مطالب دوستان mo442

Retrato de توفیقی توفیقی 29 Jan, 2022 من خیلی دروغگو و متظاهر شدم
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم از اینکه شما درگیر این مساله هستید حتما احساس  ناراحتی و رنجش میکنید و به همین دلیل در پی درمان مشکل بر آمده اید امیدورایم بتوانیم به شما کمک کنیم که با تلاش و توانمندی که دارید بتوانید مشکل را حل نمایید. در قدم اول اینکه شما مشکلتان را برای درمان مطرح نموده اید نشان دهنده خودآگاهی شما نسبت به مشکل است که نکته مثبتی است و اگر شما بتوانید این خودآگاهی را بیشتر کنید و جنبه های مختلف این مشکل را بررسی کنید بهتر میتوانید مساله را حل کنید. برای شناخت بیشتر مساله به نکات زیر توجه کنید: ما هر چیزی را که تجربه میکنیم (از جمله همین دروغگویی) حداقل 5 بعد در آن وجود دارد که آنها را تجربه میکنیم: 1- موقعیت: هیچ تجربه و یا اتفاقی نسیت مگر اینکه در یک موقعیتی اتفاق می افتد و اینکه شما در مواردی دروغ میگویید حتما در یک موقعیتی این اتفاق می افتد  (مثلا روز دوشنبه زمانی که با همسر رفتید بیرون برای خرید لباس، همسرتان در مورد یک لباسی که قیمت بالایی داشت از شما نظرخواهی کرد و در عین حال که زیبا بود شما گفتید زیبا  نیست و بهتون نمیاد)؛ این توصیف دقیق و به همراه جزییات موقعیتی است که دچار دروغگویی شده اید. و یا موقعیتهای دیگری در ارتباط با همکار یا فرزندان یا دوست و ... 2- افکار: زمانی که ما چیزی را تجربه میکنیم افکاری به ذهنمون می آید که بسیاری از اوقات به آنها توجه نداریم و به صورت اتوماتیک در ذهنمون می آید، مثلا در مورد مثال قبل شاید این فکر توی ذهن اومده باشه«زنها چقدر ول خرج هستند» یا «قیمتش خیلی بالاست اگه بگم این لباس قشنگه و بهش میاد باید کلی هزینه کنم» یا «من به یه لباس ساده و ارزان اکتفا میکنم چرا باید همسرم لباس گرون بخرد» و یا جملات دیگر.... در این مورد برای کشف این افکار میتوانید از این تکنیک استفاده کنید که به خودتان بگویید: «در آن زمان که دروغ گفتم چی از ذهنم گذشت؟» 3-احساسات بدنی: در برخی تجربه ها انسان درون بدنش احساساتی را تجربه میکند مثلا دچار دلشوره میشه، رنگش میپره یا سرخ میشه، اخمهایش در هم میرود، یا خستگی و... 4-احساسات هیجانی: هیجاناتی که ما در موقعیتها و در پی هر اتفاقی تجربه میکنیم متفاوت هستند مثلا احساس خشم و عصبانیت، احساس تنفر، احساس شادی، احساس غمگینی، و... (مثلا در مثال قبل شما قبل از اینکه بخواهید دروغ بگویید احساس خشم و تنفر داشتید و بعد که دروغ گفتید احساس ناراحتی و پشیمانی یا احساس رضایت و شادی و... 5-رفتارها: مشخص ترین جنبه هر تجربه رفتار ها هستند یعنی اینکه در تجربه ما کاری را انجام بدهیم یا حرفی بزنیم، مثلا در مثال قبل شما به همسرتون می گویید این لباس زیبا نیست و سریع از مغازه خارج میشوید. و یا رفتارهای دیگه. لطفا بعد از مطالعه موارد فوق و آشنایی با آنها، این 5مورد را به مدت یک هفته تحت نظر بگیرید و تک تک مواردی که در آن دروغ میگویید(تاکید میکنم که همه موارد نه فقط یک نمونه یا چند نمونه بلکه تمام موارد) را با ذکر تاریخ یادداشت نمایید و برای ما گزارش کنید تا در ادامه برای درمان آن به شما کمک کنیم؛ شما میتوانید برای این کار از جدول زیر استفاده کنید: چنانچه نیاز به توضیح بیشتر داشتید می توانید مطرح کنید تا توضیحات لازم خدمتتان ارایه کنیم. موفق باشید  
Retrato de توفیقی توفیقی 27 Jan, 2022 هاله های سیاه میبینم و میترسم
  سلام علیکم از اینکه با ما ارتباط گرفتید و مساله خودتون را مطرح نمودید تشکر میکنم، حتما این مساله باعث نگرانی زیاد شما شده امیدوارم هر چه سریعتر مشکل برطرف شده و نگرانی شما از بین برود. این مساله ای که برای شما ایجاد شده میتواند علتهای مختلفی داشته باشد یکی از علل شایع آن، مشکل و یا ضعف جسمانی همچون مشکلات مربوط به بینایی، دیابت، کمبود ویتامین ها و... است که اولین قدم در بحث درمان پیگیری طبی مساله میباشد. بعد از اینکه شما بررسی های پزشکی انجام دادید و مشکل همچنان باقی بود نوبت به درمانهای روانشناختی میرسد. انجام درمانهای روانشناختی هم از این جهت است که ممکنه شما یک بار به خاطر مطالعه یا خواندن دعا و خستگی چشم، یک سیاهی دیده اید (این حالت برای خیلی ها اتفاق میافتد)، و موجب نگرانی زیاد شما شده و در شما اضطراب ایجاد کرده و در ادامه آن را به مسایلی همچون شبه و امور ماورایی نسبت داده اید و در واقع یک جورهایی شرطی شده اید و  هر گونه نشانه و یا علامتی که میتواند به نوعی تفسیر ماورایی داشته باشد را با قطع و یقین به این مساله مرتبط می کنید. مثلا همین خوابهای که میبینید را به دیدن سیاهی و شبه مرتبط مینمایید. در صورتی که همه مسایل کاملا عادی است. بنابراین چندان جای نگرانی ندارد اما در قدم اول مراجعه به پزشک بسیار مهم و ضروری میباشد و توصیه اول ما همین است ان شاالله مراجعه نمایید و نتیجه آن را به ما گزارش کنید تا در ادامه در صورت نیاز راهنمایی های لازم را خدمتتان ارائه دهیم. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 26 Jan, 2022 عشق یا سراب های عاشقی در فضای مجازی
عرض سلام خدمت شما خواهر گرامی از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم.  اینکه شما دوست دارید به دیگری کمک کنید و گره ای از مشکلات او را باز کنید کار ارزشمند و زیبایی است فقط در اینجا یک نکته ای وجود دارد که باید به آن توجه داشته باشید و اون نکته مفید بودن یا مفید نبودن کمک شما ست. آیا اینکه به آقا پسر بگید به مشاور مراجعه کند چیزی است که خود او متوجه مشکلش نیست و منتظر اعلام شماست؟ از طرف دیگه به نظرتون این مساله که دوست دارید بهش بگید به مشاور مراجعه کنه خود نشانه عدم دل کندن شما نیست؟ خب همانطور که توضیح دادید این رابطه سرانجامی نخواهد داشت.  و حتی اگر تمایلی به ازدواج با شما هم داشت چون هنوز از عشق قبلی به صورت کامل رهایی پیدا نکرده ازدواج او ازدواج پرخطر می بود. بنابراین تصمیم بر اینکه بخواهید به او بگویید به مشاور مراجعه کند با خود شماست و ما به تصمیمتان احترام میگذاریم اما از نظر ما، علاقه به کمک کردن به او حکایت از وجود نوعی دلبستگی است بنابراین اگر این رابطه به ازدواج ختم نمیشود که تمام شواهد همین را نشان میدهد، به دور از هر گونه دلسوزی رابطه را کاملا قطع کنید و خود را قربانی ماجرا نکنید. در ادامه اگر سوالی داشتید یا نیاز به راهنمایی بود درخدمتتان هستیم موفق باشید
Retrato de توفیقی توفیقی 23 Jan, 2022 پسرم بچه ها رو می زنه
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم بزرگ کردن فرزندان همراه با سختی های فراوانی است و قطعا شما هم در مورد فرزندتون سختی هایی را تحمل میکنید. اولین نکته ای که باید خدمتتان عرض کنم این است که در برابر کودکان مخصوصا اگر کودک کمی بدقلق و یا ناسازگار باشد باید صبر کرد و تحمل را بالا برد، بی جهت نیست که در روایات داریم که بهشت زیر پای مادران است چرا که اجر صابران آن هم برای تربیت فرزندانی که قرار است نسل بشیریت باشند با خداست و اجری که با خدا باشد بسیار زیاد است. البته صبر کردن به معنای بی تفاوت بودن نیست بلکه منظورمون اینه که در مقابل رفتارهای ناسازگارانه کودکان نباید هیجانی عمل کرد و با تندی و پرخاشگری و تنبیه های نامناسب رفتار نمود بلکه باید ضمن کنترل خود رفتار صحیح را انتخاب کرد. به بنابراین اولین نکته و در واقع تکنیکی که میتواند حال شما را خوب کند توجه به بعد معنوی قضیه هست. یکی دیگه از تکنیکهایی که میتواند برای خوب شدن حس و حال شما مفید باشد این است که در ذهن خودتون برگردید به زمانی که فرزند نداشتید و یا کسانی را در ذهن خودتون تجسم کنید که فرزند ندارند و داشتن فرزند را یک آرزو میدانند، خب اون موقع چه حس و حالی خواهید داشت؟ در ذهن خودتون جز زیبایی و عاطفه و محبت به فرزند چیز دیگری را رویاپردازی میکنید؟ خب طبیعی است که بسیاری از کودکان با رفتارهاشون اعصاب پدر و مادرها را به هم بریزند چون کودک هنوز به مرحله ای نرسیده است که بتواند از عقلش استفاده کند در واقع هنوز به رشد عقلی نرسیده است، و اتفاقا در این مرحله هست که اگر شما توانستید با صبر و حوصله و خویشتن داری او را درست تربیت کنید وقتی او بزرگ شد دیگه کارتان راحت میشود و او خود میتواند به درستی رفتار کند اما اگر در این مرحله از کودکی کم صبری کردید اعصابتون به هم ریخت و رفتارهای غیر اصولی داشتید اتفاقی که می افتد این است که وقتی فرزندتان بزرگ و بزرگتر شد مشکلات همچنان ادامه دار خواهد بود و بلکه موضوعات جدیدتری برایتان ایجاد خواهد شد که به مراتب اوضاعتان را بدتر خواهد کرد. ذکر کردید که اول تکنیکی واسه آرامش اعصاب شما بدیم و بعد واسه آروم شدن پسر تان، نکته ای که مهمه اینه که این دو مانند یکدایره به هم وابسته هستند یعنی رفتارهای منفی فرزندتون روی اعصاب شما اثر میزاره و شما به خاطر حس بدی که خواهید داشت رفتارهایی انجام میدید و یا حتی رفتارهایی که باید انجام بدید رو انجام نمیدید و همین باعث به هم ریختن فرزندتان میشه و همین چرخه ادامه پیدا میکنه. خب از کودک شما انتظار نمیرود که فعالانه در پی رفع این مشکل باشد و خودش را آرام کند تا روی شما اثر مثبت بگذارد بلکه این شما هستید که باید این چرخه معیوب رو بشکنید و رفتارهای صحیحی انجام بدید تا حس و حال فرندتون هم خوب بشه و با خوب شدن رفتار فرزندتون حس و حال شما هم خوب بشه. بنابراین در قدم اول باید در تربیت فرزندان صبر و بردباری داشت و در قدم دوم رعایت اصول و تکنیکهای فرزند پروری را آموخت و متناسب با آنها جلو رفت. شما باید با ویژگیهای این سن آشنا بشید و سعی کنید با رعایت تکنیکها و نکات خاص مربوط به آن نه تنها در تربیت فرزند موفق شوید بلکه از بسیاری از مشکلات و ناسازگاریهای بعدی پیشگیری کنید.   خب مباحث مربوط به فرزند پروری اگر چه زیاد است و در اینجا نمیتوانیم همه آنها را بیان کنیم و نیاز به کارگاه های فرزند پروری و مطالعه دارد، اما کتابی را به شما معرفی میکنیم که خیلی مفید است و شما می توانید آن را اینترنتی تهیه کنید.  کتاب « روان شناس کودک خود باشید»، تالیف دکتر مبین صالحی، انتشارات موسسه امام خمینی (ره) . این کتاب به بررسی نیازها، ویژگیها و مسایل کودکان 3 تا 6 سال می پردازد و نکات بسیار خوبی ذکر کرده است. با مطالعه و انجام نکات گفته شده ان شاالله این مشکل هم به صورت صحیح برطرف خواهد شد. جهت خرید اینترنتی کتاب میتوانید به سایت «مرکز مشاوره ماوا» وابسته به موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) مراجعه نمایید. یکی از ویژگیهای کودکان در این سن، حسادت بین فرزندان است البته حسادت در همه سنین هست اما در این سن بیشتر اتفاق می افتد بنابراین همانطور که خودتان فرمودید لازم است توجه ویژه ای به فرزند بزرگتر داشته باشید. علاوه بر پیشنهادات کلی ذکر شده در بالا چند پیشنهاد دیگر خدمتتون عرض میکنم که خیلی خیلی مهمند: یک: محبت و دوست داشتن خودتون نسبت به پسرتون را نشان دهید به این صورت که براش وقت بزارید اونو بغل کنید و در آغوش بگیرید و باهاش بازی کنید و در کل به صورت عملی بهش نشون بدید که دوستش دارید نه به صورت کلامی صرف. حتی اگر حسش را ندارید به این کار تظاهر کنید و اونو بغل کنید. دو: به رفتارهای مثبت پسرتون توجه کنید و او را تشویق کنید. لازم نیست رفتار مثبتش خاص باشه بلکه بگردید و هر رفتار کوچکی که حتی توی چشم نمیاد رو پیدا کنید و ابراز خوشحالی کنید و تشویقش کنید. سه: هر وقت خواستید ابراز دوست داشتن به فرزند کوچکتر کنید حتما اول نسبت به بزرگتر ابراز کنید بعد کوچکتر. چهار: به هیچ وجه نسبت به رفتارهای ناسازگارانه برخواسته از حس حسادت او واکنش مستقیم نشان ندهید و به او نگویید حسود نباش، حسادت بده و...، سرزنش کردن او کار را خراب تر میکند. پنجم: کودکان به شدت از رفتارهای والدین الگو میگیرند. بنابراین ببینید خود شما و همسرتون در مقابله با هیجاناتتون چجوری برخورد میکنید قطعا اگر نتونید هجاناتتون رو کنترل کنید و با ناراحتی و یا پرخاشگری و دستور دادن جلو میرید قطعا پسرتان هم مثل شما با خواهر کوچکش رفتار میکنه. پس سعی کنید مدیریت هیجان را داشته باشید و با رفتار صحیح و تکنیک های درست به فرزنداتون آموزش بدید. ششم: دو هدیه تهیه کنید یکی مناسب کودک سه ساله تون و دیگری مناسب فرزند کوچکتر بعدا هدیه را به دخترتون بدید و با زبان کودکانه و با حرف زدن از طرف او اونو به داداشش بدید و ابراز دوست داشتن نسبت بهش کنید مثلا با زبان کودکانه بگید «داداشی بیا این کادو رو بهت بدم من چقدر تو رو دوست دارم چه داداش خوب و مهربونی دارم خیلی خوشحالم که تو داداش منی» بعد هدیه رو بهش بدید و هدیه دومی رو که به داداش دادید بگید به آبجی ش بده و سپس شما از طرف دخترتون خیلی تشکر کنید و بازم ابراز خوشحالی کنید از داداش خوب و مهربونش. سعی کنید با برقرار کردن یک ارتباط مثبت و عاطفی بین آن دو مهر و محبت همدیگر را در دلش ایجاد کنید. بازی کردن با فرزندان خصوصا بازی های تحرکی برای کودکان هم لازمه و هم مفید و موثر پس سعی کنید هم خودتان و هم همسرتان از این مساله غافل نشوید. لطفا مطالبی که خدمتتون عرض کردم را انجام دهید سپس بازخورد بدهید. و اگر سوالی داشتید مطرح نمایید تا راهنمایی های لازم خدمتتان ارایه شود. موفق باشید
Retrato de توفیقی توفیقی 19 Jan, 2022 عدم قبول ازدواج
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم ازدواج یکی از اتفاقات و تصمیمات مهم و سرنوشت ساز انسانهاست لذا به جاست که نسبت به آن مقداری ترس و استرس و اضطراب داشته باشید. خب هر استرسی بد نیست چون اگر انسان در برابر اتفاقات و تهدیدات و حتی رویدادهای سرنوشت ساز  استرس نداشته باشد نه تنها نمیتواند به رشد و شکوفایی برسد بلکه دچار ضرر و حتی از دست دادن حیاتش می شود. بنابراین این استرس شما بد نیست البته به یک شرط و آن شرط این است که این استرس و ترس در نهایت شما را به هدف درست و تصمیم صحیح برساند و الا دچار آسیب خواهید شد. علت شناسی ترس از ازدواج هم خیلی مهمه، شما فرمودید که ازمرداخوشم نمی یاد این خودش میتونه علت های زمینه ای دیگری داشته باشد و لازم هست شما بررسی کنید و آن را کشف کنید تا بهتر بتوانیم راهنماییتان کنیم، گاهی وقتها این ترس به خاطر جداشدن از پدر و مادر هست و یه جورایی به خاطر دلبستگی به آنهاست، گاهی وقتها این ترس به خاطر عدم آشنایی از فرایند ازدواج صحیح و نگرانی از آینده ای مبهم می باشد، در ادامه توضیحاتی خدمتتان عرض میکنم خواهش میکنم با دقت بخوانید و اگر نیاز به راهنمایی بیشتری داشتید و یا دلیل خاص دیگری برای ترستان وجود داشت مطرح نمایید تا راهنمایی های لازم را ارایه کنیم: اولین نکته ای که باید بهش توجه داشته باشید اینه که اگر به هر دلیلی ازدواج خودتون را به تاخیر بیاندازید پیامدهایی به همراه خواهد داشت که برخی پیامدهای تصمیم دیر هنگام برای ازدواج اینهاست: - بالا رفتن سن که باعث میشه اولا تعداد خواستگارها کم تر بشه و به تبع آن شانس ازدواج پایین تر بیاید. - با کم شدن خواستگارها معمولا مواردی که برای ازدواج با افراد سن بالا مراجعه میکنند کسانی هستند که یا همسرشان فوت کرده و یا طلاق گرفته اند که در این صورت هم ممکنه فرزند هم داشته باشند و یا مشکلی از لحاظ جسمی و ... دارند یا سنشان خیلی بالاست و... که اینها دیگه اون شور و نشاط ازدواج اول و اوایل جوانی نخواهد داشت. - ازدواج در سن بالا مشکلات فرزند آوری و خطرات مربوط به فرزند آوری را به دنبال خواهد داشت. - عدم ازدواج مستلزم تنهایی و عدم ارضای نیازهای اساسی فرد است. در حال حاضر اگر چه در کنار پدر و مادر احساس امنیت و راحتی میکنید اما مگر تا چند سال در کنار آنها خواهی بود(از خداوند متعال برای آنها طول عمر باعزت و صحت و سلامتی طلب میکنم اما به هر حال مرگ یک واقعیتی است که برای همه هست. بعد از آنها چگونه خواهی بود؟) خودت را در 10 یا 20 سال دیگه فرض کن، ببین در چه وضعیتی قرار داری؟ و چه آرزوهایی داری و اگر 20 سال دیگه بگن شما را به 20 سال قبل (که الان هستید) ببرند چه کاری میکنی که اون موقع نکردی چه میگویی؟ اینها بخشی از پیامدهای تصمیم دیر هنگام برای ازدواج بود. این یک مساله که قطعا ازدواج نکردن و بالا رفتن سن پیامدهای نامطلوب و آسیب های فراوانی خواهد داشت اما نکته مهم بعد اینه که ازدواج کردن به قصد فرار از این پیامدها و اینکه تا کی باید پیش پدر و مادر باشم هم، انگیزه مناسبی برای ازدواج نحواهد بود، ازدواج موفق باید با انگیزه های صحیح و منطقی انجام شود. یکی دیگه  از عوامل ایجاد ترس و نگرانی از ازدواج، عدم آشنایی با فرایند صحیح ازدواج است. برای ازدواج موفق چند مساله لازم است که شما نسبت به آنها آگاهی داشته باشید: اول: خودشناسی؛ یعنی نسبت به ویژگی های شخصیتی، نقاط مثبت و منفی، انگیزه ها و توانمندی ها و مهارتهای خودت آشنا باشی و نسبت به آنها آگاهی داشته باشی. دوم: داشتن آمادگی های لازم برای ازدواج؛ برخی مسایل لازمه داشتن ازدواج موفقه، از جمله رشد و بلوغ جسمانی، اجتماعی، مالی، اسقلال روانی، ثبات هیجانی، و... سوم:وجود تناسبها میان دختر و پسر؛ در مرحله بعد آنچه مهمه اینه که بررسی بکنیم که این دختر خانم با این ویژگیها و شرایطی که دارد تا چه میزان با این آقا پسر که ویژگیها و شرایط خاص خودش را دارد با هم تناسب دارند، و آیا این تناسبها در حد کافی هست یا نه. مثلا اگر فردی دارای اختلال روانی و یا اختلال شخصیت تشخیص داده شد لازم است قبل از ازدواج آن را درمان کند، و یا اگر شرایط مالی، فرهنگی، و... خانواده ها اختلاف خیلی زیادی داشت تناسب ها کمتر خواهد بود. و...  همچنین دانستن فرایند آشنایی و خواستگاری و سوالات خواستگاری  و تحقیق و... از مسایل مهمی و گسترده ای است که نیاز به آموزش و راهنمایی دارد. چهارم: آموزش مهارتهای لازم زندگی؛ یکی از موارد مهم در داشتن زندگی موفق داشتن مهارتهای مهم و لازم زندگی است که در مراحل بعد لازمه آنها را آموخت. مثلا مهارت حل مساله، مهارت حل تعارض، مهارت همسرداری، و... البته هر کدام از آنها دارای زیر مجموعه های زیادی است و در مراحل مختلف ازدواج قابل بررسی است. توصیه ما این است که جهت آگاهی کاملتر و کسب بینش برای انتخاب درست کتاب زیبای «مطلع مهرراهکارهای جامع و کاربردی برای انتخاب همسر، نویسنده امیر حسین بانکی پور فرد » را مطالعه نمایید. (توی اینترنت موجود است) همچنین در این مرحله شرکت در کارگاه آموزش پیش از ازدواج(PME) که به صورت حضوری و یا مجازی برگزار می شود مفید خواهد بود. در مرحله بعد و پس از انتخاب همسر، شرکت در جلسات مشاوره پیش از ازدواج (PMC) در مراکز مشاوره جهت بررسی تناسبها و ویژگیهای شخصیتی بسیار مفید خواهد بود. یکی دیگه از عوامل ترس ازازدواج میتونه ترس از این باشه که بگی  شاید اشتباه کنم... شاید این آدم خوب نباشه و ... که با تحقیق کافی و گفتگو در مورد مسایل مختلف و همچنین مشاوره قبل از ازدواج برطرف خواهد شد. مشاوره پیش از ازدواج خیلی مفیده و به شما کمک میکند. شما وقتی این مسایل را دنبال میکنید در واقع ریسک خطر و عوامل منفی را به شدت پایین خواهید آورد و احتمال موفق بودن ازدواجتان را بالا میبرید و اطمینانتان به انتخاب بالاتر خواهد رفت  ودر این صورت دیگه جای نگرانی جدی نخواهد بود. البته هیچ ازدواجی قابل تضمین نیست اما بعد از تحقیق و گفتگو و مشاوره در صورتی که همه چیز بر وفق خاسته بود دیگر باید توکل برخدا ادامه راه را رفت که معمولا ادامه راه یعنی افزایش مهارتهای زندگی و غنی سازی روابط و همه اینها قابل آموزش و یادگیری است. موفق باشد.
Retrato de توفیقی توفیقی 17 Jan, 2022 با تنبلی افسردگی وسواس فکری چکار کنم
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم مشغله ذهنی نسبت به شغل آینده خصوصا درگیری ذهنی برای موفقیت در آزمون استخدامی یکی از مسایل پراسترس زندگی به حساب می آید و حتما شما هم از این مساله حس خوشایندی را تجربه نمیکنید، ریشه یابی مساله و یافتن علت آن یکی از ضروریات جهت حل مساله و درمان مشکل است این استرس خود میتواند دلیلی برای مشکل ذکر شده باشد.البته شما دلیل مشکل را تنبلی، افسردگی و وسواس فکری ذکر کردید که توضیحاتی خدمتتان بیان میکنیم. افراد مختلف در برابر استرس و اضطراب و خلاصی از آن پاسخ های متفاوتی میدهند برخی ممکن است رو به مطالعه های افراطی بیاورند، برخی ممکن است رو به بی خیالی و بی توجهی آورده و با پاک کردن صورت مساله از اضطراب خود کم کنند(پاسخ های اجتنابی) و عده ای دیگر با اتخاذ راهکارهای صحیح بهترین مدیریت را داشته باشند. بنابراین در قدم اول یادگیری  مهارتهای کنترل استرس، مهارت حل مساله و برنامه ریزی درسی برای شما توصیه میشود. دلیل بعدی میتواند وجود تنبلی باشد که به آن اهمال کاری میگویند، و دلیل تنبلی یا اهمالکاری، مشکلی به نام کمال گرایی منفی است، کمال گرایی یعنی اینکه شما معتقد باشید باید کاری را به صورت عالی و کامل انجام بدید و الا اگر کامل انجام نشه یا پیش بینی کنید کامل انجام نمیشه، سراغ آن نمیروید و آن را انجام نمیدید و در واقع اهمال کار میشید و تقریبا توی کارها همیشه حالت دوم یعنی رها کردن کار اتفاق می افتد. برای درمان اهمال کاری لازم است حتما چندین جلسه را با کمک مشاور دنبال کنید تا با استفاده از تکنیکها و گفتگوهای لازم این خطای شناختی اصلاح بشه و با انجام رفتارها و تکنیکهای خاص مشکلاتان حل شود. یکی از علت های مراجعه افراد به مشاور و روانشناس همین مساله کمال گرایی هست که الحمدلله نتایج خوبی دریافت میکنند. به صورت کلی برای درمان کمال گرایی و موفقیت در برنامه و مطالعه چند نکته کاربردی خدمتتان عرض میکنم امیدوارم مفید باشد:  اهداف خود را به اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم کنید حتی زمانی که می خواهید یک درس را مطالعه کنید، معین کنید که برای این ده دقیقه قرار است تا صفحه چند بخوانید. زمان را طوری تنظیم کنید که برای خواندن آن انگیزه کافی داشته باشید. سعی کنید کارهای عقب افتاده خود را شناسایی کنید و با برنامه ریزی یکی یکی انجامشان دهید اگر هم کارهای عقب افتاده پیدا نکردید چند فعالیت برای خودتان تعریف کنید و برای آن، هدف تعیین کنید اما نه هدف کمالگرایانه بلکه هدف ناقص، سپس شروع به انجام دادن کنید. مثلا مطلبی را بخوانید و به خودتان بگویید که نمیخواهم کاملا همه مطالب رو خط به خط بفهمم بلکه فقط کلیاتی ازش بفهمم کافیه. افراد کمال گرا دچار خطای شناختی همه یا هیچ هستند، برای درمان باید آنها شناسایی شده و به چالش کشیده بشن و با افکار کارآمد جایگزین بشن. مثلا توی ذهنتون اینه که من باید همه منابع آزمون رو بخونم و الا اگر همه اش نخوانم هیچ فایده ای ندارد و قبول نمیشوم؛ حدود 17 خطای شناختی وجود دارد که توصیه میکنم در اینترنت سرچ کنید و آنها را در خودتان شناسایی کنید و از آنها دوری کنید. برای آشنایی بیشتر و انجام تمرینات بیشتر در این مورد کتاب «غلبه بر کمال خواهی» نویسندگان: رز شافران، سارا اگان، تریسی وید، انتشارات ارجمند و کتاب «اهمال کاری، بررسی علل و راهکارهای درمان» تالیف مرتضی آقاتهرانی را مطالعه کنید. در قدم بعد اگر احساس میکنید مشکل شما برخواسته از افسردگی و وسواس فکری است میتوانید در این مورد بیشتر توضیح بدهید تا راهنمایی های لازم خدمتتان بیان شود. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 17 Jan, 2022 درمان وسواس
سلام علیکم ضمن تشکر از حضور شما و اعتماد به ما، اینکه به فکر مشکل اطرافیانتون هستید و سعی در کمک به دیگران دارید خیلی ارزشمنده و این کارتان را تحسین میکنیم. مشکلات در زندگی همه ایجاد میشه و هر فردی در برابر اون مشکلات متفاوت عمل میکنه، نوع برخورد و مقابله هر فرد هم متناسب با توانمندی و ویژگیهای روحی خود فرده، نکته مهم اینه که برخی افراد در برابر مشکلات توانمندی لازم جهت کنار آمدن با مساله را ندارند و شدیدا دچار مشکلات میشن. با توجه به توضیحاتی که فرمودید این شخص قطعا نیاز به درمان روانشناختی و در صورت شدید بودن وسواسش دارو درمانی لازم خواهد بود. معمولا مشکل وسواس چیزیه که فرد گرفتار تا مدتها و حتی سالها نمیپذیرد که این رفتارها وسواس است و نوعی بیماریه و باید درمان شود، بلکه در نظر او دیگرانند که درک نمیکنند و یا نظافت را رعایت نمیکنند و ... معمولا افرادی که خودشان برای درمان وسواسشون مراجعه میکنند یا چندین سال از شروع وسواسشون گذشته و به حدی شدید شده که دیگه براشون قابل تحمل نیست و یا به اجبار دیگران برای درمان به متخصصین مراجعه میکنند. در درمان وسواس دونوع درمان دنبال می شود یکی درمان دارویی که تجویز دارو در اختیار پزشکان است (برای درمان دارویی وسواس باید به متخصص اعصاب و روان یا همان روانپزشک مراجعه کرد)، و درمان دوم درمان های روانشناختی است که توسط روانشناسان و رواندرمانگران که در مراکز مشاوره و روان درمانی هستند انجام می گیرد. کاری که از دست شما بر می آید ایجاد انگیزه و قانع نمودن خانواده او(پدر، مادر، خواهر، برادر، شوهر، فرزندان و اطرافیان مهم) برای ارجاع دادنش به متخصصین (روانپزشک یا رواندرمانگر)است، برای قانع کردن آنها میتوانید احساس مسئولیت در آنها را مورد هدف قرار بدید و آن را برانگیزانید مثلا با برقرای ارتباط خوب و همدلی کردن با آنها بگید که وقتی فلانی مرض میشه دندون درد میگیره چکار میکنید میشینید به گریه ها و داد و فریادهاش نگاه میکنید یا کمک میکنید اونو ببرید دندان پزشکی و هزینه میکنید؟ یا اگر خدای نخواسته بخوره زمین و پاش آسیب ببینه که نتونه حرکت کنه شما تماشاش میکنید و انتظار دارید خودش بلند شود و برود دکتر یا کمکش میکنید ؟ خب مشکل وسواس هم چیزیه که برا خیلیها پیش میاد گاهی مثل سرماخوردگیه که اگه ولش کنی خودش خوب میشه اما گاهی مثل دیابت است که اگه بهش نرسی شدیدتر میشه و باید حتما درمان بشه، خب الان ایشون هم مشکلی براش پیش اومده که حمایت و اقدام شما را می طلبه. باید کمکش کنید. و... حتی میتوانید بهشون بگید که اگر مشکلش شدیده یا روابطش با همسرش دچار آسیب شده اونو مجبور کنن برای رفتن پیش متخصص. اگر براتون مقدور باشد می توانید ضمن گفتگو با خانواده او، برای نوبت گیری متخصصین با آنها همراهی کنید و کارها رو دنبال نمایید. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 16 Jan, 2022 پسرم ناخون هاشو میخوره
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم. از اینکه با بچه هاتون به مشکل برخورده اید حتما سختی زیادی را متحمل شده اید، و قطعا اینگونه مسایل موجب دغدغه و نگرانی های شما شده است، اینکه شما به دنبال حل مساله هستید و حتی برای اینکار به مشاور مراجعه نموده اید نشان دهنده حس مادرانه و مسئولیت پذیری شما است، قطعا تلاشها و صبوری شما در برابر مشکلات و تربیت فرزندان بسیار ارزشمند است،  بی جهت نیست در روایات داریم که بهشت زیر پای مادران است چرا که اجر صابران آن هم برای تربیت فرزندانی که قرار است نسل بشیریت باشند با خداست و اجری که با خدا باشد بسیار زیاد است.  در خصوص مشکلاتی که وجود دارد میتوانید در اینجا مطرح کنید تا با کمال افتخار و در حد وسع و امکانات خدمتگذار باشیم و راهنمایی های لازم را ارائه کنیم. اما در مورد ناخن جویدن دخترتان سوال داشتید و راهنمایی میخواستید، در مورد ناخن جویدن کودکان ابتدا به طور کلی توضیحاتی خدمتتان عرض میکنم سپس سوالاتی از شما میپرسم و بعد از پاسخ راهکارهایی ارایه خواهد شد. بر اساس پژوهشهای انجام شده جویدن ناخن باعث کاهش استرس، تنش، خستگی و بی حوصلگی میشود. بنابراین در قدم اول لازم است با بررسی های دقیق، علل و عواملی که درکودک شما موجب اضطراب و استرس،خستگی،تنهایی، بی حوصلگی میشود را شناسایی کنید و در کنترل و از بین بردن آن تلاش کنید. در برخی موارد لازم است به مشاور کودک و نوجوان مراجعه نمود. عواملی از قبیل مشکلات و تعارضات زناشویی واختلافات خانوادگی، مشکلات با همسالان، نیاز به محبت بیشتر کودک از جانب والدین، مشکلات در مدرسه،تماشای فیلمهای ترسناک و یا پرهیجان، تنهایی کودک،نداشتن تحرک و خمودگی، مشکلاتی همچون شب ادراری و بیش فعالی و .... میتوانند عواملی باشند که کودک به ناخن جویدن رو بیاورد و اگر این مشکلات حل نشود و با استفاده از تکنیکهای دیگر مانند تلخک و... بخواهید ناخن جویدن را از کودک حذف کنید این ناخن جویدن تبدیل به مشکلات دیگری مانند شب ادراری و... خواهد شد. در قدم دوم اگر چنانچه با بررسی های دقیق عامل مهمی که در بالا ذکر شد وجود نداشت اما همچنان ناخن جویدن وجود داشت به عنوان یک اختال عادتی پس از شناسایی موقعیتهای ناخن جویدن استفاده از تکنیکهای رفتاری از قبیل تشویق، استفاده از تلخک، دستکش و... میتواند مفید باشد. اینکه فرمودید به مشاور مراجعه کرده اید آیا در مورد ناخن جویدن فرزندتان هم به مشاور مراجعه نموده اید؟ این مشاوری که مراجعه کردید چه توصیه هایی کردند و شما چه اقداماتی انجام دادید و چه نتیجه ای گرفتید؟ لطفا در این مورد توضیحاتی بیان بفرمایید. همچنین در مورد توضیحاتی که در بالا در مورد علل و عوامل دادم با دقت مطالعه و بررسی نمایید و توضیحات لازم را بیان بفرمایید. در ادامه با توجه به توضیحات شما با ارایه راهکارها در خدمتتان خواهیم بود. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 15 Jan, 2022 افسردگی
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر می کنم حس و حال برخواسته از افسردگی شما را درک میکنم، افرادی که دچار افسردگی می شوند بسته به شدتش تجربیات درونی ناخوشایند زیادی را تجربه میکنند که احساس غم و اندوه و گریه کردن، یا عدم لذت بردن از فعالیتها، احساس تنهایی  بخشی از آن تجربیات خواهد بود، امیداورم بتوانم راهنمایی های مفیدی خدمتتان عرض کنم. بله ما این مساله  را درک میکنیم که خلق شدید افسردگی، افکار خودکشی را در ذهن ایجاد میکند،  اما خوب است بدانید افراد زیادی بوده اند که به خاطر مشکلات و فشار روانی قصد خودکشی داشته اند و به اصطلاح خودشان به آخر خط رسیده بودند و تنها راه را خودکشی می دیده اند اما با کمک گرفتن از مشاوران متخصص توانسته اند مشکل خودشان را از طریق راههای دیگری حل کنند و خدا را سپاس میگویند که به این افکار خودکشی پاسخ ندادند. قطعا شما برای درمان مشکل افسردگی خود نیاز به کمک گرفتن از یک روانشاس دارید. و حتما شما این انتظار را ندارید که در اینجا و در این فضا بتوانیم مشکل افسردگی شما را درمان کنیم چرا که اساسا امکانش نیست . اما حداقل به صورت تلفنی میتوانید مشکلتان را با یک روانشناس مطرح کنید،یک روانشناس با استفاده از تخصص خود و تکنیکهای موجود مشکلاتی که حتی از مشکلات شما هم سخت تر است را درمان میکند. بنابراین پیشنهاد اول این است که به مشاور روانشناختی مراجعه نمایید تا با بررسی های دقیق تر و ریشه یابی مشکلات و ارایه راهکارهای علمی و عملی در قالب درمان شناختی–رفتاری(CBT)  و یا طرح واره درمانی، به صورت اساسی مشکل شما را درمان کند. البته بیان کردید که خانواده با ارتباط گرفتن شما با مشاور مخالف هستند، در این موردلازم است شما با برقراری ارتباط موثر و سازنده به همراه احترام آنها را نسبت به این مشکل آگاه کنید و ضرورت درمان را بیان کنید، سعی کنید در ضمن گفتگو با خانواده متوجه بشید که چه چیزی باعث نگرانی آنها میشه، معمولا علت مخالفت خانواده افکاری است که در ذهن آنهاست مثلا ممکنه این توی ذهنشون باشه که اگه دخترمان بره پیش مشاور دیگه بهش میگن دیوانه و اون وقت بهش برچسب میزنن و برای ازدواجش مشکل پیش میاد یا خانواده و اقوام بفهمند چی میگن و... یا اینکه ممکنه این فکر توی ذهنشون باشه که مشاور مرد هست و رابطه دخترمان با یک مرد آسیب زننده می باشد و یا افکار دیگری که ممکنه درذهنشون باشه و مانع از حضور شما به مشاوره باشه. پس سعی کنید این افکار و دغدغه های آنها را شناسایی کنید و بهشون اطمینان بدهید. پیشنهاد دوم این است که به شما یک کتاب معرفی کنیم و بر اساس آن تمارین و تکالیف را انجام بدهید، اما عمل کردن به آن، نیاز به اراده قوی و پیگیری مداوم و سماجت در کار دارد. کتابی که در این زمینه برای شما پیشنهاد می کنیم کتاب «از حال بد به حال خوب» تالیف «دیوید برنز» هست که به فارسی ترجمه شده است، این کتاب به صورت درمان شناختی رفتاری می تواند به شما کمک کند . در آخر نکاتی عمومی که می تواند در بهتر شدن حستان موثر باشد ذکر می کنیم: الف: تا آنجایی که می توانید در فعالیتهایی که مستلزم مشارکت های گروهی است شرکت کنید.(جمع دوستانه، اقوام، مجالس مذهبی، کلاس ها و فعالیت های مهارتی و هنری و ورزشی و...) ب: با برنامه ریزی به زندگی خود تنوع بدهید. ج: سعی کنید اهدافتون  در زندگی (مانند موفقیت در کنکور یا خیر بزرگ شدن) را عینی و مشخص کنید تا به صورت کلی نباشد سپس برای رسیدن به آن، اهداف خود را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و سپس برای رسیدن به آن اهداف جزیی تلاش کنید. اینجوری هم به هدفتون میرسید و هم احساس توانمدی و افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس خواهید کرد. د: گوش کردن به برخی موسیقی ها باعث افسردگی و ورود به یک حس غمگینی خواهد شد، چنانچه این مساله وجود دارد از آن دوری کنید. ه: سعی کنید هنگام احساس غم وتنهایی، افکار خود را شناسایی کنید و آن ها را بررسی نمایید. و: در فعالیت های خود ببینید کدام یک از آن ها حس و حال شما را بهتر می کند، تعداد آن ها را بیشتر کنید. ز: در برخی موارد، احساس غم و تنهایی برخاسته از برخی رفتارهای اشتباه و حتی گناهان، مانند خودارضایی و... می باشد که بعد از انجام آن ها، حس غم و تنهایی و خود سرزنشی ایجاد می شود، در این شرایط باید با ترک و جبران اشتباهات گذشته، بر این حس بد، غلبه کنید. ح: گاهی اوقات دوری از خدا و معنویات به انسان احساس غم و تنهایی می دهد، می توانید با برقراری ارتباط بیشتر با خدا و اهل بیت(علیهم السلام) و شهدا و داشتن برنامه های معنوی نیز بر این حس غلبه کنید و حس خوبی پیدا کنید. لطفا پاسخ و نکات ذکر شده را با دقت بخوانید و نظر خود را بیان بفرمایید در ادامه اگر سوالی داشتیدمطرح نمایید تا پاسخ بدهیم حتی در صورت تمایل شما میتوانیم موارد و تکنیکهای گفته شده را قدم به قدم با هم جلو ببریم تا نتیجه مطلوب حاصل شود. موفق باشید.
Retrato de توفیقی توفیقی 15 Jan, 2022 کمک کنید برای تفهیم خدا به کودکم
سلام علیکم از حضور شما و اعتماد به ما تشکر میکنم سوالات کودکان در زمینه های مختلف برخواسته از حس کنجکاوی و جستجو گری آنهاست و این برای رشد و خلاقیت آنها در بزرگسالی خیلی مهمه. امام علی علیه السلام می فرماید «کسی که در کودکی بپرسد در بزرگسالی پاسخ می دهد»(تصنیف غررالحکم و درر الکلم، تمیمی، ص60) یعنی سوال پرسیدن در کودکی با هوش بالا در بزرگسالی رابطه دارد. سوال پرسیدن باعث باز شدن و فعال شدن ذهن میشه بنابراین هنگامی که کودکان سوال می پرسند باید با علاقه به پرسش آنها گوش کرد و پاسخ داد تا این احساس کنجکاوی در او زنده بماند. حتی در بحث تربیت فرزند گفته میشود که برای فعال سازی حس جستجوگری در کودکان از آنها سوال کنید تا ذهنشان درگیر شود مثلا بپرسید«اگه گفتی شبها خورشید کجاست؟» و... که برای کودکان بسیار جذابه و باعث میشه نگاهشون به مسایل عمیق بشه. یکی از تکنیکهای مهم در این بحث اینه که وقتی کودک سوالی میپرسد فورا پاسخ داده نشود بلکه همون سوال را از خودشون بپرسیم و بگیم نظر خودت چیه؟ مثلا فرزند شما که سوال کرده خدا چه شکلیه؟ شما اولا اونو تشویق کنید که چه سوال خوب و مهمی پرسیدی، بعد بگید خب به نظر خودت خدا چه شکلیه؟ بعد ببینید چه پاسخی به سوال میدهد. با توجه به پاسخهایی که می دهد شما میتوانید او را راهنمایی کنید. و به این نتیجه برسونید که خدا قابل دیدن نیست. یکی دیگه از نکات مهم در پاسخ دادن به این سوال کودک اینه که شما از مثالهای ملموس استفاده کنید، بعد از اینکه گفتید خدا قابل دیدن نیست و شکل خاصی ندارد، بگویید که این ذهن ما هست که دوست داره وقتی یه چیزی رو میشناسیم ببینیمش ولی خیلی از چیزها هست که وجودداره ولی قابل دیدن نیستن اگه تونستی چندتا چیز نام ببری که توی این دنیا ما میشناسیم و میدونیم چیه ولی نمیتونیم ببینیمشون؟ بعد بزارید خودش بگرده و پاسخ بده، بعد از پاسخ و گفتگو در مورد آنها میتوانید از باد مثال بزنید، از گرما مثال بزنید، از مغناطیس آهنربا مثال بزنید و براش توضیح بدید که اینها قابل دیدن نیست ولی میدونیم هست حالا چجوری میفهمیم که هست؟ سپس بزارید خودش فکر کنه پاسخ بده (جواب اینه که ما از آثارشون پی به وجودشون میبریم مثلا وقتی آهنربا رو نزدیک آهن میبریم به آهن میچسبه، یا وقتی شاخ و برگ درخت تکان میخوره میفهمیم باد میاد و...) حتی میتونید برای بازی بگید یه لیوان آب بیاره بعد چند حبه قند رو درش بندازه و هم بزنه بعد که قند در آب حل شد بگید میتونی قند رو ببینی؟ قند کجا رفت؟ آیا حبه‌های قند داخل لیوان هستند یا از آن خارج شده‌اند؟ او پاسخ می‌دهد: داخل لیوان هستند. به او بگویید: آیا تو آن را می‌بینی؟ قطعا می‌گوید: نه. بعد برایش توضیح دهید که درست است آن حبه‌ها دیده نمی‌شوند ولی آن‌ها داخل لیوان هستند؛‌ چون آب شیرین شده است. بعد توضیح بدید که خیلی چیزها هست که ما نمیبینیم اما وجودداره. بعد میتونید اونو به این سمت راهنمایی کنید که حالا اگه گفتی چجوری میفهمیم خدا هست؟ (پاسخهای او را مورد توجه قرار بدید) در ادامه با مثالهای گذشته که گفتیم که از آثارش پی به وجودش میبریم کمک میگیرید و از نعمتهایی که خدا بهمون داده استفاده میکنید و وجود خدا را اثبات میکنید. مثلا میگویید همانطور که با شیرین شدن آب فهمیدی قتده هستش، خدا هم در این عالم حضور دارد و همان لذت‌هایی که از مشاهده کوه‌، دشت، طبیعت، خوردنی‌ها و دیگر زیبایی‌ها می‌بریم یعنی خدا هست و این نعمتها را به ما داده.  بعد از همه این مباحث در مورد نقاشی خدا صحبت کنید که برای اینکه خدا را نقاشی بکشیم میتونیم از نعمتهایی که خداوند مهربون به ما داده نقاشی بکشیم و یه دختر هم نقاشی بکشیم که داره از خدا تشکر میکنه. در ادامه اگر سوالی داشتید میتوانید مطرح کنید تا در خدمتتان باشیم. موفق باشید.

Páginas