مقاله وال استریت ژورنال درباره بدهی عظیم آمریکا

00:56 - 1403/04/05

-چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ نظامی آمریکا دیگر آن توان گذشته و آن اقتدار قبل را نخواهد داشت و جهان از حالت تک قطبی به شکل چند قطبی تبدیل خواهد شد

 

این دنیا در طی هزاران سال گذشته تا به امروز شاهد ظهور و افول تمدن‌ها و امپراتوری‌های مختلفی بوده است، همچنین هر کدام از این مپراتوری‌ها با توجه به دلایلی ظهور کرده و قدرتمند شدند و در مقابل به دلایل مختلفی ضعیف شده و افول داشته‌اند و از بین رفتند در حال حاضر فقط نامی از آنها در تاریخ باقی مانده است، در دوران معاصر ما و مخصوصاً بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز ایالات متحده آمریکا داعیه‌دار امپراتوری جهانی می‌باشد و در همین راستا سعی کرده است تا زبان و ارز ملی خودش را با توجه به آن هژمونی که دارد در جهان گسترش بدهد و در این مسیر هر کاری که لازم دانسته انجام داده است، وال استریت ژورنال نیز در همین رابطه مقاله‌ای درباره دلار آمریکا و وضعیت اقتصادی آمریکا منتشر کرده است که در ادامه به تحلیل و بررسی ابعاد مختلف آن پرداخته می‌شود.

در ابتدای این تحلیل به یک ضرب المثل قدیمی می‌پردازم و آن اینکه از قدیم گفتن ببین چه عزائیه که مرده شور داره گریه می‌کنه. این ضرب المثل قدیمی حکایت این گزارش وال استریت ژورنال می‌باشد، چرا که این روزنامه یکی از توجیه کنندگان اصلی اقدامات آمریکا در چند دهه گذشته می‌باشد، حال این روزنامه صریحاً به افول اقتصادی مریکا می‌پردازد، که نتیجه این افول اقتصادی برای کشوری مثل آمریکا حکم سقوط نظام سیاسی حاکم و اضمحلال امپراتوری استکباری آمریکا در جهان می‌باشد. 

این روزنامه در ابتدای گزارشش به بدهی‌های عظیم فدرال آمریکا می‌پردازد و می‌گوید این بدهی از تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال جاری میلادی بیشتر خواهد شد و همچنین نه اراده‌ای برای رسیدگی به آن وجود دارد و نه توانی برای مدیریت و تغییر این روند وجود دارد. همچنین روزنامه در ادامه صراحتاً بیان می‌کند که با توجه به سابقه‌های تاریخی، این وضعیت منجر به سقوط قدرت‌های بزرگ شده و امپراطوری آمریکا در معرض تهدید قرار دارد؛ همچنین در همین رابطه می‌توان به امپراتوری اسپانیا، رژیم باستانی فرانسه، امپراتوری عثمانی و امپراتوری بریتانیا اشاره کرد. 

برای تحلیل مطالب بیان شده توسط وال استریت ژورنال ابتدا به نقل کلام رهبر انقلاب می‌پردازم، ایشان درباره افول آمریکا فرمودند: آمریکا مانند کشتی تایتانیک غرق خواهد شد؛ «همچنانکه شکوه و جلال کشتی معروف تایتانیک مانع از غرق شدن آن نشد، تلاش برای آرایش ظاهر آمریکا و شکوه و جلال آن نیز مانع از غرق شدنش نیست و آمریکا غرق خواهد شد.»

البته این کلام رهبر انقلاب ناظر بر چند موضوع می‌باشد که مجموعه آنها سبب غرق شدن آمریکا خواهد شد، که باید گفت مسئله اقتصاد در آمریکا را می‌توان مهم‌ترین عامل افول آمریکا دانست، حال این افول اقتصادی به چه شکل خواهد بود، اولین مسئله طرد شدن دلار از مناسبات و تجارت جهانی می‌باشد، آمریکا با زیرکی خاصی از اوایل دهه ۴۰ میلادی طلا را پشتوانه دلار خودش قرار داد پس از آن و در سال ۱۹۷۱ میلادی و شکست این معاهده بین المللی آقای کسنجر که در آن زمان وزیر امور خارجه آمریکا بود در رابطه با چاره جویی این مسئله و بدون پشتوانه بودن دلار آمریکا، با تبحر خاصی نفت را در قالب قرارداد پترودلار با عربستان و پس از آن مبادلات نفتی دیگر کشورهای اوپک با دلار آمریکا ، این مشکل را حل کرد، اما در چند هفته اخیر و پایان یافتن معاهده پترودلار آن هم بعد از ۵۰ سال باز هم ضربه دیگری بر پیکره دلار آمریکا وارد شد، و این حرکتی که از عربستان سعودی شروع شده است به صورت دومینوار به دیگر کشورها نیز به مرور تسری خواهد یافت و ضربات مهلکی بر پیکره دلار آمریکا که به عنوان مبنای اقتصاد و معاملات جهانی و ذخیره ارز بین المللی خیلی از کشورهاست وارد خواهد شد. دومین مشکلی که در ذیل کنار گذاشته شدن دلار آمریکا از مبنای معاملات جهانی برای آمریکا به وجود می‌آید این است که آمریکا تا آنجا که در توانش بوده است دلار بدون پشتوانه چاپ کرده است و چون دلارش در دنیا در گردش است، تورم ناشی از افت ارزش پول ملی آمریکا شاید در نگاه اول زیاد به چشم نخورد اما وقتی که کشورهای دنیا دلار آمریکا را به مرور کنار بگذارند این تورم صادر شده به دیگر کشورها به واسطه دلار به خاک آمریکا باز خواهد گشت و در آن وقت است که شما انفجار تورمی را در خاک ایالات متحده آمریکا شاهد خواهید بود.

دومین مطلبی که درباره اقتصاد آمریکا باید به آن پرداخت همین موضوع بدهی عظیم ملی آمریکا می‌باشد که حقیقتاً بلای جان آمریکا شده است و هیچ اراده جدی برای مقابله و تغییر رویه و اصلاح این ساختار غلط در بین مقامات این کشور مشاهده نمی‌شود.

حال این بدهی به چه معناست؟ 

طبق تعریفی که خود وزارت خزانه‌داری آمریکا عنوان کرده، خزانه داری آمریکا هنگامی که دولت این کشور با کسری بودجه مواجه می شود یا به عبارتی دیگر هزینه هایش از درآمدهایش پیشی می گیرند، اقدام به انتشار و فروش اوراق قرضه و دیگر انواع اوراق بهادار می کند و از این طریق با پولی که از فروش این اوراق به دست می آورد کسری بودجه خود را جبران می کند. بدین ترتیب دولت آمریکا مانند یک بانک بزرگ عمل می کند که مردم پول خود را به آن قرض می دهند و در ازای آن بهره دریافت می کنند. حال این کسانی که قرض می‌دهند، اول فدرال رزرو آمریکاست، دوم مردم و شرکت‌های داخلی آمریکاست، سوم شرکت‌های بین‌المللی و دیگر کشورها می‌باشند. 

حال آنچه که این وسط مطرح می‌شود این است که آمریکا برای اینکه بتواند کسری بودجه خودش را جبران کند هر ساله این کار را انجام می‌دهد و بابت اوراق قرضه ای که داده است سودش را پرداخت می‌کند. مسئله اینجاست که اگر آمریکا توانایی اصلاح رویه اقتصادی خودش را داشت دیگر کارش به کسری بودجه و انتشار اوراق قرضه نمی‌کشید، تا هم اکنون نزدیک به ۸۳۰ میلیارد دلار در سال بهره اوراق منتشر شده‌اش را بپردازد که حتی از بودجه نظامی افسانه‌ای خودش نیز بیشتر است، سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که آمریکا تا کی می‌تواند به این رویه غلط ادامه بدهد جواب این سوال در استفاده کشورها از ارز ملی آمریکا یعنی دلار می‌باشد، یادمان باشد آمریکا در سال جاری نزدیک به 1/8 تریلیون دلار کسری بودجه سالانه دارد و تحت هیچ عنوان توان جبران این کسری بودجه را ندارد و باز مجبور است به این رویه غلط ادامه بدهد و بدهی روی بدهیش بیفزاید، البته به مورد اولی که به آن اشاره شد و آن استفاده‌ای از دلار آمریکا در معاملات بین المللی و مخصوصاً فروش نفت با دلار آمریکا و همچنین ذخیره دلار آمریکا به عنوان ارز بین الملل میز به مثابه همین وراق قرضه عمل می‌کند با این تفاوت که دیگر آمریکا بابت آن سودی نمی‌پردازد ، اما وای به حال آمریکا از آن روزی که کشورها اعتمادشان را از دلار آمریکا از دست بدهند و دیگر نخواهند با دلار آمریکا تجارت کنند. 

در پایان این مقاله باید گفت آنچه که یقینی است، آمریکا دارد با سیلی صورت خودش را سرخ نگه می‌دارد و شبانه روز به دنبال طرحی می‌گردد تا مشابه دوباره قبلی یعنی معاهده برتون وودز و پترودلار دلارش را نجات بدهد، اما آنچه که از شواهد و قرائن نظامات اقتصادی و سیاسی در دهه‌های آینده انسان متوجه می‌شود این است که چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ نظامی آمریکا دیگر آن توان گذشته و آن اقتدار قبل را نخواهد داشت و جهان از حالت تک قطبی به شکل چند قطبی تبدیل خواهد شد و آمریکا نهایتاً به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل خواهد شد و همانطور که در بالا اشاره شد فروپاشی اقتصاد آمریکا به فروپاشی دلار وابسته است و با کمرنگ شدن هژمونی و اعتبار و اقتدار آمریکا در سطح بین الملل و ضعیف شدن چرخه دلار در معاملات و ذخیره ارزی کشورها آن وقت آن وقت آن تورم افسارگسیخته که به واسطه خلق نقدینگی بی‌حساب و کتاب و به دلیل مرجع بودن دلار در جهان سرریز می‌شد بر دیگر کشورها، تمام آن تورم به خاک آمریکا باز خواهد گشت و همچنین مریکا دیگر نمی‌تواند مثل سابق اوراق قرضه بدهد بابت آن بهره‌اش را بدهد و آن کسری بودجه که سبب خلق نقدینگی و افزایش تورم و افت ارزش پول ملی در آمریکا خواهد شد، هم دلار آمریکا از بین خواهد رفت و هم اقتصاد آمریکا با انفجار تورمی خواهد پاشید.

B2n.ir/w93653

روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داده که بدهی‌های رو به افزایش که اراده‌ای برای رسیدگی به آن وجود ندارد، آمریکا را نابود می‌کند.

کلمات کلیدی: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
1 + 2 =
*****