کنید. سه: نقش موقعیتها و مکان و شرایط زندگی در ایجاد استرس برای امتحان خیلی زیاده مثلا ممکنه شما به خاطر رسیدگی به امور منزل یا هر کار دیگری فرصت برای مطالعه در زمانهای مناسب نداشته باشید و همین عدم مطالعه استرس شما را بالا ببرد که در این صورت تنظیم وقت و برنامه ریزی بر اساس اولویت کاری میتواند برایتان مفید باشد. چهار: کمال گرایی یکی از دلایل ایجاد استرس میتواند باشد، ممکنه شما به دنبال این باشید که همه چی به بهترین وجه ممکن و عالی انجام بشه مثلا توی درس خوندن به دنبال این باشید که تمام نکات درس و خط به خط درس رو خوب بفهمید و یا حفظ کنید و معتقد باشید که اگه اینجور نشد فایده ای نداره و نمیتونید موفق باشید و در واقع به مسایل صفر و صدی نگاه میکنید وقتی این چنین باشید طبیعتا رسیدن به اون هدف غیر ممکنه و یا خسته کننده و انرژی بر، لذا انگیزه ای برای رفتن به سمتش پیدا نمیکنید و اهمال کار میشید و باعث ایجاد استرس در شما می شود که اگر چنین باشد باید آن را مدیریت کنید. پنج: مساله بعد که به عنوان دلیلی مهم مطرح میشه عادت به انجام کارها در لحظه آخر و نداشتن برنامه است، درس خواندن و مطالعه کتاب را به بخش های کوچک تر تقسیم بندی کنید و با برنامه ریزی در طول زمان انجام بدید. شش: نحوه صحیح مطالعه یکی از مهمترین کارها برای موفقیت در درس و ایجاد انگیزه است. در این زمینه مهارتهای لازم را دنبال کنید و آموزش ببینید. هفت: برخی تکنیکهای رفتاری برای کنترل استرس خدمتتان نیز ارائه میکنم: الف: ریلکسیشن: تمرینات آرام سازی عضلانی یا همون ریلکسیشن در ترشح هورمون های آرامش بخش بسیار مفید میباشد شما با یک جستجو در اینترنت میتونید روش عملی آن را بدست بیارید و با تمرین های مکرر در زمانهای مختلف روی آن مسلط بشید و با تسلطی که پیدا میکنید هر گاه دچار استرس یا فشار روانی شدید آن را انجام بدید. ریلکسیشن خیلی در ایجاد آرامش موثر است و به عنوان یک جایگزین بسیار مهم و موثر در کم کردن فشار روحی توصیه میکنیم. ب: استفاده از ماشین زمان: چشمان خود را ببندید چند نفس عمیق بکشید و به آرامی با دهان خارج کنید، در ذهنتان، خودتان را در شش ماه یا یک سال آینده تجسم کنید، اینکه امتحان تمام شده و الان آبها از آسیاب افتاده و مشغول فکر و برنامه ریزی کارهای آینده هستید. این امتحان هم مانند همه امتحانات گذشته استرسش تمام میشود و خوب یا بد به تاریخ خواهد پیوست.(معمولا  این افکار موجب می شه استرس شما کمتر بشه) ج: ورزش: ورزش منظم و متمرکز موجب ترشح اندورفین در بدن و کاهش احساس پریشانی و درد میشه پیاده‌روی سریع میتونه به مرور به شما کمک کنه. د: خواب کافی و مفید: خواب کافی و با کیفیت بالا برای عملکرد سالم مغز ضروری است. کاهش و رفع خستگی به واسطه خواب با کیفیت بالا به مغز در تنظیم دستگاه غدد درون ریز و کاهش علائم افسردگی و اضطراب کمک می کنه. ه: استفاده از دم نوش:  دم نوش های گیاهی آرامش بخش و تسکین دهنده مثل دمنوش بابونه، گل گاوزبان و ... هم تا حدودی مفید خواهد بود که در این زمینه از کارشناسان طب سنتی میتونید کمک بگیرید. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 25 Jul, 2022 از اشتباهات همسرم خسته شدم...
سلام مجدد خدمات مشاوره ای این مرکز فعلا به صورت غیر مستقیم و اکثرا مکتوب انجام میشه لذا تا فراهم شدن زیرساختهای سخت افزاری و نرم افزاری لازم، از ارتباط تلفنی یا حضوری با  مراجعین معذوریم. در خصوص سوالی که مطرح فرمودید چند نکته مهم عرض میکنم: یک: مشکل شما در حدی نیست که بخواهید به طلاق فکر کنید، فکر کردن به طلاق حس و حال شما را خراب میکند و همین باعث میشه روابطتون با همسر رو به سرد شدن برود مهم این است که به دنبال راه حل بهتر شدن اوضاع باشید. دو: زمانی که بین زن وشوهر اختلافی پیش می آید و این اختلاف اوج می گیرد و در نهایت به طلاق منجر می شود حکایت از وجود یک ضعف مهم شخصیتی یا مهارتی در یکی از طرفین یا هر دو هست بنابراین به احتمال قوی بعد از طلاق هم اگر وارد زندگی مجدد با همسر جدید شود همان مشکلات نیز تکرار خواهد شد، چون با طلاق، حل مساله اتفاق نیافتاده بلکه صورت مساله پاک شده و دوباره با ازدواج مجدد همان مساله شکل خواهد گرفت. بنابراین شما سعی کنید در همین زندگی مهارت لازم را یاد بگیرید تا بتوانید مدیریت کنید. سه : برای تصمیم به طلاق هم باید مشاوره پیش از طلاق را حتما انجام بدهید، برای تصمیم گیری نسبت به طلاق از تکنیک سود و زیان و دورنما استفاده کنید، تکنیک سود و زیان به این شکل است که مزایا و معایب طلاق گرفتن را بررسی میکنید و بعد ببینید اگر طلاق بگیرید چه پیامدهای مثبت یا منفی خواهید داشت و اگر توی زندگی بمانید چه پیامدهای مثبت یا منفی خواهد داشت، با سبک و سنگین کردن مزایا و معایب بهتر می توانید تصمیم بگیرید. در برخی موارد ممکنه طلاق گرفتن سود فراوانی داشته باشد مانند جایی که همسر خطر جانی برای فرد داشته باشد، اما در اکثر موارد با مشاوره و حل مساله مشکل هم برطرف میشه و ماندن در زندگی سودهای بیشتری دارد. طلاق خصوصا روی فرزندان اثرات نامطلوب رفتاری، روانی و عاطفی زیادی خواهد داشت. چهار : برای دنبال نمودن طلاق وبررسی  بحث مهریه و نفقه و اموال همسر و وسایل خانه باید از مشاور حقوقی راهنمایی بگیرید. پنج: برای بهتر شدن اوضاع طبیعتا باید همسرتان در بحث مشاوره مشارکت داشته باشد تا با کمک مشاور هم شما و هم همسرتان آموزشهای لازم را ببینید و  فعالیتهای موثر را انجام بدید تا نتیجه مطلوب بگیرید، بنابراین در قدم اول سعی کنید او را برای رفتن پیش مشاور یا حداقل استفاده از همین فضای مشاوره غیرحضوری که در خدمتتون هستیم، قانع کنید. شش: وقتی بین دو نفر به دلیلی اختلافی ایجاد میشه خود به خود ذهن روی نقاط منفی طرف مقابل متمرکز میشه و دیگه نمیتونه نقاط قوت اون فرد رو ببینه بنابراین توجه داشته باشید که سعی کنید نقاط قوت همسرتون رو پیدا کنید و آنها را مرور کنید. هفت: چون از دست همسرتون ناراحت هستید قطعا توی ذهنتون از همسرتون بدگویی و غیبت میکنید و خودگویی های منفی خواهید داشت که لازم هست شما این را مدیریت کنید و از این خودگویی های منفی و بدگویی نسبت به همسرتون پرهیز کنید. هشت: مساله بعد اینه که توجه به ابعاد صمیمیت از اهمیت زیادی برخوردار است، برای افزایش صمیمت با همسر باید با ابعاد نه گانه صمیمت(صمیمیت عاطفی، صمیمیت روان شناختی، صمیمیت عقلانی، صمیمیت جنسی، صمیمیت جسمی غیر جنسی، صمیمیت معنوی، صمیمیت زیبایی شناختی، صمیمیت اجتماعی و تفریحی، صمیمیت زمانی) آشنا بشید و نسبت به تقویت آنها رفتارهای عملی انجام بدهید. هر کدام از موارد ذکر شده را باید بشناسید و تکنیکهای مربوط به هرکدام را آموزش ببینید و اجرایی کنید که البته در حد چند سطر و توضیح نیست که در اینجا بخواهیم ذکر کنیم . شما میتوانید با جستجو در اینترنت ابعاد صمیمت زوجین را دنبال کنید و از پژوهشهای علمی استفاده نمایید. نه: حتما پاسخ قبل را نیز مرور کنید و از تکنیکهای گفته شده استفاده نمایید. در ادامه اگر نیاز به راهنمایی بیشتر داشتید میتوانید مطرح کنید تا در خدمتتان باشیم. موفق باشید.

Páginas

آمار مطالب

مطالب ارسالی: 4